|
دفاع از استقلال کشور و حق حاکمیت مردم
|
|
|
شهاب برهان - از فعالان چپ، عضو سازمان كارگران انقلابي ايران (راه كارگر)
|
|
صفحه 1 از 3 امروزه بخشی از اپوزیسیون بورژوائی رژیم، از ترس سازمان یابی جنبش های توده ای برای سرنگون کردن حکومت اسلامی و برپائی حاکمیت مردم، خواهان مداخله امپریالیست ها و بویژه آمریکا هستند و آن را تحت این عنوان که استفاده از کمک و حمایت بین المللی از مبارزات مردم ایران لازم است، توجیه می کنند.
در پاسخ به این سؤال که نظرم در باره نامه سرگشاده به مردم آمریکا مبنی بر ابراز نگرانی از حمله نظامی به ایران چیست و آیا از آن حمایت می کنم ؟، میل دارم پیش از اصل موضوع، به چند نکته نه چندان کم اهمیت اشاره کنم: در این نامه، از " کشته و زخمی شدن دهها هزار عراقی " یاد شده است. این رقم خیلی کم تر از فقط کشته شدگان عراقی، بدون احتساب زخمی هاست. طبق آمار ناقص ولی رسمی که چند ماه پیش منتشر شد و بقدری موثق بود که نه دولت آمریکا و نه دروغگوترین نخست وزیر انگلستان جرأت تکذیب آن را نکردند، حدوداً تا شش ماه پیش، بیش از صد هزار کشتهی غیر نظامی – و اکثراً از زنان و کودکان – در بیمارستانهای عراق شمارش شده بودند. در این نامه سرگشاده، به خرابیها و تداوم بی ثباتی و تداومِ ناشی از اشغال عراق به وسيلهء آمريکا اشاره شده ولی این اشغالگری، محکوم نشده است. گوئی که اگر خرابی کم بود و بی ثباتی تداوم نمی یافت، اشغال عراق مسئله ای برای امضا کنندگان نامه نمی بود. نویسندگان این نامه، با نوشتن این که : " ايرانيان هنوز به خاطر دارند که چگونه آمريکا با عمليات سری خود بر ضد دولت دمکراتيک و انتخابی دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ به آزادی در ايران ضربهای اساسی وارد آورد "، هرچند قصد تشبیه حکومت فعلی به حکومت مصدق و ادعای وجود آزادی در رژیم اسلا می را نداشته اند، اما چون این موضوع را در قالب دفاع از حق حاکمیت مردم مطرح نکرده اند، نتیجه همان شده است که قصدش را نداشته اند. در این نامه، از مقایسه مساحت و جمعيت ایران با عراق؛ پيشينهء تاريخی چند هزار سالهایرانیان در مبارزه با اشغالگران خارجی؛ و اهمیتی که تلفات انسانی و اقتصادی حمله نظامی به ایران نسبت به عراق خواهد داشت، بوی نژاد پرستی ضد عرب، و برتری طلبی ناسیونالیسم ایرانی می آید. اما در رابطه با اصل موضوع که ابراز نگرانی از حمله نظامی مستقیم یا غیر مستقیم به ایران باشد، باید بگویم که احتمال چنین فاجعه ای ، به واکنشی خیلی بیش از ابراز " نگرانی "؛ به مخالفتی قاطع نیاز دارد. بکار بردن این زبان محتاط در قبال چنین خطر دهشتناکی، خود، نگران کننده است، چون نشانه عدم نگرانی ی متناسب با چنین خطری است. این واکنش محتاطانه، یاد آور زبان دیپلماتیک قدرت های امپریالیستی است که بجای مخالفت و محکوم کردن، از نقض حقوق بشر در یک کشور، یا نسل کشی در کشور دیگر، ابراز " نگرانی " می کنند! حتا اگر در نامه سرگشاده به مردم آمریکا، بجای ابراز نگرانی از حمله نظامی، با آن قاطعانه مخالفت، و تحریکات و تدارکات در این زمینه، شدیداً محکوم شده بود، باز هم جای چیز مهمی در این نامه خالی می بود؛ و آن، دفاع از استقلال کشور و حق حاکمیت مردم است. در این نامه فقط از مداخله نظامی ابراز نگرانی شده است. هرچند که مداخله نظامی بسیار اهمیت دارد و بخصوص در شرائطی که شایعات، تهدیدات و نیز قرائنی از تدارکات برای هجوم نظامی وجود دارد، برجسته کردن آن لازم است، اما نباید به این واقعیت بی توجه بود که در عین حال، ما با گرایشات خطرناک و ارتجاعی فزاینده ای مواجهیم که ضمن مخالفت با تهاجم نظامی، از این که امپریالیست ها و بخصوص آمریکا برای روی کار آوردن حکومتی دیگر در ایران دست به کار شوند استقبال، و حتا از آنان برای این مداخله دعوت می کنند. یک دموکرات نه تنها با مداخله نظامی، بلکه بطور کلی با هر نوع و شکلی از مداخله خارجی برای بردن و آوردن حکومت در ایران باید مخالفت کند. مسئله تنها جنگ و کشتار و ویرانی نیست؛ مساله فقط خلاص شدن از دست حکومت جبار کنونی هم نیست؛ مسأله اساسی این است که خلاصی از دست این حکومت، به نحوی صورت بگیرد که حق حاکمیت مردم زیر گرفته نشود. حق حاکمیت مردم یک اصل پایه ای است که چه با جنگ و چه بی جنگ نباید لگد مال شود. معنی حق حاکمیت این است که تعیین حکومت و تغییر آن، تنها از اختیارات خود مردم است. اما امروزه بخشی از اپوزیسیون بورژوائی رژیم، از ترس سازمان یابی جنبش های توده ای برای سرنگون کردن حکومت اسلامی و برپائی حاکمیت مردم، خواهان مداخله امپریالیست ها و بویژه آمریکا هستند و آن را تحت این عنوان که استفاده از کمک و حمایت بین المللی از مبارزات مردم ایران لازم است، توجیه می کنند. من هم معتقدم که می توان از حمایت بین المللی از مبارزات مردم و حتا از فشارهای دول امپریالیستی بر رژیم ایران ( مشروط به آن که جریانات سیاسی و نارضائی مردم از حکومت را به ابزار مداخله گری امپریالیستی تبدیل نکند) استفاده کرد؛ اما مداخله گری در تغییر رژیم و تعیین آینده سیاسی کشور، با حمایت از مبارزات مردم از زمین تا آسمان فرق دارد و دقیقاً نقض حق حاکمیت مردم، و ضربه زدن به مبارزه آنان در راه آزادی و دموکراسی و به دست گرفتن سرنوشت کشور خودشان است. بی آن که نظرم این باشد که همه امضا کنندگان این نامه، با اشکال غیر نظامی ی نقض حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت مردم ایران موافق اند، معتقدم که واکنش دفاعی و بسیار ضعیف آنان صرفاً در قبال حمله نظامی، بخصوص در شرائطی که جریانات غیر دموکراتیک در اپوزیسیون بورژوائی رژیم اسلامی، دولت آمریکا را ناجی ملت ها و مبشّر دموکراسی قلمداد کرده و دست به دامن جورج بوش می شوند، معنی دار است و مخالفت با حمله نظامی، باید با مخالفت با هر گونه و هر شکلی از مداخله گری امپریالیستی در سرنوشت سیاسی کشور و نقض حق حاکمیت مردم تؤام باشد. با این ملاحظات است که من از این نامه سرگشاده، به همین صورتی که هست، حمایت نمی کنم و معتقدم که شایسته نیست که دموکرات های پایبند به حق حاکمیت مردم و استقلال سیاسی کشور، از آن حمایت کنند.
|