header image
 
مرگ آ گاهانِ تابستان ۶۷ چاپ
آرش   
رفتن به
مرگ آ گاهانِ تابستان ۶۷
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27
صفحه 28
صفحه 29

سركوب پس از سي خرداد 60، سركوبي از پيش طراحي شده بود كه در همان زمان نشريه كار اقليت يكي از اسناد آن را افشا كرده بود. طبق اين سند تمامي گروه‌هاي سياسي خارج از حكومت تقسيم‌بندي شده و طبق مراحلي بر سركوب و متلاشي كردن آنان تاكيد شده بود. در آن سند گروه‌هايي چون مجاهدين، اقليت، پيكار، راه‌كارگر و از اين دست به عنوان خطرهاي بالفعل در اولين مرحله بايد متلاشي مي‌شدند. در مرحله دوم نوبت به حزب توده و اكثريت مي‌رسيد و همين طور ساير گروه‌ها. گذشت زمان نشان داد كه ددمنشان بر طبق همان سند، يورش خود را سازمان دادند.
سال 64 و ابتداي سال 65، آخرين ضربه‌هاي سراسري به تشكل‌هاي مذكور در داخل كشور بود. بعد از اين سال‌‌ها تشكل‌هاي فوق يا بكلي فاقد رابطه با داخل بودند يا تنها ارتباط‌هاي معدود و مختصري باقي مانده بود
اعضاء و هواداران اين سازمان‌ها به سرنوشت‌هاي متفاوتي دچار شدند. در جريان سركوب سازمان‌هاي سياسي تعدادي در هنگام دستگيري با خوردن سيانور و يا به هنگام فرار به ضرب گلوله و يا در مقام دفاع از خود در درگيري خياباني جان باختند.
تعداد وسيعي دستگير و روانه زندان شدند. از ميان دستگيرشدگان تعداد زيادي اعدام شدند. سال 60 اوج اين اعدام‌ها بود. تعداد اعدام شدگان حتا در شهرهاي كوچك گاهي به 100 نفر مي‌رسيد. زندان اوين شاهد اعدام‌هاي 200 نفره بود و جمهوري اسلامي با افتخار در روزنامه كيهان و با تيتر درشت از اعدام‌ها خبر مي‌داد (به روزگاري كه خاتمي مدير آن و شمس‌الواعظين از نويسندگان آن بود). اعدام‌ها در سال‌هاي 61 و 62 هر چند با شدت كمتري ادامه يافت. از آن سال به بعد هر چند رفته رفته از ميزان اعدام‌ها كاسته شد، اما تا اعدام‌هاي دسته‌جمعي تابستان 67 هنوز ادامه داشت (بسياري از زندانيان آسايشگاه و بخشي از زندانيان بند 15 سال به بالا هنوز زير حكم بودند كه همگي در تابستان 67 اعدام شدند).
بخشي از دستگير شدگان نيز به زندان محكوم شدند كه تعداد بسيار زياد و قابل توجهي بودند.
سرنوشت اين بخش كه موضوع اصلي اين نوشته است در ادامه مي‌آيد.
بخشي از اعضاء و هواداران گروه‌ها به خارج از كشور رفته و عملاً كارآيي خود را تا حدود زيادي از دست دادند به ويژه آن كه تشكيلات داخل كشور عملاً از بين رفته بود. حضور آن‌ها در داخل كشور با توجه به حجم سركوب و فعاليت‌هاي پليسي حكومت، براي آن‌ها نتيجه‌اي جز سرنوشت بخش اول و دوم در بر نداشت.
بخشي نيز نه دستگير شدند و نه به خارج از كشور رفتند. در جريان سركوب سال‌هاي اول دهه‌ي 60 ارتباط‌هاي‌شان قطع شده و البته بسياري از آن‌ها انگيزه‌هاي انساني و عدالت‌جويانه خود را حفظ كردند.
بايد توجه داشت كه به ويژه دو سازمان چريك‌هاي فدايي خلق و سازمان مجاهدين خلق در سال‌هاي 58 و 59 از نظر پايگاه توده‌اي به سازمان‌هايي مردمي با صدها هزار طرفدار تبديل شده بودند و رويكرد وسيع مردم به ويژه جوانان به اين گروه‌ها بود كه رژيم را به وحشت انداخته و سركوب سال 60 را به راه انداخت. در ميان اعدام شدگان و زندانيان بچه‌هايي با سني حدود 13 سال بودند.
اخيراً در جايي خواندم فردي كه خود را از بنيان‌گذاران بنياد لاجوردي مي‌خواند، گفت: «لاجوردي در متلاشي كردن 80 گروه مخالف نقش اساسي داشته... و منافقين(مجاهدين) به خاطر كار فرهنگي وي در زندان از وي متنفر بودند» البته حكومتي كه صحبت از تهاجم فرهنگي مي‌كند و فرهنگ‌ها را در جنگ مي‌بيند، طبيعي است كه داغ و درفش و گلوله و طناب دار را كار فرهنگي بداند.
زندان و زنداني
در ميان دستگير شدگاني كه به زندان محكوم شدند، بودن كساني كه زير فشار و شكنجه تاب مقاومت را از دست داده، برخي منفعل شده و برخي متاسفانه به همكاري اطلاعاتي و عملي با زندانبان پرداختند. هر چند كه آن‌ها هميشه در زندان اقليتي ضعيف بودند كه به مرور از تعدادشان كم مي‌شد.
زندانبان با استفاده از چاشني ايدئولوژي اسلامي براي بريدگان و از رمق افتادگان چيزي به نام توابين را اختراع كرد. تحت اين عنوا ن زندانبان هم همكاران جديدي براي خود دست و پا كرد، هم از آن‌ها به عنوان عامل شكنجه، فشار و شناسايي كه در داخل بند مستقر بودند، استفاده كرد. سال 64 دستگاه تواب‌سازي عملاً آخرين نفس‌هاي خود را مي‌كشيد و سال 65 با شكست دستگاه تواب‌سازي كليه بندها از توابين تفكيك شدند. تنها دو بند آموزشگاه كه به اصطلاح به آن‌ها بندهاي جهاد مي‌گفتند (2 و 4) هنوز در كنترل توابين بود. البته در آن دو بند نيز تعداد زيادي زنداني منفعل و تعداد زيادي نيز به اجبار در آن دو بند بودند.
از اين به بعد زندانبان سعي مي‌كرد با بُراندن افراد خاصي، از آن‌ها به عنوان جاسوس استفاده كند كه پيش از اين نيز زندانبان سعي در فرستادن جاسوس داشت.(14) اما تفاوت اين دوره آن بود كه ديگر توابين در بند حضور نداشتند و تنها منبع خبري زندانبان از داخل بند جاسوس بود كه به هر حال آن نيز مشكلات خاص خود را داشت. به عنوان نمونه يكي از زندانيان به اتهام حزب توده در سالن 3 آموزشگاه در سال 65 و يا يكي از زندانيان به اتهام مجاهد در بند 3 بندهاي قديم در سال 66. يكي از بچه‌هاي مجاهد بند 5 آموزشگاه نيز كه در سال 65 به بازجويي رفته و براي همكاري تحت فشار قرار گرفته بود، بعد از برگشت به بند بازجويي و شكنجه‌ها را به هم بنديان گفته و شب با خوردن داروي نظافت (واجبي) خودكشي كرد.
از سال 64 آزادي زندانيان غير تواب نيز آغاز شد. از همين سال بود كه عدم پذيرش شرايط از قبيل مصاحبه از طرف زندانياني كه حكم‌شان تمام شده بود، شكلي جدي‌تر به خود گرفت و به نوعي مقاومت در برابر زندانبان تبديل شد. پيش از اين تنها توابين و نيز تعدادي از زندانيان كه شناسايي نشده و يا اساساً كاره‌اي نبودند آزاد مي‌شدند. البته تعدادي نيز در اثر فعاليت خانواده‌هاي‌شان و ديدن دم آخوندي، توانستند فرزندان‌شان را از مهلكه به‌در بَرَند. بعد از سركوب گروه‌هاي سياسي (سال‌هاي 64 و 65) بزرگترين مشكلي كه حكومت به‌صورت بالفعل با آن روبرو گشت، حضور هزاران زنداني سياسي بود كه روز به روز بر دامنه مقاومت‌شان افزوده شده و بويژه در طول سال‌هاي 65 تا 67 اعتراضات وسيعي را در زندان حتا در اشكالي چون اعتصاب غذا در آن سال‌هاي ترور و وحشت سازمان داده بودند.
از طرفي زندان به پايگاه مقاومت تبديل شده بود و از طرف ديگر حكومت از آزادي زندانيان مبارز و مقاوم وحشت داشت. بدون شك پايان جنگ نيز تاثيرات شگرفي در زندان به‌دنبال داشت. با پايان جنگ، حركت‌هاي اعتراضي زندانيان از گسترش و عمق بشتري برخوردار شده و بر ابعاد داخلي و خارجي آن به‌شدت افزوده مي‌شد و اين مانع بزرگي بر سر راه حاكمان در شرايط پس از جنگ بود.
پايان جنگ و عمليات مجاهدين به نام فروغ جاودان كه شكست آن قبل از شروع مشخص بود. بهترين و آخرين فرصت براي دولت بود. بنابر اين كل حاكميت از روحانيت مبارز و روحانيون مبارز، از چپ و راست حكومتي متفقاً در اعدام سراسري زندانيان هم‌چون سال‌هاي قبل هم‌رأي شده و خميني جام خون را سر كشيد.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.