header image
 
نفت و قالی و گربه و شبِ هولِ ترور* چاپ
اسد سيف   
رفتن به
نفت و قالی و گربه و شبِ هولِ ترور*
صفحه 2
صفحه 3
اپوزيسيون است، ولى او كه با بيش از ده سال خدمت در پست وزارت ارشاد، امر سانسور را سازماندهى مى كرد، خود از كسانى است كه در استحكام اين رژيم نقش بنيادى داشته‌ است. با پشت سر گذاشتن شش سال از عمر رياست جمهورى آقاى خاتمى، در عمل ثابت شد كه، افق ديد و بينش او فراتر از اين نظام، يعنى همان چيزى كه آيت‌اله خمينى در كتاب "حكومت اسلامى و ولايت فقيه" ارايه داده بود، نيست. در حالى كه در ايران هر روزنه اميدى به آزادى بسته بود و حاكميت به هيچ صداى مخالفى مجال بروز نمى داد، و درِ هر گفت و شنودى بر روى مردم بسته بود، آقاى خاتمى با شعار "گفتگوى تمدن‌ها" در مجمع عمومى سازمان ملل، دنيا را نيز فريفت.
خانم‌ها و آقايان گرامى!
هنوز چند ماهى از به قدرت رسيدن آيت‌اله خمينى نمى گذشت كه خطاب به نويسندگان كشور، از آنان خواست تا در نوشتن، چون طلبه‌ها در برابر خير اين جامعه مكلف باشند.(1) و تكليف امرى است الهى. به روايتى ديگر، نويسندگان بايد آن چيزى را مى نوشتند كه ولى فقيه، كه خمينى باشد، اراده مى كرد. اين سخنان رهبر تازه به قدرت رسيده را كسى جدى نگرفت. نويسندگان و روزنامه‌نگاران از آزادى نسبى پس از سقوط رژيم سلطنتى كه چند ماه بيشتر دوام نداشت استفاده مى كردند، همه چيز به نقد كشيده مى شد. و اين رهبر را خوش نيامد، پس دستور داد: "اين قلم‌ها را بشكنيد". در پى اين فرمان، به آنى دستور ممنوع‌الانتشار شدن ده‌ها نشريه صادر شد. حاكميت رعب و وحشت آغاز شد. چهره سانسور دگربار پيدا شد. تماشاخانه‌ها بسته شدند، موسيقى ممنوع شد، صداى شنيدن زن حرام اعلام شد، رقص و باله ممنوع  شد، سينما به انحصار حزب‌اله در آمد. ورزش مردانه شد. حجاب اجبارى گشت، چاپ كتاب و نشر مطبوعات بار ديگر به اداره تازه تأسيس شده‌اى محول شد كه كارش ارشاد است و در قانون اسلام آن كس كه ارشادناپذير باشد، مستوجب مرگ است. بدينسان بود كه كتابخانه‌هاى عمومى كشور از كتاب‌هاى غير خودى پاك‌سازى شدند. و نويسندگان غير خودى تحت تعقيب و آزار قرار گرفتند. عده‌اى راه مهاجرت پيش گرفتند، عده‌اى به بند كشيده شدند، سعيد سلطانپور، شاعر، نمايشنامه‌نويس، كارگردان تئاتر و دبير وقت كانون نويسندگان ايران، از جمله كسانى بود كه بازداشت و سپس اعدام شد. آن عده‌ كه در كشور ماندند مجبور شدند تا مهر خموشى بر لب زنند. كوچك‌ترين اعتراض، مى توانست به حذف فيزيكى شخص منجر شود، چنانكه شد. شما به حتم از سلسله قتل‌هايى كه به "قتل‌هاى زنجيره‌اى" مشهور است، اطلاع داريد. در پرونده  اين قتل‌ها، ده‌ها نويسنده و روشنفكر قرار دارند. بسيارى از آنان از فعالين كانون نويسندگان ايران بودند كه مى خواستند اين نهاد صنفى را دوباره جان بخشند. مى گويند با سازماندهى و نظارت وزارت اطلاعات رژيم، بيش از ٥٠ مورد ترور در پروند اين قتل‌ها قرار دارد. و اين در صورتى‌ست كه طى همين سال‌ها رژيم موفق شده است بيش از ٧٠ نفر از مخالفين را در خارج از كشور ترور كند. پرونده مورد "دادگاه ميكونوس" گوياتر از همه است. در اين دادگاه ثابت شد كه حاكمين رژيم ايران برنامه‌ريزان اين ترورها بوده‌اند. شايد گفتن اين موضوع جالب باشد كه، اكبر گنجى، روزنامه‌نگار ايرانى، تنها به صرف افشاى گوشه‌هايى از پرونده و واقعييت اين ترورها، مدت سه سال است كه در زندان به سر مى برد. و جالب‌تر اينكه "بيش از ١٥ وكيل مدافع تنها به خاطر قبول وكالت قربانيان قتل‌هاى زنجيره‌اى، دانشجويان و اعضاى احزاب سياسى دستگير و شكنجه گرديده، به ممنوعيت شغلى و جرايم كلان نقدى محكوم شده‌اند".(2) 
و اين تنها انسان‌ها نيسنتد كه در كشور ما اعدام مى شوند. طى ٢٤ سال حاكميت اين رژيم، هزاران واژه در ايران محكوم به اعدام شده‌اند و يا در زندان به سر مى برند. واژه‌ها ابزار كار ما نويسندگان هستند. ما بدون واژه هيچيم. واژ‌ه‌ها رابط ما هستند با خوانندگان. زندگى وحشتناكى‌ست. نه تنها نويسنده، بلكه ابزار كار او نيز خطرناك ارزيابى مى شوند.
مى دانيد كه در ايران به زبان‌هاى گوناگونى صحبت مى شود: كردى، آذربايجانى، تركمنى، بلوچى، عربى و... كتابت به اين زبان‌ها و همچنين آموزش به زبان مادرى، بر خلاف اعلاميه جهانى حقوق بشر، سال‌هاست كه همچنان ممنوع است. حاكميت‌ها در ايران از حضور اين زبان‌ها احساس خطر مى كند و مرگ آن‌ها را در دستور كار خويش قرار داده‌اند. رژيم شاه به اين امر موفق نشد. رژيم خمينى آن سياست را سالهاست دنبال مى كند. به روايتى ديگر ما ايرانيان از گنجينه ادبى اين زبان‌ها همچنان محروميم. چنانكه صاحبان اين زبان‌ها از به كتابت در آوردن احساسات خويش به زبان مادرى محرومند.
زبان فارسى، اگر چه زبان رسمى ماست، ولى بسيارى از كلمات آن اجازه راهيابى به ادبيات را ندارند. هر اثر غير فارسى هم اگر به زبان فارسى ترجمه شود، بايد از اين كلمات تهى شود. جهت ملموس‌تر شدن موضوع برايتان، چند مثال مى آورم. در مورد كتاب‌ها سعى مى كنم از آثار ادبى زبان آلمانى كه به فارسى ترجمه شده‌اند، بيشتر نمونه بياورم.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.