header image
 
نفت و قالی و گربه و شبِ هولِ ترور* چاپ
اسد سيف   
رفتن به
نفت و قالی و گربه و شبِ هولِ ترور*
صفحه 2
صفحه 3

خانم‌ها و آقايان گرامى!
با درود حضورتان، به من مأموريت داده‌ شده است تا از شكنجه و آزار نويسندگان و روزنامه‌نگاران و همچنين سانسور و خفقان حاكم در جمهورى اسلامى، گزارشى  مختصر در اين جلسه ارايه دارم.
نام ايران سال‌ها در ذهن شما اروپائيان مترادف بود با نفت، قالى و گربه. آنان كه اهل مطالعه بودند، از تمدن باستانى ما نيز ياد مى كردند. يكى از خاورشناسان اروپايى مى گويد؛ "وقتى نام ايران را مى شنوم، مردمانى را در ذهن مجسم مى كنم كه بر روى قالى‌هايى نفيس راه مى روند و به زبان شعر سخن مى گويند". و اين در واقع ظاهر كشور ماست. ظاهرى كه نه تنها شما، شايد ما را نيز بفريبد. ايران در اصل، سرزمينى است  ثروتمند با مردمانى فقير كه هيچگاه رنگ آزادى به خود نديده است. بر كشور ما هميشه زور و استبداد حاكم بوده است. اگر دوران باستان را نديده بگيريم و كنار بگذاريم، در تاريخ معاصر كشور ما نيز، هيچگاه زندان‌هاى كشور تهى از زندانى سياسى نبود. دنياى مدرن اگر چه براى شما، آزادى و دمكراسى به ارمغان آورد، حضور اين مفاهيم در ايران، پيش از طرح آن در جامعه، ابزار سركوب آن را مهيا ساخت. شايد مسخره به نظر آيد كه، ما قبل از دستيابى به آزادى انديشه و بيان، و چاپ و نشر آزاد انديشه‌ها، چگونگى سانسور آن را شناختيم، و پيش از آشنا شدن با دمكراسى، ابزار مدرن شكنجه و آزار و زندان را. خلاصه گفته باشم، اين‌كه؛ ١٥٠ سال است، ما درگير مبارزه‌اى جدى با احكام پوسيده سنت هستيم، مى خواهيم از حقوق شهروندى دنياى مدرن بهره‌مند شويم، مى خواهيم از آزادى‌ها و حقوق نهفته در "اعلاميه جهانى حقوق بشر" در زندگى روزمره خويش استفاده كنيم، مى خواهيم روند زندگى خويش را با قوانين زمينى گره بزنيم، مى خواهيم شهروند اين جهان باشيم، ولى متأسفانه تا كنون چنين امكانى براى مردم ايران فراهم نشده است. در دستيابى به اين آرزوست كه هنوز هم بساط  زندان و شكنجه و اعدام در كشور ما گسترده است.
در سال ١٣٥٧ به استقبال انقلابى رفتيم كه مى خواست، بساط زور و استبداد را برچيند و آزادى و عدالت اجتماعى را جايگزين آن كند. ولى متآسفانه، پيش از آن‌كه نسيم آزادى بر ما بوزد،
گرفتار خفقانى وحشتناك‌تر از پيش شديم. اين بار زور و خفقان را با احكام ارتجاعى و قرون وسطايى مذهب آراستند، لباس تقدس بر تنش كرده، آن را بر جان و هستى و وجود ما حاكم كردند. سانسور و خفقان آنچنان وسعتى گرفت كه در اندك زمانى بيش از دو ميليون نفر مجبور به ترك كشور شدند. و اينان، كه ما باشيم، آن‌هايى هستند كه شانس آورده‌اند، گرفتار زندان نشده‌اند، و اكنون زنده‌گانى هستند پراكنده در سراسر گيتى. تنها يك نمونه از ددمنشى قرون‌وسطايى حاكم بر ايران را ذكر مى كنم و شكى ندارم كه كافى باشد؛
 سال ١٣٦٧، سالى است كه ديگر هيچ يك از احزاب سياسى و سازمان‌هاى صنفى حق حيات ندارند، همه ممنوع و قلع و قمع شده‌اند. هيچ روزنامه دگرانديشى اجازه چاپ ندارد، همه مخالفين فكرى رژيم از مشاغل دولتى اخراج شده‌اند، نويسندگان و محققينى كه وابستگى به دولت و حاكميت ندارند، و يا به خواست‌هاى آنان گردن نمى نهند، خانه‌نشينند. اگر چه عده زيادى از فعالين گروه‌هاى سياسى اعدام شده‌اند، ولى هنوز بسيارى از آنان در زندان به سر مى برند. در چنين شرايطى سران رژيم به اين نتيجه مى رسند كه براى خلاص شدن از شر مخالفين بهتر است همه را در زندان بكشند. متعاقبِ اين پيشنهاد، با تأييد و دستور مستقيم آيت‌اله خمينى بيش از ده هزار نفر را در زندان‌هاى كشور، در يك هفته به دار مى آويزند و يا تيرباران مى كنند. شاهدان عينى حادثه نقل مى كنند كه فقط  در يك شب، در زندان‌هاى تهران، بيش از سه هزار نفر از مخالفين را كشتند.
خانم‌ها و آقايان گرامى! شكى ندارم كه شما با شنيدن اين خبر، داخائو، آن اتاقك كنار كوره‌هاى آدم‌سوزى، آنجا كه اجساد قربانيان بر روى هم، جهت سوزاندن، انبار مى شدند، و يا يكى ديگر از اردوگاه‌هاى نازيسم را در ذهن مجسم مى كنيد. و اصل همان است، اگرچه زمان متفاوت باشد، تجربه‌اى تكرار مى شود، يك ايدئولوژى خود را بهتر و برتر مى پندارد و مى خواهد جهان را در انحصار خود بگيرد. انحصارگرايى جمهورى اسلامى بر سركوب مخالفين بنا شده و آغشته به خون آنان است. دو دهه است، كشور ايران در صدر كشورهاى نقض‌كننده "حقوق بشر" در جهان قرار دارد. جمهورى اسلامى از اين بابت هر سال از سوى سازمان ملل متحد و جامعه بين‌المللى حقوق بشر محكوم مى شود.
متأسفانه واقعيات كشور ما، نه بر عقل مردم، بلكه بر  احساسات آنان استوار است، كه اين خود ريشه تاريخى دارد. ما، يعنى انسان ايرانى، تجربه دمكراسى در زندگى خويش نداريم، سانسور و خفقان و استبداد حاكم باعث شده تا به هر ريسمانى از اميد، در رهايى از اين دامچاله ترس و وحشت، چنگ بيندازيم. همانگونه كه آيت‌اله خمينى سوار بر احساسات و اميد مردم شده، و در خوش‌خيالى آنان، آنها را به جهنم رهنمون شد، چند سال پيش حجت‌الاسلام خاتمى همين نقش را تكرار كرد. مردم به شوق رهايى از استبداد و فقر حاكم، از ناچارى به او اميد بستند، بى آنكه بينديشند؛ بر قوانين پوسيده قرون وسطايى بناى دنياى نو غير ممكن است. آقاى خاتمى رئيس جمهور شد، دول غربى، با استقبال از او، به اميد پوشالى مردم ما دامن زدند. نتيجه آن‌كه روند وحشت، بى وقفه ادامه دارد. خاتمى خواست نقش رئيس جمهورى را بازى كند كه خود در


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.