header image
 
به یادِ پال سوئیزي* چاپ
مرتضي محيط   
رفتن به
به یادِ پال سوئیزي*
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12

دانشجويان دوره‌ي عاليِ دانشگاه هاروارد و برخي از مدرسين آن به ماركسيسم علاقه نشان مي‌دادند‌. گروه‌هاي مطالعه گسترش يافته و تعداد انگشت شماري كلاس‌هاي درس رسمي ماركسيستي هم ظاهر شده بود‌. در اين شرايط بود كه سوئيزي مسئوليت تاريخي خود را درمي‌يابد‌. در ادامه‌مي‌خوانيم‌:
«‌در اين شرايط بود كه مسئوليت تاريخي در زندگي پيدا كردم‌؛ نه يكباره و خودآگاهانه بلكه به تدريج و در اثر تجربه‌اي كه منطق دروني خود را داشت. مسئوليت نامبرده اين بود كه آن‌چه در توان دارم انجام دهم تا ديدگاه ماركس بخش جدايي ناپذير و مورد احترامي از زندگي فكري و معنوي كشور شود‌. يا به سخن ديگر در برقراري ماركسيسمي اصيل و جدّي در امريكاي شمالي سهمي ادا كنم‌».
از اين هنگام به بعد است كه سوئيزي با تلاشي خستگي‌ناپذير به مطالعه‌، تدريس‌، نوشتن و بالاخره نقد و بررسي و انتشار نوشته‌هاي خود و ديگران مي‌پردازد‌. از سال 1933 تا 1942 سوئيزي از موقعيت استثنايي استفاده از فضاي آكادميك دانشگاه هاروارد براي پيش‌برد اين هدف خود استفاده مي‌كند‌.
بحث و جدل با شوپيتر
تغيير بزرگ ديگر در دانشگاه هاروارد‌، ورود جوزف شوپيتر از بزرگترين اقتصاد دانان قرن بيستم به اين دانشگاه بود‌. شوپيتر گرچه اقتصاد داني محافظه‌كار بود اما نسبت به اقتصاد ماركس احترام عميقي داشت تا جايي كه به قول سوئيزي او‌، در صدد «‌بناي ساختمان فكري در رقابت با ماركس بود‌. به سخن ديگر به نوعي ماركس را به عنوان الگويي در نظر مي‌گرفت (‌كه بايد الگويي در برابرش ساخت‌)» شوپيتر سمينارهايي با حضور تعداد انگشت شماري دانشجو داشت كه سوئيزي در آن‌ها شركت مي‌كرد‌. طي سال‌هاي بعد دوستيِ استواري ميان آن دو برقرار شد كه جنبه‌ي آموزنده‌اش درگيري سلسه بحث‌هاي جدي ميان آنان بود‌؛ بحث‌هايي كه شخصيت‌هاي برجسته‌اي چون اُسكار لانگه‌، واسيلي لئونتيف و بعدها پل ساموئلسون در آن‌ها شركت داشتند‌.
سوئيزي به مدت دوسالي دستيار شوپيتر براي تدريس دوره فوق ليسانس تئوري اقتصادي بود‌. در اين سال‌ها بود كه مجله‌ي «‌نقد و بررسي مطالعات اقتصادي‌» را بنيان گذاشت و سلسله مقالات پر اهميتي در زمينه رقابت ناقص نوشت‌. اين مقالات گرچه زير تأثير تحليل‌هاي كينز در باره ركود اقتصادي آن روز بود اما نقد بنياني آن پايه در ديدگاه ماركس داشت‌.
پس از انتشار كتاب معروف كينز «‌تئوري عمومي اشتغال‌، بهره و پول‌» در سال 1936‌، سوئيزي يكي از شركت كنندگان فعال در بحث‌هاي تئوريك حول «‌انقلاب كينزي‌» در تئوري اقتصادي شد‌. به طور هم زمان در اين سال‌ها سوئيزي در ادارات مختلف مربوط به «‌نيوويل‌» فعاليت و كار مي‌كرد‌. سال 1937 از سوي «‌كميته ي منابع ملي‌» دست به تحقيق پر اهميتي در باره «‌صاحبان ثروت در اقتصاد امريكا‌» زد كه نتيجه آن در سال 1939 به عنوان بخشي از گزارش معروف اين كميته زير عنوان «‌ساختار اقتصادي امريكا‌» به چاپ رسيد‌. در اين كار پژوهشي در برابر دو اقتصاد دان معروف آن روز يعني برل (Berle) و مي‌نز (Means) كه ادعا داشتند بسياري از انحصارات امريكا زير كنترل مديريت آن شركت‌ها هستند‌، سوئيزي استدلال مي‌كرد كه برعكس هشت گروه سهامدار قدرتمند مي‌توان تشخيص داد كه به صورت اتحاديه‌هاي مالي و صنعتي بر اين انحصارات مسلط‌اند‌. به طور مثال در گروه اول مي‌توان بانك‌هاي جي‌. پي‌. مورگان و شركا و اتحاد آن با بانك فرست نشنال را ديد‌. سوئيزي در سال‌هاي 40- 1939 براي «‌كميسيون نظارت بر اوراق بهادار‌» (S.E.C) در مورد انحصار و براي «‌كميته اقتصادي موقت ملي‌» كه مأمور تحليل اقتصاد امريكا بويژه از جهت مسئله رقابت و انحصار شده بود دست به پژوهش زد‌.
نخستين اثر اقتصادي سوئيزي كه در سال 1934 در «‌مجله‌ي اقتصاد سياسي‌» به چاپ رسيد زير عنوان «‌تئوري بيكاري پروفسور پيگو‌» بود‌. در خلال سال‌هاي دهه‌ي 1930 سوئيزي در مجموع بيش از 25 مقاله و نقد و بررسي در مورد مسايل اقتصادي منتشر كرد كه در ميان آن‌ها دو مقاله اثر پايداري بر آثار بعديِ او گذاشت‌.
تئوري انحصار
مقاله اول زير عنوان «‌انتظارات و دامنه علم اقتصاد‌» در مجله‌ي «‌نقد و بررسي مطالعات اقتصادي‌» در ژوئن 1938 به چاپ رسيد‌. ديگري مقاله كلاسيك «‌تقاضا تحت شرايط انحصار ناقص‌» بود كه در شماره اوت 1939 «‌مجله اقتصاد سياسي‌» چاپ شد‌. مقاله اول جوابي به تئوري «‌انتظارات‌» كينز در شرايط عدم تعادل اقتصادي بود‌. مقاله دوم نظريه معروف به «‌منحني پيچدار تقاضا‌» (Kinked demand curve) و سيستم قيمت‌گذاري در انحصار ناقص (Oligopoly) را براي نخستين بار مطرح مي‌كرد‌. اين نظريه توضيح مي‌داد چرا قيمت‌ها در شرايط انحصار حركتي يك جانبه به طرف بالا دارند‌.
درونمايه مطرح شده در اين دو مقاله بعدها در تئوري «‌سرمايه انحصاري‌» كه توسط پال بارون و پال سوئيزي تكامل يافت نقش مهمي بازي كردند‌. فرضيه «‌منحني پيچدار تقاضا‌» در واقع براي نخستين بار در تز دكتراي سوئيزي زير عنوان «‌انحصار و رقابت در صنايع زغال سنگ‌ 1850 – 1550» در سال 1937 مطرح شده بود‌. اين تز جايزه «‌ديويد ولز‌» را نصيب خود كرد و سالِ بعد توسط انتشارات هاروارد به چاپ رسيد‌. شوپيتر عضو كميته‌اي بود كه تز سوئيزي را ارزيابي مي‌كرد‌.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.