header image
 
فرياد استمداد دختران مهاجر را به جد گيريم! چاپ
مهرداد درويش‏پور   

 


 

توضيح: جشنواره بزرگ‌داشت ياد فاديمه شاهين دال، دختر كرد تبار قربانى قتل‌هاى ناموسى كه به دليل شجاعت بى‌مانندش‏ در به چالش‏ فراخواندن فرهنگ عقب مانده‌ى پدرسالار و انتخاب آزاد عشق خود، به دست پدر به قتل رسيد، با شكوه هر چه تمام‌تر در 21 ژانويه 2003، در كليساى فيلادلفيا در استكهلم برگزار شد. در اين جشنواره كه بالغ بر 1000 نفر در آن شركت داشتند، تنى چند از مشهورترين خوانندگان موسيقى سوئد، به اجراى برنامه‌هاى هنرى پرداختند. همچنين تنى چند از شخصيت‌هاى سياسى و فرهنگى سوئد نظير خانم Mona Salin وزير مهاجرت سوئد و همچنين رهبر حزب پارلمانى چپ سوئد، خانم Gudrun Schyman و مهرداد درويش‏پور پژوهشگر و جامعه‌شناس‏ از دانشگاه استكهلم به ايراد سخن‌رانى پرداختند. نوشته زير برگردان فارسى متن سخن‌رانى مهرداد درويش‏پور است كه خلاصه آن در روزنامه پرتيراژ صبح استكهلم Stockholm City )28 ژانويه( به چاپ رسيد.
                                                         ***
دقيقا يك سال پيش‏ بود كه فاديمه شاهين دال اعدام گشت. زيرا كه جرات نمود آشكارا نه فقط فرهنگ ناموس‏پرستانه پدرسالار خانواده خود، بلكه تمامى خانواده‌هاى مشابه را به چالش‏ فراخواند. جرمش‏ آن بود كه از فرمان و اخلاق ناموس‏پرست پدر خويش‏ سرپيچى نمود و هم دختران نوجوان ديگر را علنا تشويق كرد كه تن به پذيرش‏ فرهنگى كه زنان و دختران را مايملك مردان مى‌داند، ندهند.
از منظر فرهنگ پدرسالار، مسئله آن بود كه فاديمه به سمبلى براى دختران ديگر بدل شده بود. امرى كه آشكارا تحقير حيثيت و فرهنگ نامو‌س‏پرستانه پدرسالار خانواده او و ديگر مردان مشابه را در برداشت. پيام او ساده بود: جامعه مى‌بايست به يارى دختران مهاجر تحت ستم بشتابد و اين دختران نيز نبايد پيش‏ از اين به سكوت تن در دهند. بهاى اين همه شجاعت، اما سخت گران بود. فاديمه، به معناى واقعى اعدام شد. اين نه يك قتل معمولى، بلكه اقدامى انتقام‌جويانه بود كه تصميم آن مدت‌ها پيش‏ گرفته و طراحى شده بود. حكم قتل او تنها در اولين فرصت به دست آمده به اجرام گذاشته شد. قتل ناموسى در حقيقت عملى جمعى از سوى مردان به منظور مجازات زنانى است كه جرات مى‌يابند تا خود را رها سازند و بر بدن و سكسواليته خود سرورى كنند. اين اقدام بدان معنا عملى جمعى است كه پدران، برادران و يا شوهرانى كه به اين تبهكارى دست مى‌زنند، از حمايت ديگر مردانى برخوردار مى‌شوند كه مى‌پندارند با قتل زنان و دختران، ناموس‏ و شرف بر باد رفته خود را باز مى‌يابند.
هنگامى‌كه فاديمه به قتل رسيد، جامعه سوئد به شدت تكان خورد. دولت و مقامات سوئدى چشم گشودند تا به مسئوليت خود در دفاع از اين دختران تحت ستم و قربانى يارى رسانند. قتل فاديمه، به روشنى نشان داد كه دختران مهاجر يكى از تحت ستم‌ترين گروه‌هاى جامعه هستند. همان‌گونه كه در جاى ديگر گفته‌ام، دختران مهاجر، اغلب تحت ستم پنج‌گانه‌اند.
نخست آن‌كه بسيارى از آنان به طبقات پائينى و محروم جامعه متعلق‌اند. دوم آن‌كه از تبعيض‏ قومى و بيگانه ستيزى در رنجند. سوم آن‌كه به عنوان زن، تحت سركوب پدرسالارى قرار دارند. چهارم آن‌كه هم‌چون نسل جوان‌تر از فشار و ستم والدين رنج مى‌برند. و بالاخره زمانى كه به رغم اين همه، به چالش‏ فرهنگ سنتى پدرسالار برمى‌خيزند، با واكنش‏ منفى و مجازات از سوى محيط پيرامون و اطرافيان خود رو‌به‌رو مى‌گردند. اين دختران تتها، منزوى و بى‌پناه در نگرانى و وحشت بسر مى‌برند و خود را زندانى فرهنگ پدرسالارى مى‌يابند كه تعصبات دينى تنها بدان دامن زده و برايش‏ مشروعيت مى‌آفرينند. پرسش‏ اين‌جاست كه چگونه مى‌توان به يارى اين گروه تحت ستم شتافت؟
فرهنگ ناموس‏پرستى و موقعيت تحت ستم اين دختران مهاجر هم‌چون تبى زودگذر نيست كه با نسخه‌اى ساده بتوان آن را علاج نمود. اين فرهنگ سنتى ميراث جامعه بدوى است كه توانسته است حتى در جامعه مدرنى چون سوئد، به حيات خود دوام بخشد. در حقيقت بايستى اين خوش‏باورى را كه مى‌توان با اتخاذ چند تصميم و گفت‌و‌گو در سالگرد قتل‌هاى ناموسى و اعمال مشابه به حل مشكل پرداخت، از اذعان دور نمود.
وضعيت تحت ستم دختران مهاجر، از جمله نتيجه رويارويى دو فرهنگ سنتى و مدرن است كه مهاجرت و جهانى شدن تنها به آن دامن زده و فشرده‌تر ساخته است. اين رويارويى فرهنگى هم‌چون بمب ساعتى است كه جهان مدرن را به خطر انداخته است. اين رويارويى فرهنگى بر خلاف تصور بسيارى، تقابل بين سوئدى و مهاجر و يا غربى و شرقى نيست، بلكه كشمكش‏ و تصادم فرهنگى بين ارزش‏هاى گروه‌هاى مدرن و برابرى‌طلب با فرهنگ سنتى و پدرسالار است كه در سراسر جهان جريان دارد. اما پرسش‏ هم‌چنان باقى است كه چگونه مى‌توان جلوى حوادث غم‌انگيزى از اين دست را گرفت؟
در سالى كه گذشت هر چند گام‌هاى مثبتى برداشته شد، اما هيچ دگرگونى ريشه‌اى رخ نداد. از نظر من، اما بزرگ‌داشت فاديمه، تداوم راهى است كه وى آغاز و دنبال نمود. اين به معناى تلاش‏ براى واداشتن جامعه به حمايت از زنان و دختران و واكنش‏ عليه فرهنگى است كه به سركوب آنان مى‌پردازد. دختران مهاجر نيازمند يارى‌اند تا بتوانند خود را بيان كنند، تا خود را آزاد سازند، زندگى در خور شان انسانى يابند و بر بدن و سرنوشت خويش‏ حاكم گردند. تا رسيدن به چنين موقعيتى راه درازى در پيش‏ است و تلاش‏ بسيارى بايد نمود، از جمله:
مى‌بايست خشونت عليه زنان با مجازات سنگين‌ترى رو‌به‌رو شود. ازدواج‌هاى اجبارى در بين مهاجرين ممنوع گردد و با ازدواج‌هاى سازمان يافته توسط والدين مقابله شود. زنان مهاجرى كه در طى دو سال نخست پس‏ از ازدواج و مراجعت به سوئد، خواستار جدائى هستند، نبايد با خطر اخراج رو‌به‌رو شود. با مقابله با فقر، بيكارى و نابرابرى بايد زمينه تقويت فرهنگ مدرن و برابرى زن و مرد را افزايش‏ داد. همچنين با بر چيدن حاشيه‌نشينى و تبعيض‏ نژادى و قومى بايد مانع از رجعت مهاجرين به فرهنگ سنتى بومى و پدرسالار خود گشت. بايد به افكار عمومى به ويژه در مناطق حاشيه‌نشين در تبليغ برابرى زنان و مردان دامن زد.
بسيارى از مقامات به دليل وحشت از در مضان اتهام نژادپرستى قرار گرفتن و يا به دليل ضعف دانش‏، فرياد استمداد دختران مهاجر را به جد نمى‌گيرند. بايد به كليه آن‌ها آموزش‏ لازم داده شود. كمك‌هاى اقتصادى به انجمن‌ها و نهادهاى داوطلبانه بايد مشروط گردد. نصف رهبرى اين سازمان‌ها بايد از زنان تشكيل شود و برنامه معينى براى پيش‏برد امر برابرى زنان و مردان در دستور كارشان قرار گيرد. نه تنها بايد خانه‌هاى امن زنان و دختران و شبكه‌هاى فعاليت زنان را تقويت نمود و گسترش‏ داد، بلكه بايد به حمايت و تقويت شبكه‌هاى مردان عليه خشونت نيز پرداخت تا الگوى مرد خوب در جامعه گسترش‏ يابد. متاسفانه بسيارى از سازمان‌هاى مهاجرين خود تحت تاثير فرهنگ پدرسارانه هستند.
آرى، مى‌توان و بايد موقعيت دختران مهاجر را بهبود بخشيد به شرط آن‌كه همه ما، مسئوليت خود را به جد گيريم و هم‌زمان در چند جبهه مبارزه نمائيم: عليه سركوب زنان، عليه نابرابرى‌هاى اجتماعى، عليه تبعيض‏ قومى و بيگانه ستيزى، عليه ستم والدين به فرزندان و براى تامين يك رابطه برابر.
در آن‌صورت مى‌توان مدعى شد كه راه فاديمه را با جديت دنبال مى‌كنيم.


 

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.