header image
 
شعرهای آرش 81-82 چاپ
شعرهایی از...   
رفتن به
شعرهای آرش 81-82
صفحه 2

 

چراغ قرمز
        
                       عباس صفاري - آمريكا
هر چراغ قرمز
فرصتي است كوچك
و بي ادعا
فرصتي كه تحميل مي‌شود
تا بازتاب حرفي رها شده را
در چشمان كنار دستي‌ات تماشا كني‌.
فرصتي كوتاه
اما كافي
تا زني تسليم زمان
آرايشش را
در آينه‌اي به عرض چشم‌هايش
تكميل كند‌.
و مادري پشت فرمان
در عمق كيف ورم كرده‌اش
عروسكي بيابد
            يا پستانكي
شايد پرنده‌اي هم پيدا شود
و چشم‌هاي منتظر تو را
تا آن سوي بام‌هاي سفالي
با خود ببرد‌.
در اين خيابان كه برگ‌هاي پاييزي
هنوز به زمين نرسيده جمع مي‌شوند
و در مسير اين درخت‌هاي هم شكل
و هم قراره
كه انگار همه را
يك كارخانه قالب گرفته است
چراغ قرمز فرصتي است‌.
مي تواني از پشت همين خطوط موازي
پُلي بزني
به هر جا كه دلت خواست
يا بي‌صبرانه
در انتظار تابش سبز
خورشيد شامگاه را تماشا كني
كه بزركترين چراغ قرمز دنياست
بر فراز پرتگاهي
كه ميانبرترين راه است‌.


دنيا شناگر ماهري مي‌خواست

                            فريبا صديقيم - امريكا

نزديك‌ترين راه تا تو
خيال باطل كبوتريست
كه روزانه پرهايش را به هم كوك مي زند
و شب‌هاي بي‌شمار
رؤياي تو را دور مي‌زند

به شماره‌ي باران‌هاي اين شهر چتر خريده‌ام
به تعداد سيگارهايش دود شده‌ام
به اندازه‌ي تمام قتل‌هايي كه اتفاق نيفتاده ؛

سرم را بريده و راهي‌ام كرده‌اند به ناكجا
در زنبيلم هميشه سه چيز هست
تلفني كه از بندناف زمين جدا مانده است
زني كه هرگز عاشق نشد
و‌.....
و سومي يادم نيست‌!
حالا بگذار تلفن‌ها مدام زنگ بزنند
و تو پشت تمام مكالمه‌ها غايب نشسته باشي
با لبخندي كه كش مي‌آيد
و رفته رفته آب مي‌شود و قطره قطره روي
                                      رؤياهايم مي‌ريزد
فرقي هم كه ندارد
قطره باراني است كه سيبِ خيال مرا خشك
                                               مي‌كند
خيال مرا خشك مي‌كند اما
در زنبيلم هميشه مقداري باران هست
                                شايد اشك
                                   شايد تو
و سومي يادم نيست.
سرم را بريده‌اند و راهي‌ام كرده‌اند به ناكجا
صندلي‌هاي خالي نشست كرده‌اند
اين خالي‌ترين مهماني جهان است
آخرين دور رقص را در آغوش باد
تنها منن بودم انگار
                  وتلفني كه لال شده است
دنيا شناگر ماهري مي‌خواست‌!
                   دنيا شناگر ماهري مي‌خواست‌!

 

نيما يوشيج

                            فريده فرجام - آمستردام


از كنارِ رودخانه براي تو‌،
سنگ‌هاي ساكتي مي‌آورم‌،
كه رازِ آب را‌، به هيچ كس نخواهند گفت‌؛
مطوئن باش‌.
از كنار رودخانه براي تو‌،
يك قورباغه مي‌آورم‌.
تو چه مي‌داني‌،
شايد دخترِ شاهِ پريان باشد‌،
و عشقِ تو طلسمش را بشكند‌.
از كنار رودخانه براي تو‌،
رگه‌ي خيسِ آفتاب را مي‌آورم‌.
گياه عجيبي است‌.
خواهي ديد‌.
با هر غروب مي‌ميرد‌.
غصه‌دار شدي‌؟
شوخي كردم‌.
زنده مي‌شود‌،
در هر سحر‌.
از كنار رودخانه براي تو‌،
زمان را مي‌آورم‌.
آرام‌.
آرام‌.
قدم
به قدم‌.
تا من از كنار رودخانه به تو برسم‌،
منتظر بمان‌.
نيما يوشيج‌!

 

 

كورش همه‌خاني – سوئد

1)
هر ستاره شهيدي‌ست
يك چارپايه
از زير پاي‌اش فرو افتاده است

آسمان در چشم فرشته‌ها
ستاره ستاره باران مي‌شود
و خدا از عمر خويش
هفت رنگين كمان
صلا به شاعر مي‌دهد
تا زيباترين مرثيه را
براي ستاره‌هاي دنباله‌دار بسرايد

2)
از پشت قابِ خيس
دستم به گيسويش
صورت سيب‌اش سرخ

دستم از قاب
بيرون مي‌ريزد
                سيب.

 

براي زندگي
 
                 سامان شهودي (‌ده ساله‌)


اين است زندگي !
زندگي‌،
بسيار سخت است
و آن را نمي‌توان عوض كرد‌.
وقتي با زندگي‌، زندگاني مي‌كنيم‌،
زندگي زيباست
و ما
براي زندگي مي‌رقصيم‌
براي زندگي مي‌خوانيم
بخاطر مادرمان‌.
و اين چنين زندگي را زندگاني مي‌كنيم
هر چند كساني مي‌كوشند تا آن را آلوده كنند‌!!



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.