|
صفحه 1 از 2
رايانهي بغلي
مجيد نفيسي موش من تو را نميبينم ولي صداي دندانهاي ريزت را ميشنوم پاورچين پاورچين ميآيي واژههاي مرا به دندان ميگيري و دانه دانه آنها را جفت ميكني بعد، بر ميگردي و با مهرباني به من نگاه ميكني من برگ شعر تازهام را بر ميدارم و به روح كوچك تو فكر ميكنم كه هم چنان در تاريكي كمين كرده است
اين راه دشوار مهرداد فلاح – ايران
پاسخ اين خاموشي شايد من باشم بايد گوش تاريخ را بكشم تا اين فرياد را بشنود
همين كه زنجيرهي سايهها در راهِ دشوارِ استخوان حلقهي تازه ميتند بايد حلقهي چاهي بگشايم اكر چه هنوز قامتِ اسكندر تكرار ميشود بي قيامتِ آب
قدسي قاضينور – هلند
1 – وطنِ پرنده درختِِ آشيان كرده بر آن نيست آسمان است. 2 – پرواز جز بال آسمان نيز ميخواهد.
برجِ دوقلو دوبار، فرو نميريزد
منصور خاكسار - آمريكا
با عكسي كه خود را در آينهي روبرو سي سال بيشتر، پير كرده است، مخروطي از خاكستر بر ميخيزد.
خبرها را نديده رد ميشوي از اين و آن ايستگاه يا شبكهي CNN و تپانچهاي كه پُر و خالي ميشود به روي عكسي كه در آينهي روبرو سي سال، تغيير كرده است. آه... سپتامبرِ عصبي پلكِ ورم كردهات پشتِ نيويورك نگرانم ميكند با مخاطبي كه دندانِ خبر را تيزتر ميجود پاي ستونهايي كه خرده استخوانها را پس و پيش ميكشد و بر جنازهها ميافزايد.
برجِ دوقلو دوبار فرو نميريزد.
|