|
ویژه فلسطین : گوشه هایی از پانورامای وقایع فلسطین
|
|
|
تراب حق شناس
|
|
اشاره امروز فلسطين در اشغال نظامي و استعماري اسرائيل است، يعني يكي از آخرين نمونه هاي استعمار در دنياي معاصر. در فاصله ي دو جنگ جهاني اول و دوم كه فلسطين تحت قيمومت بريتانيا بود يهوديان 30 در صد جمعيت را تشكيل مي دادند كه تنها 7 در صد اراضي به آنان تعلق داشت. در قطعنامه اي كه ملل متحد در 1947 براي تقسيم فلسطين بين اعراب و يهوديان تصويب كرد بيش از 50 در صد خاك فلسطين به يهوديان داده شد كه اعراب نپذيرفتند. دولت اسرائيل در 1948 تشكيل شد و قسمتي كه به اعراب تعلق مي گرفت يا ضميمه ي پادشاهي اردن شد (ساحل غربي) يا اداره ي آن به مصر واگذار گرديد (غزه). آن 7 درصد كه متعلق به يهوديان بود هم اكنون به 68درصد رسيده است. در سال هاي 1950 اسرائيل بخش هاي ديگري از فلسطين را اشغال كرد و در سال 1967 كل فلسطين را اشغال نمود. تمام قطعنامه هاي ملل متحد را كه دائر بر تخليه ي اراضي اشغالي و حق بازگشت آوارگان است، اسرائيل ناديده گرفته و جامعه ي بين المللي دربرابر اين تجاوز به حقوق فلسطيني ها هرگز مجازاتي عليه اين كشور درنظر نگرفته است. اسرائيل در معافيت مطلق از مجازات، تمام حقوق ابتدائي و ملي فلسطيني ها را زير پا گذارده و از آغاز مرتكب انواع تروريسم دولتي و حتي كشتار دولتي گرديده است. شارون و ديگر دست راستي هاي افراطي كه هم اكنون در اسرائيل بر سر كار اند بارها تاكيد كرده اند كه خواستار اخراج فلسطيني ها از فلسطين اند. در 1948 حدود 150 هزار تن از فلسطيني ها در سرزمين خود باقي ماندند كه هم اكنون شمارشان به يك ميليون مي رسد و به صورت يك اقليت در اسرائيل زندگي مي كنند. آن ها شهروندان درجه ي دوم اند و نسبت بدانان تبعيض نژادي اعمال مي شود. 35 سال از اشغال ساحل غربي و غزه مي گذرد. اسرائيل حتي قراردادهايي را كه خود در اسلو امضا كرده زير پا گذارده است. فلسطيني ها در اسلو حتي بيش از آنچه در طاقتشان بود كوتاه آمدند يعني پذيرفتند كه در برابر 22 در صد از كل خاك فلسطين، از 78 در صد بقيه صرف نظر كنند، دولت اسرائيل را به رسميت بشناسند و با آن صلح كنند ولي اسرائيل حقوق فلسطيني ها را در مذاكرات كمپ ديويد كه در آخرين روزهاي حكومت كلينتون و زير نظر او تشكيل شد ناديده گرفت و در نتيجه فلسطيني ها حاضر نشدند «صلح» مورد نظر اسرائيل را بپذيرند. آنچه فلسطيني ها از 7 سال مذاكره يعني از 1993 تا 2000 به اصطلاح به دست آوردند 18 درصد از آن 22 درصد بود كه منطقهي الف ناميده مي شد، نه از حاكميت ملي خبري بود نه از استقلال سياسي و اقتصادي نه از بيت المقدس و نه از بازگشت آوارگان. پيش از انتفاضه ي دوم وضع معيشتي در سرزمين هاي خودمختار از دوره ي اشغال هم بدتر شده بود. تحقير مردم و ستم هاي بيحد وضع عمومي را آماده ي انفجار كرده بود. ديدار تحريك آميز شارون از مسجد اقصي كه به دقت از سوي ايهود باراك ، نخست وزير وقت، سازماندهي شده بود حكم چاشني اي داشت كه بشكه ي باروت را منفجر كرد و انتفاضه ي دوم درست دو سال پيش، در 29 سپتامبر 2000 آغاز گرديد. در انتفاضه ي اول اعتراض ها همه مسالمت آميز بود و در برابر تانك هاي اسرائيلي با پرتاب سنگ مقابله مي شد و عملاً از سلاح هاي اسرائيلي دربرابر اين نوع مبارزه كاري چندان ساخته نبود. همچنين در افكار عمومي جهاني چرخشي چشمگير به سود قضيه ي فلسطين به وجود آمد. در انتفاضه ي دوم تشديد سركوب هاي مستمر و به خصوص قتل هاي دائم (لغو مجازات اعدام كه اسرائيل بدان مي بالد مانع اين قتل ها البته نيست) و تخريب خانه ها و دستگيري ها و توقف به اصطلاح روند صلح، كار را به مقابله ي مسلحانه كشاند و كارزار مقاومت دربرابر اشغال، ظاهراً حالت جنگي دوجانبه به خود گرفت حال آنكه حتي نمي توان گفت كه دو طرف وجود دارد: اسرائيل از شناسائي بين المللي برخوردار است با اقتصادي 50 برابر نيرومندتر از اقتصاد فلسطيني. اسرائيل ابرقدرت منطقه است كه ميلياردها دلار اسلحه ي مدرن در سال وارد مي كند. اسرائيل پنجمين قدرت اتمي جهان است و 200 تا 300 كلاهك اتمي دارد و در طرف ديگر فلسطيني ها هستند كه در 200 گتو و محدوده ي بسته در انزوا بسر مي برند. بشريت امروز حق ندارد فلسطيني ها را تنها بگذارد و راه احقاق حقوق شان را بر آنان ببندد. از يك طرف قوانين بين المللي مي گويند ملتي كه تحت اشغال باشد حق دارد از هر وسيله اي كه در اختيار داشته باشد استفاده كند ولي نوبت به فلسطيني ها كه مي رسد مي گويند شما حق مقاومت داريد ولي تروريسم نه. آن ها چيزي ندارند، نه ارتشي و نه حتي سلاح مؤثري. وقتي هيچ راهي براي آنان باقي نمي ماند جامعه ي بين المللي حق ندارد به آن ها بگويد شما حق نداريد تروريسم را به كار گيريد. مگر عمليات مقاومت ضد فاشيستي در جريان جنگ جهاني دوم جز اين بوده و مگر مبارزان مقاومت را فاشيست ها به همين عنوانِ «تروريست» محكوم به اعدام نمي كرده اند؟ بحث در باره ي عمليات انتحاري و زيان هاي آن، چه در محافل فلسطيني و چه در بين حمايتگران آنان در خارج، جريان دارد ولي يك لحظه هم استدلال هاي مغرضانه و ساده لوحانه ي رسانه هاي گروهي و به اصطلاح «عشق به شهادت» را كنار بگذاريم و به جواني بينديشيم كه جان خود را چون بمب به كار مي گيرد كه يادآور اسطوره ي آرش كمانگير است كه «جان خود در تير كرد آرش». صحبت بر سرِ تأييد عمليات انتحاري به عنوان يك مشي مبارزاتي نيست. بلكه بحث بر سرِ فهم آن است. به شرايطي بينديشيم كه مرگ را براي فرد آسان تر از اين زندگي مي كند. اگر زندگي را براي او جهنم نكرده بودند، حتي اگر به بهشت اعتقادي داشت هرگز حاضر نبود بهشت نقد را به نسيه بفروشد كه هيچ مؤمني نمي فروشد، چنانكه بر اساس دين هم حق خودكشي ندارد. عمليات انتحاري نه ويژه ي مسلمانان است نه حتي ويژه ي خداپرستان. حقيقت اين است كه فلسطيني ها از تروريسم بيزار اند زيرا از 50 سال پيش به اين سو، خود قرباني مستمر تروريسم دولتي بوده و هستند. اسرائيل با حمايت آمريكا و سكوت توطئه گرانه ي اتحاديه ي اروپا و ديگر قدرتها جز به تخريب و نابودي آرمان فلسطيني ها نمي انديشد. امروز خطر بزرگ اين است كه با آغاز جنگ تجاوزكارانه ي آمريكا عليه مردم عراق، اسرائيل فرصت يابد كه فلسطيني ها را با استفاده از هياهوي جنگ به طور دستجمعي و انبوه از فلسطين اخراج كند (رك به مقاله ي ميشل دل كاستيلو در لوموند 11 سپتامبر 2002 ). سابقاً برخي مفسرين سياسي گمان مي بردند كه حمله ي آمريكا به عراق و بي ثبات كردن آن ممكن است باعث ثبات در فلسطين و برقراري دولت فلسطين شود ولي ظاهراً قضايا بر خلاف اين است و سياست اين تنها ابرقدرتِ حاكم بر جهان برقراريِ بي ثباتي در سراسر منطقه است. آن ها مي دانند كه از اين طريق بهتر مي توانند توده هاي ستمديده را از اعتلا بخشيدن به مبارزه شان عليه سرمايه داري مانع شوند. بي ثباتي در منطقه به سود آزمندي هاي توسعه طلبانه ي اسرائيل است. با بي ثباتي در منطقه، اسرائيل مي تواند بگويد چرا ما بايد در ساحل غربي و غزه ثباتي به وجود آوريم؟ اسرائيل تا امروز سياستي براي صلح نداشته و مرزهاي هاي خود را هم مشخص نكرده زيرا به گفته ي شارون جنگ «استقلال»، جنگ 1948 به پايان نرسيده است. طي 40 سال، شايد مهم ترين دستاورد مردم فلسطين وجود مؤسسه اي سياسي به نام سازمان آزادي بخش فلسطين است. اسرائيل و همدست درجه ي اول آن آمريكا مي خواهند اين دستاورد را كه سمبل استقلال طلبي و هويت ملي و اجتماعي مردم فلسطين است از بين ببرند. مسلم است كه بدون ياسر عرفات كه چهره ي برجسته ي اين آرمان و مؤسسه ي سياسي ست، اسرائيل بهتر مي تواند در نابود كردن آرمان فلسطين تلاش كند. در پايان اين يادداشت مختصر بايد از مقاومت حيرت انگيز مردم فلسطين بگوييم و از همبستگي وجدان هاي بيدار انسان ها چه در خود اسرائيل و چه در سراسر جهان كه بدون هيچ ملاحظه ي قومي يا مذهبي روز به روز گسترده تر مي شود. نمونه هايي از گزارش ها و موضع گيري ها را كه با همكاري بهروز افشين فراهم شده در زير مي آوريم. دوم اكتبر 2002 يك شنبه 22 سپتامبر 2002 مقاطعه، مقر فرماندهي عرفات در محاصره ي تانك ها ست. ساعت 18 و 55 دقيقه: هزاران تن از مردم فلسطين در غزه و ساحل غربي دستور نظامي نيروي اشغالگر را دائر بر منع عبور و مرور درهم شكسته به خيابان مي ريزند. چهار مرد و يك نوجوان در اين تظاهرات كشته مي شوند. اتحاديه ي اروپا از اسرائيل مي خواهد كه از تخريب ساختمان هاي محيط فرماندهي عرفات دست بردارد. وزير خارجه ي دانمارك كه كشورش رياست كنوني اتحاديه ي اروپا را بر عهده دارد مي گويد: اشغال مجدد و تخريب دفاتر رهبري فلسطين هيچ فايده اي براي برقراري صلح و امنيت مردم فلسطين و اسرائيل ندارد. در رام الله صدها تن از زن و مرد و كودك فرياد مي زنند: زنده باد عرفات، زنده باد فلسطين. يكي از اعضاي بريگاد شهداي الاقصي فرياد مي زند: «وقت آن است كه همه ي فلسطيني ها به اسرائيل حقيقت را بياموزند و از عرفات دفاع كنند». شاهدان عيني گواهي مي دهند كه تظاهر كنندگان مي كوشند حول مقر فرماندهي عرفات اجتماع كنند ولي ارتش اشغالگر نه فقط با پرتاب گاز اشك آور به مقابله با آنان مي پردازد، بلكه رگبار گلوله را بر روي جمعيت مي گشايد. به گفته ي مقامات بيمارستان دو نفر كشته مي شوند. دو نفر ديگر از اردوگاه بلاطه و ديگري از تولكرم كشته مي شود. در اينجا حدود 1200 نفر تجمع كرده اند و بين آنان و سربازان اشغالگر رگبار گلوله ها رد و بدل مي شود. در شهر رفح (نوار غزه) پنج هزار نفر گرد آمده اند. برخي عكس عرفات را به دست دارند و برخي ديگر تيراندازي هوائي مي كنند. در غزه، جنين و الخليل (هبرون) هم تظاهرات جريان دارد. نوجواني 13 ساله كه منع عبور و مرور را رعايت نكرده بود كشته مي شود. در جريكو (اريحا) 400 نفر به سوي زندان ها روانه اند و خواستار آزادي زندانيان اند. اسرائيل با محاصره ي مقر عرفات و تخريب مستمر ساختمان هاي اطراف آن مي خواهد عرفات را وادار كند كه به تبعيد تن در دهد (منبع: انجمن همبستگي فرانسه – فلسطين). امتناع از خدمت در ارتش اسرائيل فراخوان شماري از افسران و سربازان نيروي احتياط ارتش اسرائيل (متن از سازمان صلح طلب اسرائيلي «يش گوول») «ما افسران و سربازان نيروي احتياط ارتش اسرائيل (تزاهل) كه در مهد صهيونيسم و فداكاري براي دولت اسرائيل بزرگ شده ايم و همواره در خط مقدم جبهه خدمت كرده، در كليه ي ماموريت ها، چه ساده و چه سخت، در دفاع از دولت اسرائيل و تحكيم آن پيشقدم بوده ايم، ما كه هفته هاي طولاني را در هر سال به رغم تاوان شخصيِ گزافي كه برايمان داشته در ارتش خدمت كرده ايم، ما كه در كليه ي مناطق خدمت كرده و فرمان ها و دستوراتي را دريافت كرده ايم كه نه تنها هيچ ربطي به امنيت اسرائيل نداشته بلكه هدف از آن ها سلطه بر مردم فلسطين بوده است، ما كه به چشم خود ديده ايم كه اشغال چه تاوان خونيني را بر هردو طرف كشمكش تحميل مي كند، ما كه احساس كرده ايم دستورات داده شده چگونه تمام ارزش هاي كشور ما را نابود مي كند، ما كه فهميده ايم چگونه اشغال چهره ي انسانيِ ارتش را از بين مي برد و كل جامعه ي اسرائيل را به فساد مي كشاند، ما كه مي دانيم سرزمين هاي اشغالي جزو اسرائيل نيست و كليه ي كولوني ها (مستعمرات و مهاجر نشين ها) سرانجام برچيده خواهند شد، اعلام مي كنيم: كه ديگر براي صلح و آرامش اين كولوني ها نخواهيم جنگيد، كه ديگر فراسوي خط سبز به منظور اخراج، گرسنه نگاه داشتن و تحقير يك ملت نخواهيم جنگيد. ما اعلام مي كنيم كه در كليه ي شرايط براي دفاع از دولت اسرائيل آماده ايم، اما اشغال و سركوب چنين هدفي را دنبال نمي كنند» (با كمي تلخيص. به نقل از نشريه ي كميته ي هشياري براي صلحي واقعي در خاور ميانه - ژوئن 2002). راهپيمايي تاريخي ضد جنگ در لندن نوشته ي باب وينگ (باب وينگ نويسنده ي كتاب «زمان هاي جنگ» است و هم اكنون بر سر راه خود به فلسطين در لندن بسر مي برد). لندن 28 سپتامبر 2002 توني بلر شايد تنها متحد پرزيدنت بوش در راه جنگ با عراق باشد. ولي مردم انگليس امروز مخالفت قاطعانه ي خود را با تغيير تحميلي رژيم عراق اعلام كردند. امروز بعد از ظهر، دست كم 350 هزار نفر از سراسر انگلستان به خيابان ريختند تا در راه پيمايي و تظاهراتي صلح آميز با شعار «به عراق حمله نكنيد. فلسطين را آزاد كنيد» شركت كنند. اين بزرگ ترين تظاهرات طي 30 سال گذشته است. راه پيمايي چنان عطيم بود كه اندازه ي آن را نمي شد تخمين زد. آنچه مسلم است اينكه صدها هزار نفر از مليت ها و سنين و طبقات مختلف در آن شركت داشتند. نظرخواهي هاي اخير نشان مي دهد كه 70 در صد از مردم انگليس با پيوستن به جنگي كه به رهبري آمريكا صورت مي گيرد مخالف اند. آندره موراي رئيس انجمن «دست از ائتلاف جنگي برداريد» مي گويد: «اين نه تنها مخالفت با جنگ بلكه به جوش آمدن از خشم است. اين راهپيمايي ضربه اي بود به بلر و پيش پرده اي بود براي كنفرانس حزب كارگر كه چند هفته بعد تشكيل مي شود. تظاهرات را انجمن «دست از ائتلاف جنگي برداريد» و «انجمن مسلمانان بريتانيا» مشتركاً ترتيب داده بودند و 12 سنديكا، شمار زيادي از سازمان هاي مسلمان ضد نژادپرستي، برخي از اعضاي پارلمان و شهردار لندن از آن پشتيباني كرده بودند. برگزاركنندگان فراخواني براي تظاهرات ديگري داده اند كه در 31 اكتبر عليه حمله به عراق برپا مي شود. ژرمي كربين، نماينده پارلمان از حزب كارگر مي گويد: «مخالفت با اين جنگ در اين كشور باور نكردني ترين ائتلافي ست كه من ديده ام»… بيانيه: تحريم كالاهاي اسرائيلي از آنجا كه دولت اسرائيل حقوق بين المللي را زير پا مي گذارد، پارلمان اروپا (استراسبورگ) تصميم گرفت معاهدات اقتصادي اروپا و اسرائيل را به حالت تعليق درآورد. ما خواستار آنيم كه مقامات سياسي كشور ما (فرانسه) مسؤوليت خود را در تحقق اين تصميم به عهده گرفته آن را به مرحله ي عمل درآورند. بر همين اساس ما از مردم مي خواهيم تا زماني كه اشغال سرزمين هاي فلسطيني توسط اسرائيل ادامه دارد از خريد كالاهاي اسرائيلي خودداري ورزند. به طور خاص ما از هر فرد مي خواهيم كه از خريد ميوه، سبزي و ديگر فرآورده هاي كشاورزي «ساخت اسرائيل» امتناع كنند و به طور كلي مردم را فرا مي خوانيم كه كالاهاي اسرائيلي را كه معمولاً با شماره ي كد 0729 مشخص مي شود تحريم كنند و از شهروندان مي خواهيم كه اگر منشا كالا معلوم نيست (امري كه خود غيرقانوني مي باشد) از منشا آن كسب اطلاع كنند. دولت اسرائيل كه آريل شارون در راس آن است هر روز بيش از پيش به سياست مستعمره كردن اراضي فلسطين و تخريب زيربناهاي جامعه ي فلسطين و نقض حقوق بين المللي و حقوق انساني و معاهدات و قطعنامه هاي ملل متحد ادامه مي دهد. اين نقض مستمر حقوق انساني كه خود منشا مقاومت نوميدانه ي فلسطيني ها ست و به عمليات انتحاري عليه غيرنظاميان انجاميده تنها وخامت هرچه بيشتر اوضاع را به بار مي آورد و برقراري صلحي عادلانه و پايدار بين فلسطيني ها و اسرائيلي ها را ناممكن مي گرداند. در حالي كه ابرقدرت آمريكا به طور غيرمشروط به حمايت خود از شارون ادامه مي دهد پارلمان اروپا خواستار مجازات اقتصادي اسرائيل است، اما براي اينكه اين امر جامه ي عمل بپوشد و به مردم اسرائيل بفهماند تازماني كه به حمايت از سركوب فلسطيني ها ادامه مي دهند رهبران سياسي ما (اروپائيان) بايد اين تصميم پارلمان اروپا را تصويب كرده اجرا نمايند. اما آن ها تا كنون از خود ترديد نشان داده فلسطيني ها را به حال خود رها كرده اند يعني ملتي را در ميهن خود به زندان گرفتار نموده اند كه خود مقدمه ي اخراج و نفي بلد آنان است. دولت اسرائيل با كشيدن ديوارهاي بتوني كه با سيم برق و حضور سربازان مسلح همراه است نظام آپارتايد را سراسري كرده همان سياستي را تكرار مي كند كه سابقاً در آفريقاي جنوبي رايج بود. ما به عنوان شهروندان اروپا از رهبران سياسي خود مي خواهيم كه مجازات هاي اقتصادي را كه در چارچوب اروپا تصويب شده در هريك از كشورها به اجرا درآورند. در اين باره نبايد ترديدي به خود راه داد و بايد اعضاي پارلمان و منتخبين ملت را به سؤال كشيد. ما مي توانيم به عنوان مصرف كننده به آن ها نمونه ي عملي نشان دهيم. ما توانايي آن را داريم و وظيفه ي ما ست كه مستقيماً وارد عمل شويم. دست زدن به بايكوت در امكان همه ي ما هست. قبل از هرچيز بايد دانست كه فرآورده هاي كشاورزي اسرائيل: «ساخت اسرائيل» نه فقط بخشي از آن ها در سرزمين هاي غصب شده ي فلسطيني به عمل مي آيد بلكه با آب غصب شده نيز آبياري مي شود زيرا تقسيم آب در سرزمين هاي اشغالي كاملاً در اختيار اسرائيل است. فلسطيني ها برعكس، در نتيجه ي اشغال اسرائيل، هيچ امكاني براي استفاده از كشاورزي خود ندارند. زمين هاشان اگر در اختيار كولون ها هم قرار نگرفته باشد، يا به عنوان منطقه ي نظامي غصب مي شود يا به بهانه ي «منابع طبيعي». كشتزارها و باغ هاي متعددي ويران شده و صادرات فلسطيني ها با ممانعت هاي اسرائيل مواجه شده است. فراموش نكنيم كه اسرائيل برخي از كالاهاي توليد شده در كولوني هاي واقع در اراضي اشغالي را با مارك «ساخت اسرائيل» معرفي مي كند و اين اقدامي ست كاملاً مخالف قراردادهاي اقتصادي بين اتحاديه ي اروپا و اسرائيل. امروز برخي از صلح دوستان اسرائيلي هستند كه شعار تحريم كالاهاي اسرائيلي را سر مي دهند زيرا مي دانند كه اين وسيله اي ست براي حفظ آينده ي اسرائيل و مردم آن. بدين دليل است كه تحريم فرآورده هاي آپارتايد اسرائيل به هيچ رو به معني ضديت با اشخاص و مؤسسات يهودي نيست. اقدام ما برعكس، در چارچوب مبارزه اي مصممانه عليه هرگونه نژادپرستي ست، چه ضديت با يهود نام گيرد چه هر پيشداوري نژادپرستانه ي ديگر. امضاها: دهها انجمن و حزب از نيروهاي چپ و دموكراتيك فرانسوي اين فراخوان را امضا كرده اند. روز 28 سپتامبر تظاهراتي در شهر مارسي (جنوب فرانسه) براي حمايت از شعار تحريم كالاهاي اسرائيلي برپا شد. مارسي از اين لحاظ انتخاب شده بود كه صدور كالاهاي اسرائيلي به اروپا از طريق اسكله اي به نام كرمل در مارسي صورت مي گيرد. در اين تظاهرات از شهرهاي مختلف فرانسه و نيز از برخي كشورهاي اروپا شركت داشتند. ياسر عرفات از مقر مخاصره شده ي خود در رام الله مستقيماً براي آنان پيامي تلفني فرستاد. با تشديد تجاوزات دولت اشغالگر اسرائيل، نيروهاي طرفدار صلح و انجمن هاي پشتيباني از مقاومت مردم فلسطين نيز بر فعاليت خود افزوده اند. غير از تظاهرات مارسي، سفرهاي بازديد از مناطق اشغالي ومشاهده ي دامنه ي جنايات ارتش اسرائيل نيز سازماندهي شده است. همچنين اعزام داوطلبان كمك به خلق فلسطين در زندگي روزمره، از جمله ياري به جمع آوري محصول زيتون در ماه هاي اكتبر و نوامبر. كارزار تحريم كالاهاي اسرائيلي در اروپا و كانادا و … نيز ادامه دارد. در باره ي ابعاد جنبش تحريم اسرائيل به ويژه در زمينه ي همكاري هاي علمي و دانشگاهي، نگاه كنيد به لوموند 2 اكتبر 2002. هيئت آموزشي مدارس در سرزمين هاي اشغالي تلاش مي كند كه مدارس علي رغم منع عبور و مرور باز باشد و كودكان فلسطيني بيش از اين از تحصيل محروم نمانند. مقاومت مردم در اين زمينه نيز قهرمانانه است. ابتكارات فراوان با فداكاري هاي چشمگير براي مقابله با اين سياست سركوب ادامه دارد و گفتني ست كه در اوت و سپتامبر امسال هم از دانش آموزان امتحان گرفته شده و هم برگه ها تصحيح شده است. آگهي براي يك تظاهرات از طرف يوري اونيري رهبر يك جنبش چپ صلح طلب اسرائيلي:
نظم جهاني صدام شرور/ قطعنامه هاي ملل متحد را نقض مي كند/ بايد گورش را گم كند! شارون قهرمان/ قطعنامه هاي ملل متحد را نقض مي كند/ درود بر دلاوري اش! بوشِ خردمند/ تصميم مي گيرد كه چه كسي نقض كننده است/ و چه كسي را بايد تنبيه كرد/ هايل پيشوا! روز جمعه 27 سپتامبر همراه با دهها سازمان يهودي و عرب جانبدار صلح در برابر پست كنترل نظامي كلانديا دست به تظاهرات خواهيم زد و خواستار عقب نشيني فوري ارتش از رام الله و برداشتنِ محاصره ي مقر عرفات خواهيم شد. در حاشيه خبرها نقشه ي آمريكا براي حمله ي نظامي به عراق بيش از پيش بوي نفت مي دهد اقدام عراق به پذيرش بدون قيد و شرط كارشناسان سازمان ملل متحد براي تحقيق در مورد تسليحات عراق و امكانات اين كشور در توليد سلاح هاي كشتار انبوه «بهانه» ي قانوني دولت آمريكا را از آن گرفته و بوش و ديگر زمامداران آمريكا عريان تر از گذشته «نيت» اصليِ خود را براي «سرنگونيِ صدام حسين» و آغاز جنگ با عراق اعلام كردند. روز 18 سپتامبر، ديك چني معاون رئيس جمهوري آمريكا در يك برنامه ي خبري سي ان ان اعلام كرد: «مسئله ي اصلي، كنترل 12 در صد از منابع نفتي جهان است». در برنامه ي تم تم و … (كه 18 سپتامبر از راديو فرانس انتر پخش شد) مايكل مور سينماگر مترقي آمريكايي (سازنده ي فيلم هاي مستند) ضمن افشاي چهره ي «دو روي جرج و. بوش» و موضع گيري عليه جنگ آمريكا با عراق، اظهار داشت كه كافي ست در سايت اينترنتي بي بي سي، كلمه ي طالبان، هوستون و كنت را وارد كرده و دكمه ي جستجو را كليك كنيد. داستان رابطه ي نزديك طالبان با شركت هاي نفتي آمريكا در برابر چشمان تان آشكار خواهد شد: كه چند سال پيش، طالبان براي امضاي قرارداد جهت اجراي پروژه ي لوله ي گاز تركمنستان – بنادر پاكستان از طريق افغانستان [قراردادي كه روز 19 سپتامبر در عشق آباد امضا شد!] به هوستون در تگزاس سفر كردند و با مقامات يك شركت نفتي ملاقات نمودند كه در آن زمان جرج و. بوش از مسؤولين اش بود. آنها با شركتي نيز قرارداد بستند كه همين ديك چني (معاون فعلي رئيس جمهوري كنوني) مدير آن بود و مشاوره هم به عهده ي شركت انرون گذاشته شد. دنباله ي داستان، ماجراي وحشتناك 11 سپتامبر و دخالت آمريكا در افغانستان و عواقب آن را همه مي دانند. لوموند در شماره ي 20 سپتامبر 2002 در مقاله اي درباره ي نقش نفت در جنگ احتمالي آمريكا در عراق مي نويسد: «واضح است كه دومين ذخيره ي نفتي جهان پس از عربستان سعودي، توجه ايالات متحده را جلب كند». اين روزنامه ادامه مي دهد كه «عراق داراي 112 ميليارد بشكه، ذخيره ي قطعيِ معادل 11 درصد منابع نفتي دنيا مي باشد كه بايد به اين رقم 220 ميليارد بشكه منابع احتمالي را اضافه كرد». نويسنده در پايان مقاله اشاره مي كند كه جرج و. بوش و ديك چني خاستگاهشان صنعت نفت است و روابط نزديك خود را با محافل نفتي حفظ كرده اند و مي دانند كه دست انداختنِ آمريكا بر منابع نفتي عراق چه ارزشي دارد. خاطره كشتار عام در صبرا و شاتيلا و در پايان از مراسمي ياد مي كنيم كه به مناسبت بيستمين سال كشتار فلسطيني ها در اردوگاه هاي صبرا و شاتيلا در سال 1982، در كشورهاي مختلف برپا شد. در پاريس، به ابتكار «كميته ي هشياري براي صلحي واقعي در خاورميانه» سميناري كه تمام روز شنبه 28 سپتامبر را در بر گرفت در انستيتوي جهان عرب و با حضور بيش از 500 نفر برگزار شد و چندين نفر از اسرائيل (آمنون كاپوليوك نويسنده ي لوموند ديپلوماتيك، و يان دو يونگ، جغرافيدان، و ايلان هله وي نويسنده و نماينده ي الفتح در انترناسيونال سوسياليستي) و دو حقوقدان از فرانسه و بلژيك (ژرو پرادل و ميكائل ورهايگ كه دادگاه شارون را در بلژيك دنبال مي كنند) و صالح عبد الجواد استاد تاريخ و علوم سياسي در فلسطين در باره ي ابعاد اين جنايت و سوابق و پيآمدهي آن صحبت كردند و فيلمي هم به نام «متهم» در باره ي همين فاجعه نشان داده شد. قطعاتي از نوشته ي ژان ژنه نويسنده ي بزرگ فرانسوي تحت عنوان «چهار ساعت در شاتيلا» و اشعاري از محمود درويش شاعر بزرگ فلسطين نيز به ترتيب در آغاز و انجام سمينار قرائت گرديد.
|