header image
 
«‌شارون‌» و ظهور حماس چاپ
نويسنده‌: Ray Hanania / ترجمه : محمد علي   
آريل شارون‌، نخست‌وزير اسرائيل‌، از حماس به عنوان يكي از بزرگترين تهديدها بر عليه اسرائيل نام برده است‌. در حالي كه خود وي يكي از معماراني است كه يك آلترناتيو اسلامي در برابر سازمان آزادي‌بخش فلسطين را تشجيع و حماس را بوجود آورده است‌.

در يك ربع قرن اخير‌، شارون و حزب دولتي ليكودِ وي قابله‌گي تولد حماس را انجام داده و حركت افراطي اسلامي را كه بيشتر متوجه كارشكني در روند صلح بود تغذيه كرده است‌. سياست‌هاي افراطي احزاب بلوك ليكود‌، حتا وفاداران حزب را تحريك به اعمال خشونت‌آميز مي‌كردند كه در نتيجه حماس را به گسترش عمليات خويش -‌مبارزه مسلحانه بر عليه نظاميان اسرائيلي‌، و خود كشي با بمب در ميان اهداف غير نظامي‌- وادار كردند‌. طنز‌آميز اينست كه‌، دو دشمن سخت‌، يعني ليكود و حماس‌، در طي سال‌ها از افراط‌گرايي يك ديگر استفاده‌ي سياسي كرده‌اند‌.
هدف سياست‌هاي ليكود برهم زدن نفوذ ياسر عرفات رهبر فلسطيني بود كه در ملاقات سران عرب در رباط (‌اكتبر سال 1974) به عنوان تنها فردي معرفي شد كه مي‌توانست براي بازگرداندن ساحل غربي رود اردون‌، نوار‌غزه و اورشليم‌شرقي عربي به مذاكره بپردازد‌. ولي آنان ناآگاهانه سبب تحريك حركت اسلامي به سطح بالايي از افراط‌گرايي شدند‌. نخستين خودكشي با بمب در آوريل 1994 انجام گرفت كه خود در جواب فاناتيزم يك مستعمره نشين‌، تحت تأثير ليكود‌، در قتل نماز گزاران بي‌گناه مسلمان در مسجد هبرون بود‌. از آن تاريخ تعداد خودكشي با بمب حماس‌، مرتباً افزايش پيدا كرده و خاورميانه را به بدترين بحران دهه‌هاي اخير كشانيده است‌. در آستانه 11 سپتامبر‌، عمليات انتحاري چهره‌ي شيطاني‌تري به خود گرفته و به ليكود بهانه محكم‌تري داد تا به اهداف دراز مدت خويش - نه تنها نابود كردن عرفات‌، بلكه نفي هرگونه اميد به تشكيل دولت فلسطيني - نايل شود‌.
از زمان شروع انتفاضه‌ي دوم در سپتامبر 2000 - در يك زمان 19 ماهه - شصت خودكشي با بمب صورت گرفته است‌. بالا گرفتن خشونت و خودكشي با بمب تنها به برهم زدن پروسه‌ي صلح كه يكي از اهداف اوليه ليكود بود خدمت كرد و نيروي رقيب عمده‌ي سياسي اسرائيلي‌اش را تضعيف كرد‌. در سطح شخصی نیز، خشونت اخیر حماس به آریل شارون فرصتی داد که دومین و شاید آخرین تیر خود را برای نابودی بزرگترین رقیب خود عرفات پرتاب کند. نخستین کوشش وی برای نابودی عرفات در سال 1982‌، حمله به پایگاه‌های ساف در لبنان و بیروت بود‌، كه اسرائیل با دستپاچگي مجبور به عقب نشینیِ تحقیرآمیز شد‌. شارون آن جا را با شهرت لکه دار شده‌ای ترک گفت‌، و به خاطر کشتار صدها فلسطینیِ غیر نظامی در اردوگاه‌های پناهندگانِ صبرا و شتیلا‌، مورد شماتت قرار گرفت .
اکنون وی در مقام نخست وزیر‌، شخصاً درحال رهبری هجوم به ساحل غربی‌، به امید تمام کردن آن چه در لبنان شروع کرد و شکست خورد می باشد.
تاریخاً‌، لیکود و حماس به طور دوجانبه‌ای درگیر رقص مرگِ سودآوری برای خویش هستند. حماس در سایه‌ی سیاست اسرائیل برپایه استراتژی بلوک لیکود که هدفش ایجاد آلترناتیوی در برابر عرفات با توانایی تسخیر قلوب و عقول توده‌ي فلسطینیان و امکان افزایش کنترل اسرائیل بود ترقی کرد و نیرو گرفت.
بنیانگزار لیکود مناهیم بگین، در سال 1977 به عنوان نخست وزیر اسرائیل شروع به پروراندن و ظهور حرکت اسلامی در بین فلسطینیان، ابتدا در نوار غزّه و به مقیاس محدودی در ساحل غربی کرد. برای جلوگیری از بازگشت عرفات تحت هرگونه موافقت نامه‌ی صلح، و از بین بردن محبوبیت وی در ساحل غربی و نوار غزه، اسرائیل، یک سال بعد، ناامیدانه به یک رهبر مذهبی افلیج از چهار دست و پای 42 ساله، شیخ احمد یاسین، اجازه داد سازمان خیریه خود را که بعداً حماس نام گرفت به ثبت برساند. جانشین بگین، اسحاق شامیر بود. هر دوی اینان ( بگین و شمیر) رهبران اولین سازمان های تروریستی بودند که در سال های 1940 در فلسطین دست به عملیات می زدند. تحت رهبری بگین و بعداٌ شامیر، اسرائیل، « انجمن های دهات» را که یک شورای محلی برای اداره‌ی امور محلی شهری و دهقانی بود‌ ایجاد کرد كه از فلسطینیان دست چین شده و تحت كنترل اسرائيل بودند‌. این نقشه توسط شارون وزیر دفاع آن زمان اسرائیل طرح شده بود. شارون در سال 1981، مناهیم میلسون، پرفسور ادبیات عرب و رئیس سابق دانشگاه عبری را به عنوان نخستین رهبر «دستگاه سیویل» برگزید. کمتر از یک سال بعد‌، این دو بر سر کشتار صبرا و شتیلا‌، از هم جدا شدند و میلسون استعفا داد. در سال 1984 شمیر ناچار به تشکیل یک دولت ائتلافی با حزب کارگر شیمون پرز شد. طبق موافقتنامه رهبری مشترک، پرز مدت دو سال یعنی تا سال 1986 بر سر کار بود. در عرض این دو سال، رهبران حزب لیکود شاهد دست اول مذاکرات پشت پرده‌اي بودند که بین رهبران حزب کارگر و عرفات پناهنده در تونس انجام می‌شد. در عرض یک سال، رهبران حماس، با استفاده از پول‌های اسرائیل که به انجمن های دهات می‌رسید و ده‌ها میلیون بيشتر که از رژیم‌های عرب ناراضی از عرفات جمع آوری می شد، به ایجاد شبکه‌ای از مدارس، درمانگاه‌های طبی، مؤسسات خدمات عمومی، انستیتوهای دینی پرداخت و خدمات مستقیمی به مردم فقر زده‌ی فلسطین تدارک دید.
سازمان آزادی بخش فلسطین و عرفات که همیشه جان به در می‌برد در سال 1988 به توافق رسیدند که مذاکراتِ راه حل «دو دولت» بر مبنای «زمین در برابر صلح» را قبول کنند. در حالی که لیکود سعی می‌کرد «خود مختاری» را به حرکت اسلامی به قبولاند، حماس با عصبانیت در برابر جنبش عرفات و رهبران آن، که شارون و لیکود را هم به تعجب واداشت آشکارا از مبارزه مسلحانه بر علیه اسرائیل جانبداری کرد. تنها چیزی که سبب شد حماس رشد بیشتری نکند، بازگشت حزب کارگر به قدرت در سال 1992 و برگشت عرفات به ساحل غربی و نوار غزه بود. نخستین اقدام عرفات کنترل حماس بود در حالی که اسرائیل‌، روش‌های تهاجمي‌تری از جمله تبعید، زندانی کردن و حتا قتل رهبران حماس را در پیش گرفت.
ما بین سیاست‌ها و اهداف حماس و مقاصد بلوک لیکود مشابهت‌های طبیعی معینی وجود دارد که سبب نزدیکی آنان به هم دیگر می‌شود. هر زمان که مذاکره کنندگان اسرائیلی و فلسطینی آمادگی برداشتن قدم عمده‌ای برای به دست آوردن صلح از خود نشان دادند، یک اقدام تروریستی حماس روند صلح را به ویرانی کشید و طرفین را از هم دور کرد. این که تروریسم به راحتیِ تعجب آوری صلح را برهم زده است، گواه شکنندگی روند صلح و ضعف سیاسی مذاکره کنندگان اسرائیلی و فلسطيني است. دو اقدام مشخص خشونت ملهم از لیکود نیز روند صلح را از خط خارج کرده است. تروریسم‌، اولين مخرجِ مشترکِ روابط بالا و پائین رونده‌ی رهبران اسرائیلی لیکود و حرکت فلسطینی حماس می باشد.
اقدامات تروریستی را می‌توان با تغییرات در رهبری سیاسی اسرائیل مربوط دانست – که – در شکست حزب کارگر و بالا آمدن لیکود تأثیر داشته است. در یک ربع قرن گذشته کاندیداهای حزب لیکود هفده سال در مقام نخست وزیری بوده‌اند که بیشتر از دو برابر هشت سالی است که حزب کارگر دولت را در دست داشته است. از 1977 به این طرف، چهار کاندیدای لیکود پنج بار به نخست‌ وزیری رسیده‌اند، در حالی که سه کاندیدای حزب کارگر چهار بار به این مقام رسیده‌اند (بگین از لیکود 1983-1977؛ شمیر از لیکود 84- 1983؛ پرز  از کارگر 86 – 84؛ شمیر لیکود 1992 – 1986؛ رابین از کارگر 5 – 1992؛ پرز از کارگر 6 – 1995؛ نتان یاهوی از حزب لیکود 9 – 1996؛ باراک از حزب‌کارگر 2001 – 1999؛‌شارون ازلیکود2001تاحال‌)
در زمان انتفاضه (93 – 1987)، خشونت حماس به طور عمده متوجه‌ سربازان و نیروهای امنیتی اسرائیل بود، نه بر علیه غیر نظامیان. در سال 1994، باروخ گلداشتاين، مستعمره نشین ملهم از لیکود، پس از عبور از جلوی گاردهای اسرائیلی‌، داخل مسجد هبرون شده و 29 مسلمان را در حالی که مشغول نماز خواندن بودند از پای درآورد‌. پس از این بود که حماس‌، از مبارزه مسلحانه برعلیه هدف‌های نظامی اسرائیلی به خشونت افراطی گرائيد. گلداشتاين صفحه‌ای از ایدئولوژی لیکود را بیرون کشید، و امیدوار بود که این کشتار روند صلح با عرفات را از راه خود خارج خواهد کرد. در آوریل 1994، یک بمب انداز حماس، در مقام قصاص، اتومبیلي پُر از مواد منفجره را به سوی اتوبوس حامل غير نظاميان راند و هشت کشته و پنجاه زخمی به جای گذاشت. کمتر از یک سال بعد مستعمره نشین متعصب دیگری از لیکود، ملهم از خطابه ها و سیاست های لیکود، رابین را به قتل رساند. این جنایت، آینده حزب کارگر و روند صلح اسرائیل فلسطین را تخریب کرده و هر دو سو را به سمت خشونت راند. له‌آ، بیوه‌ی رابین، با اظهار این که قاتل توسط عبارات فاسد رهبر خوش زبان لیکود،«‌بنیامین نتان یاهو» تحریک به جنايت شده، گناه را به گردن لیکود و خطابه های ضد صلح آن انداخت.
از نظر سیاسی، حماس و بلوک لیکود، در اهداف چندی، هر چند به دلایل مختلف، مشترک هستند. هر دوی آن‌ها مخالف فرمول زمین در برابر صلح و ایجاد دولت مستقل فلسطین هستند. حماس در پی برقراری یک دولت اسلامی در فلسطین است، در حالی که لیکود در پی توسعه‌ی اسرائیل به ساحل غربی اشغالی و اورشلیم شرقی عربی است.
لیکود در جستجوی الحاق این سرزمین‌ها و دادن خودمختاری اداری‌، و نه استقلال و حاکمیت به فلسطیني‌هاست. در مقابل و برعکس آن، ساف و حزب کارگر نیز در اهدافی مشترکند و مخالف سیاست‌های لیکود و حماس می‌باشند. هر دو طرف، در سپتامبر 1993 در یک مقاوله‌ی کتبی و رسمی در کاخ سفید موافقتنامه‌ی صلحی را امضاء کردند که حق موجودیت اسرائیل و حق فلسطینی‌ها را برای تشکیل دولت برسمیت می‌شناخت.
در حالی که لیکود و حزب کارگر نبرد ایدئولوژیک و سیاسی دارند، حماس در مسایل مذهبی با ساف اختلاف دارد و مصالحه را رد می‌کند. حماس به ساف به چشم یک سازمان مهم ولی بیشتر به عنوان برادر خوانده می‌نگرد. هدف اعلام شده‌ی وی ایجاد یک دولت اسلامی در فلسطین است؛ دولتی که نه تنها یهودیان، بلکه مسیحیان و معتقدان به سایر ادیان را نیز به یوغ بکشد. ساف اسرائیل را به رسمیت شناخته و مانند حزب کارگر، اصل زمین در برابر صلح را پذیرفته است. در حالی که حماس تمام سیاسیون اسرائيل را به یک چشم می‌نگرد، خشونت‌اش سبب برهم زدن سیاست‌های حزب کارگر شده و حداقل دوبار به انتخاب کاندیداهای نخست وزیری لیکود کمک کرده است. همين سیاست مخالفت است که لیکود و حماس را به سوی داشتن اهداف مشترک می‌راند.
در سال 1978‌، بگين براي از بين بردن نفوذ عرفات برنامه‌ي «‌آرام كردن‌» را تأمين مالي نمود تا دل و فكر فلسطيني‌ها را به دست آورد‌. سال‌ها بعد‌، بگين افسار وزير دفاع جنگ طلب خود را براي تمام كردن كار عرفات رها كرد‌.
اسرائيل از وراي مخالفت رهبران اسلامي فلسطين‌، كه شامل مدير اوقاف نوار غزه رفعت ابوشعبان نيز مي‌شد‌، انجمن اسلامي جديد‌التأسيس ياسين را به ثبت رساند‌. ياسين داوطلب هم كاري با دولت ليكود بود‌. زيرا وي نيز‌، در هدف از بين بردن نفوذ عرفات غير مذهبي (‌لائيك‌) بر روي فلسطيني‌ها سهيم بود. مهمتر از آن اين كه او‌ مي‌خواست هم خط با سياست‌هاي ليكود‌‌، راه را به ايجاد يك دولت فلسطيني بر مبناي زمين در برابر صلح ببندد‌. دولت ليكود اسرائيل به ياسين اجازه راه‌اندازي و برپا كردن تشكيلات پول جمع كني خيريه را داد‌. با وجوهاتي كه ياسين جمع مي‌كرد و پول‌هاي اسرائيلي كه از طريق انجمن‌هاي دهات سرازير مي‌شد انجمن اسلامي به ساختن مسجدها و مدارس جديد‌، بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها پرداخت‌. گروه (‌انجمن اسلامي‌) دفاتر خدمات اجتماعي و بشر دوستانه و حتا ايجاد كار برپا نمود‌. عليرغم تمايل بعدي به سوي مبارزه مسلحانه و خودكشي با بمب‌، حماس با وسواس 95 در صد وجوه جمع‌آوري شده را در همين پروژه‌هاي ارجدار بشر دوستانه به كار انداخت‌.
پيروان ياسين نفوذ قابل ملاحظه‌اي در سيستم انجمن‌هاي دهات بدست آوردند، سيستمي كه به عنوان طرح ديگر مورد پشتيباني اسرائيل با هدف از بين بردن نفوذ ساف و تقويت «‌رهبران محلي‌» درست شده بود كه‌ ليكود عقيده داشت از نظر سياسي نيز مي‌توانند انتخاب شوند‌. ياسين ابتدا درگير خشونت نبود‌. بسياري از خشونت‌ها از طريق سازمان الفتحِ عرفات كه در لبنان پايگاه داشت‌، يا ساير سازمان‌هاي تحت پوشش ساف مانند جبهه‌ي دموكراتيك خلق براي آزادي فلسطين انجام مي‌شد‌. در داخل سرزمين‌هاي اشغالي‌، گروه ديگري‌، به نام «‌جهاد اسلامي»‌، در حال مبارزه براي نفوذ در ميان فلسطيني‌هاي تحت اشغال بود.
انجمن اسلامي سايه‌اي بود از سازمان راديكال‌تر اخوان‌المسلمين‌ ـ‌‌تأسيس شده در سال 1928 در مصر به وسيله حسن‌البنّا‌. -‌كه شاخه‌ي فلسطين را در سال 1930 برپا كرد‌. ولي تنها به مبارزه لفظي و خطابي بر عليه اختناق دنياي عرب پرداخت‌. در ابتدا‌، اخوان‌المسلمين و شيخ ياسين مدافع مبارزه مسلحانه بر عليه اسرائيل نبودند‌. ياسين راه و روش اخوان‌المسلمين را براي اسلامي كردن تدريجي منطقه‌، برگزيد‌. شيخ ياسين از سيستم تحت كنترل اسرائيلي موسوم به «‌انجمن ده‌» كه گاهي شوراي ده نيز ناميده مي‌شد بهره‌مند شد‌. اين انجمن‌ها محل توليد «‌كول‌لابوهاي‌» [‌كسي كه با دشمن هم كاري مي‌كند‌. اين لغت فرانسه كه‌، از جنگ جهاني دوم براي همكاران فرانسوي آلمان‌هاي نازي‌، به كار رفته است‌] فلسطيني بود كه يا در اثر شانتاژ و يا در مقابل رشوه از فعاليت ساير فلسطينيان گزارش مي‌دادند‌. بسياري از آنان در مواضع رهبري انجمن‌ها بوده و روابط دوستانه‌اي با اسرائيل داشتند‌. ايجاد انجمن‌هاي دهات اولين اقدام اسرائيل براي تشويق آلترناتيوي در برابر ساف محسوب مي‌شد‌. نظاميان اسرائيل به اعضاي انجمن قدرت زيادي داده و آنان را مورد حمايت قرار مي دادند‌. به 200 نفر از اعضاي انجمن‌ها‌، تعليمات نظامي داده شده بود‌. «‌شين بت» اسرائيل از اين شبكه خبرچين‌هايي اجير مي‌كرد‌. يك منبع اسرائيلي تعداد اين خبرچين‌ها را به هزاران نفر تخمين مي‌زند‌. نظاميان اسرائيل نوزده هزار فلسطيني را استخدام كردند كه 11000 نفر آن‌ها معلم‌، كارمند دفتري و اداري بودند‌.
با پيشرفت گفت‌گوهاي پنهاني با رهبران حزب كارگر‌، ياسرعرفات به ياران خود دستور داد كه اعضاي انجمن‌هاي ده را مجبور به استعفا كنند‌. اين كار در سال 1988 سبب شعله‌ور شدن خشونت بين حماس و طرفداران الفتح شد‌. شكاف بين حماس و الفتح‌، در زمان بزرگداشت بيستمين سالگرد نبرد كرامه - سال 1968‌، كه در آن عرفات و سازمان الفتح قرارگاه درست كرده و مبارزه مسلحانه با اسرائيل را شروع كردند‌- عميق‌تر شد‌. موفقيت در نبرد كرامه سبب افزايش جاذبه عرفات در ميان فلسطينيان شد‌. در سال 1987‌، با وجوهات پنهاني انجمن‌هاي ده و تعليمات نظامي موساد‌، شيخ ياسين شاخه نظامي انجمن اسلامي را تشكيل داده و آن را حماس ناميد‌. نام حماس از حروف اول اسم عربي حركته‌‌ا‌لمقاوته‌الاسلاميه تشكيل شده است‌. [كلمه‌ي حماس در فارسي به معني شور و حماسه است].
در تبديل تشكيلات ياسين از يك بنياد خيريه‌ي مذهبي به يك حركت چريكي يك طنز واقعي وجود دارد‌. مناهيم بگين و اسحاق شمير هر دو در سال‌هاي 1940‌، اولين سازمان‌هاي تروريستي عمليات كننده در فلسطين را رهبري كرده بودند‌. شمير دارو دسته‌ي «‌اشترن‌» را داشت و بگين «‌ايرگون زوي لهومي‌» را كه بزرگتر بود رهبري مي‌كرد‌. اين دو گروه توأماً عمل كرده و مسئول ورود تكنيك‌هاي تروريستي به فلسطين بودند كه اقداماتي نظير بمب‌گذاري در ماشين‌ها‌، سوء قصدها‌، آدم دزدي‌ها‌، بدر بردن وسايل نقليه نظامي و مثله كردن سربازان بريتانيايي در زيتون‌كاري‌هاي اطراف اورشليم را در بر مي‌گرفت‌. آنان مسئول انهدام تقريباً كامل هتل «‌كينگ‌ ديويد‌» و كشتار اهالي فلسطيني دهكده ديرياسين در نزديكي اورشليم بودند‌.
شامير از آن چه كه اقداماتش به وجود آورده بود آگاهي كامل داشت‌. «‌آوراهام پُراز (‌شينوي‌)» با ساير رهبران اسرائيلي هم آواز بود كه ليكود را به خاطر حماس شماتت مي‌كردند‌: «‌حماس در دست ليكود است‌، زيرا از مذاكره با ساف امتناع مي‌كند‌». ياسين در سال 1988 بر عليه اشغال سر زمين‌هاي فلسطين توسط اسرائيل‌، به مبارزه مسلحانه روي آورد‌. در اين ميان حماس و جهاد اسلامي با هم مسابقه گذاشته بودند كه در پيش بيني بازگشت عرفات چه كسي كنترل فلسطيني‌ها را به دست خواهد گرفت‌. ولي رقيب اصلي براي حماس وفاداران الفتحِ عرفات بودند‌. در سال‌هاي 1990 و انتفاضه‌ي اول‌، حماس براي اعتراض به سياست‌هاي اسرائيل و هم چنين به خاطر نزديك ماندن به مردم‌، تعطيل مغازه‌ها و بايكوت را به عنوان ابزار مبارزه مورد تأكيد قرار مي‌داد‌. اين اعمال به خاطر مقابله با مواضع سياسي ساف و برهم زدن اقدامات آن جهت به دست گرفتن رهبري از خارج بود‌. به عنوان مثال‌، در سال 1990‌، ابواياذ معاون عرفات آشكارا شكايت كرد كه مهاجرت يهوديان شوروي به اسرائيل‌، روند صلح را تخريب مي‌كند‌. زيرا مهاجرين جديد مستقيماً به مستعمره نشين‌ها مي‌روند‌، و مهاجر نشين‌ها براي جذب اين مهاجرين ايجاد مي‌شوند‌. در جواب‌، حماس دستور داد تمام مغازه‌ها در ساحل غربي و نوار غزه در اعتراض به شوروي تعطيل كنند‌. كه نه فقط براي همراهي با اعتراض‌، بلكه براي مقابله با اقدامات ساف براي رهبري از خارج بود‌.
اين تغيير روش‌، سبب تعجب شمير شد كه دستور توقيف دكتر «‌عبدالعزيز رانتيسي‌» رهبر سياسي حماس را صادر كرد‌. در 1989‌، وي دستور اقدام قاطع بر عليه حماس و توقيف ياسين را داد‌. ولي اين اقدام قاطع‌، جزئي و ديرهنگام بود‌. در فوريه 1990‌، مقامات اسرائيلي حمايت جدي 30 در صد از اهالي نوار غزه از حماس را تخمين مي‌زدند‌. اين افزايش محبوبيت حماس‌، تصميم عرفات به قبول مصالحه با اسرائيل‌، به اميد بازگشت و عهده‌دار شدن امور را تسريع كرد‌. در حالي كه وي سعي در تضعيف حماس داشت‌، اعضاي حزب كارگري كابينه‌ي [‌مختلط شامير‌] موفق به واداشتن اسرائيل به شركت در گفت‌گوهاي صلح با فلسطيني‌ها و اردني‌ها در قاهره شدند‌. شمير سعي كرد با اصرار به وتوي انتصاب فيصل‌الحسيني‌، فرد مورد اعتماد عرفات و نماينده‌ي ساف در اورشليم به رهبري هيئت فلسطيني‌، نقش ساف را كاهش بدهد‌. عرفات مداوماً تلاش مي‌كرد حماس را تحت كنترل داشته باشد‌، اولاً به اين خاطر كه اتوريته خود را به نمايش بگذارد و ثانياً به همتاي حزب كارگر خود نشان دهد كه قادر به حل مسايل است‌. ولي پيش‌نهادات سازش و مصالحه و اتحاد از جانب مقامات رسمي ساف مرتباً از سوي رهبران حماس كه دلبسته سر سختي و ايدئولوژي اسلامي بودند رد مي‌شد‌.
در ادامه‌ي جستجوي راهي براي مذاكرات صلح‌، حماس خشونت خود را‌، تا حدودي براي ممانعت از روند صلح افزايش داد‌. موقعي كه ‌فيصل‌الحسيني و ساير مقامات ساف قتل توريست يهودي در فوريه 1990 در قاهره را محكوم كردند‌، حماس با فرستادن اتومبيل‌هاي بلندگودار به خيابان‌هاي شهرهاي عمده‌ي فلسطيني به تمجيد اين حملات و محكوم كردنِ انتقاد ساف پرداخت‌.
تمايل ليكود براي از بين بردن عرفات‌، حتا زماني كه حماس به عنوان يك «‌سازمان تروريست‌» اعلام شد و گفت‌گوهاي صلح حزب كارگر با عرفات در اوج خود بود‌، به شدت ادامه داشت‌. در ماه‌هاي بعد از امضاي صلح در كاخ سفيد‌‌، برخي اسرائيلي‌ها مي‌خواستند از حماس به عنوان وسيله فشار به عرفات در دادن امتيازات بيشتري استفاده كنند‌. با پيشرفت صلح‌، دنياي عرب نيز از حمايت مبارزات اسلامي دست برداشته و به مخالفت با آن پرداختند‌. اخوان‌المسلمين و بعدها حماس نه در ابتداي ظهور آن‌، بلكه سال‌ها بعد‌، از پشتيباني چند رهبر عرب برخوردار بودند‌. [‌جمهوري اسلامي ايران نيز وقتي ديد عرفات مستقلانه عمل مي‌كند به حمايت از حماس و انتقاد از عرفات پرداخت‌. حماس در تهران دفتر نمايندگي دارد‌-‌آرش‌] شيخ ياسين پس از آزادي از زندان در سال 1997‌، انرژي خود را صرف ترميم ضربات وارده به سيستم ‌آموزشي‌ و خيريه در اقدامات شديد سال 1996 عليه جنبش نمود‌. مثلاً اردن نيز‌، مانند اسرائيل حماس را رقيبي براي رهبري عرفات مي‌ديد‌. نصف جمعيت اردن فلسطيني است كه اغلب آنان پناهندگان سال‌هاي 1948 و 1967 هستند‌.
حتا بعد از آن كه حماس با اسرائيل درگيري نظامي پيدا كرد‌، و اسرائيلي‌ها آن را مثل يك سازمان تروريستي محكوم كردند‌، دولت‌هاي عرب از بالاي سر عرفات حماس را در آغوش گرفتند‌. پشتيباني عرفات از عراقِ صدام حسين در حين جنگ خليج سبب عمده‌ي ادامه‌ي كمك كويت به حماس بود‌. حماس طي اطلاعيه‌اي هجوم عراق به كويت را محكوم كرده و آن را به اشغال سرزمين فلسطيني‌ها تشبيه كرده بود‌. اين امر حماس را در نظر كويتي‌ها عزيز كرد‌. دولت‌هاي عربي خليج مانند عربستان سعودي‌، به فرستادن پول‌،‌ هم براي عمليات نظامي‌، و هم براي بنيادهاي خيريه و خدمات عمومي‌، ادامه دادند‌.
با پيشرفت روند صلح رابين – عرفات‌، حمايت دولت‌هاي عرب از حماس رو به تقليل گذاشت‌. حماس براي پشتيباني از جاي ديگري به ايران روي آورد‌. در سال 1999‌، اردن دفتر سياسي گروه حماس را تعطيل و رهبران آن را دستگير كرده ، عمليات خارج از اردن را براي وي ممنوع كرد‌. اين شكاف منعكس كننده‌ي تغييرات در حماس در تحت شرايط صلح بود‌. فعاليت حماس بر روي نگهداشتن دفترهاي خيريه و خدمات اجتماعي در ساحل غربي ( به خصوص در تولكرم‌) و غزه‌، متمركز شد‌. در حالي كه شاخه نظامي اكنون در دمشق مستقر بود و بخشي هم در عمان (‌اردن‌). هنوز هم‌ شبكه‌اي كه شمير و ليكود‌، براي كمك به حماس ايجاد كرده بودند منابع مالي‌اش را حفظ كرده بود‌.
در اوايل آوريل 1990‌، صدر شوراي ملي فلسطين‌، شيخ عبداحميد السايح‌، از حماس دعوت كرد به كميته‌ي تداركات نشست آتي شوراي ملي فلسطين بپيوندد‌. (‌ش‌. م‌. ف‌. چتري بود كه بسياري از سازمان‌هاي فلسطيني و به طور عمده ساف را در بر مي‌گرفت‌). حماس در 6 آوريل 1990 اعلاميه‌اي در سرزمين‌هاي اشغالي پخش كرد كه حاوي شرايطي بود كه ساف مي‌بايست قبول مي‌كرد‌: حماس تنها به شرطي به شوراي ملي فلسطين مي‌پيوندد كه ساف «‌قبول تقسيم‌» [‌تقسيم سرزمين فلسطين‌] را پس بگيرد و امتيازهاي ارضي را رد كند و از شناسايي اسرائيل امتناع كند‌. اعلاميه در ضمن مي‌خواست كه حماس 50 در صد كرسي‌هاي شوراي ملي فلسطين را در اختيار داشته باشد و نيز خواستار تغيير «‌وفاق ملي فلسطين‌»‌، «‌مطابق ايمان مردم مسلمان فلسطين و ميراث باشكوه‌» وي بود‌. حتا پرزيدنت كلينتون به توانايي حماس براي برهم زدن روند صلح كه وي به راه‌اندازيش كمك كرده بود‌، اذعان نمود و خواست حماس را تضعيف و عرفات را تقويت نمايد‌. در 24 ژانويه 1995 كلينتون دستور ممنوع كردن ارتباط با حماس را‌ -  به دليل پتانسيل حماس در قطع روند صلح خاورميانه‌- صادر كرد‌. و اين شامل تمام زير گروه‌هاي حماس و از جمله بريگادهاي عزالدين قاسّام نيز مي‌شد‌. حتا با تغيير موضع دولت‌هاي عرب‌، فشار از جانب دستگاه كلينتون و وارونه شدن سياست اسرائيل نسبت به شيخ ياسين‌، راهِ بستنِ شبكه گسترده‌ي مالي حماس‌، دشوار بود‌. در نهايت‌، حماس براي ادامه‌ي حيات ناچار از مصالحه با عرفات شد‌. در 1998‌، ياسين در حضور عموم اساسنامه‌ي حماس را زير پا گذاشت و در نشست شوراي ملي فلسطين شركت كرد‌. حضور وي سبب امتناع اتوريته ملي فلسطين از اعلام تشكيل دولت فلسطين شد‌، ولي در خارج از سرزمين‌هاي اشغالي عكس‌العمل شديدي داشت و خالد مشعل‌، رهبر سياسي و موسي ابو مرزوق هر دو در اردن‌، و عماد‌ عَلَمي نماينده حماس در دمشق خواستار استعفاي فوري ياسين شدند‌.
با جلو رفتن روند صلح حمايت از حماس به مقدار زيادي كاهش يافته بود‌. قبل از روند صلح اسرائيلي‌ها تخمين مي‌زدند كه ميزان پشتيباني فلسطيني‌ها از حماس 40 تا 20 در صد در ساحل غربي و 80 تا 60 در صد در نوار غزه مي‌باشد‌. اين مقدار در جريان روند صلح به 25 تا 15 در صد كاهش يافت‌.
تضعيف روند صلح هدف واقعي حماس بوده و در جاه طلبي‌هاي ليكود نقشي داشته است‌. ادامه‌ي خود كشي با بمب و خشونت حماس نقش قابل ملاحظه‌اي در متوقف كردن روند صلح بازي كرده و صحنه را آماده پيروزي شارون بر رهبر حزب كارگر «‌ايهود باراك‌» در سال 2001 كرد‌. با سنگيني حركت صلح به جلو‌، حماس حملات انتحاري - تروريستي خود را افزايش داد‌. يك ماه بعد از امضاي موافقتنامه‌ي ساف – اسرائيل در كاخ سفيد‌، در سپتامبر 1993 در حدود دوازده خودكشي با بمب به انجام رسيد‌. در آغاز‌، روند صلح - عليرغم اين حملات تروريستيِ كينه توزانه‌- ادامه پيدا كرد‌. ولي در برابر مناظر دل و روده‌اي كه در اثر بمب گذاري بيرون ريخته مي‌شد نمي‌توانست مقاومت كند‌. در ماه‌هاي فوريه و مارس 1996‌، حماس دست به يك سري عمليات انتحاري با بمب زد كه ‌قصاص‌ قتل يك بمب‌ساز ادعايي اسرائيلي‌ها به نام يحيي عياش در ماه قبل به شمار مي‌آمد‌. اين حملات نقش عمده‌اي در سقوط دولت شيمون پرز بازي كرده‌، و به بازگشت ليكود به دولت با انتخاب بنيامين نتان ياهوي خوش زبان ‌خوش خط و خال‌،‌ ولي بسيار سخت‌تر كمك كرد‌. موج بمب گذاري‌هاي مرگبار حماس 60 اسرائيلي را در 8 روز بي جان كرد و عرفات را بيشتر از پيش به فشار آوردن به حماس وا داشت -‌حدود هزار فلسطيني دستگير شدند و اتوريته‌ي ملي فلسطين كه در زمان حكومت كارگري برقرار شده بود حتا حماس را از برخي مساجدش بيرون انداخت‌. حملات انتحاري در 1997 ادامه پيدا كرده و به نتان ياهو پشتيباني عمومي لازم را براي متوقف كردن روند صلح و برگرداندن موافقت‌هاي بدست آمده توسط رابين مقتول را داد‌.
نتان ياهو به اعمال فشار عرفات به حماس وقعي ننهاد و روند صلح به توقف كامل رسيد‌. عيناً‌، خود كشي با بمب در دولت باراك‌. به همراه عدم توانايي رسيدن به صلح بر طبق برنامه‌ي پرزيدنت كلينتون‌، و ديدارتحريك آميز شارون از مسجد اقصي در سپتامبر 2000 محرك انتفاضه دوم شد‌. آريل شارون نيازي به خود كشي با بمب گذاري عمده‌اي از جانب حماس براي پيروزي بر باراك در انتخابات نداشت‌. انتفاضه‌اي كه آريل شارون به جرقه زدنش كمك كرده بود‌، رأي دهندگان اسرائيلي را به دادن يك پيروزي بنيان كن به شارون بر عليه باراك‌، سوق داد (‌فوريه 2001)
با تشخيص واضح اين كه استراتژي خشونت آميز آن‌ها‌، در حال پايين آوردن حكومت عرفات‌، توقف روند صلح و بازي با احساسات فلسطيني‌هاست‌! حماس يك هفته پس از انتخاب شارون‌، موج حمله انتحاري با بمب ديگري را به راه اندخت‌. شارون به بهانه اين حملات‌، تهاجم وسيعي به نواحي تحت كنترل اتوريته ملي فلسطين در ساحل غربي به راه انداخته زير بناي حكومت عرفات را نابود كرد‌. ديوانگي حماس‌، سبب حرمان مردم فلسطين شد‌ كه ناظر بي‌اختيار دود شدنِ اميدِ صلح‌، در برابر چشمانشان بودند‌.
* ترجمه از نشريه‌: Dialogue چاپ انگليس‌، ژوئيه و اوت 2002. اين نشريه از سوي كميته‌ي امور عمومي مسلمانان شيعه در لندن كه مربوط به بنياد خويي (‌آيت‌الله خويي متوفي‌) است‌، منتشر مي‌شود‌.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.