|
هرالد تريبيون / ترجمه ی تراب حق شناس
|
|
مروان برغوتی از درون زندان سخن می گوید
مروان برغوتي، دبير اول سازمان الفتح در ساحل غربي و نمايندهي مجلس فلسطين شش ماه است كه در زندان اسرائيل بسر مي برد. سوم اكتبر دادگاه او آغاز شد. تلاش وي و وكلاي مدافع اش اين است كه اين دادگاه را به تريبوني عليه اسرائيل تبديل كنند. از بين وكلاي مدافع او مي توان به خانم ژيزل حليمي فمينيست معروف و وكيل فرانسوي انقلابيون الجزاير در سال هاي 60-1950 و مسؤول كميتهي نجات جميله بوپاشا اشاره كرد.
وي كه خود يهودي تبار است با شور و قاطعيتي تمام به دفاع از مروان برغوتي برخاسته است. در سوم اكتبر يك وكيل مدافع اسرائيلي هم به نام «شاماي ليبوويچ» به جمع وكلاي مدافع پيوست و در حضور خبرنگاران، در حالي كه شبكلاه يهودي اش را بر سر داشت اعلام كردكه برغوتي را مردي حساس، صميمي و متكي به خود و مبارز راه آزادي ملت فلسطين مي شناسد. ليبوويچ مروان برغوتي را كه خواستار رهانيدن ملت خويش از ستم است، به موسي پيامبر يهود تشبيه كرد و افزود موسي مبارز راه آزادي بود و جملاتي در تورات هست مبني بر اينكه او با سلطهي فرعون جنگيد هرچند خون هاي فراواني در اين راه ريخته شد. شايان ذكر است كه همسر برغوتي نيز وكيل مدافع است ولي با اينكه براي اين حرفه در اسرائيل مجاز بوده، دولت اسرائيل به او اجازه نداده است كه جزو هيأت دفاع باشد. انجمن واقعيات خاور ميانه كه اين مصاحبه را پخش كرده مي نويسد: مروان برغوتي از نسلي ست كه پس از ياسر عرفات در راه اهداف جنبش ملي فلسطين و مقاومت در براير اشغال نظامي اسرائيل به مبارزه برخاسته است. او 43 ساله و از نسل انتفاضه است و معروف به شجاعت و پايبندي به اصول. نلسون ماندلا صريحاً در حمايت از وي سخن گفته و برغوتي را داراي همان موقعيتي شمرده كه خودش طي 27 سال زندان آپارتايد در آفريقاي جنوبي داشته است. ماندلا حتي اظهار داشته است كه مايل است در دادگاه برغوتي حضور داشته باشد. اميد مي رود كه رهبران و حقوقدانان هرچه بيشتري در سراسر جهان از سرمشق ماندلا پيروي كنند. بگذار دادگاه انتفاضه آغاز شود و دنيا درباره ي برغوتي، اين مرد شجاع و مبارزهي عادلانهي او چيزهاي بيشتري ببيند و بشنود.
مصاحبه با مروان برغوتي
هرالد تريبيون – آتن – 30 سپتامبر 2002 مصاحبه كننده پتروس پاپاكنستانتينو – كاتري ميني
مروان برغوتي را بايد تجسم انتفاضه شمرد. هم ميهناناش به خاطر نقشي كه دررهبري انتفاضه عليه نيروهاي اشغالگر اسرائيلي ايفا كرده به او احترام ميگذارند. او همواره در مبارزهي خونين مردم فلسطين به ويژه در رام الله در صف مقدم بوده و همهي سازمان هاي فلسطيني، از اسلامي گرفته تا چپ هاي ماركسيست به او با دبدهي احترام مي نگرند. او نه به فساد آلوده است ونه دربرابر اسرائيليها و آمريكاييها از خود تسليم طلبي نشان داده است. به زبانهاي عربي، عبري و انگليسي سخن ميگويد و از وي به عنوان يكي از محتملترين جانشينان عرفات نام مي برند. نخستين مصاحبهي ما با او دو سال پيش صورت گرفت، درست چند هفته پيش از انتفاضهي دوم و در جريان تظاهراتي كه به درگيري بين مبارزان فلسطيني و نيروهاي اسرائيلي انجاميد. اين بار ما نميتوانستهايم با او رودررو صحبت كنيم زيرا از 15 آوريل گذشته در زندان بسر مي برد. ولي توانستهايم راهي بيابيم كه نخستين مصاحبهي خود را پس از دستگيري، از درون زندان هداريم در نزديكي تل اويو با رسانههاي بين المللي به انجام رساند. مروان ميگويد عشق به آزادي و استقلال از هر نيروي مسلحي قدرتمندتر است و دليل آن اين است كه حكومت فاشيستي شارون در فرونشاندن انتفاضه و ايجاد امنيت براي سياست اشغالگرانهي اسرائيل شكست خورده است. سؤال: شش ماه است كه در زندان اسرائيل بسر مي بريد. وضعيت زندان چگونه است؟ جواب: مرا در شهر رام الله كه تحت كنترل فلسطين بود در 15 آوريل 2002 و در جريان محاصرهي ساحل غربي ربودند. نيروهاي اشغالگر ميخواستند ساختماني را كه من در آن اقامت داشتم ويران كنند و من لحظاتي پيش از آنكه هلي كوپترها و تانكها موشكهاي خود را به ساختمان بكوبند از آن خارج شدم. مرا ربودند و براي بازجويي به مركزي در بيت المقدس بردند و سپس به مركزي ديگر در تل اويو و سرانجام به يك مركز نظامي در شمال اسرائيل. حدود صد روز با شدت و خشونت تمام از من بازجويي كردند. مرا شكنجه كردند. بازوهايم را از پشت به صندلي بستند و چند روز به همين حال نگه داشتند. چند هفتهي پياپي مرا از خواب محروم كردند و علاوه بر باران تحقير و دشنام، مرا از نظر رواني و جسمي تحت فشار قرار دادند. اين روشها را هم اكنون عليه صدها و هزاران زنداني فلسطيني اعمال ميكنند. در حال حاضر حدود 8 هزار زنداني سياسي فلسطيني در اسرائيل، اوضاعي بسيار دشوار را تحمل مي كنند. چند هفته است كه مرا به زندان هدرايم در شمال تل اويو آورده اند و با يك نفر ديگر در يك سلول بسر مي برم. همهي زندانيان اينجا از ملاقات با خانواده محروم اند. تا كنون اجازه ندادهاند كه مادرم، زنم و فرزندانم را ببينم. در 5 سپتامبر كه براي نخستين بار مرا به دادگاه بردند سه تا از فرزندانم آمده بودند كه مرا ببينند و علي رغم فريادشان نتوانستند به من نزديك شوند و من نتوانستم آن ها را در آغوش گيرم.
سؤال: دولت اسرائيل شما را متهم مي كند كه مسؤول عمليات انتحاري و اقدامات ديگر عليه غيرنظاميان هستيد. پاسخ شما چيست؟ جواب: تمام اتهامات اسرائيل همگي جعلي ست و من حاضر به گفتگو دربارهي آن ها نيستم. به دلايل مختلف، متأسفام دولتي كه خود را «تنها دموكراسي» خاور ميانه مي نامد دادگاهي فرمايشي ترتيب ميدهد كه هدف از آن نه حقيقت و عدالت، بلكه آرام كردن تودههاي مردم اسرائيل است كه حاضر نيستند بين سياستهاي خشونت آميز خود و خشونتي كه ما فلسطينيها تجربه ميكنيم هيچ رابطهاي ببينند. مرا نيز مانند پرزيدنت عرفات سپربلا قرار داده اند. دادگاه من حادثه اي نمايشي ست تا رهبران فاسد و بي بصيرت اسرائيل بي لياقتي هاي خود را بپوشانند. كساني بايد محاكمه شوند كه ده ها سال است به كشتار گسترده ي مردان، زنان و كودكان فلسطيني دست زده اند، قطعنامه هاي ملل متحد و چهارمين كنوانسيون ژنو را نقض كرده اند و از هر مجازاتي هم معاف بوده و هستند. ملت فلسطين كه در عرصه ي بين المللي تنها و به حال خود رها شده، مانند هر ملت ديگر كه زير يوغ اشغالِ مسلحانه و كشوري بيگانه قرار گرفته باشد حق دارد از خود دفاع كند. سؤال: پيش از سپتامبر 2001 مطبوعات غربي شما را طرفدار قراردادهاي اسلو و راه حل مسالمت آميزِ كشمكش اسرائيل – فلسطين مي شناختند ولي در جريان انتفاضه ي دوم شما به طرفدار پرشورمبارزه ي مسلحانه تبديل شديد و موضعي سرسختانه عليه اسرائيلي ها گرفتيد. چرا؟ جواب: همان طور كه همگان مي دانند سازمان آزادي بخش و رهبري فلسطين موافقت كردند كه دولت اسرائيل را به رسميت بشناسند تا بر اساس برپاييِ دو دولت براي دو ملت و اجراي قوانين بين المللي به راه حلي تاريخي دست يابند. من شخصاً پس از كنفرانس صلح مادريد در سال 1991 به تلاش هاي صلح پيوستم و در ده ها كنفرانس و ديدار با هيأت هاي پارلمانيِ اسرائيلي و روشنفكران و دانشگاهيان، نويسندگان و شخصيت هاي اجتماعي و طرفداران صلح شركت كردم. طرفي كه تلاش هاي صلح را نابود كرد و موافقت نامه هاي امضا شده را زير پا گذارد دولت اسرائيل است كه به خصوص پس از قتل نخست وزير وقت اسحاق رابين در سال 1995، در دست يهوديان افراطي و جناح راست حزب ليكود است كه هم اكنون در قدرت مي باشد. هيچ يك از دولت هايي كه پس از رابين به قدرت رسيده اند به اسلو نپيوسته اند. شخصاً معتقدم كه صلح ممكن است و تنها راه آن پايان اشعال و عقب نشينيِ كامل اسرائيل به مرزهاي 1967 و برپاييِ دولت مستقل فلسطين است كه پايتخت اش در آن بخش از بيت المقدس باشد كه در 1967 اشغال شده است. علاوه بر اين، بايد راه حل عادلانهاي براي مسأله ي آوارگان بر پايه ي قطعنامهي 194 شوراي امنيت بيابيم. هر كوششي براي پايان دادن به انتفاضه از طريق اعمال هرچه بيشتر زور و به كارگيريِ بي سابقه ي نيروي نظامي هيچ شانسي براي موفقيت ندارد. قيام عليه اشغالِ سرزمين هاي فلسطيني نمايانگر جنبش استقلال طلبانه ي مردم فلسطين و آرزوي آنان براي نيل به آزادي و استقلال است. مردم فلسطين 10 سال مذاكره كردند بي آنكه چيزي از رنج ما يا اشغال و برپاييِ كولوني هاي مهاجرنشين كاسته شود، برعكس، اسرائيل شمار مهاجرنشين ها را كه به طور غيرقانوني در سرزمين هاي فلسطيني برپا شده اند دوبرابر كرد. از وقتي شارون به قدرت رسيده ما با جنگ نابود كننده ي فراگيري مواجه بوده ايم و تا زماني كه ما فلسطيني ها از آزادي و استقلال و حاكميت ملي بر سرزمين مان و دولت مستقل خود بهره مند نگرديم، اسرائيل و مردم اسرائيل از امنيت و صلح برخوردار نخواهند شد. سؤال: تشكيلات خودمختار فلسطين فراخواني براي انتخابات در ژانويه ي آينده داده است آيا شما خود را مجدداً كانديدا خواهيد كرد؟ جواب: درباره ي انتخابات. به نظرم هيچ انتخاباتي نمي تواند تحت اشغالِ مسلحانه معنايي داشته باشد. آنچه در نظر ما مقدم بر هرچيز است عقب نشينيِ اسرائيل از مناطقي ست كه اخيراً اشغال كرده، آن وقت، منطقي ست كه درباره ي انتخابات صحبت كنيم. اما من پيش از آنكه بتوانم تصميم بگيرم كه در چنين انتخاباتي شركت كنم بايد صريحاً به چند سؤال حواب داد: عضو پارلمان بودن چه فايده اي دارد اگر اسرائيل بتواند از كار اين پارلمان ممانعت كند؟ چه فايده دارد از دموكراسي صحبت كنيم وقتي آزادي در كار نباشد؟ مردم مرا انتخاب كرده اند ولي در زندان بسر مي برم و تحت كنترلِ اشغالِ فاشيستي و نژادپرستانه ي اسرائيل هستم. خب، فايده ي اين انتخابات چيست؟ سؤال: آمريكا و دولت شارون هردو خواهان بركناري پرزيدنت عرفات و پيدايش يك رهبري جديد فلسطيني هستند. نظر شما چيست؟ جواب: باور من اين است كه انتفاضه درد زايمان دولتي فلسطيني و نيز يك رهبري نوين فلسطيني ست. پرزيدنت عرفات خود را به مردم تحميل نكرده، بلكه فلسطيني ها او را انتخاب كرده اند و تنها فلسطيني ها هستند كه حق دارند رئيس جديدي براي خود انتخاب كنند. با وجود اين، طبيعي ست كه ما در سال هاي آينده شاهد نسل جديد و نوع جديدي از رهبري باشيم كه اهتمام آن در درجه ي اول مصروف كسب آزادي و استقلال و ايجاد دولت مدرن دموكراتيك فلسطين باشد كه هيچ فسادي را تاب نياورد و تفكيك قوا، دولت قانون و پلوراليسم سياسي را محترم بشمارد. سؤال: بسياري از رسانه هاي گروهي غرب پيش بيني مي كنند كه شما يكي از جانشينان عرفات هستيد. اين امر كي در دستور روز قرار مي گيرد؟ آيا شما واقعاً چنين آرزويي داريد؟ جواب: تا آنجا كه به من و خواست هاي من بر مي گردد اين است كه اشغال به طور كامل پايان يابد و من موقعيت يك «شهروند» در يك دولت و جامعه ي دموكراتيك را داشته باشم. من مي خواهم در تكامل اين دولت مشاركت ورزم، دولتي كه همه ي فلسطيني ها نسل ها ست كه رؤيايش را در سر مي پرورانند. همچنين مي خواهم كه اين دولت در جوي از آرامش، امنيت و صلح تكامل يابد، صلحي كه هردو مردم اسرائيل و فلسطين از آن بهره مند باشند. سؤال: با توجه به اينكه انتفاضه پيامدهاي وحشتناكي براي مبارزان و مردم فلسطين داشته و هيچ نوع دستاوردي هم به بار نياورده، منظور از ادامه ي انتفاضه چيست؟ جواب: قانوني كه بر انتفاضه حاكم است عبارت است از رد اشغال و مقاومت در برابر آن و بنا بر اين، حاصل انتفاضه بسته به سرنوشت اشغال است. اگر توافق تضمين شده و زمان بندي شده اي براي عقب نشيني كامل اسرائيل از سرزمين هاي اشغالي سال 1967 (ساحل غربي و غزه و بيت المقدس شرقي) و برقراري دولت فلسطين در دست باشد، آنگاه انتفاضه طبعاً متوقف مي شود. اما در اثر اقداماتي مانند تخريب، اشغال، ويراني خانه ها و مزارع، آدم كشي ها و دستگيري ها، و به كارگرفتنِ هواپيماهاي جنگي و تانك ها و حكومت نظامي و گرسنه نگه داشتنِ مردم، انتفاضه متوقف نخواهد شد، بلكه برعكس، عشق به آزادي و استقلال از هر نيروي مسلحي قدرتمندتر است و دليل آن اين است كه حكومت فاشيستيِ شارون در فرونشاندنِ انتفاضه و ايجاد امنيت براي سياستِ اشغالگرانه ي اسرائيل شكست خورده است. من مطمئن ام كه انتفاضه بر اشغال پيروز خواهد شد و ارزش هاي آزادي، استقلال، عدالت و صلح كه فلسطيني ها دارند بر ارزش هاي ستم، اشغال، بي عدالتي و جنگ افروزي اسرائيل غلبه خواهد كرد. (ترجمه: ت. ح، 6/10/2002)
|