header image
 
جهانی شدن فرا فوردیسم چاپ
کریستیان فوکس، ولفگانگ هفکیرشنر / ترجمه ی ایرج یوسفی   
منبع: نشریه نوسازی مارکسیستی
ما درمقاله‌ی  خود در نشریهَ " زد" شمارهً ۴۸ تئوری جهانی شدن را ارزیابی کردیم و هم چـنین درشماره ۴۹  نشان داد‌ه‌ایم که این یک روند عمومی تاریخ انسانی ا ست که هر ساختار اجتماعی از تکان‌های آن متأثر خواهد شد.

شکل سرمایه‌دارانه‌ی این روند تناقضی است که بر پایه‌ي بی‌ثباتی ، استثمار، انشقاق ، تقسیم نابرابر رفاه اجتماعی  و قدرت استوار است. اما سئوالی که بی جواب ماند، این بود که کیفیت جدید جهانی شدن معاصر چیست؟ در جوا ب باید نخست از دو قطب افراطی اجتناب کرد، که یکی جهانی شدن را پدیده‌ای کاملا نوین و دیگری که آنرا  امری نو نمی‌داند،  بلکه ادامه منطقی سرمایه‌داری ارزیابی می‌کند. گفتار جهانی شدن امروز خارج از این دوگرایش مد نظر خواهد بود.
ما با این فرض که متدلوژی دیالکتیکی نو از کهنه معتبر است، جهانی شدن را روند عمومی هر ساختار اجتماعی می‌دانیم که حرکت‌های متناقض سرمایه، مرحله کنونی را به کیفیت جدیدی ا ز جهانی شدن در عرصه‌ی  اقتصاد، فرهنگ، تکنیک و سیاست ارتقاء داده است و ما برداشت ، گذرای خود را در این زمینه ارائه می‌کنیم .
جهانی شدن اقتصاد
 تقریباً روزانه در حوزه وسائل ارتباط جمعی خبر از انتقال تولید و سرمایه  به کشورهایست که در آنجا شرایط مساعد و مناسب‌تری برای آنها وجود دارد، حا ل این سئوال مطرح است که چه کیفیت جدیدی ، ا قتصاد و تجارت جهانی را هدایت می‌کند؟ ا ین که تجارت جهانی هدایت‌گر بازار جهانی یا این که  سرمایه‌داران در خارج سرمایه‌گذاری می‌کنند چیز جدیدی نیست. نسبت صادرات کشورهای سرمایه‌داری حدود صد سال پیش معادل امروز بود. سه چهارم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی سازمان کشورهای توسعه و همکاری جهانی در پانزده سال گذشته تغییر چندانی نکرده. اگر نسبت سرما یه‌گذاری مستقیم خارجی سازمان کشورهای توسعه و همکاری جهانی و اروپای غربی را در نظر بگیریم ، آمار نشان  می‌دهد که در سا ل 1985،   72 %   ا ین سرمایه‌گذاری‌ها در خود ا ین کشورها  بوده  و در سا ل 1992 با کمی تغییر به 77%  رسیده است در حالی‌که در سا ل 1985،  6 % در کشورهای آسیای جنوب شرقی و 20 %  به سایر کشورهای جهان و در سال 1992 به آ سیای جنوب شرقی  7 %  و به سایر کشورها مقدار کمتری یعنی  16 %  می رسید. (‌مقایسه کنید کتاب افنرOfner  سالنشر 1997  صفحه  289 ). سهم تجارت جهانی در تولید به سال  1950، 7 %  و 1973،  12 %  و در سال 1993، 15 %  ا ست و سهم متوسط کشورهای سازمان توسعه و همکاری جهانی در تجا رت خارجی در  1960، 12/5 %  و در1990 به 18/6% افزایش یافته است ( کتا ب  کروکمن Krugman 1995 صفحه 327 )،  که این نشانِ افزایش تجارت جهانی است. درآغاز قرن بیستم تقریباً نسبت‌ها، همین بود. آمار به خوبی نشان می‌دهد که تجارت جهانی هیچ کمیت جدیدی را ارائه  نمی‌دهد. پس جهانی شدن نیز نمی‌تواند کمیت نوینی در افزایش تجارت جهانی را ترسیم کند. صدور سرمایه و کارکرد جهانی آن در تئورهای ا ولیه مارکس توضیح داده شده است . پس اقتصاد جهانی شده چه کیفیت جدیدی در سرمایه داری معاصر دارد؟ برای اینکه بتوانیم پاسخی به این سئوال بدهیم ، لازم ا ست که نگاهی به تغییراتی که مشخصهً گذار از فوردیسم به دوران پس از آن ا ست بیاندازیم.
در پایان دهه 60  و آ غاز دهه 70  تنا قض های فوردیسم آشکار شد که برای آن بر مبنای تئوری تنظیمات، دلائل بسیار وجود داشت. بین المللی کردن تولید به ا نتهای مرزهای سازمانی، بدنی و روحی شیوهً تولید تا یلریسم و بحرا ن ایدئولوژی دولتی رسید.
انقلاب میکروالکترونیکی یک مرحله توسعه جدید ساختار اجتماعی سرمایه داری را هدایت می کند. دانش به شکل سازمان یافته و ا طلاعات فشرده  به عامل مهم تولید تبدیل می شود، با علمی کردن تولید و تقویت فزاینده اهمیت دانش به مثابه عامل تولید، کسب اطلاعات جدید و پیشرفته از طریق پژوهش و تربیت کارکنان متخصص در دانشگاها و مراکز علمی به امری بنیانی بدل شده است.
دانش دارای قابلیت استفاده آرام ، تکثیر ساده و ارزان با هزینه پایین تولید و فشردگی که به سرعت از طریق ساختار شبکه‌ای قابل ارائه به جهان است به عامل سودمندی در اقتصاد تبدیل شده است. طی ده سال گذشته بطور فزاینده‌ای اشتغال از بخش یک و دو اقتصاد به حوزه خدماتی صورت گرفته. اما بدین دلیل  نمــی‌توان از مرحـــله انتقال به جامعـــه‌ی فرا صنعتی سخن گفت ( بلBell  1976  ) بلکه این بیشتر متناسب با تغییرات منطقی توسعه اقتصادیست. در نتیجه صاحبان کار مجبور به تشدید دائمی تولید هستند که منجربه اتوماتیکی کردن آن و پیشرفت تکنیکی می‌گردد.  نتیجه این که کمتر نیاز به نیروی انسانی برای تولید و انبوه کارکنان بخش صنعتی ا ست. انقلاب میکرو الکترونیک و کامپیوتری کردن کار، این روند را تشدید می‌کند. اما اقتصاد امروز گذار به جامعه فرا صنعتی نیست، چون علی رغم ا طلاعاتی وغیرمادی کردن، ارزش تولید کماکان بر بنیان مادی قرار دارد.
گسترش فاکتور کار خدماتی از سوئی علاقه به جذب نیروی کار آزاد شده است و از سوی دیگر در جستجوی مناطق جدیدی برای سرمایه گذاری است، که باید بحران باز دارنده اقتصادی را تحت کنترل درآورد. بعید به نظر می رسد که کار خدماتی بتواند پدیده  بیکاری توده‌ای را کاهش دهد، زیرا در این عرصه نیز تمایل به عقلائی کردن در حال گسترش است. ( برای مثال در بانک‌ها، شرکت های بیمه، فروش از طریق اینترنت ، صندوق‌های اتوماتیکی، کارت مشتریان، کارهای بانکی از طریق نت و غیره..... ). در این حال مشکل تخصص آشکار می‌شود. ( قربانیان عقلائی کردن تولید همیشه کسانی هستند که تخصص کمتری دارند و کارشان توسط ماشین‌های جدید انجام می‌شود. کارهای جدیدی که درا قتصاد نوین بوجود آمده‌اند محتاج نیروهای متخصص هستند) صعود بیکاری، موجب امتناع از خرید و مشکلات عرضه و تقاضا در حوزه‌های مختلف اقتصادی می‌شود. ادامه بحران اقتصادی سیستم جهانی نشان میدهد که افزایش تولید ناخالص کشورهای غربی و نرخ سود، امروزه نسبتاً کمتر از " دوران طلائی " فوردیسم است. کاهش نرخ سود منجر به جستجو برای حوزه های جدید سرمایه‌گذاری است و این یکی از دلائل شکوفائی بخش خدماتی،  بخصوص درزمینه نرم افزار و تجارت ا لکترونیکی، ارائه امتیاز و غیره در عرصه اقتصاد نوین می‌باشد. در واقعیت این حوزه رشد فوق‌العاده بالائی را نشان می‌دهد و منجر به امید  گشایش اقتصادی می‌گردد. با این وجود اقتصاد نوین قلمروی است که سهم خود را در جایگزینی  نیروی مرده ( ماشینی و مدرن کردن) به نیروی زنده کار ادا می‌کند.
بنا بر قانون ارزش اضافی مارکس ، این منجر به خلق ارزش کارزنده می‌شود. بنابراین قابل فکراست که شکوفائی اقتصاد نوین،  بحران " اقتصاد قدیم " را  تشدید می‌کند. موج ورشکستگی که از سا ل  2000 آغاز شده و رکود بازار سهام تکنولوژی نشان می‌دهد که اقتصاد نوین، خود نیز بحران زاست. بحران اقتصادی واقعاً موجود سرمایه‌داری از اوا سط دهه 80 امیدهای بزرگی به رونق و گشایش اقتصاد نوین برانگیخت که منجر به افزایش غیر واقعی ارزش سهام چنین شرکت‌هائی در بازار بورس شد. از آ نجائی‌که ارزش این سهام بنیان واقعی نداشت بلکه فقط نشان دست یابی به تمرکز بالائی از سرمایه بود، منجر به رشد شدید بادکنکی مالی شد. ارزش سهام شرکت ‌های اقتصاد نوین با ارزش واقعی آنها برابر نبوده. هنگامی‌که امید به سود بالا در این حوزه برآورده نشد، رشد مالی بادکنکی منفجر و منجر به ورشکستگی بسیاری از این شرکت‌ها شدموج سراسیمه‌گی بازار بورس را فرا گرفت و منجر به فروش ویا عدم خرید سهام شد.
امروزه تولید انبوه استا ندارد شده، با شدت بیشتری جای خود را به تولید با کیفیت بالا ، متنوع ، محدود و متناسب با خواست مشتریان می‌دهد. تولید هرچه بهتر و با تعداد کمتر و با سفارشات مشتریان که در واحدهای انعطاف پذیر ماشینی شده درچهارچوب تولید در زمان نیاز پیش می‌رود.
این وا حدها امروز بیشترساختارغیر متمرکز دارند، پروسه تولید در این واحدهای خودمختار وخودگردان براساس کار جمعی صورت می‌گیرد و قطعات در واحدهای جدا از هم، تابع تولید می‌گردد.  شیوه‌ي قدیمی تمرکز، کنترل و فرماندهی سازمانی تولید تایلریسم به پایان خود رسیده است. امروزه در ایجاد بازار کار تقاضا بر متصل شدن به یک روند تک ساختــی نیست بلکه خود آگاهی ، انگیزه داشتن ، درک مسئولیت، تطبیق هویت خود با محیط کار،  روحیه همکاری، آگاهی به کیفیت خود، ابتکار، آموزش مدام و برخورد آگاهانه شرط کار است. کارکنان باید به طور قویتر هم چون کارفرما فکرکنند. این که این خواست واقعاً بمعنای شرکت بیشتر و ا ستقلال کارگرا ن یا شکل زيرکانهَ و جدید ا ستثمار است،  سئوال برانگیز می‌باشد.
اقتصاد جهانی شده را باید درارتباط با گذار به فرا فوردیسم و نئولیبرالیسم  مد نظر داشت. جهانی شده شکل درهم ریختن تنظیمات ، محدودیت‌هاي گمرکی، مالیاتی و سیستم حمایت اجتماعی است . اگر جهانی شدن اقتصاد در بستر واحد الگوی تنظیم و انباشت سرمایه مد نظر باشد ، این بمعنای افزایش تجارت کالائی بین‌المللی نیست، بلکه قبل از هر چیز ایجاد فضای مشروط جدیدی است برای روند سود دهی سرمایه که در شکل فزاینده از میان برداشتن مرزها و بین‌المللی کردن مناسبات سرمایه داری است که به صورت تجارت جهانی و صدور سرمایه بشکل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در می آید.
کنسرن‌های فرا ملیتی امروزه نقش بالائی در اقتصاد جهانی دارند، تعداد آ نها در دهه 70  که بالغ بر7000 بود امروز به مرز 37000 رسیده است و حجم کل فروش آنها از تمام تجارت جهانی بیشتر است. (نوام چامسکی Noam Chomsky) تا دهه 70 قبل از هر چیز استراتژی،  صادرات و چند ملیتی کردن بود ،که از یک مرکز هدایت شده تا بع این کنسرن که متناسب با این تولیدات بوده صورت می‌گرفت و در وجه چند ملیتی کردن شرکت‌های تابعه این کنسرن‌ها نسبتاً خود مختار و متناسب با کنترل مستقل منطقه‌ای و ملی بودند.
خصلت پست فوردیسم، استراتژی جهانی و فرا ملیتی است. که در راه جهانی شدن، یک کنسرن تلاش می‌کند که کالای خود را در سراسر دنیا ارائه کند. این روند تولید،  غیر متمرکز و به مناطقی که بهترین و مناسبترین شرایط را دارند منتقل می‌شود. استراتژی فرا ملیتی فراتر از آن است که شرکت‌های تابعه یک کنسرن در طرح تولید چند جانبه با هم کار کنند، هر شرکتی خود را متمرکز و متخصص برنامه‌های تولیدی کنسرن وبازاریابی درمحل می‌شوند. استراتژی جهانی و فراملیتی جدائی ناپذیر بوده وتوسط کنسرن‌های فراملیتی تعقیب می شوند.
کیفیت جدید سرمایه جهانی شده اکنون برچیدن قرارهای محدود کننده‌ي انباشت سرمایه در فوردیسم است. بازار جهانی به طور کیفی به سمت تغییر خود در جهت روند‌های متمرکز تجارت در فضاهای وسیع اقتصادی است که از طریق قراردادهای تجارت آزاد مانند بازار مشترک ، منطقه آزاد تجاری آمریکای شمالی و غیره تأمین شده باشد. ا ز آنجائی که سیمای  اقتصاد جهانی شده تنها وجه آن نیست وتنظیمات ، تکنیک ، ایدئولوژی نقش مهمی درآن دارند. باید این ابعاد را هم مورد بررسی قراردهیم.
سیاست و فرهنگ جهانی شد ن
فوردیسم که با رفاه اجتماعی کینز که در آن حمایت جمعی، جسمی و روحی کارگران تضمین شده ، همراه بود، مدل تولید و مصرف انبوه تنها از طریق این استراتژی ممکن بود که بخشاً نیز محصول مبارزات کارگران بود. سیاست دولت در جهت تضمین بازتولید نیروی کار و تنظیم کننده آن بود.
امروزه تنوع بحران دولتی تبیین شده که از طرفی محصول منطقی بحران فوردیسم است که در آن بحران ساختار اقتصادی زائیده گسترش فزاینده عقلائی کردن تولید که ماحصل آن بیکاری توده ای و کاهش درآمد مالیاتی دولت می باشد و از طرف دیگر دینامیزم کسری موازنهَ دولتی که در چهارچوب بحران انباشت سرمایه ا ست، تقویت می گردد. دولت با وضع مالیا ت ممتد به سرمایه ایجاد شده سعی در رفع ا ین کسری موازانه می کند و هنگامیکه مشکلات بحران ا قتصادی ( که بنا بر خصلت متضاد ساختار ا قتصادی موجود غیر قابل اجتناب ا ست) ، و بخاطر امیدهای بزرگ دوران فرا فوردیسم نادیده گرفته می شوند . نتیجتاً شکست چنین استراتژی سیاسی از قبل برنامه ریزی شده است. در بستر پسا فوردیسم و جهانی شدن سرمایه ایجاد رقابت بین کشورها حائز اهمیت فراوان است ( مقایسه کنید کتاب هیرش Hirsch 1995 صفحات 103، 121 ، 139‌، 143 ) . کشوری بطور مداوم متمرکز و معطوف روی ایجاد شرایط آ سان و مناسبتری برای سرمایه گذاری در رقابت با دیگر کشورها میشود. وا ین همراه با برچید ن تنظیمات ، حقوق کاروامنیت اجتماعی کارگران است ( همان کتاب صفحه ی 103 ).  دولت بیش ا ز بیش ا زعرصه ا قتصاد کنار کشیده ، راه را برای بر چیدن این حقوق اجتماعی و انسانی هموار می کند.
سیاست نئولیبرا لیسم بر اسا س مدل خود گردان بازار است . پی یربورو سه خصلت اصلی در این سیاست می بیند. نخست: اقتصاد، حوزهای جدا ازاجتماع ا ست که در آ ن قانون طبیعت و جهانی حاکم بوده و دولت ها نبا ید درآ ن مداخله کنند. دوم : بازا ر بهترین مـکانی ا ست که درآ ن کالا به صــورت آ زاد ، دمکراتیک ، مؤثر، عادلانه سازماندهی و مبادله میشود وسوم که بیشتر طبیعت اقتصادی دارد، یعنی جهانی شدن خواهان کم کردن مخارج عمومی دولت ها و قبل ا ز همه در حوزه های حقوق اجتماعی ، قانون کار و تأمین اجتماعی که مانع وخرج ساز است.
به نظر نوام چامسکی نئولیبرالیسم انسان را در موقعیتی ناپایدار و به خود رها شده قرار می دهد. در حالی که دولت از ثروتمندان حما یت کرده و در مورد فقرا اصول بازار کار حاکم است.
ایدئولوژی نئولیبرالیسم خواهان کم کردن مخارج بهداشت عمومی،  کمک وتأمین اجتماعی فقرا، حمایت از سالمندان، کاهش بهداشت عمومی ، امتناع از کمک به کودکان و برنامه های رفاه اجتماعی است در حالیکه به افزایش حمایت از ارتقاء سطح رفاه ثروتمندان به شیوۀ کلاسیک می باشد، یعنی استفاده از منابع مالی دولت در جهت کمک به سرمایه داران برای سرمایه گذاری ، معافیت مالیاتی، شرایط آسان، تخفیف های ویژه و سرانجام بر چیده قانون و مناسبات کار.
«پی یر بردیو»  نئولیبرالیسم را خطری می بیند که ماهیت ارتجاعی و محافظه کارانه دارد در حالیکه حرکتی عقب گراست که خود را تحت پوشش نو و مترقی جلوه می دهد و عمیقآ انقلابی محافظه کارانه است. که سعی به احیاء  شرایط کار قرن نوزدهم می کند.
دولت سازمان درونی خود را در پست فوردیسم اساساً تغییر نمی دهد بلکه هرچه کمتر در اقتصاد ملی نقش بازی می کند چیزی که در فوردیسم لازم بود تا مدل تولید و مصرف انبوه ممکن شود . شرکتهای فراملیتی امروزه بازیگران مهم اقتصادی هستند که عامل کاهش نقش دولت ها در اقتصاد ملی شان هستند.
زندگی مردم جهان امروزه  متأثر از تصمیم گیریهائی است که فرسنگ ها از آنها دور بوده و در مراکز کنسرنهای فرا ملیتی اتخاذ می شود.
دولت‌های رقابت ملی در جهت بی ثبات کردن مناسبا ت زندگی بخش بزرگی از مردم جهان و الحاق آنان بمثابه وسائل ابواب جمعی کشورهای غربی که با نظامی کردن جوامع خود در راه ایجاد کشورهای نظارت کننده با انواع امکانات و وسائل کنترل بر جهان هستند. در اینجا تکنولوژی جدید نقش اساسی بازی می کند و بقول «مارکوزه Marcuse» اسطوره دولت بدون قدرت مفهومی است که ماهرانه با گرد و خاک کردن، امکان تحلیل هوشمندانه از آنچه که واقعاً درجریان است مانع می شود.
جهانی شدن سیاست، امروزه فقط عرضه سیاست مداران و اتحادیه سیاسی ، نظامی واقتصادی نظیر سازمان ملل، شورای امنیت، ناتو، بانک جهانی و هشت کشور صنعتی جهان و غیره نیست بلکه هم چنین گشایشی است برای مبادله، ارتباط جمعی و شبکه ای سازمانها و نهادهای غیر دولتی و وابسته که یک کارزار و حرکت اجتماعی را فراهم کنند، سیاست جهانی دیگر قلمرو سیاست مداران خارجی دولت ها نبوده  بلکه محل فعالان سیاسی بین المللی سازمان های غیر دولتی است، که می توانند هم چون نوک پیکان جنبش های نوین اجتماعی عمل کنند.
شبکه ی جنبش های اجتماعی- اعتراضی می تواند مظهر امید برای ایجاد جهانی انسانی و آزاد باشد. چشم انداز اجتماعی تغییر یافته و تنها نشانهً یک خطر جدید و افزا یش جهانی شدن نیست بلکه شا نس جدیدی نیز برای دگرگونی و توسعه جوامع عقب نگاه دا شته شده نیز هست و این خود نیازمند یک جنبش جهانی خود آگاه و مسئول می باشد. شبکه فعالان سیاسی جهانی نباید هدف ها و همگرائی برای یک سیاست هماهنگ را دنبال کنند بلکه بیشتر ا ز طرفی بیانگر خواست ها و ویژگی سیاسی محیط خود باشند و ازطرف دیگر هم زمان بیک طرح مشترک برسند که تصویر اتحاد و فعالیت سیاسی شان باشد «سیدنی بست و داگلاس کنر Steven Best & Douglas Kellner» چنین موضعی را سنتز سیاست مدرن و پست مدرن می دانند. نیاز در سیاست مدرن تأکید بر همبستگی، اتحاد، حقوق جهان شمول و اتفاق نظر است. در پست مدرن تأکید بر اختلاف ، تنوع ، پلورالیسم وچند جانبگی، هویت و سیاست کلان می باشد. یک چنین سیاست دیالکتیکی وحدت وپلورالیسیم مدرن و پست مدرن و اتحاد فرهنگی همراه با تمام تنوعات آن می تواند در حل مشکلات سیاسی ثمر بخش باشد. (نگاه کنید به مقاله ما در زد شماره 49 )
یک سیاست پست مدرن باید بیاموزد هم زمان با توجه به ویژگی ، شرایط و مشکلات ملی و منطقه ای  جهانی نیز باشد. و بقول «بست و کلنر، 2001 صفحه 115» ما به شعار" جهانی فکرکن و محلی عمل کن"  اضافه می کنیم که محلی فکر کن و جهانی عمل کن.
وظیفه امروز کاربست آن چیزیست که بقول هگل وحدت اضداد می باشد، یعنی جائی که گرایشات متنوع توسعه تاریخی به شیوهای غنی و همساز به یک دیگر می رسند.
مکانِ جهانی شده   
تغییر فضای ساختار سیاسی منجر به آن شد که بین شرکت های فعال جهانی و شبکه شهری یک وابستگی مهم بوحود آید. شهرهای جهانی نقاط جغرافیائی اولیه سرمایه فراملی هستند. مهم ترین این شهرها آنهائی اند که تصمیمات مهم سیاسی درآ نها اتخاذ می شود. مانند نیویورک ، لندن ، توکیو ، پاریس ، فرانکفورت، زوریخ ، آمستردام ، لوس آنجلس ، سیدنی ، سان پائولو ، مکزیکوسیتی و هنگ کنگ که شاخص تصمیمات و هدایت و سازماندهی اقتصاد جهانی ، بازارها و مکانهای صنعتی و تولید نوآوری های خود می باشند. شهرهای جهانی درعرصه اطلاعات مراکز کنترل سرمایه جهانی و تجمع نیروهای سیاسی و اقتصادی بوده که حدود30% نیروی کار را در رشته تحقیقات و اطلاع رسانی مشغول بکارکرده اند. اکثر کارهای جدید ناپایدار با درآمد کم؛ خدمات اجتماعی و امنیتی هستند که نیاز به تخصص ندارند ، از جمله کارکنان نظافتی، فروشندگان، پرستاران کودک و کارکنان رستوران ها. بدین ترتیب طبقه مادون جدیدی به وجود می آید که در کنار بخش کوچکی از نخبگان با تخصص وحقوق بالا و ساعت کارطولانی و فشار عصبی هستند. این شهرها مظهر شکاف واختلاف طبقاتی. «کاسلزCastells 989،ص228» یک شکل جدید دوالیسم فقر و ثروت درشهر اطلاعاتی را نمایش می دهند.
«مارک دیویس،1990،صفحه248» از یک آفریقای جنوبی کردن این شهرها درقلعه های با آخرین پیشرفتهای تکنیکی و فنی صحبت می کند که منجر به افزایش فقر می گردد. کیفیت جدید رنج و فقر باید از انظار پنهان بماند، قسمت ثروتمند نشین شهر هرچه شدیدتر توسط پلیس و نیروهای خصوصی حفاظتی کنترل شده و یک تفاوت آشکار، منطقه اعیان را از فقرا جدا می کند، رابطه جهان اولی و سومی درقلب سرمایه داری روشن تر و جدائی تشدید می شود.
شیوه زندگی نخبگان جدید که بطور فزاینده ای به سمت یک طبقه همگون سوق می یابد، نشان خود را به شهرهای جهانی می زنند ، آنها منافع گوناگون یک سطح زندگی بالا ، پویا و ارتباطات بین المللی دارند. درحالی که قسمت های گسترده تری بسمت فقر بیشتر و محرومیت از این امکانات لوکس کشیده می شوند که برای بقایشان باید مبارزه کنند. شهرهای جهانی شده چه در غرب و شرق در کنار ثروت ، فقر محلی و جهان سومی را کنار هم دارند که نشان از قطبی شدن سیاسی، اقتصادی وانشقا ق سراسری این جوامع است. هرچه اقتصاد جهانی تر شده، به همین نسبت تصمیم گیریها در چند حوزه کوچک تر، که شهرهای جهانی هستند اتخاذ می گردد.
شهرها جهانی شده ، برخلاف مناطق تحت توسعه دارای ساختار غنی اقتصادی هستند . با اختلاف آشکار جغرافیائی بین مرکزیت و حاشیه نشینی . به نظر «زا سن Sassen1998» اینترنت غیر متمرکز منجربه تجمع مجازی و واقعی مکان های جدید می شود که نشان از ساختار پر قدرت اقتصادی مکانهای سرمایه داریست، مناطق کمتر توسعه یافته بندرت سهمی در این فضاهای مجازی دارند که نشان از عدم دسترسی نابرابر به شبکه اینترنت می باشد. آقتصاد و وسا ئل ارتباط جمعی جهانی شده به خصوص در زمینه اینترنت نشان از تقسیم قدرت و توان نابرا بر است آن هم درجهان خیالی و واقعی .
جها نـــی شد ن تکنیــک
روندهای جهانی و تغییر زمان و مکان توسعه  سیستم (  اطلاعات و ارتباطات) به طور آشکاری به هم وابسته اند. کار برد سرمایه دارانه از تکنیک منجر به ایجاد و شدت گیری معضلات اجتماعی شده ا ست.
در نظام سرمایه داری غا یت تکنیک ، سازمانی مؤثر برای انباشت سرمایه درشکل وسا ئل تکنیکی تولید می باشد. و این نه درجهت خدمت به آسا ن تر کردن زندگی انسان و مقابله با طبیعت، بلکه در خدمت تولید موثر ارزش افزوده می باشد که منجر به استثمار کارکنان در این تظام است. تکنیک خود نیز نشا ن از تناقضات این سیستم است. تکنـولوژی مدرن بیان و حاصل عقلانی و جهانی شدن ا جتــماع ا ست . سیستم ( ا طـلا عـا ت وا رتبا طا ت ) با از بــین بردن بعـــد زمـــان و مکــان باعث تا ثیر گذ اری روندهای محلی برحوادث جهان و با لعکس می شود که در زمان و مکان های مستقل از یک ديگر اتفاق می افتد. سیستم اطلاعاتی وسائل ارتباط جمعی مدرن ابراز جهانی شدن و بانی ساده تر کردن و تسریع شبکه بندی اقتصاد ، سیاست و فرهنگ جهانی می شود.
«گرهارد راله Gerard Raulet 1988،صفحه286» دراین رابطه از ایجاد مکان مستقل بمثابه غیر محلی کردن نام می برد که در نتیجه هر مکان، هم زمان از هر کجا قابل دسترسی است. در این سازمان نوین ارتباط جمعی ، تمام مکانها با هم برابر و قابل جایگزینی هستند. و هیچ کدامشان نقطه آغاز یا پایان نیست، غیر محلی کردن نه فقط شامل موضعی در مکان، بلکه در زمان نیز می شود و این در مورد تصاویر دیجیتالی که دیگر زمان قبل و بعدی ندارد به خوبی آشکار است ودر مضمونی مشابه «پال ویریلیو،1995» تاکید دارد که زمان، زمان کامپیوتر است که استقلال از مکان و زمان را ایجاد می کند با نزدیک شدن به سرعت نور، مکان بی اهمیت شده و اختلاف زمان یک نیاز ایجاد شده با رفع آن به صفر نزدیک می شود. توقف به نهایت شتاب و شتاب به سکون می رسد. جسم بطور اصولی متوقف و در شبکه مبادلات اطلاعاتی در هر نقطه قابل درک می باشد.
«آنتونی گیدنز Antony Giddens 1995،صفحه33» نیز از پدیده، از جای خود کنده شدن به مثابه روند مهم مدرن سخن می گوید و انسان از محیط و مناسبات اجتماعی محلی اش جدا شده و دوباره از طریق وسائل نقلیه مدرن و ارتباطا ت جمعی می تواند هر لحظه به مکان خود باز گردد.
انسان از طریق اینترنت و رسانه های جمعی درجریان رویدادهای محلی و جهانی قرار می گیرد.
از آنجائیکه انسان در یک فضای فیزیکی واقعی زندگی می کند دچار شیزوفرنی مکان که به معنی از دست دادن هویت فردیست «کاسلز  1997» و این منجر به تلاش برای بازیابی هویت خویش می گردد که ویژگی عصر اطلاعات است. و هم چنین افزایش حرکت های جدید اجتماعی.
سیستم (اطلاعات و ارتیاطات) از طرفی نه فقط ابزار جهانی شدن بلکه حاصل آن نیز هست. این در منطق سرمایه داری است که باید تولید به طور دائم افزایش یابد. در نتیجه سیستم شبکه بندی شده تکنولوژی و وسائل ارتباط جمعی و اطلاعات تنها از این طریق می توانست راه خود را باز کند که در خدمت سازمان یابی جهانی شدن سرمایه قرارگیرد تاثیرات مثبت و آسان کردن این روند را هموار کند. فراملیتی کردن سرمایه نیاز به وسائلی هم چون، حمل ونقل، تلفن، تلگراف رادیو، تلویزیون، اتومبیل، هواپیما، کامپیوتر و سرانجام سیستم اطلاعاتی وارتباطی دارد. اطلاعاتی کردن جامعه و کار کامپیوتر در اقتصاد نیازمند سرمایه گذاریست که صرفه جوئی در نیروی انسانی و همینطور زمان و سرمایه را ممکن می کند. که این به نظر سرمایه داران راه گریز ا ز بحرانهای با زدارنده دهه 70و 80 قرن بیستم می باشد
چشم انداز
امروزه توجه بسیاری به تکنولوژی جدید شده و امید به یک رشد طلائی و بهبود زندگی القاء می گردد. اما واقعیت امروز عکس این را  نشان می دهد منطق متنا قض سرمایه جهانی شده منجر به افزایش روند اختلافات اجتماعی و تشدید مشکلات جهانی شده است. تکنولوژی جدید علت اصلی این بحران نیست، اما یکی از ابزارهای مهم آنست که با ز سازی ، عدم تمرکز، انعطاف و اطلاعاتی کردن تولید جهانی را ارائه می کند، لذا نباید فراموش کرد که تکنولوژی نوین اگرچه  با تناقض همراه است اما امکان جدیدی نیز برای روندهای بهره برداری مستقلانه ارائه می کند .
شبکه جهانــــی اینترنت و ساختار غیر متمرکز نقاط اتصال به این شبکه؛ یک فضای خیالی بوجود آورده که فقط یک در صد مردم جهان دسترسی به اینترنت را دارند که آن هم اساساً سفید پوستـــان آمریکائی هستند که سهم قدرت، ثروت و تملک خود را در این فضای خیالی تصویر می کنند. اتصال مکان های اقتصادی و سیاسی وا قعی با مکان های خیالی، آیینه تمام نمای نابرابرهای اجتماعی ا ست.
به وسائل ارتباط جمعی وتکنولوژی جدید نباید با بدبینی یا خوش بینی برخورد کرد، بلکه بیشتر به شکل های بهره برداری مستقلانه درجهت ایجاد یک شبکه جهانی مدرن که درخدمت اهداف جنبش ضد جهانی شدن قرارگیرد نگریست. جنبشی انسانی که نمایشگر همبستگی جامعه جهانی بشری است؛ وعملی سیاسی در خدمت ایجاد وحدت در بستر تنوع می باشد. مشکلات جهانی یک بعد جدید سرمایه داری مدرن می باشد. امکانات زیادی فرا روی ماست . یا پذیرش اقدامات سیستم جهانی سرمایه یا تغییرات اجتماعی در بعدی جهانی که حل تناقضـا ت و مشکلات نظام سرمایه داری را هدف قرار داده است . و برای این مقصود قبل از هر چیز نیاز به سازمان اجتماعی خود جوش است.
 
منابع:
آگلیتا،  مایکل . تئوری قرارهای سرمایه داری. تجربه آمریکا. لندن 1979
بل ، دانیلو. جامعه فرا صنعتی . فرانکفورت/ ماین  1976
بست، استیو. و کلامز، داگلا س . چرخش پست مد رن. نیویورک و لندن 1997
بوردیو، پیر. نئولیبرا لیسم در روزنامه تاگز زایتونگ. 4.12.1999
بوردیو، پیر. نئولیبرایسم محافظه کار است او نئو لیبرالیسم را خطری برای اروپا ارزیابی می کند. نگاه کنید به همان روزنامه به تاریخ 20.05. 2000
کاسلز، مانول. شهر اطلاعاتی و تکنولوژی اطلاعاتی . باز سازی اقتصادی و روند منطقه ای شهرنشینی . کمبریج . ماس/ آکسفورد 1989
کاسلز، مانوئل.  سفر در جامعه نت عصر اطلاعات : اقتصاد ؛ جامعه و فرهنگ جلد اول ماس/ اکسفورد 1996
کاسلز، مانول.قدرت هویت. عصر اطلاعات ، اقتصاد، جامعه و فرهنگ جلد دوم 1997 همان انتشارات
چامسکی ، نوام . جهانی شدن در عصر معاصر جامعه جهانی ، بازار، دمکراسی، آموزش و پرورش . بادهونف در آلمان سال 1999
دیویس،  مایک. شهر کوارتز لوس آنجلس  1990
د لویزه ، گیلز . گواتاری، فلیکس .ریشه.  برلین  1990 
دستانه دو برنیز، گرهارد . تناسبهای برای تحلیل بحران در ژورنال بین المللی اقتصاد سیاسی تابستان 1998
فلایشنز، پیتر. انسان تنها فقط با بیت  ( کوچکترین واحد ا طلاعاتی الکترونی) زندگی نمیکند. وین 1996
فوکس، کریستیان. خود سازمانی اجتماعی در جامعه اطلاعاتی سرمایه داری . مناسبات اجتماعی امروز و امکانات انتقالی در آینده. وین 2001
هیرش ، یواخیم . چهره نوین سرمایه داری از فورد یسم به سوی پسا فورد یسم هامبورگ 1996
هیرش، یواخیم. رقابت کشور های ملی بر لین 1995
هیرش کرایزن، هارتموت. بین ا لمللی کردن تولید استراتژی و اشکا ل سازما نی و نتایج آ ن برای کار صنعتی هامبورگ
کرتکه، استفان. تغییر ساحتار شهری و سیستم شهر و بازار معاملات اراضی در عصر فرا فورد یسم. فرانکفورت / نیو یورک 1991
کورگمن ، آلن . سراب ها و معجزات ، بحران جهانی فورد یسم لندن 1987
مارکوزه ، پیتر. زبان جهانی شدن ما نثلی ریویو.جلد 3/52 صفحه 23 تا 27
مارکس، کارل. سرمایه جلد اول، پروسه تولید سرمایه داری 1868 برلین
مالائر، فرانک. اریک، سوینگدو . توسعه منطقه ی و جغرافیائی سیستم تولید
انعطاف پذیر استدلال تئوریک و شواهد تجربی در اروپای غربی و آمریکا 1995
چهره جدیدی شهر ها مبنای تئوریکی و شواهد تجربی گفتگوی بین ا لمللی ، با زل/ برستون ، برلین 1995
افنر، گرهارد. تقسیم قدرت و سازمان . دینامیزم توسعه اقتصادی ، 1997
راله، گرهارد. ناکجا آ باد نوین، اهمیت فلسفی و اجتماعی تکنولوژی جدید اطلاعات و ارتباطات جمعی .  فرانکفوت/ ماین 1988
روزنا، جیمز. تلاطم در سیاست جهانی تئوری تغییر و تداوم نیویورک 1990
زا سن، زاسکیا. شهر جهانی نیویورک 1995
زاسن ، زاسکیا. جهانی‌شدن و ناهنجارهای آن. نیویورک 1998
ویریلیو، پاول. فاصله سوم ،یک گذار مخاطره آمیز. کلن 1995
ویریلیو، پاول توقف سریع.  مونیخ ـ وین 1992
 

Resources
Aglietta, Michel (1979) A Theory of Capitalist Regulation. The US Experience. London.
Bell, Daniel (1976) Die nachindustrielle Gesellschaft. Frankfurt am Main.
Best, Steven / Kellner, Douglas (1997( The Postmodern Turn. New York / London.
Best, Steven / Kellner, Douglas (2001) The Postmodern Adventure. New York / London.
Bourdieu, Pierre (1999) Neoliberalismus, in : Die Tageszeitung, 4/12/1999.
Bourdieu, Pierre (2000) Der Neoliberalismus ist konservativ. Will Gegenfeuer legen: Pierre Bourdieu sieht in     Neoliberalismus eine Gefahr für Europa. Interview mit Pierre Bourdieu, in: Tagesanzeiger 20/05/2000.
Castells, Manuel (1989) The informational City. Information Technology, Economic Restructuring and the Urban Regional Process. Cambridge, Mass./ Oxford.
Castells, Manuel (1996) The Rise of the Network Society. The information Age: Economy, Society and Culture, Vol. I Cambrifge, Mass. / Oxford.
Chomsky, Noam/ Noam / Dieterich, Heinz (1999)Globalisierung in Cyberspace. Globale Gesellschaft, Mörkte, Demokratie und Erziehung. Bad Honnef.
Davis, Mike (1990) City of Quartz. Excavating the Future in LosAngeles.
Deleuze, Gilles / Guattari, Felix(1977) Rhizom. Berlin.
Destanne de Bernis, Gerard (1988) propositions for analysing the cresis, in: International Journal of Political Economy . Summer 1988
Fleissner. Peter u.a. ( 1996) Der Mensch lebt nicht vom Bit allein. Wien.
Fuchs, Christian (2001b) Soziale Selbstorganisation im informationsgesellschaftlichen Kapitalismus. Gesellschaftliche Verhöltnisse heute und Mäglichkeiten zukünftiger Transformationen. Wien / Norderstedt.
Fuchs, Christian (2002) Aspekte der evolutionären Systemtheorie in ökonomischen Krisentheorien unter besonderer Berücksichtigung techniksoziologischer Bezüge. Wien. i. E.
Giddens, Anthony (1995) Konsequenzen der Moderne. Frankfurt/Main
Hirsch, Joachim (1995) Der  nationale Wettbewerbsstaat. Berlin.
Hirsch Joachim/ Roth, Roland (1986) Das neue Gesicht des Kapitalismus. Vom Fordismus zum post- Fordimus. Hamburg.
Hirsch- Kreinsen, Hartmut (1996) Internationalisierung der Produktion. Strategien, Organisationsformen und Folgen für die Industriearbeit, in :  WSL-Mitteilungen. 1/1996. S. 11-18
Krätke, Stefan (1991) Strukturwandel der Städte. Städtesystem und Grundstücksmarkt in der „ post-fordistischen Ära. Frankfurt am Main / New York.
Krugman, Paul (1995) Growing World Trade. Causes and Consequences, in : Brooking Papers on Economic Activity. 1/1995.S. 327-362
Lipietz, Alain (1987) Mirages and Miracles. The Crises of Global Fordism. London.
Marcuse. Peter (2000) The Language of Globalization. Monthly Review, vol 52,3.p. 23-27
Marx, Karl (1867)Das Kapital, Bd. 1: Der Produktionsprozeß des Kapitals, MEW 23. Berlin.
Moulaert, Frank./ Swyngedouw, Erik (1990) Regional Development and the Geography of the Flexible Production System. Theoretical Arguments and Empirical Evidence from Wesern Europe and the U.S , in : Borst, Renate u-a- (1990) (Hg, ) Das neue Gesicht der Städte. Theoretische Ansätze und empirische Befunde aus der internationalen Bebatte. Basel /Boston/Berlin.
Ofner, Franz(1997) Machtverteilung und Organisation. Zur Dynamik von wirtschaftlicher Entwicklung, Arbeitsbeziehungen und betrieblichen Strukturierungsprozessen , Klagenfurt Raulet, Gerard (1988) Die neue Utopie. Die soziologische und philosophische Bedeutung der neuen Kommunikationstechnologien, in_ Frank, Manfred u.a. (Hg.)  (1988) Die Frage nach dem Subjekt. Frankfurt/M S. 283-317
Rosenau, James N. (1990( Turbulence in World Politecs. A Theory of Change and Continuity. New York.
Sassen, Saskia (1991) The Global City. Pincetion. New York, Princeton.
Sassen, Saskia (1998) Globalization and its Discontents. New York.
Virlio, Paul (1990) Das dritte Intervall. Ein kritischer Übergang in Decker, Edith/Weibe, Peter (Hg) (1990)vom Verschwinden der Ferne. Köln. S.335-346
Virlio, Paul ( 1992) Rasender Stillstand. München /Wien.

 

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.