|
جدى بودن تصميم دولت آمريكا
|
|
|
ابراهيم عليزاده
|
|
۱- روشن است كه اينبار دولت آمريكا برخلاف سال1991 و بدنبال جنگ كويت اين بار تمايل شديدى به تعويض حكومت عراق از طريق يك قدرت نمائى نظامى دارد و از راههاى مختلف مى كوشد كه به آن هدف خود نزديك شود. استقرار نيرو در كشورهاى دور و بر عراق، هزينه كردن ميلياردها دلار، پيشبرد يك كشمكش ديپلماتيك فشرده با قدرتهاى بزرگ مخالف جنگ، همه اينها حاكى از جدى بودن تصميم دولت آمريكا در اين زمينه است. براى آمريكا راه بازگشتى از اين سياست وجود ندارد و شكلى از پيروزى در اين كارزار حداقل در گام نخست بايستى بنام آمريكا ثبت شود. هدف آمريكا نمايش پيروزى نظامى است اما توازن قواى واقعى در سطح بينالمللى در ارتباط با اين مسئله نشان مىدهد كه ناديده گرفتن رقباى بزرگ و پافشارى بر پيروزى مستقيم نظامى در عين حال مىتواند يك ماجراجوئى خطرناك در سطح سياست بينالمللى باشد و از اينرو بعنوان يك احتمال ضعيفتر دولت آمريكا در آخرين لحظه ممكن است به اشكال ديگرى از پيروزى هم رضايت بدهد. ۲- دولت آمريكا مىخواهد تسلط بلامنازع خود را بر خاورميانه بعنوان يكى از مناطق استراتژيك جهان تثبيت كند. مسئله امنيت آمريكا، مبارزه با تروريسم، خلع سلاح عراق، سياست حمله پيشگيرانه و غيره كه در تبليغات رسمى عنوان مىشوند تنها پوششهائى براى قابل قبول جلوه دادن لشكركشى نظامى هستند. باين منظور رقباى بزرگ نظير اتحاديه اروپا، روسيه و غيره بايستى به تمكين و يا دنباله روى وادار شوند و دولتهاى سركش در محل هم بايستى مرعوب و يا از صحنه حذف شوند. اين اين در واقع همان كشمكش آشناى تقسيم جهان به منطق نفوذ دولتها و بخشهاى مختلف سرمايه امپرياليستى در عصر ما است كه عوارض آن دامن مردم در كشورهاى عقب مانده را مىگيرد ۳- جمهورى اسلامى با همه جناحهايش در حال پوست اندازى و انطباق خود با نيازهاى سرمايه در اين دوره است. تحكيم سلطه آمريكا بر اين منطقه كه امروز از طريق تدارك حمله به عراق در جريان است اين روند را در ماوراى اختلافات جناحها تسريع خواهد كرد. اما نه دموكراسى و گشايش فضاى سياسى ايران و نه سرنگونى رژيم اسلامى از طريق يك انقلاب راديكال و ترقىخواهانه حاصل اين روند نخواهند بود در بهترين حالت چيزى بيشتر از نظام سياسى در پاكستان و مصر و غيره نصيب مردم در ايران نخواهد شد. اما رشد و پيشروى مبارزات كارگران و مردم تحت ستم و محروم در ايران مىتواند همه اين نقشهها را نقش بر آب كند. دولتهاى اسرائيل و تركيه دو متحد قابل اتكاء براى سياستهاى آمريكا در منطقه هستند. آمريكا اين دو دولت را بعنوان پايگاه و نقطه پرش سياستهاى خود در خاورميانه انتخاب كرده است و بهمين جهت درسياستهاى منطقهاى خود براى جلب رضايتشان به آنها امتياز مىدهد. حمايت بدون قيد وشرط از دولت دست راستى افراطى در اسرائيل در بهخون كشيدن مردم فلسطينجلوهاى از اين سياست است. از اينرو پيشرفت استراتژى آمريكا در اين منطقه عرصه را بر مبارزه مردم فلسطين تنگتر خواهد كرد. همين موقعيت را دولت تركيه براى آمريكا دارد و اين يكى از مخاطراتى است كه مبارزه حقطلبانه مردم كرد را در عراق و تركيه تهديد مىكند. دست ارتش تركيه را در سركوب مردم كرد بازتر خواهد شد و دستاندازىهايش بر امور كردستان عراق بيشتر خواهد كرد. ۴- از نظر ما سياست سلطهطلبانه آمريكا در اين منطقه ريشهاش در ذات سرمايهدارانه نظام حاكم بر آمريكا است و چنين سياستى حتى اگر منطقه را به ثباتى نسبى هم برساند_ امرى كه بسيار بعيد است _ كارى جز تحكيم پايههاى سرمايه و تداوم استثمار و ستم اجاى سياستهاى نئوليبرالى در اين منطقه نخواهد كرد و كارگران آگاه و مبارزين سوسياليست بنا به تعريف رزمندگان پيگير مبارزه و مقاومت در برابر چنين سياستهائى هستند. اين مقاومت بايستى به نيروى آگاهى، تشكل و تاكتيك و سياست درست از جانب نيروهاى سوسياليست و جنبشهاى تودهاى پيشرو و مترقى متكى باشد و هدايت شود. چنين حركتى البته هيچ وجه مشتركى با اعتراض ارتجاعى رايج به آمريكا ندارد. كمونيستها مىتوانند و بايستى پرچمداران مبارزه بر عليه سلطهجوئى باشند و با روشنگرىهاى خود توهمات زيانبارى را كه در صفوف مبارزه كارگران و مردم تحت ستم بوجود مىآيد، خنثى كنند و اين كارى است كه ما با به سهم خود با جديت دنبال مىكنيم. بويژه در رابطه با مسئله كرد ما به مردم كرد مىگوئييم كه بدليل تناقضاتى كه در منطقه وجود دارد و اهدافى كه آمريكا تعقيب مىكند آزادى و حقوق اوليه مردم كرد در عراق و در هيج جاى ديگرى از طريق پيشرفت سياستهاى آمريكا حاصل نخواهد شد و اين واقعيت را مردم كرد خود تجربه كردهاند. در سطح عمومىتر ما از جنبش جهانى ضد جنگ پشتيبانى مىكنيم و در آن شركت مىكنيم.
|