header image
 
نه بال‌هايش را ديدند و نه پروازش را چاپ
كاظم كردواني   
رفتن به
نه بال‌هايش را ديدند و نه پروازش را
صفحه 2
صفحه 3

 

كتاب «‌گردن‌بند مقدس‌» مهرانگيز كار را به دست مي‌گيرم تا آن را بخوانم‌. پيش از خواندن‌، ورقي مي‌زنم‌، چند صفحه‌اي از اول كتاب و چند صفحه‌اي از ميانه‌ي مطلب و نگاهي به صفحه‌هاي آخر‌. به ياد ظهري مي‌افتم كه دو‌، سه روز مانده به سفر خارج كشور براي شركت در كنفرانس برلين‌، با مهرانگيز كار و دختر نازنينش‌. آزاده‌، در رستوران كوچكي در يكي از خيابان‌هاي فرعي خيابان جم با هم نهار خورديم‌. تا آن‌جا كه به ياد دارم در باره‌ي كنفرانس برلين دو‌- سه دقيقه‌اي بيش‌تر صحبت نكرديم‌. در آن روز‌، تنها چيزي كه نمي‌توانست به ذهنم خطور كند اين بود كه امروز در اين‌جا باشم و كتاب مهرانگيز را در دست داشته باشم و شرح فاجعه‌اي را بخوانم كه بر او رفته است‌. به ياد يوسفي اشكوريِ آزاده مي‌افتم كه اينك در كنج زندان است با بيماريي كه دارد‌. به ياد عزت‌الله سحابي مي‌افتم و بلاهايي كه بر سرش آورده‌اند كه سخن از آن‌ها نيز شرم‌آور است تا چه رسد به خود آن بلاها‌. تا آن‌جا كه اين انسان شريف‌، تقاضاي «‌اعدام‌» خود را كرده است‌! به ياد اكبر گنجي مي‌افتم كه در زندان هم شده است «‌عين خطر‌». به ياد علي افشاري مي‌افتم كه با روي گشاده يك سال ديگر زندان را پذيرفته است و گفته است «‌بهاي كوچكي است براي آزادي‌».
هم چنين به ياد 14 فروردين 79 مي‌افتم كه جلسه‌ي هيئت دبيران كانون نويسندگان ايران را بر خلاف معمول سه شنبه‌ها‌، يك شنبه تشكيل داده‌ايم چون چهار نفر از اعضاي آن عازم سفر به برلين بوديم‌. در اين جلسه‌، قرار جلسه‌اي را در 23 اردي‌بهشت ماه در منزل ما گذاشتيم تا در باره‌ي جلسه‌ي بزرگداشت دوستان از دست رفته‌مان – احمد ميرعلايي‌، غفار حسيني‌، محمد مختاري‌، جعفر پوينده‌- تصميمات نهايي را اتخاذ كنيم‌.
به ياد صبح 17 فروردينِ همان سال مي‌افتم كه ما‌، گروه اول سخنرانان كنفرانس برلين‌، حجت‌الا‌سلام اشكوري و مهندس سحابي و مهرانگيز كار و اكبر گنجي و من از فرودگاه مهرآباد به مقصد برلين پرواز كرديم‌. شب قبل آن‌، حدود ساعت 12 گنجي به من تلفن كرد و پرسيد كه آيا به برلين مي‌روم يا نه‌. كه گفتم
مي‌روم‌. در فرودگاه‌، قبل از پرواز‌، اعلاميه‌اي را كه روز قبل از آلمان برايم فاكس شده بود به آقاي اشكوري نشان دادم‌. اعلاميه‌اي با امضاي عده‌اي از فعالين سياسيِ اپوزيسيون خارج در اعتراض به كنفرانس برلين مبني بر
اين كه‌.... و عده‌اي از‌.... در آن شركت مي‌كنند همراه با يك حجت‌الاسلام‌! آقاي اشكوري پس از خواندن آن همراه با لبخندي با اشاره‌ي دست به من گفت‌: يعني چه‌؟ حال نمي‌دانم امضاء كنندگان آن اعلاميه امروز در باره‌ي اعلاميه‌ي خود و اين حجت‌الاسلام چه مي‌گويند‌!
به ياد بعد از ظهر 19 فروردين 79 (‌آوريل 2000) مي‌افتم كه كنفرانس برلين شروع شد‌. سالن كنفرانس غلغله بود‌. جا براي نشستن نبود‌. عده‌ي بسياري از هموطنان ما در راهروهاي اطراف كنفرانس با ديدن تلويزيون‌هاي مداربسته ناظر كنفرانس بودند‌. آن طور كه گفته شد 1500 نفر در آن شركت كرده بودند‌. ايرانيان مشتاق مقيم خارج نه تنها از سراسر آلمان كه از كشورهاي فرانسه و انگلستان و حتا كانادا و آمريكا براي شنيدن سخنان دعوت شدگان به برلين آمده بودند‌. برخلاف آن‌چه عده‌اي در خارج – كه سخنان همه ي آن معترضين را در يك سبد نمي‌ريزم‌- و در داخل گفتند‌، اين كنفرانس نه كنفرانس اپوزيسيون بود و نه كنفرانس پوزيسيون‌. از هفده نفر از دست‌اندركاران و فعالان حوزه‌هاي سياست و فرهنگ و اقتصاد و جامعه و ادبيات در ايران دعوت شده بود تا ديدگاه‌هاي خود در باره‌ي وضعيت ايران را تشريح كنند‌. هر يك از هفده نفر‌، با ديدگاه خاص خود در اين كنفرانس شركت كرده بود‌. هر كسي با ظن خود يار شده بود‌. برخلاف تبليغات آن گروه بي هويتي كه يك روز كنفرانس را با آن افتضاح آلوده كرد و آتش بيار معركه‌ي عقب ‌افتاده‌ترين جناح‌هاي حاكم شد و برخلاف تبليغات تماميت‌خواهان ايران كه با زندان و قل و زنجير به مصاف آزادي‌خواهان ايران آمدند‌، هيچ بند و بست و همآهنگي قبلي جمعي نه ميان سخنرانان كنفرانس بود و نه ميان آنان با حكومت و برگزار كنندگان كنفرانس‌. روند كنفرانس و سخنان متفاوت هر يك از سخنرانان به خوبي آن را نشان داد‌.
به گونه‌اي كلي و بدون پرداختن به جزييات مي‌توان گفت كه سه طيف فكري در اين كنفرانس شركت كرده بودند‌. يكم‌، روشنفكران اصلاح طلب ديني مرتبط با حاكميت و دولت‌. دوم‌، روشنفكران اصلاح طلب خارج از حاكميت‌. سوم‌، روشنفكران عرفي خارج از حاكميت‌. اصلي‌ترين و مهم‌ترين نقطه مشترك ميان اين سه طيف‌، احترام متقابل و درك ضرورت گفت و گو بود كه به گفته‌ي مهرانگيزكار «‌اين احترام متقابل‌« و «‌هم نشيني‌... در تاريخ تحولات سياسي ايران تازگي داشت‌» (‌ص44) و اين امر نه تنها براي مهرانگيزكار كه فكر مي‌كنم براي همه‌ي ما «‌شيرين بود‌» (‌همان‌جا‌).


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.