header image
 
به بهانة پاسخ به آن چهار پرسش چاپ
ناصر پاكدامن   
    جنگ مي شود يا نمي شود؟  هيچ معلوم نيست! آنچه معلوم است ارادة آمريكاي بوش است كه جنگ را مي خواهد و مي طلبد. آنچه هم روشن است اين كه درين آغاز قرن بيست و يكم, دنيا لحظات تعيين كننده اي را مي گذراند: جنگ در عراق به اين معناست كه ازين پس  جهان در سيطرة كور قدرتي است كه خود را منجي بشريت و رسول مدنيت مي شمارد. تسليحات و نظامي بازي ديروز را رقابتهاي ميان دو ابرقدرت و  ”جنگ سرد“ ناشي از آن توجيه مي كرد. دشمن پرخطر امروز جا و مكاني ندارد. تروريسم همه جا هست و مي تواند باشد. تروريسم لشكر نيست, بينش است, روحيه است.

شبح است و جنگ بوش با تروريسم جنگ با دشمني است بي خانمان اما خانه زاد كه همه جا هست و هيچ جا هم نيست. فوائد چنين دشمني براي آقاي بوش بيشمار است. به استناد چنين دشمني آسانتر مي تواند رسالت خود را توجيه و تبليغ كند. 
ـ در اين آغاز قرن جديد, ايالات متحد آقاي بوش احساس رسالت مي كند: نبرد با اهريمن و اهريمنان, غليه بر نيروهاي شوم شر و بدي رسالت ايشان است تا هم بشريت را از شر شياطين صدام مانند نجات دهد و هم دموكراسي“ را در اينسو و آن سوي دنيا برقرار كند و ”آخرين و نه كمترين“ ,  سيطرة بيچون و چراي ايالات متحد را بر جهان قرن بيست و يكم استوار و پايدار و بلامنازع گرداند.  انجام اين رسالت امروز از حكومت صدام و خاورميانه آغاز مي شود و البته كه بايد  نوبت ديگران هم از آن پس فرا رسد.
ـ اين برداشت محور مركزي استراتژي ”اقدام پيشگيرانه“ دولت بوش است: علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد.  هر خطر محتملي را بايد پيشاپيش سركوب كرد و هر كانون آشوب بالقوه اي را بايد درهم كوفت تا ازين پس و در جهان پس از جنگ سرد, ديگر تصور سرپيچي و تمرد به مخيلة كسي, گروهي و كشوري  راه نيابد و فرمان آمريكاي بوش بر جهان و جهانيان روان و گردان بماند.
ـ حرفهاي آقاي بوش و همكارانش روايت جديدي است از همان اعتقادات محافظه كارانه و استعمارگرايانة همة غربياني كه متمدن ساختن همة اقوام و ملل ”وحشي“ و ”بدوي“ و ”نامتمدن“ آفريقا و آسيا و آمريكا را رسالت خود مي دانستند و به اطراف و اكناف عالم لشكركشي مي كردند و در كولبارهاي سربازان خود ”تمدن“ و ”ترقي“ را به دوش مي كشيدند تا با استقرار نظم  استعماري, گسترش جهاني سرمايه داري  را تضمين كنند. آن روزها روديارد كيپلينگ مي گفت كه اين “رسالت“ بار گراني است كه سپيدپوست غربي به خاطر ترويج مدنيت و نجات بشريت از توحش بر دوش خود مي كشد.
ـ اكنون بهانه, مبارزه با خطر سلاحهاي شيميائي و هسته اي است آن هم نه در همه جا كه فقط و فعلاً در عراق. كشوري نه چندان بزرگ با يك جمعيت  23 ميليوني و وسعتي حدود يك چهارم وسعت ايران خودمان كه تازه  آن زمانها مي گفتند كه وسعتش از وسعت ايالت تكزاس بيشتر نيست. خطر اين كشوري كه در اين سوي جهان است براي آن بزرگترين قدرتهاي اقتصادي ـ سياسي ـ نظامي حهان امروز چه مي تواندباشد؟
ـ صدام تنها حاكم خونخوارة جهان نيست. قدرتهاي فاسد و سركوبگر و مستبد در چهار گوشة جهان حكومت مي كنند و با دولت بوش هم روابط بسيار حسنه دارند. رژيم صدام تنها رژيمي نيست كه به فكر ساخت سلاحهاي هسته اي افتاده باشد. در همان منطقه, دولت اسرائيل آنچه صدام مي خواهد داشته باشد را سالهاست كه  دارد و با توجه به آنچه هم  اكنون و هر روزه اين دولت  با مردم فلسطين مي كند, به هيچ وجه اطميناني نيست كه اين چنين دولتي روزي كه بخواهد, لحظه اي در به كار بردن سلاحهاي هسته اي  در منظقه ترديدي به خود روا دارد! آقاي بوش هيچ از لشكركشي به اين كشور حرفي نمي زند!
ـ ديروز دولتهاي آمريكا  چندان حساسيتي به بمب سازي پاكستان نداشتند و امروز هم دولت آقاي بوش به هسته بازي و اتمي سازي كرة شمالي اعتنايي ندارد كه نه رژيمش دست كمي از رژيم بغداد دارد و نه آن منطقه اهميت سياسي ـ سوق الجيشي كمتري از خاورميانه. و اما و البته كه خاور دور, منطقه اي است بي نفت و بي ذخائر نفتي!
ـ دولت بوش مي گويد كه صلح و ثبات جهان به خاورميانه بستگي دارد  و اين خاورميانه با آن ذخائر نفتي سخت بي ثبات و لرزان است. بايد اين وضع پر خطر و مخاطره را چاره كرد. سرنوشت و مقدرات جهان مي بايست در پنجة توانا و پر قدرتي باشد. به اين ترتيب عصر “جهاني شدن“ مي بايست به عصر سيطرة بي چون و چراي يك قدرت بينجامد. ”11 سپتامبر“ بازگشت به فضاي جنگ سرد را تسريع بيشتري بخشيد. درين ماهها,  بوش و مسئولان بلندپاية دولتش بارها به بيان و تشريح اين بينش خود پرداخته اند. كه بدانيد كه ”كشتبان را سياستي دگر“  آمده است. همين چند روز پيش بود كه كالين پوول در برابر كميسيون امور خارجة مجلس سناي آمريكا دربارة جنگ با عراق اعلام مي كرد كه ” امكان دارد كه پيروزي در عراق  بتواند عميقاً سيماي منطقه را به نحو مثبتي تغيير دهد و منافع آمريكا را  رشد و گسترش بخشد خاصه اگر در پي اين جنگ, قادر باشيم در زمينة صلح در خاور نزديك  هم به پيشرفتهايي نائل شويم.“  همو افزود: ” ما ديگر نگراني سلاحهاي تخريب توده اي عراق را نخواهيم داشت.عراق متفاوتي خواهيم داشت كه در آن ثروتها, نفت, در راه هدفهاي سازنده و نه مخرب به كار برده مي شود“ (لوموند, 8 فوريه 2003).  مسئولان بلندپاية ديگري به شرح جزئيات ديگري از اين طرح بازسازي و نوسازي سيماي سياسي ـ اقتصادي ـ اجتماعي منطقه پرداخته اند. و اين چنين است كه قرار است كه سربازان آمريكائي با كولبارهاي آكنده از ”دموكراسي“ قدم در خاورميانه نهند و سراسر اين منطقة نفتخيز را از شيخ و ملك و امير و قداره بند بزدايند و بذر حكومتهاي دموكراتيك و پايدار را بيفشانند. و پس, آن سرزمين اديان بزرگ و تمدنهاي باستان و چاههاي نفت را به  بهشتي برين بدل سازند!
ـ روشن است كه چنين حرف و سخنهايي مي تواند چه آرزوهائي رادر دل اين و آن مخالف و مخالفان در اين و آن كشور منطقه بپروراند!  و راستي هم كه  بازار راديوها و تلويزيونهاي بيست و چهار ساعته چه رونق پر گرمايي  پيدا كرده است! و ديگر كم نيستند منجيان حراف و حرفه اي كه مرتب  تاريخ و جغرافي را به ياري مي گيرند تا  به زمين و زمان پيام بفرستند كه آمديم و  در رسيدن روزهاي خوش هيچ دور نيست و عنقريب است كه در سر هر كوي و  بازار هر شهر و ديه سربازان آمريكائي خروار خروار ”دموكراسي“ را همچون حلواي نذري پخش كنند.
ـ آيا چنين خواهد شد؟ آيا دولت بوش مي تواند سيطرة خود را اين چنين بر جهان برقرار سازد؟ دولتهاي منطقه هيچ قدرتي ندارند و فقط بايد سربه زير و مؤدب اطاعت كنند؟ واكنش جوامع منطقه چه خواهد بود؟ آيا دولت بوش قادر مطلق است و مي تواند “هرغلطي بكند؟“
ـ جنگ هم يك امر اجتماعي است و مثل هر امر اجتماعي قواعد و مشخصات خود را دارد. غلبة نظامي از برتري فني و تسليحاتي حاصل مي شود اما فتح مقولة ديگري است و كشور مغلوب, جامعة مفتوح نيست و هر تجاوزي, مقاومتي را بر مي انگيزد و اين مقاومت به معناي دفاع از قدرت مغلوب نيست. درهم شكستن قدرت صدام ممكن است براي آمريكاي بوش  چندان دشوار نباشد اما پيش بيني  واكنشهاي عراقيان نسبت به نيروهاي غالب آسان نيست. به قول آن روزنامه نگار از كجا كه در عراق هم انتفاضه و انتفاضه هاي ديگري در راه نباشد؟ پس راه عراق بعد از صدام آنقدرها هم هموار نيست.
ـ خاصه كه آمريكاي بوش  قادر متعال نيست. هم اكنون اقتصاد آمريكا را بحران و كسادي گرفته است. چه كسي هزينة سنگين اين جنگ را تأمين خواهد كرد؟ بخش عمدة  هزينة جنگ كويت را عربستان سعودي و كويت و ژاپن و آلمان پرداختند و در واقع, در آن جنگ  ارتش آمريكا نقش حرفه ايهاي مزدوري را بازي كرد كه سلاح و توان خود را مي فروشند و براي ديگران و در خدمت ديگران مي جنگند. آن بار جنگي بود به وكالت از سوي كويت.و عربستان سعودي
ـ اكنون هم اين جنگ با عراق ميلياردها دلار هزينه بر مي دارد (از حدود 100 ميليارد دلار براي يك جنگ چند روزه تا حدود1000 ميليارد دلار براي جنگي طولاني تر). اين صورتحساب را كه مي پردازد؟ اين بار كه كشورهاي عربي نه قدرت مالي آن روز را دارند و نه ميل و علاقه اي به اين جنگ و لشكركشي. فرانسه و آلمان هم كه تا كنون با چنين جنگي مخالفت كرده اند و  اقتصاد آمريكا هم توان پرداخت چنين مبالغي را ندارد. هزينة جهانگيري نفتي آقاي بوش و همراهان را كه خواهد داد؟ چه كسي سربازان آمريكايي را اجير خواهد كرد؟ اين بار كسي هنوز حاضر نشده است كه ”جنگي“ سفارش بدهد و ارتش آمريكا را اجير كند و صورتحساب را هم بپردازد.
ـ اين جنگ چه حاصلي خواهد داد؟ بعيد است كه حاصل جنگ تحكيم سلطة آمريكاي بوش باشد. صحنة سياسي جهان امروز پيچيده تر از آن است كه ابرقدرتي بتواند يكه و تنها بر همه حكمروايي كند. دنياي كنوني از مجموعه ها و منطقه هايي تركيب و تشكيل شده با امكانات و نيروهاي متفاوت و در هر حال انكارناپذير. آمريكاي بوش نمي تواند يكه تاز چنين جهان مركب و پيچيده و ناهمگوني شود.
ـ  پيامدهاي  جنگ آقاي بوش براي خاورميانه و مردمانش  مصيبت بار و فلاكت آفرين است. بار ديگر سراسر منطقه به ميدان آزمايش سلاحهاي جديد زرادخانة آمريكا بدل خواهد شد. بار ديگر سراسر منطقه در پس پرده اي  تافته از دروغ و  سانسور و خون و زخم و مرگ فرو خواهد رفت. بار ديگر خواهند گفت كه قدرت تخريبي بمبهايي كه در همان دو روز نخست مخاصمات بر عراق ريخته شد از دو برابر قدرت تخريبي بمب اتمي هيروشيما بيشتر است. بازهم بمبهاي هفت هزار كيلويي را هواپيماهاي غول آساي باري بر سر مردم عراق رها مي كنند. بمبهائي كه چند متري زمين منفجر مي شود و در  دايره اي به شعاع يك كيلومتر همه چيز را نابود مي كند:. ”بمب چمن تراش“. بمبهاي دوقلوي ”سوخت ـ هوا“ كه انفجارشان ياد قارچ بمب هيروشيما را زنده مي كند. هواپيماهاي ب. 52 دوقلو ها را مي اندازند. بمب اولي توده اي گاز را در  فضا منتشر مي كند و بمب دوم مي رسد تا گازها را مشتعل كند. شعله اي بي پايان همه چيز را در مساحتي به وسعت چندين كيلومتر در خاكستر مرگ فرو مي برد. ديگر اكسيژني نمي ماند تا نفسي بر آيد.  خفقان سرنوشت محتوم هر جنبنده اي. بازهم چاههاي نفت را آتش مي زنند و لوله هاي نفت را مي شكنند و باز هم مي گويندكه اين كار سربازان وحشي آن خونخواره است و باز هم از لابلاي سطرهاي گريزان قلم آن روزنامه نويس و خبرنگار مي فهميم كه اين توحش هم دستاورد “سربازان سپاه آزاديبخش“ آقاي بوش جوان است.
ـ  ازينكه آن جنگ با آن مردم كويت و عراق چه كرد و بر سر محيط زيست آن منطقه چه آورد هيچ خبري نداريم. بعيد است كه آن گرد مرگ از مرزها عبور نكرده باشد و اين سوي كارون و آن سوي كويت را مرگ آلود و آلوده نكرده باشد.
آثار و عواقب چنين وضعيت فاجعه باري خواه و نا خواه دامنگير بخشهايي از جنوب غربي ايران و خاصه خوزستان هم گرديد اما جمهوري اسلامي خاموش ماند و بي اعتنا و بيعمل نشست. اين بار چه خواهدكرد؟
ـ جنگ,  يعني موقعيت تنش  حاد و بحران آفرين. و چنين موقعيتهايي بر ” امكان مانور“  و ” قدرت چانه زني“ حكومتها مي افزايد. جنگ, خواه و ناخواه,  ”وضعيت فوق العاده“ را به همراه مي آورد و در چنين وضعي حركت و تحول  نيروهاي اجتماعي با موانع فراوان روبرو مي شود. جنگ به سود وضع موجود است و سدي است در برابر نيروهاي تغيير خواه و ديگرطلب.
***
با صدام بايد همچنان مخالفت كرد و با بوش هم همچنين. با اين جنگ هم بايد مخالفت كرد. با هيچ جنگي نبايد موافقت داشت. هيچ جنگي اجتناب ناپذير نيست. جنگ ابزار كار حاكمان است و اينانند كه جنگ را اجتناب ناپذير مي سازند. حكومتي كه  كولبار سربازان به تحفه مي آورد و از نيزة ايشان نيرو و حيات مي گيرد قدرتي دست آموز و اجير است كه  حتماً مي تواند نفت آمريكاي بوش را تأمين كند ولي يه استقرار دموكراسي در آن منطقه ياري نمي تواند رساند..
استراتژي ”اقدام پيشگير“  و سياست توسعه طلبي ”محافظه كاران جديد“ دستگاه بوش بر روايت تازه اي از  مك كارتيسم تكيه دارد كه جهانگستري, نژادپرستي, خفقان و سركوب را در خود دارد. اين ره به جهنم درة ظلم و فلاكت مي انجامد
                                                                                                                        پاريس, 16 فوريه 2003.  

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.