header image
 
پاسخ قطعي مشكل است چاپ
هدايت‌ متين‌دفتري   

1 – پاسخ قطعي به اين پرسش كه «‌آيا آمريكا به عراق حمله مي‌كند‌؟‌» به نظرم كمي مشكل مي‌آيد‌. صورت مسئله ظاهراً چنين است كه آقاي جرج دبليو بوش و همكاران او‌، به ويژه وزير بي‌تدبير و بد دهنِ دفاع‌اش آقاي رونالد رامزفلد‌، ملالي ندارد جز يافتن فرصت جهت حمله به عراق و اشغال اين سرزمين كه ضمن آن جابر بابل را از اريكه‌ي قدرت برانند و يكي از ژنرال‌هاي خود را بر مسند «‌مختار بغداد‌» نشانند كه همراه با هيئت مشاوران عراقي‌اش در زماني نامعلوم كشور مذكور را اداره كرده و به تمرين دموكراسي بپردازند‌.
در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير روزي نبوده كه آقاي بوش كسي را تهديد نكند و به شكلي كودكانه و با كله شقّي هل من مبارز نطلبيده باشد‌. همين اواخر نيز پس از گزارش هيئت تحقيق و بازرسي ملل متحد در روز 27 ژانويه گذشته كه از پيشرفت كار هيئت‌، علي‌رغم همه‌ي مشكلات حكايت مي‌كرد‌، حتا قبل از آن كه شوراي امنيت فرصت رسيدگي و اظهار نظر پيدا كند‌ و طنين صداي گزارشگر تمام شود‌، آقاي جرج‌بوش‌، به اتفاق كولين پاول وزير خارجه‌اش‌، بي‌صبرانه پشت ميكروفون معروف حياط كاخ سفيد قرار گرفت كه به بينندگان تلويزيون در سراسر دنيا بگويد‌: «‌بازي تمام شد The game is over» و در نتيجه زمان لشكر كشي براي انجام اقدامي كه او آن را به انگليسي اقدام « PRE-EMPTIVE« مي‌نامد‌، فرا رسيده است‌. اين  لغت براي راقم اين سطور در ارتباط با لسان منشور ملل متحد و مواد مربوط به وظايف اين شورا جهت «‌جلوگيري‌» از تجاوز و تهديد صلح و امنيت بين‌المللي به شرح مواد 41 و 42 به طور خاص و فصل هفتم منشور به طور عام‌، نامأنوس و ناهنجار است‌. اما خود اصطلاحي است حقوقي كه معنايي جز استفاده از حق شفعه يا حق تقدم در معامله ندارد . براي اطمينان خاطر به فرهنگ انگليسي اكسفورد مراجعه كردم و معنايي جز اين نيافتم‌. مضافاً دريافتم كه در عمل به معناي «‌اشغال يا تصرف عدواني (‌اراضي عمومي‌) به منظور يافتن حق تقدم در معامله [‌يا حق آب و گل‌]» و يا «‌تصرف عدواني قبل از معامله‌» جهت ايجاد حق شفعه نيز به كار رود‌. فرهنگ اصطلاحات آمريكايي اكسفورد نيز آن را «‌برداشتن چيزي براي خود پيش از آن كه ديگري بتواند [‌بردارد‌]» معني مي‌كند‌. آن «‌چيز‌» مورد نظر كه بايد «‌برداشته‌» شود و يا در اختيار قرارگيرد‌، اگر نفت و كنترل بهاي آن در جهان نباشد كه هست‌، به هر حال پيشبرد بخشي از استراتژي ژئوپليتيكي امروز امريكا است كه در درجه‌ي نخست منافع دولت ممالك متحده و اسرائيل را در منطقه مد نظر دارد و آقاي بوش مي‌خواهد بقيه دنيا به ويژه اروپا و خاورميانه را براي انجام آن به خدمت گيرد‌.
بازي دكترين پيشي گرفتن ( PRE-EMPTION) يا دست پيش را گرفتن و يا ديگران را عدواناً در برابر كار انجام شده قرار دادن‌، در سياست بين‌المللي در اين عصر پديده‌اي جديد است كه ما را به قرن نوزدهم و دوران «‌ديپلماسي كشتي‌هاي توپ‌دار‌» و پيدايش و پيشرفت استعمار يا كلنياليسم بر مي‌گرداند‌! اين دكترين و طرز برخورد با مسايل بين‌المللي پديده‌اي است خطرناك و مغاير با دستاوردهاي امروزي حقوق بين‌الملل عمومي و منشور ملل متحد كه بسيار تالي فاسد دارد‌. بالاتر از مفاسدش كه در اين چارچوب از ذهن عليل معماران مرتجعش بر مي‌خيزد‌، اگر بدعت شود‌، در آينده هر كشوري اجازه پيدا مي‌كند به بهانه‌ي خطرات احتمالي زمان حال يا آينده به سرزمين مورد نظر حمله و تجاوز كند‌. ولي اين بار البته سلاح‌هاي كشتار جمعي و هسته‌اي خواهند بود كه به جاي كشتي‌هاي توپ‌دار قرن نوزدهم عمل خواهند كرد‌.
نزديك به شصت سال از تحرير و تصويب منشور ملل متحد گذشته است‌. ارگان اجرايي اين منشور يعني ملل متحد نيم‌قرن پرآشوب و پرتلاطم را‌، گاه حتا با بي اثري و بي عملي‌، در شرايط «‌جنگ سرد‌» پشت سر گذارده است‌. با عقد پيمان‌هاي بين‌المللي و جمعي جديد حافظ حقوق بشر‌، مانند پيمان بين‌المللي منع شكنجه و پيمان مربوط به تشكيل ديوان جنايي بين‌المللي و ده‌ها سند ديگر‌، اهداف منشور ملل متحد را گسترش داده و اعتبار آن را حفظ كرده است‌. اكنون شوراي امنيت‌، به ويژه پس از خاتمه‌ي «‌جنگ سرد‌» و يك قطبي شدن جهان كه تغيير صف‌بندي‌ها را ممكن كرده است به مرحله‌اي از اثرگذاري در زندگي جهاني رسيده است‌. بر طبق ماده 42 منشور‌، توسّل به قواي قهريه فقط به عنوان آخرين علاج و آن هم در شرايط وجود قطعي و ملموس و واقعي تهديد صلح و يا برهم زدن صلح و يا تجاوز‌، و به هر حال فقط در صورت اثباتِ عدم كفايت يا كارآيي اقداماتي كه به شرح ماده 41 «‌متضمن استعمال نيروي مسلح نباشد‌»‌، مجاز شناخته مي‌شود‌، و آن هم تحت فرماندهي «‌كميته ستاد نظامي‌» شوراي امنيت مركب از «‌رؤساي ستاد اعضاي دائم شورا و كشورهاي ديگري كه به اين كميته بر حسب مورد و ضرورت دعوت مي‌شوند‌.
باري‌، از سوي ديگر براساس شرايط حاكم امروزي بر شوراي امنيت ملل متحد و تمديد مدت تفتيش و بازرسي عراق‌، بنا بر شواهد موجود‌، ناظران سياسي غير دولتي را در امريكا به اين نتيجه رسانده است كه حمله به عراق‌، فعلاً يا معوّق مي‌ماند و يا اصلاً صورت نخواهد گرفت زيرا موانع دخالت نظامي روزمره بيشتر شده در حالي كه حمايت افكار عمومي در امريكا از حمله‌ي يك جانبه توسط دولت بوش‌، آن هم به طور روزمره كاهش يافته است و تلاش دولت براي ايجاد روابط عمومي مطلوب‌، موفق نبوده است‌:
1- در شوراي امنيت به اين نتيجه رسيده‌اند كه بازرسي موفق بوده و مي‌تواند به نتيجه مطلوب برسد‌- مطلبي كه به مذاق واشينگتن خوش نمي‌آيد‌. كولين پاول كه براي قوت قلب و داشتن شريك جرم در برابر بازخواست‌هاي بعدي بوروكراسي جرج بوش‌، آقاي جرج تِنِت رئيس سيا را با خود به جلسه‌ي روز 5 فوريه شوراي امنيت كشانده بود‌، نيز با گزارش تفصيلي خود و پخش تلويزيوني آن در سراسر جهان نتوانست بقبولاند كه هدف از جنگ برقراري عدالت است كه با بي طرفي و بي نظري جهت تأمين امنيت منطقه‌اي و بين‌المللي انجام خواهد شد‌.
2‌ـ به علاوه‌، مشكل رواني و معنوي نسل كولين پاول و ساير ژنرال‌هاي آمريكايي و ديگراني كه هنگام جنگ ويتنام پا به عرصه‌ي نظام و سياست گذاشته‌اند‌، نيز حل نشده است‌. آنان با توجه به تجربيات ويتنام‌، بدون توفيق در روابط عمومي و داشتن پشتيباني قاطع افكار عمومي‌، ورود به عرصه ي جنگ را جايز نمي‌دانند‌. در همين زمينه ژنرال‌هايي مانند نورمن شوارتزكف فرمانده‌ي نظامي جنگ قبلي خاورميانه و هم قطارانش هر يك به صورتي نگراني و مخالفت خود را ابراز داشته‌اند‌.
3- انبوهي ديگر از موانع نيز اين نگراني‌ها را تشديد مي‌كند كه از جمله عبارتند از مخالفت و مقابله‌ي آلمان و فرانسه و اكنون روسيه و چين و كشورهاي ديگر به ويژه قاطبه‌ي اعضاي شوراي امنيت‌؛ افزايشِ كلان مخالفت عمومي در اروپا و ساير كشورهاي جهان و در خود امريكا‌: ضرورت پوشاندن و مخفي نگاهداشتن اخبار مربوط به فعاليت‌هاي ضد آمريكايي طالبان در افغانستان و در برابر افكار عمومي امريكا‌، از يك سو و مشكلاتي كه انتظار مي‌رود پس از اشغال عراق در برابر ايجاد ثبات در اين سرزمين وجود پيدا كند از قبيل نيروي لازم جهت ممانعت از تصفيه حساب‌هاي اجتماعي‌، مذهبي و سياسي و كشتارهاي گروهي و قبيلگي و هرج و مرج اوضاع‌؛ ممانعت از دستيابي مردم و قبايل و طوايف و نيروهاي متضاد اجتماعي به اسلحه‌خانه‌هاي دولتي و سلاح‌هاي مخفي شده در زاغه‌هاي تسليحاتي عراق‌؛ آلودگي محيط زيست و ضرورت كنترل آن پس از تجربيات تلخ و مهيب جنگ قبلي خليج فارس‌؛ و غيره‌، از سوي ديگر‌.
مضافاً اين كه معلوم نيست‌، پس از پايان جنگ و استقرار ژنرال تامي فرانكس فرمانده‌ي نيروهاي امريكا‌ به عنوان فرماندار نظامي عراق و هيئت مشاوران عراقي او كه هم اكنون حضورشان براي اداره امور كشور عراق پيش بيني شده است‌، تلقي مردم عراق چه خواهد شد‌- ناجي يا اشغالگر‌؟ در صورت دوم‌، آيا زمينه يارگيري و رشد نيروهاي ارتجاعي‌- افراطي و اسلام بنيادگرا و گسترش ترور يعني همان عاملي كه به بهانه‌اش دخالت نظامي را دولت بوش جايز دانسته است‌، به ويژه در سراسر خاورميانه‌، فراهم نمي‌شود‌؛ نظام ولايت فقيه در ايران و منطقه و ساير نيروهاي ارتجاعي منطقه و جهان دست بالا نخواهند گرفت‌!؟
مع‌الوصف‌، آقاي جرج بوش كهتر‌، به هزينه‌اي گزاف و روزمره مبادرت به تمركز قواي نظامي در منطقه كرده است‌. اگر اين مبالغ در برنامه‌اي مشابه برنامه‌ي مارشال كه پس از جنگ جهاني دوم در آلمان تحت اشغال اجرا شد‌، براي افغانستان هزينه مي‌شد‌، به مبارزه عليه تروريسم‌، قاطعيتي مثبت و سازنده نمي‌بخشيد‌؟ و اگر هدف واقعاً مبارزه با تروريسم است‌، آيا باز هم نياز داشت كه اين همه در باره‌ي صدام و براندازي او سرو صدا كند‌. چون چنين نيست‌، جرج بوش و همكاران او نمي‌توانند افكار عمومي را با استدلال منطقي و معنوي در باره‌ي مزيّت و ضرورت جنگ و ضرورت مقابله‌ي نظامي با خطري كه به ادعاي آنان از جانب عراق متوجه امنيت جهان و يا حتا فقط خود امريكاست‌، قانع كنند‌. آن چه كه با لجبازي هميشه آقاي بوش تكرار و توصيف مي‌كند‌، پليدي و موذيگري و شرارت صدام حسين است و لزوم «‌براندازي‌» او كه به هر صورت كسي در باره‌ي آن دعوايي ندارد‌.
در واقع مورد دعوا اين است كه آنان نفت را مي‌خواهند و خوبش را هم مي‌خواهند تا هم ارزان بخرند و هم قيمت بين‌المللي آن را كنترل كنند و هم آن چه كه از اوپك به جا مانده را از ميان بردارند‌. و براساس همان استراتژي ژئوپليتيكي مورد اشاره‌، بالطبع، شارون و اعوان و انصارش با استفاده از آب گل‌آلود جنگ و بحران در منطقه بتوانند هرگونه احتمال تشكيل دولت فلسطين را به انواع وسيله – حتا با ژنوسيد و نفي بلد و راندن بازمانده‌ي فلسطينيان از مناطق فلسطيني‌، مرتفع كنند‌. از سويي ديگر نيز آقاي بوش بتواند شرايط عقيم حضور در افغانستان را با دست يافتن به منابع ثروت با «‌پيروزي‌» جبران كند‌.
در اين شرايط‌، يك بار ديگر تاريخ در امريكا و توسط فرزندان نسل مكارتي و برادران دالس و براساس تفكر دهه 50 ميلادي از امريكا به صورتي راديكال‌تر و مخرب‌تر در شرف تكرار است‌. اين بار منشور ملل متحد و دستاوردهاي آن از جمله حقوق بشر است كه بر خلاف مرسوم گذشته‌، حتا بدون حفظ ظاهر‌، رسماً و عملاً‌، با گستاخي وجه‌المصالحه قرار مي‌گيرد‌. بوش به تروريسم و در واقع پديده‌اي مخفي به نام القاعده‌، اعلان جنگ داد كه قدرتي است بي مركز‌، بي محل و بي سرزمين و گفت كه هر كس با ما نيست برماست‌! اكنون ناچار است براي مقابله با مقاومت‌هاي ديگران و عملي كردن شعار مزبور‌، منشور ملل متحد و حقوق بشر را بدون حفظ ظاهر قرباني ضرورت‌هاي ارتجاعي خود كند‌. غافل از آن كه دنياي ديگري در مقابل او قرار دارد‌. جهاني كه در آن اعتراض از مرزهاي سياسي گذشته و پيوندي جهاني پيدا كرده است‌. جهاني كه مي‌فهماند و يادآور شده است كه شايد هنوز دو ابر قدرت در برابر هم قرار دارد‌: يكي ممالك متحده امريكا و ديگري افكار عمومي جهاني كه از كيفيّتي بي‌نظير مي‌تواند برخوردار شود‌! در جهاني كه دولت‌ها براي حفظ منافع مردم خود يك پارچه نيستند‌، تظاهرات مردم عليه اين جنگ افروزي نشان داد كه ديگر مردم عادي از تمام طبقات و اقشار و توده‌هاي زحمتكش جهانند كه همراه با دست‌اندركاران سياست و جامعه‌، مصداق اولين ماده‌ي اعلاميه‌ي حقوق بشر كه مي‌گويد‌:
«‌تمام افراد بشر آزادانه به دنيا مي‌آيند و از لحاظ جنسيت و حقوق با هم برابرند‌، همه داراي عقل و وجدان مي‌باشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برابري رفتار كنند‌» مرزها را شكسته‌اند و علي‌رغم سياست‌گذاران دولتي‌، در برابر تجاوز به دستاوردهاي انساني بشريت و منافع عمومي جهاني‌، بيان اعتراض جمعي جهاني را براي حفظ حقوقي كه آن هم جهاني است‌، راه حل دانسته‌اند و به مرحله‌اي از بلوغ نزديك شده‌اند كه حصول به حقوق و حفظ آن را فريضه‌اي وجداني دانسته و آن را با مبارزه‌اي جمعي ميسر مي‌دانند‌.
پاريس 15 فوريه 2003

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.