header image
 
بي عدالتي ۱۰۱ چاپ
ادواردو گاليانو / ترجمه‌ي ناصر رحماني‌نژاد   
رفتن به
بي عدالتي ۱۰۱
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
زبان / ۱
شرکت هایی هستند که «چند ملیتی» نامیده می شوند چون به طور هم زمان در کشورهای زیادی فعالیت دارند، اما متعلق به فقط چند کشور معین هستند که ثروت، قدرت سیاسی- نظامی، فرهنگی، دانش علمی و تکنولوژی پیشرفته را انحصاری می کنند. هم اکنون درآمد ده تا از بزرگترین شرکت های چند ملیتی بیش از مجموع درآمد صد کشور است.

«کشورهای در حال توسعه» عنوان گزیده ی کارشناسان برای کشورهایی است که به علت توسعه دیگری، پایمال می شوند. براساس تحقیقات سازمان ملل متحد، کشورهای در حال توسعه از راه معاملات و روابط مالی نابرابر، ده برابر بیش از کمک های خارجی دریافتی، پول به کشورهای توسعه یافته می فرستند.
در روابط بین المللی، «کمک های خارجی» چیزی است که آن را مالیات کوچکی می نامند که گناه به تقوا می پردازد. کمک های خارجی عموماً به نحوی توزیع می شود که تأیید بی عدالتی است، و به ندرت به شیوه ای که عکس آن باشد. در سال 1995، آفریقای سیاه به میزان 75 در صد از ایدز جهانی رنج می یرد، اما 3 در صد از ذخیره ی پولی که توسط سصازمان های بین المللی به منظور پیش گیری ایدز صرف می شود، دریافت کرد.
تبليغات‌، همگان را به مصرف ترغيب مي‌كند‌، حال آن كه وضعيت اقتصادي اجازه‌ي مصرف به اكثريتِ وسيع انسان‌ها نمي‌دهد‌. اين فرمان كه همگان آن كنند كه بسياري نمي‌توانند‌، تبديل به دعوتي مي‌شود براي اقدام به جُرم‌. ستون حوادث روزنامه‌ها بسي بيشتر حرف دارند بزنند تا تمام مقاله‌ها در باره‌ي سياست و اقتصاد‌.
اين جهان‌، كه ضيافتي است براي همگان‌، اما در را به روي بسياري برهم مي‌كوبد‌، به طور هم‌زمان برابر و نابرابر است‌. برابري در ايده‌ها و عادات كه اعمال مي‌شود‌، و نابرابري در فرصت‌ها كه ارائه مي‌شود‌.

برابري و نابرابري
توتاليتر‌گرايي‌هاي دوقلو‌، جهان را دچار بلا و مصيبت كرده‌اند‌. ديكتاتوري جامعه‌ي مصرفي و ديكتاتوري بي‌عدالتي اجباري‌.
ماشين برابر سازيِ اجباري عليه ظريف‌ترين نشانِ ويژه‌ي نوع انسان عمل مي‌كند‌، امري كه ما خود را در تنوع‌مان مي‌شناسيم و برپايه‌ي همين تنوع‌، رابطه‌ها را بنا مي‌كنيم‌. بهترين جهان‌، در تنوع جهان‌هاي حاوي جهان است‌، در تنوع ملودي‌هاي زندگي‌، در رنج‌هاي شان و تلاش‌هايشان‌: هزار و يك روش زندگي كردن و صحبت كردن‌، فكر كردن و آفريدن‌، خوردن‌، كار كردن‌، رقصيدن‌، بازي كردن‌، عشق ورزيدن‌، رنج بردن‌ و جشن گرفتن وجود دارد كه ما طي هزاران  هزار سال كشف‌شان كرده‌ايم‌.
برابر سازي‌، كه همه‌ي ما را مخبّط و يكسان مي‌سازد‌، قادر نيست اندازه بگيرد‌. هيچ كامپيوتري نمي‌تواند ميزان خياباني را كه دكان فرهنگ رايج (‌پاپ‌) هر روزه عليه رنگارنگيِ انسان و حق انسانيِ هويت خود مرتكب مي‌شود‌، حساب كند‌. اما پيشرفت ويران كننده‌ي آن سرسام ‌آور است‌. زمان از تاريخ تهي شده است‌، و فضا ديگر گوناگوني حيرت‌انگيز بخش‌هاي خود را نمي‌شناسد‌. مالكان جهان توسط وسايل ارتباط همگاني ما را از وظايف خود مطلع مي‌سازند تا خود را تنها در يك آئينه بنگريم‌.
هر كس كه ندارد‌، وجود ندارد‌. آن كس كه ماشين ندارد يا كفش طراحان مشهور را نمي‌پوشد يا عطر وارداتي مصرف نمي‌كند‌، فقط تظاهر مي‌كند كه وجود دارد‌. اقتصاد وارداتي‌، فرهنگ بدلي است‌: همه ي ما ناگزيريم بر كشتي مصرف كنندگي آبراه‌هاي پيچاپيچ مواج بازار سفر كنيم‌. اكثريت مسافران روبيده مي شوند‌، اما به شكرانه‌ي وام‌هاي خارجي صورت حساب آن‌ها كه موفق مي شوند‌، به حساب همه‌ي ما صادر مي‌شود‌. وام‌ها اجازه مي‌دهند كه اقليت مصرف كننده خود را با كالاهاي بي مصرف جدید بار كنند‌. و وسايل ارتباط همگاني‌، در برابر چشم همگان‌، تقاضاهاي كاذب و ساختگي را كه شمالِ جهان بدون وقفه ابداع مي‌كند و آن‌ها را به نيازهاي واقعي تبديل مي‌كند‌، به نهو موفقيت‌آميزي به جنوب عرضه كند‌. ( در ضمن «‌شمال‌» و «‌جنوب‌» اصطلاح‌هايي هستند كه براي مشخص ساختن تقسيم كيك جهاني در اين كتاب به كار گرفته شده و هميشه هم با وضعيت جغرافيايي مطابقت ندارند‌.)
در باره‌ي ميليون‌ها ميليون كودك آمريكاي لاتين‌، كه به زودي محكوم به بي‌كاري يا دستمزد‌هاي گرسنگي خواهند شد‌، چه‌؟ آيا تبليغات تقاضا و خواست را تحريك نمي‌كند‌ يا‌، آن طور كه بيشتر احتمال مي‌رود‌، به خشونت دامن نمي‌زند‌؟ تلويزيون درمان كامل را به ما ارائه مي‌كند‌: تلويزيون به ما مي‌آموزد كه كيفيت زندگي را با كميّت چيزها اشتباه بگيريم و براي گرفتن نمره اضافي هم‌، روزانه كلاس‌هاي سمعي و بصري در باره‌ي خشونت با بازي‌هاي ويدئويي ارائه مي‌كند‌. جنايت‌، بزرگترين پيروزي است بر صفحه كوچك تلويزيون‌. استادان بازي ويدئويي به تو هشدار مي‌دهند‌: «‌اول حمله كن‌، پيش از آن كه به تو حمله كنند‌.» و «‌تو تنهاي تنها هستي‌. روي هيچ كس حساب نكن‌.» اتومبيل‌ها پرواز مي‌كنند‌، مردم منفجر مي‌شوند‌: «‌تو نيز مي‌تواني بكشي‌» در عين حال‌، در شهرهاي آمريكاي لاتين‌، بزرگترين شهرهاي جهان‌، ارتكاب جرائم به ميزان اخطارآميزي رشد مي‌كند‌.
اقتصاد جهاني خواستار بازارهاي مصرف دائماً گسترش يابنده براي جذب توليدات فزاينده‌ي خود‌، و حفظ نرخ سود از سقوط است‌. هم چنين‌، به نحو مضحكي‌، خواستار كار و مواد خام ارزان‌، براي پائين نگهداشتن هزينه‌ي توليد‌، است‌. همين سيستم كه نيازمند فروش هر چه بيشتر و بيشتر است‌، نياز دارد كه هر چه كمتر و كمتر بپردازد‌. اين تناقض موجب زايش تناقضي ديگر مي‌شود‌: افزايش تعداد بازارهاي مصرف سبب مي‌شود تا شمال احكام مصرف هر چه آمرانه‌تري به جنوب و شرق صادر نمايد‌، اما تعداد مجرمين حتا صريع‌تر از پيش رشد مي‌كند‌. دذدها اشياء فريبنده را كه به آدم‌ها جلوه‌اي واقعي مي‌بخشد‌، مي‌ربايند تا خود را تبديل به آن چيزي كنند كه قربانيان‌شان هستند‌. با همسايه‌ي خويش مهربان باش‌: در جنون خانه‌ي خيابان‌ها هر كس مي‌تواند با يك مشت يا يك كلوله حسابش رسيده شود‌، آن‌ها كه متولد مي‌شوند تا از هضم نكردن بميرند و هم چنين آن‌ها كه متولد مي‌شوند تا از گرسنگي بميرند‌.


« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.