header image
 
نكته اى بر « ميثاق» رضا پهلوى چاپ
اصغر ايزدى   

براى لحظه‌اى رضا پهلوى را  به عنوان «‌وارث سلطنت» از «ميثاق» حذف مى‌كنيم و اين كه سلطنت با يك انقلاب توده‌اى برافتاد را ناديده مى‌گيريم و فرض مى‌كنيم كه ميثاق نه از طرف رضا پهلوى، بلكه از جانب يك جوان شهروند ايرانى مدافع نظام مشروطه پادشاهى ارايه شده است. جوانى كه خواهان مداخله در سياست است و خواسته است نظر خود را در باره نظام سياسى آينده ايران به اطلاع همگان برساند.  با اين فرض پاسخ يك طرفدار نظام جمهورى دموكراتيك و مخالف سلطنت در ارتباط با اين بخش از «‌ميثاق» چه خواهد بود:

«... پادشاه در آن مقامى است كاملا غير مسئول و غير مجاز به دخالت در امر حكومت، و تنها مظهر وحدت ملى و تداوم بخش هويت تاريخى و نماد يگانگى مردم در دفاع از استقلال و تماميت ارضى كشور خويش. اين پادشاهى، از آنجا كه مانند بديل ديگر، يعنى جمهورى، در رقابتى آزاد در يك همه پرسى نظارت شده از سوى مراجع داخلى و بين المللى به رأى مردم ايران تعيين خواهد شد، مشروعيت خود را به دموكراتيك‌ترين شيوه از ملت خواهد گرفت. براى آن كه همين مشروعيت مردمى در تداوم بعدى زير سايه‌ي مكانيزم موروثى بودن قرار نگيرد، مى توان از هم اكنون تدابيرى انديشيد كه لزوم مشروعيت مردمى براى پادشاهان آينده در قانون اساسى ايران به صورتى نهادينه شود كه نماد پادشاهى مشروطه هيچ گاه خود را از تجديد حمايت مردمى بى نياز نبيند.»
 
«‌دنيا را چه ديده اى؟» شايد در عصر «‌پسا مدرنيته» و از طريق «‌ساختار شكنى» به توان «‌رأى» و «‌مكانيزم موروثى‌» را به رغم متضاد بودن آن‌ها  با هم جمع بست! روشن كردن اين «‌تدبير‌»- كه پاسخى است از طرف « ميثاق‌« به كسانى كه سلطنت را به خاطر موروثى بودن آن ارتجاعى مى‌دانند- به جوان شهروند ايرانى وا مىگذاريم. اما نكته كليدى در اين طرح سياسى همانا : «(پادشاه) تنها مظهر وحدت ملى و تداوم بخش هويت تاريخى و نماد يگانگى مردم در دفاع از استقلال و تماميت ارضى كشور خويش»‌، است. معناى مخالف اين عبارات اين است كه چنان چه ايران «‌پادشاه» نداشته باشد، آن گاه نه از «‌وحدت ملى»‌، نه از «‌تداوم هويت تاريخى»‌، و نه از «‌يگانگى مردم در دفاع از استقلال و تماميت ارضى كشور» چيزى بر جا نمى ماند! توضيح اين كه « اين همانى» ميان اين مقولات و نهاد پادشاهى از كجا و چگونه به دست آمده است را به عهده « ميثاق» نويس وا مىگذاريم. اما از آن جا كه اساس موجوديت كشور با چنين مقولات و مفاهيمى ارتباط تنگاتنگ دارد، آنگاه اگر «‌اين همانى» را به يك شعار سياسى تبدليل كنيم، شعار اين خواهد بود: « ايران- پادشاه! پادشاه- ايران!» ، يعنى  « روز آمد» شده همان شعار معروف: « جاويد شاه!».
جوان شهروند ايرانى مقولات « وحدت ملى» و «‌يگانگى مردم در دفاع از استقلال و تماميت ارضى كشور» را «امر حكومت و اداره كشور» نمى‌داند، و به اين خاطر پادشاه را مقام مسئول براى اين امور مى‌داند. و طبيعى است كه شاه براى اجراى اين مسئوليت خود اختيارات و ابزار لازم را مى‌طلبد: فرمانده كل قوا!
اما يك سؤال باقى مى ماند: به راستى چرا اين جوان شهروند ايرانى كه تا آن اندازه «دموكرات» است كه مى‌خواهد تلاش كند تا «‌تدبيرى» ميان «راى مردم» و «مكانيزم موروثى» بيابد تا به مشروعيت مردمى و دموكراسى خدشه‌اى وارد نشود، چرا نظام جمهورى را نمى‌پذيرد؟ چه اشكالى در نظام جمهورى مى‌بيند؟ جز آن كه با پذيرش نظام جمهورى به تحقق شعار « فقط اتحاد» بيشتر كمك مى‌كند!

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.