|
مقنعه پُست مدرنی (مصاحبه با دكتر نوال السعداوي)
|
|
|
ترجمهي: علي شفيعي
|
|
«... واقعاً هيچ جايي نداشتم كه برم. ولي حالا ديگه نميترسم، توخيابون از هيچي باك ندارم. حتا سرماي يخبندون هم ديگه زورش به من نميرسه. يه پليس به من نزديك شد بازويم را گرفت كه...» اين فردوس زن تن فروشي است كه حال و روز سياه خود را در قالب مونولوگ «مدار صفر» بيان ميكند. اين نمايشنامه بر اساس رمان مستند «زن در مدار صفر درجه» نوشته نوال السعداوي، نويسنده و پزشك مصري در اوايل دهه هفتاد، بنا شده است.
س: شرايط زنان مصري در مقايسه با زماني كه شما اين رمان را نوشتيد چگونه است؟ ج: مصر جدا از اين جهان نيست. در طول اين دو دههي اخير گردونه حوادث در جهان برخلاف منافع زنان، طبقه كارگر، جوانان و چيزي كه به جهان سوم معروف است، چرخيده است. دوره، دورهي جنگ، كاپيتاليسم و دولتهاي دست راستيِ مرد سالار است. ما شاهد رشد همه جانبه جنبشهاي افراطي مذهبي از بودايي و مسيحي گرفته تا اسلامي و يهودي بودهايم. و همه اينها تأثيرات بغايت منفي بر جهان زنان گذاشتهاند. س: ميتوانيد مشخصاً در مورد مصر بيشتر برايمان حرف بزنيد؟ ج: در دههي پنجاه من در دانشگاه قاهره دانشجوي رشته پزشكي بودم در تمام دانشكده يك دانشجوي دختر مقنعهدار نميديدي. امروز هفتاد درصد دختران در همان دانشكده مقنعه بر سر دارند. زنان و دختران از دوران انور سادات شروع كردند به با حجاب شدن تا اين كه او در سال 1981 به قتل رسيد. سادات، هم مشوق اسلاميون افراطي بود و هم مسيحيان افراطي؛ و در عين حال تا آنجا كه در توان داشت عليه سوسياليسم و كمونيسم از هيچ اقدامي چشمپوشي نميكرد. سياست تفرقه بيانداز و حكومت كن، شما بهتر ميدانيد. نزد افراطيون مذهبي اسم من در ليست مرگ بود. از سال 2001 كه من از اتهام توهين به اسلام تبرئه شدهام، شرايط زندگي خصوصيام بهتر شده است. سالهاي 96-1993 مجبور به ترك وطن و زندگي در تبعيد شدم. اكنون اما ميتوانم در قاهره زندگي كنم. س: آيا در مصر هم چون سوئد، پدر سالاري زير ضربه نرفته است؟ ج: آره خب. در اين رابطه دو نكته را بايد مد نظر داشت: اول اين كه زنان حالا ديگر بيشتر به تحصيل روي ميآورند و دانش خودشان را بالا ميبرند و همين آنها را قويتر ميكند. اين امر اما مردان را به هراس مياندازد. از طرفي، خيليها هستند مثل شوهر فمينيست من كه طالب زنان آزادهاند. ديگر اين كه دسته بزرگي از زنان دوباره به حجاب روي آوردهاند، غير از اين چطور جرأت ميكردند از خانه بيرون بيايند. تابستان چند سال پيش دختر جواني كه از زور گرما مقنعه از سر برداشته بود توسط خانوادهاش به قتل رسيد. و حالا شاهديم كه غربيها هم مقنعهي پُست مدرني دارند، تزئين. من اعتقادي به «انتخاب آزاد» ندارم! زنان چهرهي واقعي خود را هرگز نميپوشانند. ما همگي قربانيان تبليغاتيم، البته به درجات مختلف. س: شما در تمام طول زندگي خود عليه ختنه زنان مبارزه كردهايد. در سال 1997 بالاخره ختنه زنان در مصر ممنوع شد. آيا اين سنت هم اكنون ديگر كاملاً برچيده شده؟ ج: از تعداد زناني كه بدين وسيله نقص عضو ميشوند كم شده ولي اين روند خيلي كُند پيش ميرود. اين يك سنت قديمي و پوسيده است كه به دوران قبل از اسلام و حتا مسيحيت بر ميگردد. مثل «پوليگامي» مردان و يا «مونوگامي» زنان. امروزه من حتا عليه ختنه پسران كه عملي بسيار درد آور است مبارزه ميكنم. ما نميتوانيم عمل نقص عضو جنسي را از سياست جهاني تفكيك كنيم. نوال السعداوي اكنون در آمريكا به سر ميبرد و مشغول تدريس «دگر انديشي و آفرينش» در رابطه با سكسواليته، تاريخ، مذهب و ادبيات ميباشد.
|