|
بهزاد کاظمی - از فعالانِ جنبش سوسياليستي
|
|
صفحه 1 از 6 شیفتگان ایرانی جورج بوش هر روزه فریاد می زنند که خواهان جدائی دین از دولت هستند اما، چشمان خود را به روی نقش بنیادگرایان مسیحی در انتخابات و سیاست آمریکا بسته اند! اپوزیسیون نظام اسلامی در درون و بیرون مرزهای ایران میکوشد با استفاده از تجربهي "انتخابات آزاد" در بلوک شرق با اتکاء به دلارهای آمریکائی از این رشته برای خود طنابی ببافد.
زمان زيادي به انتخابات ریاست جمهوری اسلامی باقی نمانده است. به همین مناسبت باردیگر شاهد جنب و جوش محافل وابسته به هیئت حاکمهي ایران هستیم. رژیم اسلامی با بسیج امت حزبالله، و دیوانسالاری چند میلیونی، متشکل در سپاه پاسداران، بسیج، دادگاههای شرع، بنیادهای مذهبی، تلاش دارد چند صباحی دیگر رنگ و لعابی قانونی به خود ببخشد. اما ترفندهای کارگزاران حکومتی دیگر کمتر کسی را فریب می دهد. به ویژه پس از شکست سیاست¬های موسوم به "جنبش دو خرداد" و تحریم گستردهي واپسین انتخابات. در واقع، خود سردمداران حکومتی به روشنی می دانند که دیگر مردم ایران کمتر فریبِ بازی¬هایشان را خواهند خورد.
در این میان شاهد انتشار بیانیهها و طومارهائی از سوی افراد و سازمان های متعدد چپ و راست هستیم که از مردم ایران میخواهند انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کنند. چرا که به زعم ایشان در ایران امروز و در چارچوب جمهوری اسلامی، امکان برگزاری انتخابات "آزاد" وجود ندارد. توگوئی که قبلاً این امکان وجود داشته و تنها پس از شکست پروژهي "دوم خرداد" حق مردم در تعیین سرنوشت خود سلب شده است!؟ بدین موضوع باز خواهم گشت.
این بیانیه ها و طومارها می کوشند چیزی را بگویند که خود مردم هم از پیش از آن آگاهاند. تمام شواهد نشان می¬دهد که اکثریت قابل توجهی از مردم ایران بدین نتیجه رسیدهاند که این نظام اصلاح ناپذیر است و در "شرایط فعلی " انتخابات را باید تحریم کنند. "شرایط فعلی"، از این منظر که هر آن امکان دارد اولیای امور برای ابقای خلفای سرمایهداری ایران خرگوش های جدیدی ملبس به کت و شلوار و حتا ملبس به مانتو، از کلاه شعبده بازی خود بیرون بیاورند؛ نامزدهایی با وعدهي دموکراتیزه کردن جامعه. ترفندی که 8 سال پیش به کار گرفتند و بسیاری از همین نویسندگان بیانیه ها و طومارهای "تحریم انتخابات" را حیرت زده بر جا گذاشتند. طوری که یا شرکت وسیع مردم در انتخابات را، که شگردی بود برای گشایش فضای خفقان، انکار کردند و یا موضع قبلی "تحریم" خود را ماست مالی کردند و نوشتند که منظور ما از تحریم، همان تشویق مردم به رای دادن به رقیب اصلی شخص مورد قبول ولایت فقیه بود! برخی هم خاموشی گزیدند، برخی هم به آنسوی سیاست تحریمشان درغلتدیدند و از گنجی و حجاریان "قهرمان ملی" ساختند و برای اعزام "کاروان" به ایران سرمایهها خرج کردند و حتا خاتمی را "لوتر" روحانیت شیعه نامیدند، برخی هم، همچون رضا پهلوی، خاتمی را "گرُباچف" ایران خواندند!
اما، با شکست پروژهي اصلاحات خاتمی و شرکاء یک اصل بار دیگر به ثبوت رسید؛ و آن اصل این است که سرچشمۀ واقعی ظهور دموکراسی و حقوق اجتماعی در سرتاسر تاریخ چیزی به جز دگرگونی "تناسب قوا" میان طبقات اجتماعی نبوده است. تاریخ معاصر ایران هم بارها و بارها ثابت کرده است که هیچ گرایش مذهبی و یا لائیکی که حامی مناسبات سرمایه داری باشد، قادر به دگرگونی تناسب قوای اجتماعی به سود اکثریت مردم ایران، یعنی کارگران، زحمتکشان، نیست.
|