|
کتاب فلسطین/ اسرائیل (مصاحبه با تانیا راین هارت)
|
|
|
ترجمه ی دلناز آبادی
|
|
صفحه 3 از 3
Znet: كمى هم در مورد نحوه ى نوشتن كتاب بگوييد. محتوايش از كجا آمده؟ چه چيزى كتاب را آنچه كه هست كرده ؟ تانيا راينهات: من نوشتن كتاب را در اولين ماههاى خيزش فلسطينى شروع كردم؛ به صورت ستونى در روزنامهى اسرائيلى يديوت آهارانوت (Yediot Aharonot) و سپس به صورت مقالات مفصلترى دربارهى رويدادهاى در حال تكوين براى اينترنت، در زى نت (Znet) و ايندى ميدياى اسرائيل (Israel Indymedia). پيش نويس كتاب در فوريه ٢٠٠٢ آماده شد و در آوريل در فرانسه تحت عنوان " Detruire la Palestine, ou comment terminer la guerre de 1948 (France: La Fabrique, 2002) " منتشر شد. ترجمهى انگليسى آن در بر گيرنده فاصلهى بين آوريل و تابستان ٢٠٠٢ هم هست، زمانيكه اسرائيل مرحلهى جديدى از ويران سازى فلسطين و يكى از خشنترين و بىرحمانهترين انواع آن را شروع كرد؛ با عمليات "سپر دفاعى" و فجايع اردوگاه پناهندگان جنين. منبع اصلى اطلاعات من رسانههاى اسرائيلىاند. در روزنامههاى اسرائيلى بسى بيشتر از رسانههاى خارجى مىتوان در مورد آنچه كه مىگذرد اطلاعات پيدا كرد. گاه اظهاراتى مىشنويم كه اين پديده را چنين تلقى مىكنند كه گويا رسانههاى اسرائيل ليبرال تر و موشكافتر از رسانههاى غربى هستند. اين تعبير درست نيست. به استثناى خبرنگاران با دل و جراتى مثل اميرا هاس (Amira Hass)، گيديون لوى (Gideon Levi)، و چند تن ديگر، رسانههاى اسرائيلى، مثل رسانههاى جاهاى ديگر، مطيع و فرمانبردارند و پيامهاى ارتش و دولت را وفادارانه به خورد مردم مىدهند. اما يكى از دلايلى كه افشاگرتر هستند اين است كه محذورى ندارند. چيزهائى كه از نظر دنيا غير متعارف است، [در اين جا] مسائل روزمرهى طبيعى تلقى مىشود. براى مثال، به دنبال فجايع جنين، روزنامهى هارتز (Ha’aretz)، در ١٢ آوريل ٢٠٠٢، آنچه را كه "منابع نظامى" به روزنامه گفته بودند، معصومانه گزارش داد: "آى دى اف (ارتش اسرائيل) قصد دارد كه امروز فلسطينىهايى را كه در اردوگاه ... در ساحل غربى كشته شدهاند، دفن كند ... اين منابع اظهار داشتهاند كه امروز دو گروهان پياده نظام به همراه خاخامهاى ارتش براى جمع آورى اجساد به اردوگاه وارد مىشوند. هر كه به عنوان غيرنظامى احراز هويت شود به بيمارستانى در جنين براى دفن برده مىشود، در حالى كه آنها كه تروريست شناخته شوند، در گورستانى مخصوص در درهى اردن دفن خواهند شد." ظاهرا، آن وقت در اسرائيل كسى نگران قوانين بين المللى، جنايات جنگى و گورهاى دسته جمعى نبود. حتا تلويزيون اسرائيل يك شب پيش از اين، كاميونهاى يخچالدارى را نشان داد كه بيرون اردوگاه جنين در انتظار ايستاده بودند تا اجساد را به "گورستان هاى تروريستى" منتقل كنند. تنها پس از آنكه اذهان بين المللى به موضوع جلب شد بود كه اين اطلاعات سريعا لاپوشانى شد و با استدلال هايى مبهم اين طور جلوه داده شد كه گويا چنين وقايعى هرگز اتفاق نيافتاده است. به اين ترتيب بود كه چندى بعد خبرنگار محترمى مثل زيو شيف (Ze’ev Schiff) از روزنامه هارتز وقايع را چنين خلاصه كرد: "نزديك به پايان جنگ، ارتش سه كاميون بزرگ يخچال دار به شهر فرستاد. سربازهاى رزرو به خاطر مجهز بودن اين كاميونها به دستگاههاى تهويه مطبوع بر آن مىشوند كه در آنها بخوابند. چند فلسطينى دهها جسد استتار شده را در اين كاميونها ديدهاند كه دراز به دراز افتادهاند و شايعهاى ورد زبانها است كه يهودىها كاميونها را پر از اجساد فلسطينى كردهاند." (هارتز، ١٧ ژوئيه ٢٠٠٢). Znet: براى "اسرائيل/فلسطين: چگونه مىشود به جنگ ١٩٤٨ خاتمه داد" چه اميدى داريد؟ از نظر سياسى اميدواريد چه خدمتى انجام دهد و چه دستاوردهائى داشته باشد؟ با توجه به اين همه تلاش و آرزوهائى كه براى كتاب داريد، چه چيزى برايتان موفقيت به حساب مى آيد؟ چه چيزى براى شما اين تجربه را رضايتبخش مىكند؟ و چه چيزى شما را به شك خواهد انداخت كه آيا اصلا ارزش اين همه تلاش و وقت را داشت؟ تونيا راينهارت: در فضاى سياسى كنونى ايالات متحده و اروپا، هر كس كه جرات انتقاد از اسرائيل را به خود دهد، بلافاصله با انگ ضد سامى خاموش مىشود. بخشى از موفقيت لوبى طرفدار اسرائيل در جا انداختن اين اتهام به خاطر عدم آگاهى عظيمىست كه نسبت به واقعيتهاى جامعهى اسرائيل وجود دارد. اگر حقايق را در دست نداشته باشيم، روايت غالب همچنان اين خواهد بود كه اسرائيل تنها براى دفاع از موجوديتش است كه مبارزه مىكند. تمام توجهها بر روى ترور مخوف و نفرت انگيز فلسطينى متمركز است، تا اگر از اسرائيل انتقادى كنى به دفاع از تروريسم متهم شوى. پس اميد من اين است كه خوانندگانم را به سلاح لازم براى مقابله با چنين اتهاماتى مجهز كنم؛ يعنى ارائهى دانش گسترده از واقعيتها. دومين اميد من آن است كه اميد را باز بيآفرينم. همانطور كه گفتم راه حلى معقول و منطقى هنوز امكان پذير است. در گذشته هم ملتها توانستهاند يك عمر خون ريزى را پشت سر بگذارند و به همزيستى صلح آميز دست يابند. بهترين نمونهاش اروپاست. بعد از دو سال خوف و وحشت، اكثريت اسرائيلىها و فلسطينىها هنوز خواستار گشايش صفحهى جديدى هستند. من جزئيات اين را در كتاب نشان دادهام و آن را با شرح حكايت بسيارى از فعالان فلسطينى و اسرائيلى پايان دادهام كه در كنار هم براى يك آيندهى درخور زندگى مبارزه مىكنند؛ آينده اى مبتنى بر ارزشهاى انسانى. شرط اينكه اين آرزو به واقعيت تبديل شود اين است كه مردم دنيا درگير شوند و جلوى دولت نظاميان اسرائيل را بگيرند، حكومتى كه ديگر حتا اكثريت اسرائيل را هم نمايندگى نمىكند. سرآخر، و شايد هم از همه مهمتر اينكه نهايت تلاشم را كردهام تا از موضع ممتازم به عنوان عضوى از جامعهى ستمگر، تصويرى از تراژدى فلسطين به دست دهم. با توجه به پشتيبانى ايالات متحده، و سكوت دنياى غرب، اين خطر جدى وجود دارد كه آنچه تاكنون ديدهايم تنها شروع ماجرا باشد و ملت فلسطين، زير چتر جنگ با عراق، در تنگناى انتخاب بين نابودى و تبعيد مجدد قرار داده شود. تصويرى كه «آروندهاتى روى ArundhatiRoy» از وضعيت افغانستان در اين دوره به دست مىدهد، بطور دردناكى به آنچه فلسطينىها مىكشند انطباق پذير است: «عدالت بىانتهاى قرن جديد را بنگريد. غيرنظامىهايى كه از گرسنگى در حال مرگند، در انتظار كشته شدن نشستهاند.» بزرگترين اميد و نيز تمناى من اين است: به نجات فلسطينى ها برخيزيد! شعار "جلوى اسرائيل را بگيريد" را بخشى از هر اقدام مبارزه جويانه عليه جنگ ايالات متحده با عراق كنيد. اگر دولتهاى دنيا از عهده اين كار بر نمىآيند، اميد من اين است كه مردم دنيا هنوز مىتوانند.
١- Znet (www.zmag.org) تارنمائى است وابسته به ماه نامهى Z Magazine كه به طور روزمره گزارشات، مقالات و تحليلهاى متنوعى را از ديدگاه روشنفكران و مبارزان ترقى خواه دنيا در اختيار عموم مىگذارد. ٢- "تانيا راين هارت" (Tanya Reinhart) استاد زبان شناسى و پژوهشهاى فرهنگى در دانشگاه تل آويو و دانشگاه اوترخت است. او بطور منظم ستونى انتقادى را در "يديوت آهارونوت" (Yediot Aharonot)، بزرگترين روزنامهي اسرائيل، مىنويسد و نيز در اينترنت و رسانههاى بين المللى. براى اطلاعات بيشتر دربارهى او به نشانى زير در اينترنت مراجعه كنيد: www.tau.ac.il/~reinhart
|