|
کتاب فلسطین/ اسرائیل (مصاحبه با تانیا راین هارت)
|
|
|
ترجمه ی دلناز آبادی
|
|
صفحه 2 از 3 دولت اسرائيل تصريح مىكند كه عمليات نظامىاش دفاعى ضرورى عليه تروريسم است. اما در واقع، اولين حملهى تروريستى فلسطينى به مردم غيرنظامى در داخل اسرائيل، در دوم نوامبر ٢٠٠٠ صورت گرفت. اين يك ماه پس از آن بود كه اسرائيل تمام قوا و امكانات نظامىاش را، كه شامل گلولههاى واقعى، سلاح هاى اتوماتيك، هليكوپترهاى جنگى، تانك و موشك مىشد، عليه مردم فلسطين به كار گرفته بود. تكان دهندهتر از همه اين است كه اغلب طرح هاى نظامىاى كه مبناى عمليات اسرائيل در ماههاى بعد شدند، از همان ابتدا، در اكتبر ٢٠٠٠، تدوين شده بودند؛ از جمله طرح انهدام زيربناى جامعهى فلسطينى (طرح "دشت خار"). استراتژىهاى سياسى بىاعتبار كردن عرفات و تشكيلات خودمختار فلسطينى هم از همان ابتدا ساخته و پرداخته شده بود. محفلهاى سياسى طرفدار باراك دستورالعملى را تهيه كرده بودند كه به "كتاب سفيد" معروف است و اعلام مىكند كه عرفات هرگز "راه حل خشونت آميز" را رها نكرده است. در ميان اين تبليغات، يكى از موضوعهايى كه از اكتبر ٢٠٠٠ مطرح شده بود، همسان انگارى اوضاع كنونى با جنگ ١٩٤٨ و مرتبط كردن آنها به هم بود. ژنرال "موشه آلون" (Moshe Ya'alon)، معاون رئيس ستاد ارتش در آن زمان (و رئيس ستاد ارتش كنونى)، توضيح داد كه: "از زمان جنگ ١٩٤٨، اين يكى از خطيرترين لشكركشىها عليه فلسطينىها و نيز جمعيت عرب تابع اسرائيل بوده – به واقع هم براى او، اين نيمهى دوم جنگ ١٩٤٨ است" (امير اورن، هارتز، نوامبر ١٧ ٢٠٠٠). بعد از دو سال سركوب بىرحمانهى فلسطينىها توسط اسرائيل، مشكل بتوان به اين نتيجه نرسيد كه آن دسته از سران ارتش و محفلهاى سياسى اسرائيل كه اين همسان انگارى را توليد كردهاند، هنوز بر اين باور باشند كه "نيمهى دوم" –يعنى تكميل پاكسازى نژادى اى كه از ١٩٤٨ شروع شد– ضرورى و عملى است. هدف دوم كتاب آن است كه نشان دهد علىرغم دهشت هاى دو سال گذشته، براى پايان دادن به جنگ ١٩٤٨ و پيش گرفتن راه صلح و آشتى واقعى هنوز راه حلى وجود دارد. سادگى و قابليت اجراى اين راه حل حيرت انگيز است. اسرائيل بايد بلافاصله مناطق اشغالى ١٩٦٧ را تخليه كند. قسمت اعظم مهاجرين اسرائيلى (١٥٠٠٠٠ نفر آنها) در مجموعهاى از مهاجرنشينهاى بزرگ يهودى در مركز ساحل غربى رود اردن متمركز هستند. تخليهى يك شبهى اين مناطق امكان ناپذير است. اما بقيهى اراضى (٩٠ تا ٩٦ درصد ساحل غربى و تمامى نوار غزه) را مىتوان بلافاصله تخليه كرد. بسيارى از ساكنين اين شهركهاى منزوى و پراكنده در منطقه، آشكارا در رسانههاى اسرائيلى از ميل به ترك كردن اين شهركها صحبت مىكنند. تنها كافىست براى مايملكى كه بر جا مىگذارند، غرامت معقولى به آنها پرداخت شود. بقيهشان –هستهى سرسخت متعصبين طرفدار "نجات زمين"-– اقليت ناچيزىاند كه بايد ارادهى اكثريت را بپذيرند. بعد از اين تخليه فورى، هنوز مسئلهى ٦ تا ١٠ درصد از ساحل غربى كه در برگيرندهى مهاجرنشينهاى بزرگ يهودىست، و نيز مسئلهى اورشليم و حق بازگشت پناهندگان، جزو مسائل مورد مناقشه باقى مىماند. براى حل اين مسائل، بايد مذاكرات جدى را شروع كرد. اما در جريان اين مذاكرات، جامعهى فلسطينى مىتواند فرايند بازيابى خود را آغاز كند، بر زمينهائى كه از اسرائيل باز پس گرفته مستقر شود، نهادهاى دموكراتيكش را بنا كند، و اقتصادش را آزادانه با شراكت هر آن كه خود صلاح مىداند، توسعه دهد. در چنين وضعيتى، امكان آن به وجود مىآيد كه به مسئله اصلى پرداخت و راه درست ساختن آيندهى دو ملتى كه در سرزمينى مشترك مىزيند را پيدا كرد. در اسرائيل، خواست تخليهى فورى مناطق اشغالى از پشتيبانى وسيعترى برخوردار شده است، به ويژه از زمانيكه آمى آيالون (Amy Ayalon) (رئيس سابق سازمان امنيت) اين خواسته را علنا اعلام كرده و شوراى صلح و امنيت (The Council for Peace and Security )، نهادى كه هزار نفرى از عناصر دستگاه دولتى را در بر مىگيرد، از فوريه ٢٠٠٢ با او هم صدا شده است. بر مبناى نظرسنجىها، ٦٠ درصد اسرائيلىها طرفدار اين طرح هستند. جاى تعجب نيست، چه اين همان اكثريتىست كه از ١٩٩٣ پيگيرانه خواستار برچيده شدن مهاجرنشينهاى يهودى بوده است. در يك نظرسنجى داهاف در تاريخ ششم ماه مه ٢٠٠٢، كه به توسط گروه "صلح اكنون" انجام شد، ٥٩ درصد مردم از عقب نشينى يك طرفه ارتش اسرائيل از عمدهى مناطق اشغالى و برچيده شدن اكثر مهاجرنشين هاى يهودى پشتيبانى كردند. آنها باور دارند كه اين به از سرگيرى فرايند صلح مىانجامد و اينكه اين راه اميد بخشترين انتخابىست كه در نظرخواهىها مطرح شده است. البته اين اكثريت به هيچ وجه از سوى نظام سياسى نمايندگى نمىشود، اما در حضور آن ترديدى نيست.
|