header image
 
کتاب فلسطین/ اسرائیل (مصاحبه با تانیا راین هارت) چاپ
ترجمه ی دلناز آبادی   
رفتن به
کتاب فلسطین/ اسرائیل (مصاحبه با تانیا راین هارت)
صفحه 2
صفحه 3


Znet: ممكن است براى ما بگوئيد كه كتاب تازه‌تان، "اسرائيل/ فلسطين: چگونگه مىشود به جنگ ١٩٤٨ خاتمه داد"، درباره‌ى چيست؟ چه  مىخواهد برساند؟

تانيا‌ راين‌هارت‌:
اسراييل، با برخوردارى از پشتيبانى رسانه‌هاى عمومى غرب، جنگ‌اش را عليه فلسطينىها به عنوان جنگى تدافعى، واكنشى ضروري به تروريسم فلسطينى، و نمونه‌اى والا از جنگ جهانگير عليه تروريسم توصيف مىكند. شگفت انگيز است كه هنوز پس از دو سال تخريب گسترده‌ى جامعه‌ى فلسطين توسط اسرائيل، اطلاعات در باره‌ى حقايق تكوين اين جنگ و نقش اسرائيل در آن چقدر اندك است. اولين هدف اين كتاب روشن كردن اين حقايق است.
كتاب سياست‌هاى اسرائيل را در سه سالى كه از نخست وزيرى "اوهود باراك" مىگذرد، تا تابستان ٢٠٠٢ دنبال مىكند. دوره‌اى كه عجالتاً از سياه‌ترين دوره‌هاى تاريخ اسرائيل است. درست در آغاز اين دوره است كه مىتوانيم با اتكا به اطلاعاتى كه به وفور در رسانه‌هاى اسرائيل يافت مىشود، يك تغيير سياست را ببينيم -  دورى گزيدن از پيمان اسلو  كه از ١٩٩٣ مسلط بود. البته اين داستان سر دراز دارد و جزئيات آن در كتاب درج شده است. اما اجازه بدهيد شمه‌اى از آن را به دست دهم.

از زمان اشغال اراضى فلسطينى ها در سال ١٩٦٧، هم و غم ارتش و بلندبايگان سياسى اسرائيل اين بوده كه چگونه بيشترين اراضى (و همچنين آب) را با كمترين جمعيت فلسطينى در تصاحب خود داشته باشند. راه حل ساده‌ى الحاق اراضى پر جمعيت فلسطينى "مشكل جمعيتى" را به بار مىآورد - اين ترس كه يهوديان از اكثريت بيافتند. دو نوع برخورد پايه‌اى شكل گرفت. "طرح آلون" (Alon plan) كه از طرف
حزب كارگر مطرح شد، الحاق ٣٥ تا ٤٠ درصد اراضى را در نظر داشت و حاكميت اردن و يا نوعى خودمختارى براى مابقى سرزمين‌هاى اشغالى، كه مىبايست فلسطينى‌ها در محدوده آن مىماندند. از ديد طرفداران طرح آلون، اين طرح سازشى ضرورى بود. آنها تكرار "نسخه‌ى" جنگ استقلال ١٩٤٨ را، كه عمده‌ى اراضى به دست آمده به دنبال اخراج دسته جمعى فلسطينى‌ها "عرب زدائى" شده بود، غيرقابل تصور مىدانستند. برخورد دوم، كه سخنگوى اصلى‌اش "آريل شارون" بود، بسى بيشتر از اين را مد نظر داشت. در افراطى‌ترين حالتش بر يافتن راه حل‌هاى قابل قبول‌تر و پيچيده‌ترى براى اجراى "الگوى ١٩٤٨" پافشارى مىكرد. تنها كافى بود كه براى شمار بيشترى از فلسطينى‌ها دولت ديگرى پيدا كرد. "اردن همان فلسطين است"، عبارت شارون بود كه به سكه‌ى رايج دهه‌ى هشتاد تبديل شد.
در سال ١٩٩٣، در اسلو، به نظر مىرسيد كه طرح آلون پيروز شد؛ البته با همكارى عرفات. در گذشته، فلسطينى‌ها همواره با طرح آلون كه بخش اعظم زمين هايشان را از آنها مىربود مخالفت كرده بودند. اما در سال ١٩٩٣ سلطه‌ى عرفات بر جامعه‌ى فلسطين به سستى گرائيده بود؛ اعتراض مردم به خودكامه‌گى او و فساد تشكيلاتش تمامى نداشت. به نظر مىرسيد كه تنها راه حفظ قدرت براى او بدست آوردن يك "پيروزى كوبنده" است. او، دور از چشم هئيت مذاكراه كننده‌ى ساكن اراضى اشغالى به رهبرى حيدر عبدالشافى، توافق نامه‌اى را مىپذيرد كه بر طبق آن تمامى شهرك‌هاى يهودى نشين در مناطق اشغالى دست نخورده به جا مىمانند، حتا در نوار غزه كه ٦٠٠٠ اسرائيلى يك سوم زمين‌ها را اشغال كرده و يك ميليون فلسطينى در باقى مانده آن ازدحام كرده‌اند. در سال هاى پس از اسلو، دولت اسرائيل بخش هاى "عرب زدائىشده"ى سرزمين هاى اشغالى را بيش از پنجاه درصد گسترش داد. محافل حزب كارگر از طرح "بيشتر از آلون" دم مىزنند كه به معناى سرزمين بيشتر براى اسرائيل است. اما به نظر مىرسيد كه هنوز نوعى خودمختارى را براى فلسطينىها در پنجاه درصد ارضى باقيمانده  جايز مىشماردند، البته تحت شرايطى مشابه به بانتوستان هاى آفريقاى جنوبى.
در آستانه‌ى پيمان اسلو، اكثر اسرائيلىها از جنگ به ستوه آمده بودند. از نظر آنها جنگ بر سر زمين و منابع خاتمه يافته بود. اكثر اسرائيلىها، كه خاطره‌ى قتل عام يهودىها [در جنگ دوم جهانى] از لوح ذهنشان محو نشده،  جنگ استقلال ١٩٤٨ را، علىرغم پيامدهاى دهشتناكش براى فلسطينى ها، جنگى ضرورى براى استقرار دولتى براى يهوديان تلقى مىكنند. اما حال كه دولتشان را بدست آورده‌اند، تنها آرزوى شان زندگى‌اى عادى در هر اندازه زمينى است كه در دست دارند. اكثر اسرائيلىها هم مثل اكثر فلسطينى ها خام شدند و خيال كردند كه آنچه پيش چشمشان رخ مىدهد تنها "توافق هاى موقتى" است و سر انجام اشغال طورى به پايان مىرسد و مهاجرنشين‌هاى يهودى برچيده مىشوند. با چنين برداشتى از آينده، دو سوم اسرائيلىهاى يهودى در آمارگيرى ها از پيمان اسلو پشتيبانى كردند. آشكار بود كه براى جنگى جديد بر سر  زمين و منابع ديگر اكثريتى وجود ندارد.   
اما ايدئولوژى جنگ براى زمين نه هرگز در ميان نظاميان از بين رفت، و نه در محافل ژنرال هاى صاحب نفوذ كه از ارتش به دولت نقل مكان كرده بودند. از همان آغاز روند اسلو، افراطيون حتا با باز پس دادن همان قدر زمين و حقوق هم به فلسطينى ها مخالفت مىكردند. اين [پديده] در محفل هاى نظاميان بيشتر از هر كجاى ديگر به چشم مىخورد، كه پر سر و صداترين سخنگوى شان رئيس ستاد ارتش، "اهود باراك" بود؛ كسى كه از همان ابتدا با پيمان اسلو به مخالفت برخاست. سردسته‌ى ديگر اپوزيسيون البته "آريل شارون" بود. 
در سال ١٩٩٩، ارتش بار ديگر قدرت را از طريق ژنرال‌هاى سياسى شده به دست گرفت- اول باراك و بعد شارون (كتاب، تاريخ طولانى همكارى اين دو را بررسى مىكند). راه اصلاح آنچه آنها خطاى فاحش اسلو  مىپنداشتند، باز شد. از نگاه آنها، شكست راه حل شارون در لبنان در سال ١٩٨٢، كه جنگ تا به آخر با  فلسطينى‌ها و برقرارى نظمى جديد در منطقه را دنبال مىكرد،  چه بسا به دليل بىحالى جامعه‌ى "لوس شده"ى اسرائيلى بوده است. اما حالا، با توجه به  فلسفه‌ى جنگى نوينى كه به واسطه‌ى عمليات نظامى آمريكا در عراق، كوسوو، و سپس در افغانستان استقرار يافته است، ژنرال هاى سياسى به اين باور رسيده‌اند كه با اتكا به برترى عظيم نيروهاى هوايى اسرائيل، بلكه بتوانند اين طرح را به مرحله‌ى اجرا بگذارند. اما براى رسيدن به اين هدف، ابتدا لازم بود كه اين جامعه‌ى "لوس شده"ى اسرائيلى را قانع كرد كه فلسطينى‌ها خواستار زندگى در صلح نيستند و همچنان موجوديت اسرائيل را تهديد مىكنند. ممكن نبود كه شارون به تنهاى از پس اين برنامه بر آيد. اما باراك موفق شد؛ با "پيشنهاد سخاوتمندانه"ى تقلبىاش. 
تا كنون در باره پيشهاد واهى باراك در كمپ ديويد بسيار نوشته شده است. با اين وجود، بررسى موشكافانه رسانه‌هاى اسرائيلى ابعاد اين تقلب را بيشتر نشان مىدهد؛ كه يك بخش از كتاب جزئيات آن را بررسى مىكند. در واقع، براى باراك، كمپ ديويد دومين دور نمايش تردستى‌اش در فريب اذهان عمومى است. چند ماه پيش از آن، همين كار را با سوريه كرد و موفق شد كه به اسرائيلىها و تمام دنيا بباوراند كه دولت اسرائيل آماده‌ى عقب نشينى از بلندى هاى جولان است. در نظرسنجىها، شصت درصد اسرائيلىها از برچيدن مهاجرنشين هاى يهودى در بلندىهاى جولان مشتاقانه پشتيبانى كردند. اما نتيجه‌ى اين دور از مذاكرات صلح هم همچون مذاكرات دوره‌ى بعدى با فلسطينىها بود. اسرائيلىها قانع شدند كه اسدِ سازش ناپذير حاضر به پس كرفتن اراضىاش نيست و صلح با اسرائيل را نمىخواهد. از آن پس احتمال جنگ با سوريه در هوا پرپر مىزند. محافل نظامى بىپرده مىگويند كه: "حزب الله، سوريه و ايران در صددند كه اسرائيل را در يك حمله‌ى غافلگيركننده‌ى استراتژيك به دام بياندازند و اسرائيل براى گريز از اين دام مىبايست دست پيش را بگيرد و ... وضعيت مناسب براى اين اقدام در جريان و يا در حوالى پايان حمله‌ى آمريكا به عراق به وجود مىآيد." (امير اورن، روزنامه هارتز، ژوئيه ٩، ٢٠٠٢)
در ٢٨ سپتامبر ٢٠٠٠، شارون با رضايتِ باراك بر ديگ جوشان نااميدى و در حال انفجار جامعه‌ى فلسطينى كبريتى كشيد؛ با ديدار تحريك آميزش از معبد كوه/الحرم الشريف. نيروى عظيم حفاظتى كه او را احاطه كرده بودند با گلوله‌هاى پلاستيكى به سوى تظاهركنندگان غير مسلح شليك كردند. وقتى اين وقايع موجب اعتراض‌هاى بيشترى در فرداى آن روز شد، به دستور باراك تيراندازى شديدتر شد و نيروهاى ارتشى و تانك‌ها  به مناطق پر ازدحام فلسطينى وارد شدند. تمام شواهد نشان مىدهد چنانچه ارتش اسرائيل با خوددارى بيشترى برخورد مىكرد، اعتراض فلسطينىها به درگيرى مسلحانه نمىانجاميد. حتا در برابر مقاومت مسلحانه هم، عكس العمل اسرائيل شديدا نامتناسب بوده است، چندان كه مجمع عمومى ملل متحد در ٢٦  اكتبر ٢٠٠٠ اسرائيل را به "افراط در استفاده از زور" محكوم كرده است.  


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.