|
رضا علامهزاده
|
|
صفحه 5 از 6 پراگماتيسم كوبائي تغييراتي كه در شيوه حكومتراني حزب كمونيست كوبا در بيش از يك دهه رخداده است، چه در عرصه داخلي و چه در روابط خارجي، بر كسي پوشيده نيست. هرچند اين تغييرات به آرامي تا كنون پيشرفته است اما آغاز آن را بايد با آغاز وزش باد پروستاريكاي گورباچف در شوروي سابق يكي دانست. ديدار شخص گورباچف از كوبا در بحبوحة تغييرات در شوروي و قطع كمك مداوم و موثر اقتصادي به حزب برادر، رژيم كاسترو را در موقعيتي سخت اضطراري قرار داد. از آن زمان تا كنون به نظر ميرسد فيدل راه سوار ماندن بر موج را آموخته است چرا كه تمام تغييرات در شيوة كار حكومترانيش را از بالا و بدون ايجاد تنش در جامعه اجرا كرده است. نمونهاي از برخوردهاي او و حزب كمونيست كوبا را با شرائط جديد ميتوان در استقبال گرم كاسترو از پاپ اعظم در كوبا و سخنانش در دفاع از انقلاب اسلامي ايران – ضد كمونيستترين رژيم موجود درجهان، هم در تئوري و هم در پراتيك! - در ديدار با مقامات ايراني در تهران، ديد. كاسترو مدتهاست نگران ايجاد تناقض ميان تئوريهاي سياسي و رفتار فعلي خود و حزبش نيست. هنرمندان و روشنفكران كوبا البته اين تغييرات را بسيار مثبت ارزيابي ميكنند. تيغ سانسور به تدريج كندتر و كندتر شده است و هنرمندان از هر نظر، سياسي و هنري، امكان بيشتري براي خلق آثارشان دارند. سپتامبر 2002 در مراسم بزرگي شركت كردم كه براي بزرگداشت يك خانم شاعر كوبائي كه جايزة ملي ادبيات كوبا را برده بود برپا شده بود. در اين مراسم سخنرانان بيپروا عليه سانسور حرف ميزدند و از دولت ميخواستند تهماندة اين پديدة سخيف را جمع كند. هنرمندي در دِكلمة احساساتيش تا آنجا پيش رفت كه سخناني بدين مضمون گفت: من ميمانم چرا كه هنرمندم، تو اما نميماني. ليست سياهت هم نميماند! روي سخنش با هر كه بود كف زدن تماشاگران، سالن را براي مدتي لرزاند. روز ديگري در همان سالن (تئاتر ملي كوبا) نمايشنامهاي ديدم كه پس از ساليان سال براي اولين بار اجازة اجرا گرفته بود. در بروشور اين نمايشنامه از وزير تازة فرهنگ به همين مناسبت سپاسگزاري و به سلفهاي او به خاطر اعمال سانسور اعتراض شده بود. در همين جشنوارة اخير سينماي نوين آمريكاي لاتين، در ميان ويدئوهاي فيلمهاي مشهور سينماي كوبا كه براي فروش به ميهمانان جشنواره به شكلي نفيس تكثير و عرضه شده بود، فيلم سينمائي “توت فرنگي و شكلات” هم به چشم ميخورد كه تا همين چند سال پيش نمايش آن در كوبا اگرچه نه رسماً ممنوع، اما با مشكل مواجه بود. “توت فرنگي و شكلات” فيلمي به غايت زيباست در مورد معضل همجنسگرائي در جامعة ايدئولوژيك كوبا. يك دانشجوي همجنسگراي رشتة هنري عاشق دانشجوي ديگري ميشود كه اتفاقاً كمونيستي دو آتشه و عضو انجمن جوانان كمونيست در دانشكده است. رابطة آنها با كوهي از سوءتفاهمات و پيشداوريها و تبعيضات آغاز ميشود و به يك دوستي عميق و شريف انساني ميانجامد. فيلمسازان (فيلم را دو كارگردان كوبائي مشتركاً ساختهاند) مشكل همجنسگرائي را دستماية حملة بيتمجمج به سيستمي كردهاند كه سعي ميكند دانشجويان را به مهرههائي بيشعور براي حفظ و تداوم شعارهاي حزبيش تبديل كند. فيلم توت فرنگي و شكلات از هر زاويه كه نگاه شود كاري است در حد يك شاهكار. نميشود از اين فيلم حرف زد و نامي از خورخه پروگوريا (در نقش جوان همجنسگرا) نبرد كه بازيش در اوج است. اين را هم بگويم كه اين فيلم كانديداي اسكار سال 1994 براي بهترين فيلم غير انگليسي زبان بود، هر چند كه جايزه را به آن ندادند
|