|
رضا علامهزاده
|
|
صفحه 4 از 6
دو همسايه، امريكا و كوبا تاريخ پر فراز و نشيب رابطة اين دو كشور پيش از پيروزي انقلاب كوبا و تاريخ پر تنش آن در سالهاي پس از آن نه در حوصلة اين مقاله است و نه در توان من. اما اشاره به موارد اصطحكاك در سالهاي اخير (پس از فروپاشي اردوگاه شوروي و تبديل آمريكا به تنها ابر قدرت جهان) براي درك وضعيت موجود كوبا خالي از فايده نيست. جدا از مسئلة تحريم اقتصادي آمريكا عليه كوبا كه با قدرت دنبال ميشود و سنگينترين ضربهها را به اقتصاد كوبا زده است و ميزند دومين مشكل كوبا با دولت ايالات متحده حمايت فعال آمريكا از مخالفين حكومت كاستروست كه عموماً در ميامي در ايالت فلوريدا سكونت دارند و از همانجا براي سرنگوني كاسترو به اشكال مختلف فعاليت ميكنند. دولت كوبا نسبت به كوبائيهاي ساكن ميامي حساسيتي بيمارگونه دارد و همة آنها را بدون استثناء “مافياي ميامي” ميخواند و كمترين تفاوتي ميان آن دسته كه به تحريك آمريكا يا به انگيزههاي سياسي عليه دولت كوبا فعالند با كساني كه به انگيزههاي اقتصادي يا محدويتهاي سياسي كوبا را ترك كردهاند قائل نيست. از ميان چندين مورد درگيري بين دو دولت كوبا و آمريكا در همين رابطة معين، به دو ماجراي نسبتاً پر و سر و صداي اخير ميپردازم تا نمونهاي به دست داده باشم:
1 ) ماجراي اليان گونزالس اليان گونزالس پسرك شش سالهاي است كه امروزه به اندازه چه گوارا در كوبا شهرت دارد! سال گذشته مادر اليان همراه با عدهاي ديگر از كوبائيها با قايقي كوبا را براي پناهنده شدن به آمريكا ترك كرد. قايق حامل پناهندگان مثل هزارها موارد مشابه ديگر در دريا غرق شد و سرنشينان آن جز اليان كشته شدند؛ از جمله مادر او. فك و فاميل مادري اليان كه در ميامي پناهندهاند سرپرستي اليان را بعهده ميگيرند و از فاجعة غرق قايق فراريان كوبائي سر و صداي تبليغاتي تازهاي عليه دولت كاسترو براه مياندازند. پدر اليان كه با همسر ديگرش ساكن كوباست رسماُ از دولت آمريكا مي خواهد كه پسرش اليان را به كوبا برگرداند تا با او زندگي كند اما خانوادة مادري اليان در ميامي در مقابل اين خواست مقاومت ميكنند و اين كشمكش حقوقي را به يك جنجال بزرگ سياسي بدل ميكنند. در كوبا فيدل كاسترو كه معمولاً سرش براي اينگونه درگيريها درد ميكند خود وارد مجادله شده و ماجراي اليان را با سخنرانيهاي پر شور در ميدان انقلاب هاوانا به عرصة مبارزة دولت انقلابي كوبا عليه امپرياليسم آمريكا ميكشاند. روند حقوقي براي تصميم گيري دادگاهي در فلوريدا طبق معمول در امريكا مدتي طولاني به درازا ميكشد و جريانات سياسي مخالف كاسترو در ميامي به كمك خانوادة مادري اليان با تمام قوا كارزاري تبليغي - سياسي را عليه دولت كوبا دنبال ميكنند. در كوبا نيز تظاهرات ميليوني در شهرهاي بزرگ عليه باز پس دادن اليان سازمان داده ميشود كه در آنها دو پدر بزرگ و دو مادر بزرگ اليان همراه پدر او شركت ميكنند. بالاخره دادگاه بدوي در آمريكا بر اين رأي ميدهد كه اليان به پدرش تحويل داده شود. اما با تقاضاي تجديد نظر وكيل خانوادة مادري اليان انجام اين كار به ناچار تا تشكيل دادگاه دوم و صدور رأي نهائي به تعويق ميافتد. اين بار در جنگ وكلاي مدافعِ دو طرف دعوا، وكيل پدر اليان موفق شد دادگاه را متقاعد كند كه اليان تا تشكيل دادگاه دوم پيش پدرش بماند. خانوادة مادري اليان كه از اين تصميم به خشم آمده بودند اعلام ميكنند كه حتي به قيمت جانشان حاضر به پس دادن اليان نيستند. هرچه ديگِ بازي تبليغاتي گرمتر ميشود به همان ميزان سخنان شخص فيدل هم پر حرارتترو انقلابيتر ميشود. دولت آمريكا با اعطاي ويزا به پدر اليان به او اجازه ورود به آمريكا را ميدهد و پليس فلوريدا در يك شبيخون بيسابقه اليان را از خانواده مادريش به زور ميربايد تا به پدرش در يك خانة مسكوني امنيتي دور از دسترس ديگران تا پايان دادگاه نهائي بپيوندد. پخش خبر شبيخون موفقيتآميز پليس آمريكا از شبكه سي ان ان كه مخالفان كاسترو را در ميامي سنگ روي يخ كرد در ذهن تبليغاتچيهاي تلويزيون كوبا اين فكر را جا انداخت كه مبارزة يكپارچة ملت به رهبري فيدل امپرياليسم امريكا را بزانو درآورد! مراسم رسمي استقبال از اليان، وقتي پس از موفقيت در دادگاه نهائي همراه پدرش بالاخره به كوبا وارد شد، در باور نميگنجد. هزاران دانشآموز دبستاني (همسن و سالان اليان) همراه با هزاران هزار اعضاي انجمنهاي پيشآهنگي جوانان و ديگر تشكلهاي رسمي و حكومتي به نمايندگي از سوي ملت كوبا مسير فرودگاه تا كاخ كنوانسيون (محل استقرار دولت كوبا) را پوشاندند. شخص فيدل كاسترو از اليان در كاخ كنوانسيون استقبال و “سازمان پيشاهنگان خوزه مارتي” جايزة مهمش را به دو مادر بزرگ اليان اهدا كرد. 2) قهرمانان ملي يا خبرچينان امنيتي؟ تنش تازهاي كه هم اكنون ميان دو دولت (و نه دو ملت، البته) جريان دارد مربوط ميشود به زنداني شدن پنج مرد كوبائي به حكم دادگاهي در فلوريداي امريكا. اين پنج تن به اتهام جاسوسي و خبرچيني براي دولت كاسترو در ميان پناهندگان سياسي كوبائيِ مقيم ميامي محكوم به حبس شدهاند. گرچه رژيم كوبا براي مدتها وابستگي آنها را به پليس مخفي خود حاشا ميكرد اما حالا پس از محكوميت قطعي آنها در دادگاه، روزي نيست كه بعنوان قهرمانان ملي كه در زندان امپرياليسم اسيرند از آنها نام نبرد و اين شك را تقويت نكند. رابطة آنها با پليس مخفي سياسي كوبا هرچه باشد اين يك واقعيت است كه اخبار تلويزيون كوبا تقريباً همواره با شعارهائي در دفاع از اين قهرمانان ملي آغاز ميشود. عكس اين پنج تن را ميتوان در پوسترهاي زيادي در شهر و حتي بر روي تي-شرتهاي مردم ديد. اين تنشها اما باعث نشده است كه رابطة اين دو كشور به نسبت سابق بهبود نيابد. جورج بوش عليرغم خط مشي تندروانهاش در مورد كوبا با تاًئيد اجازة فروش مواد غذائي به كوبا در تابستان گذشته به جنبش ضد كاسترو در كوبا كه به اعتباري نقش تعيين كننده در انتخاب او بعنوان رئيس جمهور داشت، پشت پا زد. در سپتامبر 2002، چهل و چند مدير شركتهاي توليد مواد غذائي براي اولين بار در طول چهل و سه سالي كه از انقلاب كوبا ميگذرد با اجازه رسمي دولت آمريكا به كوبا سفر كردند تا با دولت كوبا قرارداد همكاري تجاري ببندند. از اين گروه سرمايهداران آمريكائي استقبالي بينظير از طرف حزب كمونيست كوبا انجام گرفت. شخص كاسترو در مهماني چشمگيري كه براي آنها تدارك ديده شد شركت كرد و مهمانان از پذيرائي و گرمي دولت و ملت كوبا در مصاحبههاي كوتاهشان با تلويزيون كوبا ابراز خرسندي كردند. مردم كوبا، تا آنجا كه من توانستم بفهمم، سخت از اين حركت خوشحالند و اين را مقدمة رابطة مناسبتر با همسايه قدرتمندشان ميدانند؛ رابطهاي كه به باور آنها ميتواند از هر نظر زندگي بهتري برايشان به همراه داشته باشد. اين حركت امريكا البته بيمقدمه نبوده است. مدتي پيش از آن جيمي كارتر، رئيس جمهور سابق امريكا، به كوبا سفر كرد و باب رابطهاي غيررسمي اما در سطحي بالا را باز كرد. هرچند او در حضور كاسترو از وضع بد حقوق بشر در كوبا انتقاد كرد ولي همزمان سياست دولت امريكا را نيز در ادامه لجوجانة محاصره اقتصادي كوبا نادرست خواند.
|