|
رضا علامهزاده
|
|
صفحه 2 از 6
رفرم اقتصادي و سرمايهداري مجاز توريسم همواره پر درآمدترين صنعت در كوبا بوده است، چه پيش و چه پس از انقلاب. اين جزيرة به ظاهر كوچك بيش از دو هزار كيلومتر طول دارد و اين بدين معني است كه كوبا داراي دستكم چهار هزار كيلومتر ساحل است؛ چهار هزار كيلومتر ساحل در منطقهاي كه آب و هوايش در چلة زمستان بين 22 و 28 درجه سانتيگراد در نوسان است؛ چيزي نزديك به آب و هواي بهشت آنگونه كه در كتابهاي مقدس ادعا شده است! از فحشاء و قاچاق، دو عارضة مرتبط با توريسم، در ميگذرم چرا كه با همة گستردگيشان اموري غيرقانونياند و لذا مالياتي از اين رهگذر به دولت نميرسد. دستيابي به دلار براي آن دسته از مردمي كه مستقيم يا با واسطه با توريستها در ارتباطند امر روشني است. يك راننده تاكسي كه براي يك شركت تاكسيراني كار ميكند و اكثر مسافرينش خارجي هستند (مسافران كوبائي اين تاكسيها هم البته بايد تاكسشان را به دلار بپردازند)، نظافتچي يك هتل درجه يك در هاوانا كه تعدادشان هم بسيار است و بندرت مسافر غيرخارجي دارند، يا گارسن يك رستوران لوكس كه پاتق توريستهاست صدها برابر يك استاد دانشگاه در كوبا، يك بازيگر معروف تئاتر ملي هاوانا و يك پزشك متخصص در يك بيمارستان شانس دسترسي و جمعآوري دلار را دارد. گرچه تمام آنها ـ راننده تاكسي، نظافتچي و گارسن از يكسو، و استاد، بازيگر و دكتر از سوي ديگر ـ همه كارمند دولتند و حقوقشان را به پزوي كوبا از دولت دريافت ميكنند اما دستة اول امكانات وسيعي براي دسترسي به دلار از طريق دريافت اعانه دارند كه براي دستة دوم هرگز امكانپذير نيست. بسياري از هنرمندان و روشنفكران كوبا از همين زاويه به شدت احساس نارضايتي ميكنند. مسئول روابط عمومي تئاتر ملي هاوانا، وكيلي تحصيلكرده و هنرشناسي مجرب، برايم ميگفت كه حقوقش فقط 340 پزو در ماه است؛ چيزي معادل 14 دلار امريكا يا كمي كمتر. بيترديد يك راننده تاكسي شركت تاكسيراني توريستي (در هاوانا تاكسيهاي معمولي بسيار قراضه براي مسافران كوبائي وجود دارد كه تاكسشان با پزو پرداخت ميشود و حق سوار كردن خارجيها را ندارند) در بدترين حالت بسيار بيشتر از چهارده دلار در ماه اعانه از مسافران خارجيش دريافت ميكند. همين دوست كوبائي ميگفت گرچه با اين درآمد مشكلي براي پرداخت اجاره خانه، آب و برق و تلفن و ديگر خدمات دولتي ندارد ولي هرگز قادر نيست يك شلوار جين براي پسر نوجوانش بخرد يا خانهاش را با يك كولر آبي عليه گرماي 35 درجة تابستان مجهز كند چون خريد آنها تنها با دلار ميسر است (جالب است بدانيد كه نرخ برايري دلار و پزو كه از آن ياد كردم به اين معنا نيست كه بتوان با پزو دلار خريد. اين نرخ تنها براي تعويض دلار به پزوست نه بعكس.) از سرمايهگذاريهاي كوچكي كه در سالهاي اخير، بويژه پس از فروپاشي شوروي، در كوبا رونق گرفته است يكي گسترش اتاقهاي مناسب در خانههاي شخصي براي اجاره به توريستهاست و ديگري باز كردن رستورانهاي كوچكي است كه توسط خود خانواده اداره ميشود و به آن “پالادار” ميگويند. امروزه خياباني در شهرها و حتي روستاهاي سراسر كوبا پيدا نميشود كه در آن اتاق (يا آپارتمان كوچك) براي اجاره يافت نشود. تمام اين اتاقها در شهرداريها ثبت شده و ضوابط تعيين شده را دارا ميباشند، مثل داشتن وسائل ضروري، دوش و توالت بشكل مستقل و جز اينها. صاحبخانه همچون مدير هتل مسئول ثبت نام مسافران در دفتري مخصوص است و روز ورود و خروج و مبلغ اجاره مشخصاً ذكر ميشود كه بر مبناي آن ميزان ماليات دولت تعيين ميگردد. بسياري از خانوادهها كه امكان اين سرمايهگذاري را داشتهاند و كارشان كمي گرفته است ديگر به دنبال كار ديگري نيستند چون درآمدشان قابل مقايسه با مشاغل سابقشان ـ هرچه كه بوده باشد ـ نيست. “پالادار”ها در مقايسه با مورد قبلي پديده تازهتري در كوبايند. نه تنها توريستها -كه كم كم دارند با اين رستورانهاي خانوادگي آشنا ميشوند- بلكه خود كوبائيها هم مشتريان آنهايند (پالادارها معمولاً دو نرخ متفاوت براي توريستهاي خارجي و مشتريان كوبائيشان دارند). پالادارها هم با اجازه رسمي و طبق ضوابط معين اجازه فعاليت دارند و مستقيماً به دولت ماليات بر درآمد ميپردازند. كارِ پالادارها سخت رو به رونق است. فضائي معمولاً بيآلايش و همواره نظيف، غذائي متنوعتر و خوش عطر و بوتر با قيمتي به مراتب ارزانتر از رقباي دولتيشان كه همان رستورانهاي رسمي باشند. هم اكنون پالادارهائي در هاوانا وجود دارد كه از نظر ظرفيت و ميزان مشتري دست كمي از رستورانهاي معمولي ندارند و دير نيست كه رستورانهاي دولتي را از سكه بياندازند. اين مسئله ممكن است دير و زود داشته باشد ولي سوخت و سوز ندارد چرا كه كاركنان پالادارها از جان و دل براي جلب مشتري و رونق كسبشان مايه ميگذارند درحاليكه گردانندگان رستورانهاي رقيب، كارگران و كارمندان عموماً ناراضي دولتياند كه نه از سود سهمي ميبرند و نه از زيان ككشان ميگزد. و اين در دراز مدت به معناي سپردن تام و تمام “رستورانداري” به بخش خصوصي است؛ حرفي كه دولتيان ضد سرمايهداري بوي نابودي “دست آوردهاي انقلاب” را از آن ميشنوند.
دست آوردهاي انقلاب نميدانم اين عبارت در شما هم همان احساسي را برميانگيزد كه در من، يا نه. من از بس اين عبارت را از دهان مسئولان جمهوري اسلامي ايران شنيدهام معنائي جز نابرابري بيشتر، سانسور و ممنوعيتي كاملتر، زوال بيشتر اخلاقيات و انسانيت و نظائر آن در ذهنم رسوخ نميكند. همين احساس را نيز كم و بيش در مورد دستآوردهاي سوسياليسم واقعاً موجود براي مردم شوروي سابق و اروپاي شرقي دارم. در كوبا اما اين عبارت برايم معنائي ديگر دارد. آنچه دوست و دشمن بدان اعتراف دارند و قابل كتمان نيست دستآوردهاي مثبت انقلاب كوباست كه به وضوح قابل پيگيري و آزمايش است. رهبران كوبا در هر زمينهاي نارسائي و انحراف داشته باشند (كه تعداد آنها بويژه در زمينة رعايت حقوق بشر كم نيست) حق دارند در سه مورد اساسي به خودشان ببالند:
1) مبارزه با بيسوادي وتحصيل رايگان پيش از پرداختن به اين مهم ميخواهم بيادتان بياورم كه كوبا كشوري است با 11 ميليون جمعيت در سرزميني كه منابع غني همچون نفت و فلزات قيمتي و معادن بزرگ ديگر ندارد و تنها شرط درك شرائط اقتصادي آن مقايسهاش با ديگر كشورهاي آمريكاي لاتين همچون بوليوي، كلمبيا و نيكاراگوئه است. در سراسر آمريكاي لاتين (من به بسياري از اين كشورها سفر كردهام و از نزديك با شرائط دردناك آنها آشنايم) كوبا تنها كشوري است كه بيسواد در آن وجود ندارد؛ تنها كشوري است كه تحصيلات ابتدائي، متوسطه، عالي و فوق عالي براي همگان بدون هيچ قيد و استثنائي رايگان است، نه تنها در حرف و قانون و مقررات بلكه در عمل. شهريه در هيچ سطحي در سيستم تحصيلي كوبا وجود ندارد و اين امر حتي در پيشرفتهترين سيستمهاي تاًمين اجتماعي موجود جهان كه در اروپاي شمالي (هلند و كشورهاي اسكانديناوي) و يا در كانادا و استراليا برقرار است بدين گستردگي ديده نميشود. روشن است كه من دارم از توزيع امكانات عمومي حرف ميزنم نه از ميزان آن. به سخن ديگر ميدانم مثلاً دسترسي دانشجويان دانشگاههاي هلند به كامپيومتر به مراتب بيش از دانشجويان كوبائي است اما اين نكته، بيهمتا بودن سيستم عادلانه توزيع امكانات تحصيلي در كوبا را منتفي نميكند. تلويزيون دولتي كوبا كه از زاويه تبليغاتي آدم را به ياد “سيماي لاريجاني!” در ايران امروز مياندازد مرتب از طرح موفق مبارزه با بيسوادي كه بلافاصله پس از پيروزي انقلاب به اجرا گذاشته شد دم ميزند و بجا و بيجا فيلمهاي مستند آن دوره را نشان ميدهد، اما واقعيت اينست كه مبارزه با بيسوادي امري نيست كه در يك دوره به انجام برسد و براي هميشه پابرجا بماند. به اعتقاد من آنچه دولت كوبا بايد به آن ببالد تداوم موفق اين مبارزه است در طول بيش از چهل سال و در شرائط اقتصادي بسيار سخت. آنها كه هاوانا را ديدهاند ميدانند كه هاوانا شهري است با خانههاي فوق زيباي دورة استعماري با رواقها و سرستونها و گچبريهاي چشمگير كه حالا هر كدامشان به مخروبهاي ميمانند كه سالهاست هيچكس دستي به سر و رويش نكشيده است. همين خيابانهاي كهنه با اسفالتي تكه پاره وقتي زنگ مدارس به صدا در ميآيد و دختران كوچك با بلوزهاي سفيد و دامنهاي كوتاه خردلي، و پسركها به پبراهن و شلواري به همان رنگ، نظيف و منظم، به خيابانها ميريزند شهر انگار باغي ميشود سالخورده اما با غنچههائي نوشكفته و تازه و چشمنواز. همينجا لازم به يادآوري است كه مشكل بچههاي خياباني در كشورهاي آمريكاي لاتين يكي از بزرگترين مشكلات اين جوامع است. سالها پيش وقتي براي ساختن فيلم مستندي در سانتا كروز، شهر نسبتاً بزرگي در بخش مركزي بوليوي، بودم آنقدر مسئلة بچههاي خياباني ذهنم را گرفت كه طرحي با عنوان “بچههاي بدون سقف” نوشتم تا در مورد چهار ميليون كودك بوليويائي كه در خيابانها متولد ميشوند، در خيابانها رشد ميكنند، در خيابانها كار ميكنند، در خيابانها با بچههاي خياباني ديگر همخوابه ميشوند، در خيابانها زاد و ولد ميكنند و در نهايت در خيابانها ميميرند بيآنكه حتي يكروز يا شب را زير سقفي گذرانده باشند فيلم مستندي بسازم. اين فيلم را نساختم اما اين تصوير را كه در تمامي كشورهاي آمريكاي لاتين وجود دارد به ذهن سپردم و به جراًت ميگويم كه كوبا تنها كشور اين منطقه است كه با اين تصوير زشت و دردناك بيگانه است.
|