|
درباره نظاميگري و امپرياليسم
|
|
|
روزالوکزامبورگ / ترجمه: سيما راستين
|
سويه ديگر انباشت سرمايه، ميان اشکال توليدي سرمايهداري و غير سرمايهداري شکل ميگيرد. محل پيدايش آن صحنه جهاني است. روشهاي اين بخش از انباشت عبارتند از؛ سياست استعماري ، سيستم وام بينالمللي، سياست محدوده منافع، و جنگ. خشونت عريان، فريبکاري، سرکوب، تاراج و چپاول علني، محصول طبيعي چنين وضعيتي است. در اين آشفتگي ناشي از خشونت و زورآزماييهاي سياسي، کشف قوانين حاکم بر روندهاي اقتصادي بسيار دشوار است. تئوري بورژوا ليبرالي فقط يک سوي مسئله را که عبارت است از حوزه رقابت صلحآميز، معجزات تکنيکي و تجارت کالايي مد نظر قرار ميدهد تا از سوي ديگر موفق به تفکيک محدوده خشونت عريان سرمايه، زير پوشش " جلوههاي سياست خارجي" ، از محدوده اقتصادي سرمايه شود. در واقعيت، خشونت سياسي فقط وسيلهاي درجهت پيشبرد روندهاي اقتصادي است. هر دو سوي انباشت سرمايه، در روند بازتوليد آن، به گونهاي تنگاتنگ با يکديگر پيوند خورده و جريان تاريخي سرمايه از ترکيب اين دو وجه حاصل ميشود. نظاميگري در تاريخ سرمايه نقش بسيار قابل ملاحظهاي بر عهده داشته و تمام گامهاي انباشت را در مراحل تاريخياش همراهي کرده است. در مرحله " انباشت اوليه"، يعني در آغاز شکلگيري سرمايه اروپايي، نظاميگري نقش تعيين کنندهاي در تسخير دنياي جديد و سرزمينهاي ادويهخيز هندوستان ايفا کرد. سپس در تسخير مستعمرات نوين، متلاشي کردن ساختارهاي اجتماعي در جوامع اوليه و تصاحب وسائل توليدي آنها، تحميل تجارت کالايي به کشورهايي که ساختار اقتصاديشان منطبق بر اقتصاد کالايي نبود، به بردگي کشيدن زورمدارانه بوميان و تحميل کار روزمزدي در مستعمرات، گسترش دائمي محدودههاي منفعتي سرمايههاي اروپايي در مناطق خارج از اروپا، تحميل امتياز خط آهن در کشورهاي عقب افتاده و به اجرا در آوردن حق مطالبه سرمايه اروپايي از وامهاي بينالمللي و نهايتاً نظاميگري به مثابه وسيلهاي در خدمت رقابتهاي ميان خود کشورهاي سرمايه داري براي تقسيم مناطقي که به فرهنگ سرمايهداري تعلق ندارند. " روزا لوکزامبورگ: انباشت سرمايه ( ۱۹۱۳) ، مجموعه آثار، جلد پنجم، برلين ۱۹۷۵، صفحه ۳۹۷ — ۳۹۸
|