header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

اخلاقيات به مفهومى كه ما با آن آشنا هستيم جايى در حركت «جهانى شدن» نداشته و تنها تسلط، وابستگى، تأمين حداكثر سود است كه نيروى محركه «جهانى شدن» مى‏باشد. درواقع «جهانى شدن» در بطن خود ضد خود را مى‏پروراند. «جهانى شدن» انسان‌ها را به اين امر سوق مى‏دهد تا مبارزه و مقاومت را از سطح محلى و ملى به سطح جهانى كشانده تشكل و اعتراض جمعى را به فراسوى مرزها كشانده و اخلاقيات و موازين ارزشى نوينى را كه مى‏طلبد تا انسانها در ابعاد گسترده در Porto Alegra برزيل در كنفرانس World Social Summit گرد هم آيند و استراتژى‏هاى نوينى را براى مقابله با «جهانى شدن» فرموله كنند.
منطق «جهانى شدن» منطق رشد سرمايه است نه در دسترس قرار دادن كامپيوتر به زنان جوان افغانى. تكنولوژى جديد تنها ابزارى براى تحقق اهداف «جهانى شدن» است. اين ابزار مى‏تواند به درستى در دسترس نيروهايى كه در صدد مقابله با پديده «جهانى شدن» نيز مى‏باشند قرار گيرد. امروزه تظاهرات چند صدهزار نفره در كشورهاى غربى از طريق پست الكترونيكى به سرعت متشكل مى‏گردد و همبستگى و تبادل افكار بين نيروها و جنبش‏هاى اجتماعى از طريق تكنولوژى مدرن تسهيل مي‌گردد.
بن‏بست‏هايى كه «جهانى شدن» در ارتباط با اشتغال زنان بوجود آورده بسيار قابل مطالعه است. اگر كارگران زن در آمريكا مشاغل خود را از دست مى‏دهند و اتحاديه‏هاى كارگرى با شعار «اگر مقاومت نكنيد سرنوشت شما همان بازگشت به آشپزخانه مى‏باشد» مى‏كوشند تا مقاومت زنان كارگر را در مقابل موج بردن كارخانه‏ها به كشورهاى جهان سوم برانگيزند، آنسوى اين معادله چنين فرموله مى‏شود كه اگر زنان بنگلادش، سرى‏لانكا، فيليپين و مكزيك در برابر اين موج مقاومت بخرج داده و از فرصت‏هاى شغلى و امكاناتى كه براى كار در اختيار آن‏ها گذاشته شده بهره نجويند سرنوشت آنها همان در آشپزخانه عمر خود را سپرى كردن و در مناسبات خانواده سنتى پوسيدن است.
براى مقابله با فقر و بهبود شرايط زيستِ خود زنان روزهاى عمر خود را در مقابل دستمزدى ناچيز به صاحبان سرمايه ارائه مى‏دهند. زماني كه زنان با عدم بهداشت محيط كار، آلودگى محيط زيست، دستمزدهاى پائين مواجه مى‏شوند در صدد اعتراض برآمده و مى‏كوشند تا در مقابل كارفرما حقوق خود را بطلبند. اگر در گذشته اين معادله گاه به سود دادن فرجه‏هايى به كارگردان حل مى‏گرديد، امروزه روند غالب آنست كه با كاربرد استراتژى‏هاى گوناگون خط توليد را پراكنده ساخته و با انزوا و منفرد ساختن توليدكنندگان امكان تشكل را از بين برده (انتقال واحد توليدى به منازل) و يا چنانچه اين امر امكان‏پذير نباشد در فاصله‏اى بسيار كوتاه به ناگهان واحد توليدى از آن منطقه به منطقه و شهر ديگر كوچ مى‏كند. بعلت موبيل بودن، سيال بودن و تحرك سرمايه‏هاى جهانى آنها خود را متعهد به هيچ قانون و قراردادى نمي‌دانند. كارگران امروزه با صاحبان سرمايه‏اى مواجه هستند كه حضور مادى آنرا تنها از پس پست‏هاى الكترونيكى و كارفرمايان محلى احساس مى‏شود. به عبارتى، مناسبات كار به گونه‏اى بيسابقه «غير شخصى» گرديده است.
تجربه سال‏هاى آخر قرن بيستم و بررسى هزاران هزار اعتراض و مقاومت‏هاى محلى در مقابل سرمايه‏هاى كمپانى‏هاى چندمليتى به اثبات رسانده كه چنانچه تشكل و اعتراض محلى باقى ماند صداى اعتراض به جايى نخواهد رسيد. با پيوستن زنان به اتحاديه‏هاى جهانى، تقويت جنبش جهانى زنان و قانونمند كردن مناسبات كار و سرمايه در سطح جهان شايد بتوان توجه محافظين «نظم نوين جهانى» را براى تحقق برخى از اين خواسته‏ها جلب نمود.
اما اين تشكل‏ها و مقاومت‏هاى فرامرزى نياز به شكل‏گيرى استراتژى‏هاى نوينى دارد تا بتواند «جهانى شدن» را به چالش طلبيده و به عبارتى «ابرقدرت» نيروهاى مردمى را در مقابل ابرقدرت «جهانى شدن» قرار دهد. رشد سازمانهاى غيردولتى زنان (NGO) شايد بدون ترديد يكى از قابل بررسى‏ترين پديده‏هاى جهان امروز باشد. اين كه نقش اين سازمان‏ها چه مى‏باشد و اين نهضت در درازمدت مى‏تواند با تحكيم نهادهاى جامعه مدنى خواسته‏هاى انسانى زنان را برآورد سازد يا نه، همه و همه در «استقلال» واقعى آنها از دولت نهفته است. اين سازمان‌ها اين پتانسيل را دارند تا به مثابه الترناتيو سومى در مقابل دو گرايش عمده جهان امروز كه «جهانى شدن» و رشد بنيادگرايى مذهبى مى‏باشد مطرح گردند.
اين گرايش و الترناتيو سوم كه تبلور آن بطور بارز در كنفرانس جهانى زنان در پكن بود، با «جهانى شدن» حول محور رفع نيازهاى انسانى، خواسته‏هاى اقتصادى، حقوق بشر توافق داشته و در مقابل «جهانى شدن» حول نيازهاى بازار و سود سوداگران بين‏المللى مى‏تواند قد علم كند.
«جهانى شدن» براى جنبش زنان آمريكاى لاتين، مترادف نئوليبراليسم، براى سازمان Gabriela در فيليپين مترادف «امپرياليسم» و مرحله جديدى از كلنياليسم، براى فدراسيون زنان برزيلى معادل گرسنگى و فقر و براى زنان آفريقايى مفهومى جز «تعديلات ساختارى» كه سلامت اقتصادى آنها را به مخاطره افكنده نمى‏باشد. اگر بسيارى از زنان «جهانى شدن» را استثمار نيروى كار ارزان، رشد بى‏عدالتى اجتماعى و تبعيض مى‏دانند، برخى آنرا به مثابه فرصتى براى دموكراتيزه كردن و همبستگى زنان و تقويت نيروهاى جامعه مدنى توصيف مى‏كنند. تنها استقلال جنبش زنان و فرموله كردن استراتژى‏هايى مستقل از نيروى «جهانى شدن» و بنيادگرايان مذهبى كه هر يك مى‏كوشد تا به نحوى زنان را مورد استثمار قرار دهد. راهگشايى به سود آينده انسانى‏تر و برابر براى زنان مى‏باشد.
بنيادگرايان مذهبى در كليه مذاهب در مقابل موج «جهانى شدن» از بحران هويت فرهنگى و باورهاى مذهبى زنان سوءاستفاده كرده و مى‏كوشند تا نقش‌هاى جنسيتى زنان را بازتعريف كرده و ارزش‌هاى سنتى را در مناسبات اجتماعى زنان، حضور زنان در بازار كار و حتا در خانواده غالب گردانند.
«جهانى شدن» تنها به حوزه سرمايه و سود محدود نگرديده بلكه در حيطه انديشه و فلسفه نيز تأثيرات قابل ملاحظه‏اى را بر جاى گذاشته. يكى از آن تأثيرات بسط مفاهيمى چون دموكراسى، برابرى، و عدالت مى‏باشد. اگر در سابق دموكراسى تنها در سطح سياسى مطرح مى‏گرديد، امروزه مفهوم دموكراسى از حيطه‏هاى ملى به حيطه جهانى و از سوى ديگر به مفاهيمى چون دموكراسى در خانواده بسط داده شده. همچنين دامنه تعريف واژه دموكراسى به حوزه‏هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نيز كشانده شده است. اين لايه‏هاى مختلف مفاهيم و حوزه‏هاى متعدد عملكرد در حقيقت دموكراسى در خانواده و جامعه و جهان را در ارتباطى ديالكتيكى با يكديگر قرار داده. امروزه سخن از دموكراسى اقتصادى و فرهنگى در عرصه جهان است زيرا بدون آن دموكراسى سياسى نمى‏تواند برقرار گردد.
دموكراسى سياسى، اقتصادى و فرهنگى در جهان يعنى احترام به حقوقِ تك تك كشورها براى تعيين سرنوشت جهان امروز. اين امريست كه امروزه حضور اقتصادى، نظامى و سياسى آمريكا آنرا به چالش طلبيده و پايه‏هاى نظم دنيايى كه كوشيده شد تا در سالهاى متعاقب جنگ جهانى دوم و طرد فاشيسم در عرصه جهان شكل گيرد، از بيخ و بن مى‏لرزاند. اگر سازمان ملل ادعاى پاسدارى از «مدنيت جهانى» را دارد، امروزه اين پاسدارى كمرنگ‏تر و ضعيف‏تر از هميشه در معرض حملات آمريكا قرار دارد. تحولات يكسال گذشته و تجاوز نظامى به عراق پروسه روشنى از اين تضاد مى‏باشد. اگر «آزاديهاى مدنى و حقوق سياسى» در مركز ثقل رابطه شهروندان «آزاد» با دولت در جوامع اروپائى و آمريكا تعريف شده است، نيروهاى اجتماعى از جمله زنان دركى «جمعى» و «عمومى» از «آزاديهاى مدنى و حقوق سياسى» داشته و آنرا نه در رابطه «شهروندان» بلكه «گروههاى اجتماعى» با دولت در مسائل مهمى چون بهداشت، اشتغال، توسعه و پيشرفت بيان مى‏كنند.
هم چنين در عصر «جهانى شدن» جنبش زنان اين وظيفه سنگين را نيز بر عهده داشته تا جهت‏گيرى خود را در مقابل اين امر كه آيا اساساً حقوق بشر را مى‏توان با ابزارهاى فرهنگى محك زده و در چهارچوب آنچه كه فرهنگ ناميده مى‏شود محدود ساخت يا اين كه ارزش و اعتبار آنچه كه «حقوق بشر» ناميده مى‏شود فرافرهنگى مى‏باشد.
اگرچه جنبش مترقى زنان به جهانى بودن حقوق انسانى زنان باور عميق داشته اما اين توافق عمومى نيز وجود دارد كه تحقق حقوق انسانى زنان در جوامع مختلف مى‏تواند اشكال متنوعى را به خود بگيرد. مادام كه اين اشكال راه‌گشاى تحقق برابرى و عدالت جنسيتى زنان در كليه سطوح اجتماعى، سياسى و اقتصادى باشد.

درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.