|
نجمه موسوی
|
|
صفحه 4 از 27 و اما براى زنان جهان، «جهانى شدن» يك مفهوم انتزاعى نيست. «جهانى شدن» براى زنان يك مفهوم مشخص و واقعى است. كارگران صنايع نساجى در اروپا و آمريكا مشاغل خود و كارخانههايى كه در آن بكار اشتغال دارند به زنان بنگلادش، فيليپين و سرىلانكا مىبازند، فيليپينىها در كويت بچهدارى كرده و آشپزخانه تميز مىكنند، روسپىهاى برزيلى بدن خود را در كنار ايستگاه قطار فرانكفورت عرضه مىكنند، زنان لهستانى هتلهاى نيويورك را تميز مىكنند، دستهاى ظريف زنان آسياى جنوب شرقىchipsMicro هاى كامپيوترها را تهيه مىكنند و زنان مكزيكى و اِلسالوادورى به طور غيرقانونى در قلب شهر لسآنجلس ساعتهاى متمادى پشت چرخ خياطى مىنشينند. زنان كارگر كه گردش چرخ سرمايههاى جهانى بر دوش آنها قرار دارد از نقشهاى سنتى خود در جامعه فاصله گرفته و در ابعاد وسيع به صحنه بازار كار بينالمللى وارد مىگردند. اين زنان، ذخيره عظيم و ارزان نيروى كار در «نظم جهانى نوين» تجربيات مشابهى داشته و زندگى و كار آنان از هر زمان بيشتر هم سو و نزديك گرديده است. افزايش اشتغال زنان عمدتاً در بخشهاى ناپايدار اقتصاد با دستمزدهاى نازل صورت مىگيرد و سبب تغييرات شديد در مناسبات جنسيتى خانواده سنتى گرديده و زنان را با مشكلات نوين اجتماعى مواجه مىسازد. زنان در معادله «نظم نوين جهانى» و رشد بنيادگرايى مذهبى، فرهنگ مصرفى بىبندوبار و فشارهاى بنيادگرايان براى مقابله با نمادهاى «جامعه مدرن»، زن خانه بودن و اشتغال در بازار كار جهانى، استقلال اقتصادى و وابستگى مالى، تقسيم كار جنسيتى نوين براساس نيازهاى «جهانى شدن» سرمايه و تقسيم كار خانواده سنتى، در جستجوى هويت جديدى در بطن اين تضادها و نابرابريهاى اقتصادى و اجتماعى هستند. اگرچه ليبراليسم بازار آزاد وعده و وعيدهاى فرصتهاى برابر، عدالت و دموكراسى را براى طبقات اجتماعى محروم و زنان و مردان داده است اما اكثريت زنان جهان و بهويژه زنان زحمتكش و كارگر از «جهانى شدن» بهرهاى نمىبرند. اين بدان معنى نيست كه قشرهايى از زنان از اين تغييرات شديد در بازار كار جهانى بهره نمىجويند. اين زنان از توسعه و بسط بازارهاى مصرفى ابراز خوشنودى كرده و به استقبال فرصتهاى نوين شغلى مىشتابند. چالش نقشهاى سنتى همگام با تضعيف كنترل سيستم پدرشاهى بر زندگى زنان، آنها را به شعف آورده. دسترسى به تكنولوژى جديد بيشتر از هر زمان زنان را در ارتباط با يكديگر قرار داده تا از تجربيات هم بياموزند و همبستگى بينالمللى و شكلگيرى استراتژىهاى جديد را براى برابرى، عدالت، صلح و امنيت ممكن مىسازد. Vandana Shiva نويسنده و يكى از مدافعين بهبود محيط زيست كه رياست بنياد تحقيقاتى علم و تكنولوژى و سياستهاى منابع طبيعى را در دهلى نو به عهده دارد، در مصاحبهاى اظهار مىدارد كه وى معتقد به اتحاد نيروهاى «سبز و سرخ»، يا به عبارتى، پيوند و همبستگى نيروهاى هوادار بهبود محيط زيست و اتحاديههاى كارگرى مىباشد. زمانى كه از وى سئوال گرديد كه «چالشها و موانع جدى و مهمى را كه با آن مواجه هستيد چه مىبينيد؟» وى پاسخ داد كه «جهانى شدن بطور روشن مهمترين مشكل حفظ محيط زيست مىباشد. "جهانى شدن" براى ادامه و بقاء نياز به صدور چيزهايى دارد كه ما (اشاره به كشور هند) هيچگاه صادر نكردهايم و واردات اقلامى دارد كه ما هيچگاه به آن نيازى نداشته. هسته اصلى "جهانى شدن" ليبراليسم صادرات و واردات است تا نيازهاى بازارهاى جهانى به سود سرمايههاى چندمليتى تأمين گردد. در ارتباط با اين روند، ما با بحران ديگرى نيز مواجه هستيم. براى تحقق ليبراليسم صادرات و واردات ما در روندي قرار گرفتهايم كه بطور اساسى قراردادهاى اجتماعى و قراردادهاى بين مردم و دولتها بازنويسى مىگردد. فرآيند اين بازنويسى، سياستهاى نوينى است كه دولتها را از ارگانى براى تحقق خواستههاى مردم به ابزارِ دست كمپانىهاى چندمليتى عليه منافع مردم تبديل مىكند. در پسِ قراردادهاى اجتماعى بازنويسى شده نقض حقوق مردم نهفته است. براساس قانون اساسى هند، ما حق زندگى، دسترسى به آب، مسكن و تغذيه داريم. اما تحت سياستهاى "تعديلات ساختارى" سطح نوينى از وابستگى به اقتصاد جهانى در حال شكلگيرى مىباشد.» در اجلاس «زن، قانون و توسعه» كه در ماه مه 1998 در Chiangmai تايلند برگزار گرديد، بيانيهاى از جانب زنان روستايى و بومى صادر گرديد كه حاوى نكات زير مىباشد: «زنان روستايى و بومى و ديگر زنان در اين كنفرانس گرد هم آمدهاند تا به "جهانى شدن" و اثرات آن بر زنان، خانواده و جامعه انتقاد كنند. ما زنان با اتكاء به يكديگر و تأكيد بر همبستگى خواهرانه براى مقابله با جنايات سوداگران جهانى و سرمايههاى انحصارى خارجى نه تنها براى حفظ محيط زيست بلكه براى حيات سياسى، اقتصادى و فرهنگى خود كه امروزه تحت فشار بازار جهانى درهم فرو مىريزد مبارزه خواهيم كرد. زنان در حاليكه نقشهاى چندگانه ايفا كرده و براى حفظ و بقاء خانواده و جامعه و خدمت به اقتصاد ملى و منطقهاى تلاش فراوان مىكنند همچنان شاهد وخيمتر شدن اوضاع و رشد بىعدالتى و رفتارهاى غيرانسانى تحت نام "نظم نوين اقتصادى" هستيم. حقوق زنان بومى بر زمين، آب و ساير منابع حياتى هر روز محدودتر گرديده تا منافع كمپانىهاى چوببرى، كاغذ سازى، استخراج منابع زمينى تأمين گردد. پروژههاى عظيم كشاورزى كه تنها معطوف به صادرات مواد كشاورزى و نه مصرف داخلى بوده، زنان را براى رفع نيازهاى خود وابسته به واردات نموده. صادرات گل، موز، كاكائو و قطع درختان جنگلهاى پيرامون ما باعث از خانه و كاشانه رانده شدن، نابودى محيط زيست و تشديد فقر و ريشهكن كردن زنان و خانوادهها از سرزمين اجدادى خود شده. نابودى اقتصادِ خودكفاى محلى، تورم اقتصادى، فشار سرمايهداران انحصارى براى تغيير قوانين محلى و از بين بردن محدوديتها و موانع براى حركت سرمايه و تأمينِ حداكثر سود مىكوشد تا ليبراليسم را نهادينه نمايد. بخشهايى كه دولت مسئول آن بوده، امروزه در اختيار بخش خصوصى است و منابع طبيعى كه بطور آزاد در اختيار ما بوده امروزه انحصارى گرديده و در مقابل پول، به ما عرضه مىگردد. زماني كه اعتراض كنيم، پاسخ نارضايتىها و اعتراضات مردم را با اسلحه مىدهند. بنابراين ما زنان گرد هم آمده در اين كنفرانس، سياستهاى بازرگانى، سرمايهگذارى و ليبراليسم وارداتى، از بين بردن موانع قانونى، خصوصى كردن و كلاً با "جهانى شدن" مخالف هستيم. براى مقابله با "جهانى شدن" بازار اقتصادى، ما بايد مقاومت خود را جهانى كنيم. بايد با اتكاء به روح و روابط سالم بينالمللى و همبستگى خلقها، در مقابل سيستمهاى طبقاتى، ستم و فرودستى زنان، نابودى محيط زيست، نقض حقوق بشر و حقوق زنان و استثمار و بهرهكشى اقتصادى بويژه از زنان بومى و روستايى بايستيم.» در دورنماى كه از اقتصاد جهانى و هژمونى سياسى، اقتصادى و نظامى آمريكا وجود دارد، وحشت و واهمه از «جهانى شدن» به اشتياق به سرمايهگذارى و ازدياد مصرف غلبه پيدا كرده. اين وحشت از هجوم فرهنگى كالاها، محصولات، خدمات و فرهنگى است كه براى بسيارى از مردم كشورهاى جهان سوم ناآشنا بوده و بىاعتمادى و بحران هويت را سبب مىگردد. واهمه براى از دست دادن آنچه كه آشنا و حاصل روشهاى آزموده در حافظه ملى. سنتهايى سينه به سينه منتقل گرديده و مناسبات قدرت در خانواده سنتى كه سيستم پدرشاهى سالها بر مدار آن بقاء و دوام پيدا كرده مىباشد. تقسيم كار جنسيتى نوينى كه زن را از خانه بيرون كشيده و با دستمزد كم به اشتغال فرا مىخواند، فقر كه چارهاى جز پاسخ مثبت دادن به نيازهاى بازار جهانى براى مليونها انسان نمىگذارد، و تغيير تحميلى به سوى آنچه كه ناآشنا، غريب و خواسته سرمايههاى جهانى مىباشد همه و همه بحران فرهنگى، بحران هويت، بىاعتمادى و تزلزل سيستمهاى ارزشى را سبب مىگردد. بايد اشاره كرد كه عواقب اقتصادى، فرهنگى، انسانى و اجتماعى اين تغييرات كاملاً روشن نمىباشد. انسجام سرمايههاى مالى در سطح جهانى در عين حال كه به نيروى متهاجم سرمايه توان و قدرت مىبخشد آنرا نيز بسيار شكننده و متأثر از وقايع اقصى نقاط جهان ساخته است. بالا و پائين رفتن بورس سهام در توكيو لرزه بر اندام والاستريت انداخته و در فاصله زمانى كوتاهى مىتواند زنگهاى خطر را بهصدا در آورد. وقايع سياسى محلى به سرعت مىتواند تأثيرات جهانى داشته باشد و آنچه كه بر حيات و زندگى زنان در افغانستان سايه افكنده و زندگى ميليونها زن را به سياهى استبداد قرون وسطى مىكشاند به نيروى محركهاى بدل مىگردد كه مىتواند امنيت و آرامش جوامع غرب و بويژه آمريكا را مختل سازد. نكته شايان توجه آنست كه تمام اين وقايع اقتصادى، سياسى و اجتماعى، اعم از سود كمپانىهاى آمريكايى تا بيكارى و فقر تا زندگى مردم در دور افتادهترين نقاط جهان بر صفحههاى تلويزيون و حافظه كامپيوترها در ابعاد ميليونى ثبت گرديده. شايد بدون اغراق بتوان ادعا نمود كه «جهانى شدن» بيشتر از هر پديده ديگرى در جهان در برابر ديدگان ميليونها نفر تحقق مىيابد. زنان در پديده «جهانى شدن» گرچه سهيم هستند اما در اين برهه از تاريخ نيز نيروى كار آنان در مرزهاى جديد اقتصادى كه فراسوى مرزهاى اقتصاى مىباشد، در نقشهايى كه به آنان محول شده استثمار مىگردند. نازلترين حقوق را دريافت كرده و آماج حملات امپرياليسم فرهنگى مىباشند. جوانى و شادابى زنان در مناطق تجارت آزاد "Free trade zone" در ساعتهاى طولانى كار بدون پوششهاى بهداشتى، پرپر مىگردد و زماني كه ديگر توان و انرژى كار را در عنفوان جوانى از دست مىدهند، به كنارى انداخته شده و جاى آنها با هزاران هزار زن جوانى كه فقر و نيازهاى زندگى به بازار مىكشاند، پُر مىگردد. فرهنگ و اقتصاد «جهانى شدن» ازدياد مصرف را تحميل كرده درحالي كه محصولات «يكبار مصرف» را ارائه مىدهد نوشابههاى قوطىاي، لباسهاى مد، اسباب بازىهاى پلاستيكى و بستهبندىهاى غيرضرورى را تشويق مىكند و از سوى ديگر به تاراج منابع طبيعى، زمين و دريا و نيروى كار زنان جوان مىپردازد. درحالي كه اقتصاد بومى را «تك محصولى» كرده، شتاب زندگى روزانه را افزايش داده و تب اشتياق به راه و روش زندگى آمريكايى را تشويق مىكند. بهداشت و سلامت ميليونها انسان را با ريختن زبالههاى صنعتى و مواد شيميايى در ماكيلادورا مكزيك و يا سيانور در اطراف معادن تركيه به مخاطره مىاندازد.
|