header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

 
میلِنا یِزِنسکا Milena Yesenska

تألیف و ترجمه : شهلا حمزاوی

کمتر کسی است که با ادبیات و هنر سر و کار داشته  و از کنار کافکا بی آن که مکثی کند، گذشته باشد؛ یا آن که هرگز درگیر نگاه نافذ او به انسان و فضای پر مخاطره‌ی این جهان نشده باشد. با این همه و برغم موفقیت کم نظیر در عرصه‌ی ادبیات، که درست به دلیل هم هویت بودن نویسنده با آثارش بوده است، در ارتباطات انسانی به ویژه در رابطه با جنس مقابلِ خود، کافکا عموماً عملکرد موفقی نداشته است،
در رابطه با زن مدام حضور پُرتناقض این دو نیاز در او جلوه‌گر می‌شد:
از سویی نیاز به نزدیک شدن به زن، و از سوی دیگر نیاز به گریز از او. ظاهراً به انواع زنان علاقه نشان می داده و در مقاطعی حتا امکان همزیستی با آنان را در خود می دیده، امٌا در درازمدت تاب نمی آورده و رابطه را پیش از آن که به اوج برسد از میان می برده. امٌا در این میان بیشترين نیاز و تقلای هنریِ کافکا را در به کارگیری تخیل اش در نامه نویسی روزمره به طور اعم به دوستان و به طور اخٌص به زنان باید دید. به عبارت دیگر نامه نویسی بخش بزرگی از حرکت ادبی نویسنده محسوب می شده و نه لزوماً یا صرفاً کوششی در جهت استحکام ارتباطات. به همین دلیل پس از آشنایی با میلنا، کافکا یک سال تمام نه تنها به علاقه و احترام او نسبت به خود پاسخ داد بلکه عملاً سرسپردگی و دلباختگی اش را به گفته خود به صورت «بوسه های نوشته شده» ارسال داشت. امٌا بعدها شاید به دلیل آن که نخواست «برخورد مصرفی با احساسات» داشته باشد به بیماری به مثابه دلیل موجُهی پناه برد و در انزوای تحمیلی به خود، از این زن دور شد.
میلنا امٌا، موجود کم نظیری بود که به رغم همه گونه تنش و تناقض در این رابطه، هرگز این پیوند را نگسست و نقش عاطفی- فرهنگی خود را برای ابد در صحنه ی زندگی کافکا به ثبت رساند.
در اين‌جا بايد جایگاه والای این زن را در فعالیت های فمينیستی آغاز قرن بیستم و تأثيري كه بر جامعه روشنفكري پراگ گذاشت يادآور شويم‌. برای آشنايي با این چهره‌ی فراموش نشدنی که ادبیات معاصر کمتر بدان پرداخته، به ارائه نکاتی تعيین کننده از زندگی او و دو نمونه از آثار ادبی اش در ارتباط با کافکا، بسنده می کنیم:
«میلنا یِزِنسکا» فرزند جراح و دندانپزشک مشهور شهر پراگ بود كه در پایان قرن نوزدهم در همین شهر متولد و بزرگ شد. او در سیزده سالگی مادرش را از دست داد و از آن پس سال ها در مدرسه شبانه روزیِ مسیحیِ همان شهر زندگي و تحصیل کرد. در پایان آن دوره به مدت یک سال در دانشگاه پزشکی خواند، اما بعد به ادبیات روی آورد و حرفه ی روزنامه نگاری را برگزید. در سال های 20 و 30 میلادی در مهمترین روزنامه های آن زمان پراگ به زبان چکی مرتباً مقاله می نوشت. او به ویژه در جهت تساوی حقوق زنان و برقراری عدالت اجتماعی برای آنان، بسیار فعّال بود. ضمناٌ در کنار کار حرفه‌ای، اغلب به محافل روشنفکری شهر هم رفت و آمد داشت. در همین رفت و آمدها بود که به فاصله‌ی چند سال دو حادثه مهم زندگی اش رخ داد: اول، آشنایی با نویسنده یهودی به نام ارنست پولاک و متعاقباٌ ازدواج با او به رغم مخالفت های شدید پدرش که از سیاست‌مداران ناسیونالیست و مسیحی چک بود. و پنج سال بعد ملاقات اتفاقی اش در یکی از کافه های پراگ با کافکا بود. او در آن روز به دلیل علاقه مندی اش به ادبیات، از فرانتس کافکا برای ترجمه ی چند داستانش اجازه خواسته بود. پاسخ مثبت نويسنده هم منجر به برگردان آن داستان ها از زبان آلمانی به زبان چکی شد و هم آغازی بود برای مکاتبه ی روزافزوني که به نوبه ی خود آغازگر رابطه ای عمیق و عاشقانه بین آن دو شد. ارتباطی که البته بعدها امکان ادامه اش نبود و در ذات خود تنش و تشنٌج داشت و هرگز به پیوندی پایدار نیانجامید. منتها رفتار میلنا با کافکا در هر فرصتی ادای دینی بود به علاقه و احترامی عمیق که میلنا به این موجود جنون زده ی نابغه داشت تا سرانجام مرگ زودرس کافکا راهی شد برای رهایی هر دو از عشقی بی فرجام.
پس از بخاک سپردن عشقی که بیشتر زائیده تخیل هر دو بود تا واقعیت، میلنا هدف مندتر از همیشه فعال شد. در سال 1931 به حزب کمونیست چکسلواکی پیوست. پنج سال با آن ها از طریقه مقاله نویسی همکاری کرد ولی بعد به دلیل انتقاد از استالینیسم از حزب اخراج شد. ولی دیری نگذشت که سردبیری نشریه ی سیاسی دیگری را پذیرفت. در آن دوره رپرتاژهای سیاسی زیادی به ویژه در زمینه ی آزادی زنان انتشار داد. سال ها بعد که چکسلواکی به دست نازی ها افتاد، میلنا فعالیت خود را در جهت نجات جان یهودیانِ منطقه و کمک به فرار آن ها از کشور متمرکز کرد که سرانجام هم به همین جرم توسط گشتاپو دستگیر شد و در سال 1944 در اردوگاه یهودیان، در سن 47 سالگی به مرگ هولناکی از میان رفت.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.