header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

و حجاب نام مشترك همه‌ي تاريك‌انديشان در تاريخ كشورهاي مسلمان و بيانيه‌ي اتحاد با همه‌ي متحدين احتمالي شد‌. بنيادگراي شيعه در زير حجاب با انواع رقباي سني و وهابي‌اش در جهانِ اسلام‌ متحد شد. با پنهان كردن كينه ي ديرينه‌اش عليه يهودي و مسيحي‌، حجاب را شرط برادري آخوند با خاخام‌ها و خليفه‌ها كرد. حجاب نشانه‌ي نظم جامعه‌ي تحت حكومت اسلامي شد و عمل‌كردش را به عنوان نشانِ تديّن در اسلام و نشانِ مرتبه‌ي اجتماعي در سنت‌، از دست داد. حجاب وسيله‌ي جداسازي جنس‌ها و سياست زدايي انقلاب و جامعه‌ي بعد از انقلاب شد.
اولين انشعاب در صفوف توده‌هاي انقلابي‌، در برخورد به فرمان حجاب خميني‌، در اسفند 1357 صورت گرفت‌. مبارزه‌ي زنان در دفاع از حقوق خود و ساير حقوق دموكراتيك با حمله‌ي اوباش و سكوت مردان اقلابي مواجه شد. اين آغاز‌، مُهر خود را بر كل حركت‌هاي سياسيِ تاكنونِ ايران زد. حجاب حاجب برادريِ بي‌طبقه مردان جامعه شد.
پيوند حجاب با مقوله‌ي زن در ايدئولوژي سياسي بنيادگرايان اسلامي‌، حجاب را به چراغ سبز براي آشتي مردانه‌، به پرچم برادري و اتحاد‌، ارتقاء داد‌. با سلاح حجاب‌، تكيه بر پدرسالاريِ ساختار جامعه‌، غاصبان انقلاب ايران به نوعي پايه وسيع توده‌اي‌، در ميان مردان جامعه‌ي ايران دست يافتند‌. اتحاد مردان عليه زنان بر سر حجاب‌، در گيرو‌دار جنگ با عراق‌، سركوب نيروهاي داخلي‌ و تعقيب و كشتار بهائيان و‌... توفيق بزرگ جمهوري اسلامي در ايجاد وحدت بود‌. فرمان اخراج زنان از كار‌ به جرم امتناع از پذيرفتن حجاب در مؤسسات دولتي و خصوصي‌، با همكاري و به دست مردان لائيك جامعه‌ي ايران به اجرا درآمد‌؛ و اتحاد بنيادگرايان تازه به قدرت رسيده و اوباش را پشتوانه‌اي نيرومند بخشيد‌. مرد كوچك در هيأت خرده فروش‌، به بهانه‌ي سهميه ي دولتي‌، به اتحادِ بنيادگرايان و اوباش پيوست. مرد كوچك در هيأت تاكسيران نيز‌، به بهانه‌ي سهميه‌ي بنزين به اين اتحاد پيوست‌. بزازان و بوتيك‌داران از پي آمدند و كسبشان را رونق دادند‌. كاسبكاران سياسي‌، از راست و ميانه رو تا توده‌اي‌، به هواي سهمي در قدرت‌، به خيال خود زرنگي كرده‌، ميان‌بُر زده و خود را در صفوف اول اتحاد جا كردند‌. و مردي اگر در هيچ معامله‌اي هم درگير نبود‌، اسارت زن و دخترش را به هيچ انگاشت. حجاب وسيله تحقير زن و نشانگر عامِ تمكين شد. شعار «‌يا روسري يا توسريِ‌» اراذل خيابان‌، در خانواده‌هاي محترم‌، به زبان بي زباني تكرار مي‌شد‌. مرد متوسط جامعه‌نيز‌، به اميد آرامش در خانه و كاشانه‌، به اتحاد پيوست‌. مرد غره بر برتري كاذب خود‌، نديد كه پشت حجاب اسلامي‌، مراسم اختگي خود اوست كه تدارك و اجرا مي‌گردد‌، تا پدران و شوهران به خاجگان حرم جمهوري اسلامي مبدل شوند‌.
حجاب حاجب اين حرم و ستّارِ نقش مرد لائيك در اين ميانه و خفيه‌گاه حلقه‌ي گم‌شده در فهم پيروزي بنيادگرايان اسلامي و از آن مهم‌تر‌، استقرار جمهوري اسلامي در جامعه‌ي سكولار ايران است‌. حجاب‌، حاجب اتحاد نامقدس بنيادگرايان با دگرانديشان سكولار شد‌. با يك دست كردنِ جامعه زير حجاب‌، زمينه‌ي پلورآليسم و دموكراسي منتفي شد‌. با مخدوش كردن مرزهاي طبقاتي و ساير گروه‌بندي‌هاي اجتماعي در زير حجاب‌، جامعه‌ي ايران اتميزه و در مقابل سيستم ترور جمهوري اسلامي‌، خلع سلاح و بي دفاع شد‌. حجاب موضوع ترورِ روزمره‌ي زن و وسيله‌ي ارعاب عمومي شد‌.
 به بهانه‌ي حفظ اخلاق و كنترل زنان‌، دستگاهي عريض و طويل متشكل از ارگان‌هاي ايدئولوژيك‌- نظامي متنوع ترور و سركوب ساخته شد‌، كه به حريم شخصي مرد راه مي‌گشود‌. ترور به مدد حجاب نهادي شد و همه را به خدمت گرفت‌. از مسلمان لائيك‌ تا ارمني و يهودي و كافرِ حربي كمونيست به خدمت اجباري جمهوري اسلامي در برنامه‌ي محجب كردن زنان و دختران درآمدند‌. سيستم آموزش به سلاخ‌خانه‌ي جسم و جان دختران و زنان تبديل شد‌. مشاركت اجباري پدران در اين سيستم‌، برنامه‌ريزي شد‌. پدران از قدرت افتاده‌ي ايران‌، نفر به نفر‌، در مراسم سلاخي دختران نُه ساله‌شان در جشن تكليف‌، در مراسم اداي سرسپردگي به جمهوري اسلامي با تدارك اولين چادر شركت داده شدند‌. پدران اخته شده‌، تحقير شده و سرافكنده‌، راضي به جشن مردانگي‌، در مراسم خصوصي ختنه سوران فرزند مذكر‌، بر سلاخي عمومي و روزمره‌ي پسرانشان در مدارس و دانشگاه‌هاي اسلامي چشم بستند‌ و نديدند كه حجاب وسيله‌ي خودي كردن مرد بيگانه شد‌.
مرد بيگانه آنتوان چخوف بود كه در سالن وحدت در ملاء‌عام اخته شد‌. نينا قهرمان نمايشنامه‌ي مرغ دريايي‌، در زير حجاب اسلامي محو و در روند خودي كردن اثر «‌بيگانه‌» در وزارت ارشاد اسلامي از خود بيگانه شد‌، در ترگورين‌، كه اكنون در نيناي خودي شده‌، مثله مي‌شد‌. گزارشگر نشريه‌ي زنان كه ديگر نينا را از ترگورين باز نمي‌شناسد‌، نشئه از اين سردرگمي به ستايش نقش نينا در اجراي جديد مي‌پردازد‌. گزارشگر در تيرماه 1375 در گزارشي با عنوان «‌نينا در سفري به حقيقت‌» مي‌نويسد‌: «‌نينا بالاخره موفق مي‌شود كه بر احساسات شخصي‌اش غلبه كند‌... و اين زن با تمام ويژگي‌هاي انساني و قابل باورش‌، استعدادهاي آفرينندگي خود را در جهت ارتباط گسترده با مردم جامعه‌ي خويش به كار مي‌گيرد تا بر آن‌ها تأثير بگذارد‌.»
مرد بيگانه‌، مرد روشنگر ليبرال و دموكرات اروپايي بود كه در مطبوعات ايران اخته شد‌. با مثله شدن مرد بيگانه در قلمرو ايران‌ و زير حجاب وحدت كه اكنون از مرزهاي انديشگي مي‌گذشت‌، مفاهيم مثله شده‌ي انديشه‌، ليبراليسم و دموكراسي‌، مقولات رايج و باب روز‌، براي مقاصد مختلف شدند‌. آخوندهاي جمهوري اسلامي در كنار «‌دگرانديشان‌» به فرموله كردن انديشه‌هاي سابقاً سكولار پرداختند‌، «‌روشنفكران‌» سكولار اما در استنتاج آزادي و دموكراسي از قانون اساسي جمهوري اسلامي‌، گوي سبقت از مستبدان ليبرال و جنايت‌كاران دموكرات ربودند‌.
پديده‌ي جمهوري اسلامي‌، شكست نمونه‌وار انديشه‌هاي سكولار‌، در همه ي سطوح و همه ي اشكال آن شد‌. علت آن بي شك تنها مناسبات بسيار خشن پدر سالاري در ايران نيست‌، نقطه‌ي ضعيف در خود انديشه‌ها‌، يكي از عوامل در مجموعه‌ي عوامل شكست انقلاب ايران است‌. تفكرات اجتماعي برابري خواهِ ليبراليسم و سوسياليسم‌، خود از بند دوآليسم جنسي رها نبودند‌.
عليرغم انسان واحدِ جهان‌شمول‌، زن در چارچوب تعاريف بيولوژيك باقي ماند‌. اهميت موقعيت اجتماعي‌- تاريخي زن‌، مورد انكار قرار گرفت‌. استقلال زن در فهم موقعيت تاريخي‌- اجتماعي خود در مناسبات جنسيتي‌، و اهميت آن در فهم جهان بشري‌، ناديده و حتا مورد انكار قرار گرفت‌. زنان به عنوان يك گروه اجتماعي‌، در ميان ساير گروه‌هاي اجتماعي‌ِ مورد سركوب‌، به حاشيه جنبش‌هاي اجتماعي رانده شدند‌.

برابري در چارچوب برادري ماند
« بيانيه‌ي حقوق زن و شهروند زن‌» و «قرارداد اجتماعي بين دو جنس‌»‌، مدون در سال 1791 ميلادي‌، در تاريخ انقلاب فرانسه ثبت نشد و تاكنون در هيچ مجموعه‌ي تاريخ حقوق‌، حتا به عنوان يك سند‌، موجود نيست‌. تدوين كننده‌ي اين بيانيه‌، المپ دوگوژ‌، از زنان روشنگر انقلاب فرانسه در سوم نوامبر 1793 گردن زده شد‌. دو هفته بعد‌، شومت‌، رهبر ژيرونديست‌ها‌، اعدام او را آئينه‌ي عبرت ساير زنان فمينيست فرانسه ساخته خطاب به آنان گفت‌: «‌اين مرد زن نما را‌.... اين اولمپ دوگوژ بي‌شرم را به خاطر بسپاريد‌، كه وظايف خانه‌داري‌اش را زير پا گذاشته خواست سياسي شود و مرتكب جنايت شد‌. همه‌ي موجودات غير اخلاقيِ اين چنيني‌، در آتش انتقام قوانين نابود شدند‌. شما مي‌خواهيد از او تقليد كنيد‌؟ نه‌، شما متوجه خواهيد شد كه شما (زنان‌) وقتي مورد توجه و شايسته‌ي احترام‌ايد‌، كه آن چيزي بمانيد كه طبيعت خواسته است‌.»
اُلمپ دوگوژ‌، در اكتبر 1793 در مقابل تريبون انقلابي كه او را به مرگ محكوم كرد گفته بود: «اي مستبدان جديد‌، بر خود بلرزيد‌. صداي من از اعماق گور هم راهي خواهد يافت تا به گوش‌ها برسد‌.»
ياد او و همه‌ي عاشقان جان باخته‌ي در راه آزادي گرامي باد‌.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.