header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

حجاب و کلیشه ی زن مسلمان
زنِ تغییر یافته در کلیشه‌ی زن مسلمان، قبل از هر چیز با حجاب مشخص می‌شود. حجاب او از مرز دیانت می‌گذرد و زن مسلمان و کافر، یهودی و منافق، مسیحی و زرتشتی، همه را می‌پوشاند. زن حتا اگر کافر باشد، به شرط تمکین از جمهوری اسلامی يعني به شرط حجاب‌، انسان مي‌شود‌. با حجاب اسلامي زنان رسماً به تصاحب در می‌آیند. مرد کافر باشد یا مسلمانِ متدین، با حجاب اسلامی زنش، اسلامی می شود.
حجاب در برگیرنده و برآیند عناصر تشکیل دهنده‌ی ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی است. فلسفه‌ی حجاب نفی زن به عنوان سوژه، نفی فرد به طور کلی و اصل کردن کنترل به جای انتخاب و اختیار است. ملت اسلامی شده، با حجاب شکل می‌گیرد و در جای ملت معزول نشانده می‌شود. بیگانه‌ی غربی، همانند عرب مسلمان تنها با پذیرش مرز ملی حجاب به طرف گفت و گو تبدیل می‌شود. اسلامی کردن زن بر طبق کلیشه زن مسلمان، در مرکز برنامه‌ی بنیادگرایان، جنگ آشکار علیه زنان، صرف نظر از هویت‌های سیاسی، مذهبی و ملی و فردی آنان استراتژی سیاسی بنیادگرایان مي‌شود.
زن مسلمانِ بنیادگرایان اسلامی، زنِ در قرآن و بنده‌ی طاعی شوهر و پروردگار نیست. زنِ اسلامی، زن ایده‌آل مردان اواخر قرن بیستم هم نیست. او کلیشه‌ای است بدون مشخٌصه (کارآکتر) و دارای حق رأی بر علیه آزادی و اختیار. او مسلمانی‌ست، کافریست، منافقیست، فاجری و یا مردیست زیر حجاب، بی چهره، فردزدایی شده و از خود بیگانه که معیار ارزشِ چیزهاست. زنِ مسلمان مدرن، محصول جنگی خونین در آزمون قدرت، توسط دستگاه ترور و نابودسازی انسان و محصول برنامه‌ی اسلامی کردن بنیادگرایان است. حجاب مشخصه‌ی آن و مرز تفکیک خودی و بیگانه، بنیاد ایدئولوژی بنیادگرایان است.
حجابِ بنیادگرایان اسلامی، نه نشان تقوای مرد مسلمان، نه مرز مؤمن و غیر مؤمن، نه حافظ اخلاق، نه فاصله گذار ملت مسلمان و اجنبی است. حجاب، محتوا و بیان جنسیت دوگانه در شکل ناب آن، و مرز عبور ناپذیر مؤنث و مذکر، و حصار حیطه‌ی قدرت مطلقِ مذکریت با ادعای جهانشمولی است
.
حجاب و شکل گیری جمهوری اسلامی
موضوع مرکزی مورد اختلاف خمینی در سال 1963 که حق رأی زنان بود، در مارس 1979 جای خود را به مسئله حجاب داد. از آن زمان تا به امروز، حجاب عنصر اصلی در ساختن کلیشه‌ی زن در حکومت اسلامی، مشخصه‌ی اصلی زن مسلمان مدرن در سطح بین‌المللی، و تنها وجه تمایز آشکار جوامع تحت حکومت‌های اسلامی و جوامع دیگر است. از آن زمان تا به امروز نه تنها از اهمیت حجاب کاسته نشده، بلکه حجاب به یک مطلق ایدئولوژیک فراگیر تبدیل شده و در دو دهه تجربه و آزمایش شیوه‌های ترور و اعمال قدرت آبدیده، و هر روز دقیق‌تر و حساب شده‌تر و آگاهانه‌تر، و به عنوان تنها مطلق به پیش برده شده است؛ و قوانین مربوط به آن همواره دقیق‌تر و تنگ‌تر، و در سطح بین‌المللی به امری پذیرفته شده برای زنانِ کشورهای مسلمان تبدیل شده است. در دهه‌ی نود، با تثبیت قدرت جمهوری اسلامی، حجاب مضمونی جهانشمول یافته، از مرزهای ملی اسلامی گذشته و به سلاح تبلیغاتی برای گسترش نفوذ بین‌المللی و یافتن متحدین در میان حکومت‌های غیر مسلمان و برقراری مناسبات با آنان تکامل یافته است. سمینارهای بین‌المللی حجاب با شرکت نمایندگان کشورهای مسلمان و غیر مسلمان، از جمله کوشش‌های موفق جمهوری اسلامی در رسمیت دادن به ایدئولوژی ضد زن و ضد بشری بنیادگرایان اسلامی در سطح بین‌المللی است. اهداف برگزاری اولین سمینار بین‌المللی حجاب، که در اوایل دهه‌ی نود در ایران برگزار شد، به نقل از نشریه‌ی زنان « رسیدن به این نتیجه‌گیری بود که همه‌ی ملل متمدن در تاریخ، حجاب داشته‌اند»، «ایجاد انگیزه و جذابیت الگوی حجاب اسلامی در سطح جهان» به نقل از همین نشریه یکی از اهداف دومین سمینار بین‌المللی حجاب بود. صرف شرکت نمایندگان جمهوری خلق چین در این سمینار، پیروزی بزرگ ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی در سطح بین‌المللی بود.
«تبیين نقش حجاب در رشد و توسعه‌ی حکومت اسلامی» به عنوان یکی از اهداف دیگر دومین سمینار بین‌المللی حجاب، گویای واقعیت کارکرد حجاب، به عنوان وسیله‌ی اعمال قهر دولت، و علاوه بر آن، روشنگر آنست که بر خلاف برخی از عناصر دیگر این ایدئولوژی، حجاب با هدفی روشن و کاملاً آگاهانه و به عنوان سلاح اصلی حکومت اسلامی به کار گرفته می‌شود. جمهوری اسلامی ایران بدون حجاب و آزادی فرد و جامعه در زیر حجاب، هر دو به یک اندازه ممتنع‌اند. از این روست که در کنش و واکنش میان جامعه و دولت، و از میان انبوهی از موضوعات اخلاقی ایدئولوژیک، مانند برهنگی مرد و کراوات تا شلوار جین و عرق، همه از اعتبار افتادند ولی حجاب هم چنان پا برجا ماند. حجاب آغاز تاریخ تاریک جمهوری اسلامی است با پرده‌پوشی واقعیت.
خمینی با تغییر موضع از مخالفت با حق رأی زن به مخالفت با زن بی‌حجاب، در آنِ واحد به تحریف واقعیت انقلاب ایران پرداخته و گفت «ما پیروزی انقلاب را مدیون از خودگذشتگی زنان چادری جنوب شهر تهران هستیم، نه آن زن‌هایی که محصول سیستم آریامهری هستند». خمینی با قرار دادن مقولاتِ زنِ با حجاب با زنِ بی‌حجاب در دو قطب سیاسیِ مخالف، با یک ضرب، زنان کمونیست، سوسیالیست، مجاهد، زنان روشنفکر و هنرمند، حقوقدان، دانشجو و معلم، کارمند و کارگر، محصل، خانه دار و زنانِ اقلیت‌های مذهبی و ملی را از واقعیت سیاسی روز پاک کرد. حجاب معیار حق شد
 با تقسیم زنان به با‌حجاب و بی‌حجاب و نشاندن آنان در دوقطب متضاد، زن به عنوان سوژه‌ی حق، منتفی و اوبژه‌ی جرم شد. تنها دسته‌ی اول دارای حق شهروندی به عنوان شهروند درجه دو شدند. دسته‌ی دوم از شهروندی خلع شد. دسته‌ی دوم دشمن بود و باید نابود می‌شد. با نابودی این دسته، زنان به با حجاب و بدحجاب تقسیم و دسته‌ی دوم مورد تعقیب و مجازات قرار گرفت. فلسفه‌ی حجاب، از بین بردن زنانگی و عواقب فرهنگی آن در جامعه از پس ذهنیت اخلاق مذهبی، به خودآگاهی سیاسی رسید.
زن به عنوان ابژه‌ی ناآرامی، دشمن عینی شد. طبیعتِ آماده برای گناه او، استعداد تمرد در او بزرگترین خطر برای حاکمیت مذکر بود. زن باید به عنوان وجود تصمیم گیرنده و به عنوان فرد، نابود می‌شد. از این رو بنیادگرایی قدرت خود را بر کنترل مطلق زن بناکرد. هر چه که نشانی از زنانگی داشت باید از زندگی اجتماعی محو می‌گردید؛ هم چون بدن زن و صدای زن. حجاب دستگاه جداسازی و پاک سازی جامعه از زن- شیطان شد.
حجاب وسيله‌ي بسيج اوباش، وسيله‌ي منفرد ساختن زنان و حمله به آنان شد. وجدان به ناخودآگاه رانده شده و بيمار جامعه‌ي مرد سالار ايران، متبلور و متجسم در جماعت لات و چاقوكشِ حرفه‌اي به صداي آشناي خميني‌، بيدار شد.
حجاب‌، اتحاد اوباش و آخوندهاي به حاشيه قدرت رانده شده را تحقق بخشيد. اوباش به عنوان نيروي آوانگارد‌، اولين گروهي بودند كه به فرمان اجراي حجاب خميني لبيك گفتند. مرد حقير و بيمار‌ با پوشاندن اخلاق ضد اجتماعي خود در زير حجاب اسلامي‌، به پاره‌ي ديگرش‌، مرد مؤمن پيوست. زن به عنوان اوبژه‌ي ناآرامي‌، معرف درون آخوند و اوباش بود و مي‌بايستي از ملاء‌عام دور مي‌گرديد و به پستوي زندگي خصوصي مرد رانده مي‌شد‌ تا جنبه‌هاي معيني از زندگي مردانه را تحقق بخشد. براي آخوند و اوباش‌، تصوير زن تصوير پنهان مرد‌، تصوير مثله شده‌ي مرد‌، در زن مثله شده است و بايد زير حجاب پنهان گردد. تخالف ملا و اوباش‌، بيان اخلاق دوگانه مرد در جامعه مردسالار شيعه است. براي هر دو دسته‌، زن موضوع شهوت و برملا كننده‌ي درون مرد و موضوع غيرت مرد است. زن مخزن و محفظه‌ي عقده‌ها‌، ترس‌ها و وسواس‌هاي مردانه است و پنهانش بايد كرد. موازي با پيگرد‌، سركوب و ملغي كردن حقوق زنان‌، پيگرد و حذف آنان به عنوان سوژه در تاريخ ايران به اجرا گذاشته شد.
حجاب محك ارزيابي حق از باطل و وسيله‌ي حذف و قلب تاريخ ايران شد‌.
تاريخ قرن نوزده و بيست‌، از زنان روشنگر و مبارز و هم راه با آن‌ها از مردان روشنگرِ ليبرال و سوسياليست‌، پاك شد. در جستجوي پيشينه‌اي تاريخي براي هويت اسلاميِ چهارده قرنِ از دست رفته‌، بنيادگرايان‌، حجاب را به عنوان راهياب در هزارتوي تاريخ به كار بردند‌، و در اتفاق با همه‌ي تاريك‌انديشانِ باخته در تاريخ‌، بر عليه همه‌ي منورالفكران و روشنگران شوريدند و به انتقام‌، از تاريخ حذفشان كردند. در شبيخون بنيادگرايان عليه آزادي و انديشه‌، زنان و مردان مبارز ايران در اعدام‌هاي جمعي‌، در زندان‌هاي انسان كُش‌، حذف شدند.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.