header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

انسان و مقوله ی زن در ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی
نابرابری طبیعی دو جنس‌، نقطه ی حرکت بنیادگرایی اسلامی در تعریف انسان، دولت و شهروند است.
تفکیک مفاهیم مرد و زن، به عنوان موضوع آنتروپولوژی و مفاهیم مرد و زن به عنوان مقولات جامعه شناسی، یعنی جنسیت تاریخی، برای شناخت مناسبات قدرت در جوامع بشری به طور عام و شناخت ساختار قدرت سیاسی در ایران امروز به طور خاص ضروری است. در جنسیت آنتروپولوژیک، مرد و زن مبین موقعیت‌های متفاوت، در سلسله مراتب ارزشی انسان هستند. نمونه آن، جای متفاوت ارزشی آدم و حوا در افسانه‌های آفرینش است. جنسیت تاریخی، بنیاد استثمار و سرکوب اجتماعی و به تبع آن سرکوب سیاسی زن و بنیاد همه‌ی جوامع پدرسالار در طول تاریخ می‌باشد. در این رابطه، مفاهیم زن و مرد، مقولاتی تاریخی اجتماعی و موضوع جامعه شناسی هستند. در همه‌ی جوامع متمدن تاکنونی، مفاهیم مرد و زن، مبین موقعیت‌های متفاوت دو جنس، در سلسله مراتب پدرسالاری تحت حاکمیت مرد بوده است.
در ایدئولوژی بنیادگرایان اسلامی، آنتروپولوژی جنسی و جنسیت اجتماعی در یک ایدئولوژی سیاسی درهم بافته و یک کل واحد را تشکیل می‌دهند. جنس و جنسیت موضوع تعریف انسان، و نقش‌های اجتماعی و موضوع بیواسطه‌ی قهر سیاسی می‌گردد. به همان گونه که ناسیونال سوسیالیسم آلمان، راسیسم را در یک ایدئولوژی سیاسی فرموله و آن را موضوع مستقیم قهر سیاسی کرد.
تعریف زن و جرم او در مقدمه‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی، مبتنی بر این ایدئولوژی سیاسی بوده و برای تعریف و توضیح نهادهای حکومت اسلامی امری ضروری است و نه اتفاقی. زن در مقدمه‌ی قانون اساسی، به عنوان «شئي و ابزار»، «در خدمت اشاعه‌ی مصرف زدگی و استثمار همه‌جانبه» در قطب مخالف «رهبر وجدان بیدار ملت» تعریف می‌شود. تغییر او به مادر انسان‌های مکتبی، وظیفه‌ی حکومت اسلامی اعلام می‌گردد. زن در جمهوری اسلامی، به عنوان نیروی بازتولید تصاحب شده و باز‌پس گرفته شده در انقلاب، به یکی از نهادهای حکومت اسلامی تبدیل، و متناسب با آن، در میان نهاد اقتصاد و ارتش مکتبی قرار داده شده است.
مقوله‌ی زن در ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی، مقوله‌ای ایدئولوژیک و بنیاد تعریف هویت مرد مسلمان و جامعه‌ی اسلامی و هویت دشمن است. تقابل خودی و بیگانه در جنگ بر سر تصرف زنان، متعین و آشکار می‌شود. زن از تصویر انسانِ جهانشمول حذف و در قطب مخالف انسان- مرد قرار می‌گیرد. تصویر ناقص شده‌ی انسان، در تصویر مرد مؤمن از نو کامل می‌شود. عقل تابعی از ایمان می‌گردد. مرد مسلمان، مظهر ایمان راستین و نماینده‌ی قدرت جنس مذکر در حفظ نظم آفرینش بوده و نمونه‌ی کامل آن در رهبر، ابر مرد بزرگ، خمینی تجسم می یابد. زن به تنهایی، موضوع جنس، جنسیت و شهوت و به تبع آن موضوع تمللک، تصاحب و تصرف از یک سو و موضوع گناه و کنترل، جرم و مجازات از سوی دیگر باقی می‌ماند. جسم زن، به عنوان منزلگاه شیطان، محل و موضوع جهاد مقدس می‌گردد. در ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی، مناسبات مالکیت و سلطه بر جنس زن، مضمون اصلی ایمان و قدرت جنس مذکر و تعریف انسان- مرد می‌گردد. خدشه در این مناسبات، کار شیاطین و توطعه‌ی دشمن بوده، وسیله ی اجرای آن زن است. نفی زن، اثبات مرد مسلمان است. دنیای فاسد شده با زن تعریف می‌شود و تصویر جامعه‌ی اسلامی ایده آل، در نفی این جهان، از طریق نفی زن به عنوان فرد (سوژه) صورت می‌گیرد. در حالی که مرتبه‌ی انسانی مرد‌، امری بديهي و داده‌ي آفرينش و از دست دادن آن امري ممكن و مشروط است‌. انسان بودن زن در اين ایدئولوژی، حتا برخلاف تصویر انسان در قرآن، آشکارا مورد تردید قرار می‌گیرد. انسان بودن زن، امری اکتسابی و مشروط به تمکین می‌گردد. انسان بودن زن از این رو به دوران معینی در تاریخ محدود می‌شود. بزعم خمینی، بنیانگزار این ایدئولوژی ـ مستند در مجموعه ی ضخیم صحیفه‌ی نورـ زن در دوران جاهلیت به درجه‌ای پست‌تر از حیوان تنزل داده شده بود. انسان شدن زن در روند تکوین اسلام صورت گرفته است. با از دست رفتن اسلام بعد از دوران حکومت اسلامیِ محمد، زن هویت انسانی خود را از دست داده و مجدداً به وسیله و همدست دشمن تبدیل گردیده است. زنِ خارج از کنترل، یعنی زن در هستی طبیعی و واقعی‌اش، یعنی زن بالقوه و بالذات فقط وسیله‌ی دشمن (ابژه) و از این رو موضوع تعریف دشمن است. نوع غربی‌اش، عقبه زن قبل از اسلام، یعنی زن دوران جاهلیت است و در جایگاهی پست‌تر از حیوان قرار دارد. او چهره‌ی عریان دشمن بیگانه است.
نمونه‌ای از میان انبوه کوشش‌ها برای فرموله کردن جرم زن به عنوان وسیله ی دشمن بیگانه را از نشریه ی رسمی جمهوری اسلامی، (زن روز) در گزارش سمینار زن از دیدگاه اسلام، در سال1982 نقل می‌کنم:
«زن همیشه در امر استعمار و استثمار مخصوصاً در استعمار فرهنگی نقش اساسی را بازی کرده است. مثال روشن آن اسپانیاست. مهم‌ترین نقش را در گرفتن اسپانیا از دست مسلمانان، زنان مسیحی به عهده داشتند و یا جریان بلعم بلعور که او با انداختن زنان آن شهر به جان سربازان موسی، باعث شد که بنا به روایتی 6000 و بنا به روایتی دیگر 4000 نفر از آن‌ها آلوده شدند و چه بلایا که بر آن‌ها نازل شد. یعنی کلاً در هرجایی که رد پای فساد و استعمار را پیدا می‌کنیم در آن‌جا زن حاضر بوده است.» زن در کشورهای اسلامی ستون پنجم دشمن بیگانه است.
در مبارزه‌ی خونین بنیادگرایان اسلامی برای تحقق هویت خودی، دشمن چهره‌ی خود را در درون آشکار ساخت. دشمن مجسم نه مرد غربی بود و نه زن غربی. زن ایرانی به عنوان عامل و آلت دست دشمن بیرونی مورد حمله قرار گرفت. تغییر زن، به عبارت دیگر جنگ علیه حضور جسمانی و جلوه‌های دیگر حضور زن، مضمون اصلی مبارزه‌ی ضد امپریالیستی و تحقق انقلاب اعلام شده و مقاومت در برابر آن با خیانت سیاسی برابر نشانده شد.
جدایی مطلق مذکر و مؤنث، حذف زن از تصویر انسان، غلبه بر زن به عنوان تجسم و تجلی دشمن بیرونی، تصرف مؤنث، و تحت کنترل درآوردن او. کوشش برای تبدیل او به بنده ی حکومت اسلامی و نمايش حضور بي حضور او در كليشه‌ي زن مسلمان‌، به عنوان الگوي شهروند در جمهوري اسلامي‌، مضمون اصلي ایدئولوژی و سیاست بنیادگرایان اسلامی در ایران است كه حجاب بیان و وسیله‌ی تحقق آن می‌باشد.
نمونه‌ای از میان بیشمار کوشش‌ها، برای فرموله کردن جرم زنان در کشورهای مسلمان و اهمیت حجاب در این رابطه را از نشریه ی رسمی جمهوری اسلامی، نشریه ی زن روز سال 1984 نقل می کنم:
«در کشورهای توسعه نیافته... زنان به مثابه هم دستان ناآگاه قدرت‌ها، در خدمت تخریب فرهنگ خودی قرار دارند... زن بهترین وسیله تخریب فرهنگ خودی به نفع امپریالیسم است. در کشورهای اسلامی نقش زنان حتا حساس‌تر است. زن در این جوامع مجهز به سپری است که او را در مقابل توطئه‌هایی که علیه شرف و عفت و انسانیت او می‌شود حفظ می‌کند. این سپر حجاب است. بی‌حجابی ضربه‌ای علیه عفت و شخصیت زن بود. زن مورد استفاده قرار‌گرفته بود برای این که فرهنگ اسلامی جامعه را از شکل بیندازد و برای این که ایمان مردم را از بین ببرند و جامعه را به سمت فساد، انحطاط و سقوط پیش ببرند. ... در این جاست (در تحقق حجاب) که ما شکوه و عمق انقلاب اسلامی ایران را به تحقق در می‌آوریم. این انقلاب همه را تغییر داده، همه چیزهای شخصی و همه‌ی روابط و ارزش‌ها را. زن در این جامعه آن طور تغییر کرد که یک انقلاب می‌تواند متحقق گردد.»
شک در انسان بودن زن، امحاء زن به عنوان سوژه یا فرد در ایدئولوژی است. تعریف زن به عنوان وسیله‌ی بی اختیار، امحاء اوست به عنوان فرد سیاسی. مجرم کردن او، محو او به عنوان فرد حقوقی. نسبت دادن بی اختیاری و جرم زن به طبیعت او، حذف زن به عنوان فرد اخلاقی است.
مبارزه با زن و زنانگی برای نجات مردانگی و احیاء قدرت مذکر، موضوع مستقیم و مرکزی قدرت سیاسی، قانونمندی جامعه و حقوق اسلامی و موضوع شکل‌گیری ارکان‌های قدرت در جمهوری اسلامی است.
حجاب مضمون‌، شکل و وسیله‌ی تحقق ایدئولوژی بنیادگرایی در حکومت اسلامی است.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.