header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

 


حجاب، توتالیتاریسم اسلامی و اپوزیسیون

ژاله احمدی


محجب شدن سارا و مادرش در کتاب‌های دبستانی، در بهار آزادی، در سال 1358 شمسی، موضوعی بود در میان موضوعات بیشمار آن روزها، برای خنده و مضحکه. محو مایای برهنه اثر گویا، نقاش اسپانیایی، زیر لکه سیاه سانسور، از آن هم مضحک‌تر بود. کتاب تاریخ تمدن اروپا بزودی نایاب شد. در آن روزها کمتر کسی باور داشت که این مضحکه‌ها، الگوهایی قابل پیاده شدن در زندگی واقعی باشند.
طولی نکشید که ناممکن‌ها به واقعیت تبدیل شدند. زنانِ جان بدر برده از اعدام‌های سال های شصت تا شصت و دو، در این سال‌ها همه به شکل سارا و مادرش درآمدند و فانتزی های مردانه در کلام و تصویر، با همان شدتی مورد تهاجم سانسور وزارت ارشاد قرار گرفت که بدن برهنه‌ی مایا. و برخلاف انتظار، کتاب تاریخ تمدن اروپا به عتیقه تبدیل نشد. این مضحکه بود که واقعیت شد، که قاعده شد و فاجعه دیگر فاجعه نبود.
 محجب کردن و سانسور زنان در مکتوبات مصور، روی پرده سینما و در صحنه تأتر، به خود مردان روزنامه‌نگار و هنرمندان لائیک واگذار شد. از آن پس مرز میان مرد مکتبی و هنرمند لائیک با گفت و گو و چک و چانه زدن بر سر حد و نصاب حجاب زن در تصاویر و کلام، در وزارت ارشاد اسلامی تعیین می‌شد.
محجب شدن زنان واقعی اما حاصل جنگی همه جانبه و نابرابر علیه زنان بود، در خیابان‌های قرق شده توسط دسته‌های اوباش حزب الله، در خانه، در محل کار، در مدرسه، در سازمان سیاسی، جلوی بقالی محل، در صف اتوبوس شرکت واحد، جلوی در خانه در انتظار یک تاکسی و سرانجام با ضرب شلاق و حبس و مجازات اعدام.
زنِ بدون حجاب سرانجام نابود شد. جنگ علیه زنان اما خاتمه نیافت. روسری به مقنعه تبدیل شد، چادر سیاه، حجاب برتر و بر مقنعه اضافه شد و راه خود را در مدارس دخترانه باز کرد. زنان به بی حجاب و بد حجاب تقسیم شدند. مبارزه با بد حجاب موضوع تنش در جامعه و بهانه ی ترورِ روزمره یِ زنان شد. هم زمان تصویر دختران جوان پوشیده در مانتو و روسری با چهره بزک کرده و کاکلِ عیان، در پیست اسکی آبعلی، در راه شیرپلا یا در بازار صفویه، به نشانه‌های صلح و لیبرالیزم دولت مردان ایران تعبیر شد.
در زمانی که فاجعه دیگر فاجعه نبود و وجود حجاب بدیهی‌تر از هر عضو زنانه بدن بود، در آوریل 1994، زنی در ملاء‌عام، در میدان تجریش، حجاب برداشت و فریاد زد: مرگ بر استبداد، زنده باد آزادی، زنده باد ایران. و خود را در حلقه‌ی تماشاگران حیرت زده و خاموش، به آتش کشید.
قلمزنانِ ایران حتا حیرت هم نکردند! زنی که در شهر وحشت‌، سکوت را شکست، لابلای سطور نگنجید، حتا به رمز و راز. زنی که حضورش برای یک لحظه، چهره‌ی یک دست شهر را مخدوش کرد، موضوع هیچ قصه‌ای نشد، حتا به استعاره و کنایه‌، و شعله‌های آتش که تن زن را بلعیدند، در هیچ شعری خاموش نشدند. گویی که در آن سرزمین ماندن، عذر سکوت است نه خطا.
چرا فریاد هما، که فریاد من و تو بود، در خارج از کشور، در بیرون از جمع خانواده، دوستان و گروه‌های معدود نارسا ماند.
در دهه‌ی نود میلادی، بخشی از پناهندگان سیاسی، پنهان و آشکار، در جستجوی هویت خودی، حجاب را از نو کشف کرده بودند. در خاطرات شخصی عده‌ای، گرمای محبت مادر بزرگ، بوی نان سنگک داغ و تازه و چادر بی‌بی، کاملاً مخلوط شده بود. چادر مادر بزرگ، توسط پژوهشگرانی مثل هاله‌ افشار، به روایات راجع به خدیجه، فاطمه‌ی زهرا و زینب کبرا، احساسی شخصی، خودمانی و در عین حال تاریخی می‌بخشید و یاد عزاداری‌های محرم و شهادت امام حسین، یاد حلوا و شله‌زرد و شربت گلاب نذری را در غربت، با مهارتی دانشمندانه و فراخور فرنگ، زنده کرده و عزت می‌بخشید. عده‌ای هم در چاله جنگ با رضا شاه پهلوی افتاده و دانسته یا ندانسته، سال‌ها پس از تخریب قبر شمس‌الملوک مصاحب به دست جمهوری اسلامی، به تخریب حافظه‌ی تاریخی خود مشغول بودند. و زن مسلمان مدرن، که در دهه‌ی هشتاد در نبرد خونین بنیادگرایان علیه همه تولد یافته بود، دوش به دوش ابر مرد کوچک مسلمان، در دهه‌ی نود‌ از مرزها می گذشت و سنگر به سنگر، مخالفين جمهوری اسلامی را خلع سلاح می‌کرد.
هما دارابی حتا در لیست قربانیان جمهوری اسلامی هم جای نگرفت. چرا که او فقط قربانی نبود. هما دارابي خاطره‌ی فراموش شده‌ای را زنده کرد. خاطره‌ی زن را در یک شهر یک دست مذکر. خاطره‌ی زن بدون حجاب و مجازات مرگ او که هر دو فراموش شده بودند. او از جنگ آشکار جمهوری اسلامی علیه زنان پرده برداشت و از جرم زن بودن که حداکثر مجازات را دارد. و این خوشایند همگان نبود.
هر چند اهمیت حجاب در جمهوری اسلامی قابل انکار نیست، جای آن و اهمیت آن در گِرهِ کور شرع و عرف، سنت و مذهب، قانون و جبٌاریت حق، در حکومت اسلامی گم و مخدوش شده است. از این رو کوشش های روشنکرانه در رابطه با این مسئله، ناچیز، از نظر سیاسی عقیم، و عمدتاً در حاشیه‌ی سیاست قرار دارند. اختلاط دو سطح متفاوت بررسی فرهنگی و سیاسی، و از آن رو برخورد به مسئله حجاب و جنایات دیگر در حق زنان در جمهوری اسلامی، مانع از فهم ماهیت پدیده‌ی بنیادگرایی اسلامی و جمهوری اسلامی گردیده است.
در بحث من حجاب، نه به عنوان موضوع سنت و فرهنگ، بلکه به عنوان موضوع اصلی هویت اسلامی مدرن مورد بررسی قرار می‌گیرد. این توضیح در مقدمه‌ی بحث، برای روشن کردن یکی از تاریک‌ترین زوایای ایدئولوژی بنیادگرایان اسلامی، که در عین حال مقوله‌ی ماهوی آن و پایه‌ی قدرت حکومت جمهوری اسلامی ایران است، ضروری است.


درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.