|
نجمه موسوی
|
|
صفحه 19 از 27 زنان افغانى با فروتنى خاصى از هيئت نمايندگى ما اينجا و آنجا تشكر مىكنند كه آنها را از خاطر نبردهايم. مىگويند تصاوير ما ديگر بر روى صفحه تلويزيونهاى شبكههاى ارتباط محلى نقش نمىبندد و سرنوشت زن افغان بار ديگر به دست فراموشى سپرده شده. مردم كوچه و بازار از آمريكا به دليل آنكه به وعده وعيدهاى خود عمل نكرده دلگير هستند و برخى ديگر اساساً انتظارى را در دل نپرورانده بودند كه امروز از عدم تحقق آن متأثر شوند. سازمان RAWA كه در زمينه بينالمللى كردن ستم قرون وسطى كه به زن افغان در دوران طالبان تحمل شده بود، نقش چشمگيرى داشت در كابل حضور علنى نداشته در حاليكه برخى از زنان مرا در جريان فعاليتهاى اين سازمان در نقاط مختلف افغانستان گذاشتند. زنان افغان و سازمانهاى غيردولتى زنان و 7 زنى كه بر روى طرح پيشنهادى قانون اساسى افغانستان كار كردهاند همه و همه نگران آن هستند كه فرجههاى كوچكى كه براى تنفس سياسى و اجتماعى براى زن افغان باز شده، توسط بنيادگران مذهبى كه هنوز در دولت و سياست قدرتمند هستند درهم شكسته نشود. شركت Northern Alliance در حكومت نوين افغانستان زمينه مادى اين نگرانى را فراهم مىسازد. اعضاء NorthernAlliance دربسيارى از بخشهاى افغانستان به مثابه ملوكالطوايفهاى خودمختار عمل كرده و در كابينه پرزيدنت كارزاى پستهاى مهمى را به عهده دارند. با آنكه پرزيدنت كارزاى در دسامبر 2002 به زنان يادآورى كرد كه اين حق آنهاست كه پوشش خود را انتخاب كنند، اما زنان افغانى در اين امر كه نپوشيدن بُرقه امنيت آنها را به مخاطره مىاندازد متفقالقول هستند. تابستان سال 2002، پرزيدنت كارزاى دكتر سيما ثمر را از وزارت امور زنان بركنار و وى را به مقام رياست كميسيون حقوق بشر منصوب كرد. اين امر نتيجه فشارهايى بود كه از طرف بنيادگران مذهبى بر عليه دكتر سيما ثمر به دولت پرزيدنت كارزاى وارد آمد. سازمان ديدهبانى حقوق بشر در گزارش از هرات به نقض حقوق انسانى زنان در اين بخش از افغانستان مىپردازد از خودسوزى زنان جوان و سختگيرىهائى در زمينه ظاهر شدن زنان در مجامع عمومى با مردانى كه محرم نبودهاند ياد مىكنند. اسماعيل خان، حاكم هرات كه گفته مىشود از حمايت آمريكا و جمهورى اسلامى برخوردار است، مردان را از آموزش دانشآموزان دختر برحذر داشته. در ژانويه 2003 رياست دادگاه عالى افغانستان بخش برنامههاى ماهوارهاى را بطور كامل قدغن ساخته زيرا تصاويرى در صفحه تلويزيون نقش مىبندند كه با اخلاقيات اسلامى در تناقض است. درحاليكه پرزيدنت كارزاى مىكوشد تا در سايه نيروهاى سازمان ملل كه امنيت كابل را به عهده دارند با تشكيل مجلس مؤسسان قانون اساسى را به تصويب رساند، در خارج از محدوده كابل سردمداران منطقهاى هستند كه با تكيه بر افراد مسلح خود حكمروائى مىكنند. اسماعيل خان در غرب، گل آقا شيرازى در جنوب و عبدالرشيد دوستان در شمال كماكان در مقابل تصميمات كابل قد علم كرده و كار پرزيدنت كارزاى را با مشكلات عديدهاى مواجه مىسازند. وزير امور زنان مىگويد: «اگر ما قانون اساسى خوبى داشته باشيم ولى نتوانيم آنرا به اجرا درآوريم، اين بدان معنى است كه كشور در مسير درستى قرار ندارد.» خانم كاكَر و خانم حقوق مَل كه هر دو از حقوقدانان زن در كابل هستند، به اهميت آنكه زنان افغان بايد به حقوق خود آگاهى يابند و آنچه را كه در قانون مندرج شده طلب كنند، اشاره مىكنند. آنها تأكيد زيادى بر «سواد حقوقى» زن افغان دارند زيرا برآنند كه حتى برخى از زنان تحصيلكرده نيز از حقوق انسانى خود مطلع نيستند. مسعوده جلال با اشتياق زياد از اينكه اولين زن كانديد رياست جمهورى در افغانستان است صحبت مىكند زيرا معتقد است كه بهرحال يكنفر بايد درها را بگشايد. او مىگويد تنها رأى اعتماد 35 زن را از 200 زن شركتكننده در مجلس مؤسسان داشت و برآنست تا در انتخابات آينده نيز خود را كانديد رياست جمهورى كند. دولت پرزيدنت كارزاى مفاد كنوانسيون رفع هرگونه تبعيضى عليه زنان CEDAW را در 7 مارچ 2003 امضاء نموده. از آنجا كه به ترجمه فارسى CEDAW را با خود به كابل برده بودم و آنرا نيز در قسمت مطالعات زنان در دانشگاه تدريس كرده، به دعوت NGOهاى كابل اين فرصت را داشتم كه شايد اولين كارگاه آموزشى بررسى CEDAW را در ماه مه 2003 براى خواهران افغانى برگزار كنم. گرچه زنان و دختران افغانى با تكيه بر همت، پشتكار و اميد به آينده بهتر مىكوشند تا از فرصتهاى كمى كه در اختيار آنها قرار داده شده حداكثر بهره را برگيرند، برخى از دولتمردان نگران آن هستند كه آيا زن افغانى آمادگى تاريخى پذيرش CEDAW و حقوق برابر زن و مرد در كليه شئون اجتماعى، اقتصادى و سياسى را داشته، مردان در مجموعه تضادهاى موجود در افغانستان نگران حفظ مناسبات قدرت بهگونهاى سنتى هستند و اسماعيل خانها در صدد استقرار «جامعه آرمانى» اسلامى. زهره زن افغانى بيوهاى كه مسئوليت خود و 5 فرزند خود را دارد و از طريق نانوائى امرار معاش مىكند، با لبخند مهربانى بر لب، مرا در آغوش مىگيرد و مىگويد: «براى ما بنويسيد تا جهان ديگربار ما را فراموش نكند.»
|