header image
 
روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23
صفحه 24
صفحه 25
صفحه 26
صفحه 27

البته، با رواج یافتن هر شیوه ی تازه ی غزل، انواع قبلی تنها قدری به حاشیه رانده می شوند، نه آنکه کاملاً از صحنه خارج شوند. در کنار غزل سیاسی عصر مشروطه، امّا، علاوه بر آنکه انواع پیشین غزل همچنان به حیات خود ادامه می دهند، نیما هم نم نمک کار خودش را شروع می کند.
سیمینی که ما اکنون به عنوان غزلسرائی برجسته می شناسیم، در واقع از ثمرات تبعی نیما و دوران شعر نیمائی است، و این نکته ای است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کار نیما دوره های گوناگون داشت و هر گروهی از شاعران جوانتر، از دوره ی خاصی از شعر او تأثیر گرفتند، برخی هم مثل خود نیما همه ی آن مراحل را طی کردند، یا با همان ترتیب و یا با ترتیب معکوس. نیما حتا قبل از "افسانه"، که تازه آغازگر دوره ی میانی کار اوست، و از نخستین شعرش که مثنوی "قصه ی رنگِ پریده" است (۱۲۹۹ ش.)، فضا و زبانی نو می آورد: ادامه و تکامل همین فضا و زبان است که سی سال بعد به مثنویهای شاملو در "هوای تازه" می رسد و باز ده سالی پس از شاملو به مثنویهای فوق العاده زیبای فروغ ("عاشقانه" و "مرداب") در "تولدی دیگر".
نخستین کارهای سیمین بهبهانی، از حوالی چهارده سالگی به بعد، غزلهائی متأثر از غزل سیاسی زمان است، و در سالهای بعد هم او نه غزلسرائی را به کنار می گذارد و نه توجه به مضامین اجتماعی را. اما سیمین خیلی زود با گرایش تازه ای که به سرعت در حال گسترش است همراه می شود، یعنی گرایشی که متأثر از دوره ی میانی کار نیما (پس از "افسانه" و قبل از "ققنوس") است. این گرایش بینابینی میان کهنه و نو را گاه، بیشتر به‌خاطر حال و هوا و مضامینش، شاخه‌اى از رمانتيسم در شعر فارسی نامیده اند؛ و در آن بیشتر از قالب "چهارپاره" یا "دوبیتیهای بهم پیوسته" استفاده می شد. سالهای دهه ی سی، که نخستین سالهای شکوفائی شعری سیمین بهبهانی و شهرت یافتن اوست، سالهای جولان و اوج شکوفائی این مکتب هم هست، و طرفداران آن از طرفداران شعر آزاد نیمائی خیلی بیشترند. مضامین و زبان رمانتیک و سانتیمانتال و تلاش برای خلق ترکیبات نو و ابداعی از مشخصات این گرایش است. از انبوه شاعران پیرو این مکتب، تنها چند تنی مانند نادرپور، مشیری و رحمانی برای مدتی طولانیتر به آن وفادار ماندند و دیگران از اواخر دهه ی سی به تدریج از آن گسستند. برخی چون فروغ و کسرائی به سمت شعر آزاد نیمائی رفتند، برخی چون توللی و سایه به سمت شعر سنتی و غزل عقبگرد کردند تا کنار دست رهی معیری و پژمان و حبیب یغمائی و دیگرانی بنشینند که تنها افتخارشان این است که هرگز نیما را جدّی نگرفته اند ــ یا، اگرنه کنار دستشان، بسیار نزدیک به آنها. حالا در اینجا آنچه که در مورد سیمین بهبهانی گفتنی است این است که او، اگرچه به نظر می رسد که مانند توللی و سایه عقبگردی به سمت شعر سنتی و غزل می کند، اما، بر خلاف آنها و خیلیهای دیگر، دست خالی نمی رود، و برخی از دستاوردهای آن گرایش شعری متأثر از دوره ی میانی کار نیما را هم با خود می برد. زبان و بیان و تعابیر نو و متفاوتی که در غزلهای این دوره ی سیمین می بینیم و یعنی در غزلهائی همچون "شراب نور" ("ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا / شراب نور به رگهای شب دوید، بیا") و "یک دامن گل" ("چون درخت فروردین، پر شکوفه شد جانم / دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم") که از زیباترین غزلهای آن سالها محسوب می شوند، اگرچه بیشتر ممکن است تأثیر زبان چهارپاره های توللی را نشان بدهد تا نیما، ولی بطور غیر مستقیم مدیون نیماست که کل آن نهضت چهارپاره سرائی و توجه به زبان و مضامین نو را ممکن کرده بود.
چنانکه پیش از این اشاره شد، نخستین تحول در غزل در دوران معاصر پیدایش زیرگونه ی "غزل سیاسی" بود از حوالی انقلاب مشروطه. پس از آن، دوّمین تحول جدّی در غزل معاصر همین وارد کردن ترکیبها و تعابیر جدید و شیوه ی حسّ و بیان شعر رمانتیک چهارپاره سرایان دهه ی سی در غزل است، و سیمین بهبهانی از پیشتازان این نوآوری و پرتوفیق ترین سراینده ی این شیوه است، اگرچه دیگرانی هم در همین مسیر گام می گذارند. جالب است که تنها غزل باقی مانده از فروغ نیز نزدیک به همین حال و هواهاست.
در پی این تحول دوّم در غزل است که به سوّمین تحول جدّی می رسیم، و در اینجا دیگر سیمین بهبهانی به تنهائی و یکتنه برای متحوّل کردن غزل می کوشد، و تنها پس از آنکه سیمین سالها تردید و بی اعتنائی و حتا طعن و تمسخر دیگران را تحمل کرده و سرانجام با نمونه های درخشانی از غزل این شیوه ی نو را تثبیت کرده است، اندک اندک در میان جوانترها نیز پیروانی پیدا می کند. اما این سوّمین تحول چیست؟
خوشبحتانه سیمین بهبهانی خود، در مصاحبه های بسیار و مقالات و مقدمه و مؤخره ی دفترهای شعرش، به تفصیل درباره ی چگونگی این تحول و لزوم آن سخن گفته است. لزومی به تکرار آن سخنان نیست، و تنها مشخصه های اصلی این تحول را می توان در این دو سه مورد خلاصه کرد:
۱) به کارگیری اوزان جدید برگرفته از کلام عادی و در نتیجه نزدیک به ریتم طبیعی کلام؛
۲) پرداختن به مضامینی که تا کنون در شعر کلاسیک و بویژه غزل جائی نداشته اند و تصور می رفته که تنها در شعر نو و در قالبهای آزاد می توان به آنها پرداخت؛
۳) در بسیاری موارد، دادن ساختاری متفاوت به غزل با تصویرپردازیها و شخصیت پردازیهائی داستانگونه که باز هم در شعر آزاد قابل تصور است، اما در قالب غزل که سنتاً سطرهایش مستقل از یکدیگر بوده اند تا قبل از آن سابقه نداشته است. (این نکته ی اخیر را به یاد ندارم که خانم بهبهانی خود توضیح داده باشند.)
پس، خلاصه ی این سه مورد می شود: اوزان جدید، مضامین جدید، و ساختار بیانی جدید در غزل.
در اینجا می خواهم برخی از اندیشه های خودم را درباره ی این آخرین مرحله از تجربیات و نوآوریهای سیمین بهبهانی بگویم.
قبل از همه، باید بگویم که با تحول همه جانبه ی غزل به همت سیمین، و آفرینش غزلهائی که نه در شعر بودن آنها می توان تردید کرد و نه در نو بودنشان، آن دعواهای قدیمی "کهنه و نو" در شعر دیگر باید به بایگانی سپرده شود؛ کمااینکه همین حالا هم دیگر برخی مخالفانِ متعصبِ هرگونه توجه به قوالب کهن، با شرمندگی و درماندگی اعتراف می کنند که نمی دانند با مقوله ی سیمین بهبهانی چه کنند. ما البته در شعر، "نو" و "کهنه" داریم، ولی اشکال تئوریهای آن متعصبان، که خودشان هم اغلب به آن وقوف ندارند، این است که تفکیک میان "کهنه و نو" نمی تواند بر اساس ظواهر و شکل بیرونی و قالب و وزن باشد.

درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.