|
دگردیسی مبانی سیاست و روشنفکران سیاسی در ایران
|
|
|
مهرداد مشایخی
|
|
صفحه 6 از 6 3 ـ چپ انقلابي (سكولار و اسلام گرا) به حاشيه سياست ايران رانده شده و عملاً فاقد ظرفيت اثرگذاري محسوس بر روند تغييرات جامعه است. در مقابل گرايش هاي سياسي معتدل (وابسته به طبقه متوسط و نيروهاي جامعه مدني) تقويت شده، در اشكال اصلاح طلب و جمهوري خواه، و همچنين در هيئت نيروهاي متشكل غير طبقاتي همچون زنان، جوانان، دانشجويان، و اقليت هاي قومي مؤثرترين نيروهاي سياسي مخالف حاكميت اقتدارگرايان را تشكيل مي دهند. اگر چپ انقلابي به حاشيه رانده شده، اما هسته تفكر انتقادي و سازنده چپ در عرصه هاي تازه اي نظير تشكل هاي فمينيستي، طرفداري از محيط زيست و روزنامه نگاري خود را متجلي ساخته است. 4 ـ راست مدرن ايران نيز در مقياسي به مراتب كوچك تر از نيروهاي طيف مياني سر و ساماني به خود داده است. بخش دين گراي «راست مدرن» در قامت حزب كارگزاران سازندگي و نهضت آزادي و بخش سكولار آن در وجود حزب مشروطه جلوه گر مي شود. اگر از سماجت اين حزب در مورد «نظام پادشاهي» بگذريم، در ساير مسائل گام هائي به سوي تشكيل يك حزب راست مدرن برداشته است و از شماري از «چپ هاي سابق» نيز تغذيه كرده است. بدين ترتيب، روشنفكري سياسي ايران كه زماني با گفتار چپ هويت مي يافت امروز از گونه گوني بيشتري برخوردار شده و مركز ثقل آن به ميانه انتقال يافته است. 5 ـ الگوي تغييرات ضربتي و متكي بر خشونت بتدريج جاي خود را به الگوهاي اصلاحي، «اصقلابي» (اصلاحات – انقلاب) و مسالمت آميز داده اند. در راهبرد جديد، اگرچه، برقراري ديالوگ و مذاكره با همه نيروها، از جمله با اقتدارگرايان يكي از ابزارهاي گذار دموكراتيك است ولي مهمتر از آن سازماندهي نيروهاي جامعه مدني و اعمال فشار براي عقب نشاندن نيروهاي ضد مردم سالاري است. اگر نيك بنگريم مجموعه چنين تحولاتي در گفتمان غالب و فرهنگ سياسي نيروهاي مخالف خود نوعي انقلاب فرهنگي است و بسيار اميد برانگيز. در عين حال، نبايد از واقع بيني احتراز كنيم. مشكلات حل نشده فرهنگي هنوز فراوانند. گسترش فقر و نوميدي و بي هنجاري در ميان عامه مردم، بخصوص جوانان ميتواند رجعت به مباني فكري كهن (منجي گرائي، فرقه گرائي، خشونت طلبي، تفكر توطئه محور، سياست گريزي) را تسهيل نمايند. عدم انعطاف حاكميت و پاي فشاري آن بر شيوه هاي سركوب نيز مي تواند جامعه را به همان نتايج رهنمون شود. اين رويكرد نظام به سوي سركوب اما آيا بدان معني نيست كه اقتدارگرايان مبارزه فرهنگي را مدتهاست باخته اند؟ و در خاتمه، عليرغم شكست پروژه اصلاح طلبي حكومتي، گفتمان اصلاح طلبي، به معني حركت مرحله به مرحله و مسالمت آميز آن هنوز جايگاه مهمي در افكار عمومي در اختيار دارد. اما برخلاف سال هاي پيش كه اين گفتمان خود، به تنهايي، فرادستي كامل داشت امروز چنين به نظر مي رسد كه تنها در ادغام با مفاهيم و ارزش هاي ديگر، دموكراسي، جمهوري خواهي و عرفي گرائي به شكل گيري گفتمان پايدار و وسيع تري بيانجامد. پي نوشت ها 1 ـ در زمينه غلبه گفتمان هاي بومي گرايانه در ايران پيش از انقلاب به اثر پر ارزش مهرزاد بروجردي ر. ك: Boroujerdi Mehrzad (1996), Iranian Intellectuals and the West. Syracure University Press. 2 ـ نوشته تحقيقي ارزش مندي پيرامون پوپوليسم و نقش آن در تفكر مائو در كتاب زير موجود است: Meisner Maurice (1982), Marxism, Maoism and Utopianism, University of Wisxonsin Press. 3 ـ در كتاب زير اشارات فراواني به سال 1368 به عنوان يك نقطه عطف در تغيير ارزش ها در ايران پس از انقلاب شده است: فرامرز رفيع پور (1377)، توسعه و تضاد، تهران، شركت انتشار. 4 ـ به مقاله زير ر. ك. Sadri Ahmad (2001), “The Varieties of Religious Reform,” International Journal of Politics, Culture and Society. Vol. 15,NO.2. 5 ـ در مقاله اي درباره جنبش دانشجوئي ايران به شرايط جامعه شناختي ظهور اصلاح طلبي اشاره كرده ام: Mashayekhi Mehrdad (1991), “The Revival of the Student Movement in Post Revolutionary Iran” International Journal of Politice, Culture, and Soiety. Vol. 15,NO2 معادل فارسي همين مقاله را مي توان در سايت اينترنتي «ايران امروز» (آرشيو) يافت. 6 ـ درباره نقش روشنفكران و مطبوعات در واقعه خرداد 1376 به نوشته زير ر. ك. به: عبدالعلي رضايي (ويراستار)، (1377)، تحليل هائي جامعه شناسانه از واقعه دوم خرداد، تهران، انتشارات طرح نو. 7 ـ براي دستيابي به اطلاعات جالب توجهي درباره مباحثات دروني اصلاح طلبان درباره مطبوعات به دو اثر زير رجوع نمائيد: Abdo Genieve and Johnathan Lyons (2003), Answering only to God Henry Holt and Company
8 – Yaghmaian Behzad (2002), Social Change in Iran, State University of New York. 9 ـ رجوع كنيد به: مهرداد مشايخي، (1382)، موج سوم و الگوهاي گذار به دموكراسي در سايت اينترنتي «ايران امروز» (آرشيو). 10 ـ براي آشنائي با مفهوم Refolution به نوشته زير ر. ك. : Garton – Ash Timothy (1990), The Magic Lentern: The Revolution of 89 Witnessed in…….., Random House. 11 ـ به نوشته هاي آقايان علوي تبار، حجاريان، جلائي پور و گنجي در يك سال اخير رجوع شود. 12 ـ بحثي درباره نمايندگان سياسي اين ديدگاه در ايران را مي توان در نوشته زير يافت: محمد قوچاني، (1379)، يقه سفيدها، انتشارات نقش و نگار، ص ص 55 ـ 54. 13 ـ در اين زمينه به نوشته ر. ك. : محمد قوچاني، (1379)، پدرخوانده و چپ هاي جوان، انتشارات ني، فصل 4 و فصل 12.
|