header image
 
روند جهاني شدن و شبكه هاي سراسري زنان چاپ
فهيمه فرسايي   

اولين نشست بين المللي زنان در رابطه با روند جهاني شدن كه در چارچوب كنفرانس جهاني سازمان ملل تدارك ديده شده بود، در سپتامبر1995 به مدت ده روز در چين بر پا شد. در حالي كه نمايندگان رسمي و هيات هاي دولتي در پكن مشغول تعيين يك خط مشي سياسي كلي در باره مسائل زنان بودند، گروه هاي زنان وابسته به سازمان هاي غير انتفاعي در 60 كيلومتري پكن در دهكده اي به نامHuairou  دستور جلسه مستقل خود را پياده مي كردند كه عبارت بود از بررسيي جنبش ميارزاتي زنان از ديدگاه فمينيستي و تشكيلات سياسي زنان در پرتو روند جهاني شدن.
اين طور كه از گزارشات مطبوعات و زنان شركت كننده در اين مجمع از جمله دكتر كريستا ويشترريش بر مي آيد، هيچ فيلم رنگي اي نمي تواند تنوع و رنگارنگي شركت كنندگان و خواست ها و ديدگاه هاي آن ها را در اين نشست نشان دهد. در اين جلسات  از گروه هاي خودياري محلي گرفته تا اتحاديه هاي بين المللي اقتصادي شركت داشتند و نظرات خاص خود را مطرح كردند:Women' s World Banking   در كنار زنان كانادايي حاميان زندگي كه مخالف سقط جنين هستند، شوراي زنان vis-a-vis  از آلمان، بيوه زنان كويتي اي كه در اثر تجاوز جنگي عراق به كويت همسران خود را از دست داده اند، تشكيلات Brahma Kumaris ، هم جنس گرايان زن آمريكاي لاتين و دهقانان زن هندي نيز از جمله گروه هايي بودند كه به جلسات رنگارنگي خاصي مي بخشيدند . به اين ترتيب در اين كنفرانس جهاني طيف گسترده اي از زناني كه خود مستقيما هدف اعمال سياست هاي دولتي بودند و يا منافع آنان را نمايندگي مي كردند، حضور داشتند.
براي اولين بار در اين نشست جهاني تعداد زيادي از فرقه هاي مسيحي، مخالفان سقط جنين، زنان ايراني موافق رژيم ولايت فقيه  و گروه هاي اسلامي مقيم آمريكا و بريتانيا نيز شركت كردند و پرچم مخالفت با برداشت هاي غربي و ليبرالي از آزادي زنان را برافراشتند و به “سود خانواده، نظم پدرسالاري به عنوان يك نظم اخلاقي نجات دهنده در اين دنياي از دست رفته“ تبليغ كردند. اكثر شركت كنندگان در هوآيرو، اين جريان محافظه كارانه مذهبي/سياسي را خطري بزرگ براي جنبش زنان و دست آوردهاي آن ارزيابي كردند. خطري كه بايد با آن مبارزه كرد.
بجز اين مورد، همه شركت كنندگان بر اين نكته كه در جنبش جهاني زنان تفاوت هايي وجود دارد، به توافق رسيدند. علاوه بر آن طرح هاي گوناگون و متضاد ، بدون آن كه مورد بحث قرار بگيرند، در كنار هم مطرح شدند. تنها در چند مورد به اختلاف نظرها پرداخته شد. قطب بندي هاي شمال/جنوبي ديگر در دستور روز قرار نداشت. بحث ها و گفتگو ها پيرامون مسائلي فرا مرزي مي گشت.  موضوع ها و عناوين بيشتر از جانب زنان كشورهاي جنوبي انتخاب و مطرح مي شدند. تحليل ها و نقطه نظرات آنان بود كه به آن جمع جهاني روح و تازگي مي بخشيد. زنان كشورهاي شمالي بيشتر شنونده  بودند و تمايل داشتند از تجربيات زنان جنوبي بياموزند.
در بحث هاي هوآيرو كسي براي داشتن موضع واحد و شيوه عمل مشترك تبليغ نكرد. اين موضوع كه هميشه در كنفرانس هاي ملي و چند مليتي بر آن پا فشاري مي شد، جاي خود را به بررسي تفاوت ها در عمل سياسي زنان داده بود. به اين ترتيب جاي تعجب نبود كه نه حرفي از جبهه واحد سياست زنان به ميان آمد و نه از فمينيسم جهاني. زنان آفريقاي جنوبي در حالي كه با ادعاي تسلط غربي مرزبندي مي كردند،  به عنوان مثال از قمينيسم خاص خود، يعني از جنسيت گرايي اي كه خواست هاي محلي و روزمره آنان را برآورده كند، حرف زدند. زنان اروپاي شرقي ابراز داشتند كه جنسيت گرايي غربي برايشان الهام بخش بوده، ولي آن ها نمي توانند با جنبه هاي دگماتيك، خود مركز بين و آمريكازده آن كنار بيايند.
فضاي بحث ها از تلاش براي يافتن تفاهم و جستجوي تجربيات مشترك آكنده بود. موضوع هايي مثل روند جهاني شدن و حقوق بشر نقطه عطف هايي بودند كه گروه هاي مختلف با مواضع سياسي متفاوت را به هم نزديك مي كردند. بر همين اساس اتحاديه ها و شبكه هاي سراسري شكل گرفت. قرار شد گسترش آتي اين نهادها  از راه  تارنما  و پست الكتريكي پس از پايان اين كنگره جهاني پي گيري شود. به اين ترتيب   صرف حضور تشكل هاي زنانه در هوآيرو خود انعكاسي از روند جهاني شدن بود: حركتي بين دو قطب جهاني شدن و محلي ماندن، به اتحاديه اي سراسري تبديل شدن و با اين حال مستقل عمل كردن.
اين شكل جديد مبارزه، جنبش زنان را وارد مر حله جديدي از فعاليت هاي خود كرد. يعد از هوآيرو زنان خيابان را به عنوان عرصه مبارزه و  سازمان دهي ترك كردند و به شكل گيري در سازمان هاي غير انتفاعي روي آوردند. اين حركت را در ساير جنبش هاي اجتماعي نيز مثل جنبش حمايت از محيط زيست مي بينيم. سراسري شدن چنين تشكيلات ملي اي كه مبارزه خود را پيرامون موضوعي خاص متمركز مي سازد، در حال حاضر به ساختار مسلط جنبش جهاني زنان تبديل شده است.
سنت تشكل هاي بين المللي زنان به دو قرن پيش بر مي گردد. ولي آن ها عمدتا سازمان هاي مذهبي، شغلي و يا اتحاديه هاي كارگري بودند. پس از اولين كنفرانس جهاني زنان در مكزيك، شبكه هاي سراسري بين تشكل هايي كه از نظر موضوعي فعاليت مشترك داشتند، شكل گرفت. به ويژه، بخش گروه هاي غيرانتفاعي در سومين كنفرانس جهاني زنان در نايروبي در 1985 به عنوان مركز تبلور جنبش بين المللي زنان كه در حال شكل گيري بود، ارزيابي شد. اين كنفرانس از دو جهت اهميت ويژه داشت. اول از آن رو كه دعواي خواهرانه بين زنان شمال و جنوب بر سر تفاوت هاي موضوعي و محتوايي ـ در شمال زنان بيشتر به سياست هاي جنسي و اعمال زور از جانب مردان مي پرداختند و در جنوب بيشتر مساله فقز و امپرياليسم مطرح بودـ كنار گذاشته شد و جاي آن را تفاهم و همبستگي گرفت. در نتيجه تشكيلات DAWA كه اتحاديه اي از پژوهش گران و فعالين جنيش هاي زنان در كشورهاي جنوب بود، به عنوان سازمان سياسي پيشرويي شناخته شد. دوم اين كه روي موضوعات به اصطلاح زنانه مثل تجارت با زنان يا مرگ مادران، بيشتر مكث شد و از آن پس به مسائل سياسي ـ اقتصادي جهاني مثل مسلح شدن برخي كشورها به سلاح هاي اتمي و هم چنين فزوني فقر در جهان نيز پرداخته شد. هر دوي اين وجوه، به عنوان زمينه اي براي اعمال سياست بين اللملي از پايين مورد ارزيابي قرار گرفتند.
از زماني كه سازمان ملل، پس از پايان دوره  دو قطبي بودن جهان، بين سال هاي 1992 و 1996 كنفرانس هاي عظيم بين المللي برپا كرد، تا دولت ها طرح جديد نظم جهاني را بريزند، براي نيروهاي اجتماعي نيز فرصتي پيش آمد تا به اصطلاح “جهاني فكر  و جهاني عمل كنند.“ از اين رو نيروهاي اجتماعي و دولت ها  نيز، پس از صاحبان سرمايه بر آن شدند تا ارتباطات جهاني خود را گسترش دهند.  در اين روند زنان اتحاد جماهير شوروي سابق، پس از پروسترويكا و زنان آفريقايي پس از فروپاشي حكومت تبعيض نژادي و زنان برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين كه از زير سلطه ديكتاتورها بيرون آمده بودند، نيز شركت كردند.
در كشورهاي صنعتي پس از اين كه جنبش زنان به اين نتيجه رسيد كه امكان اعمال نفوذ بر سياست از طريق اعتراضات عمومي، كارزارهاي تبليغاتي و پروژه هاي زنان چندان گسترده نيست، نياز مشاركت در قدرت سياسي حاكم قوت گرفت. به مرور كار توده اي به عنوان شكلي جنبي ارزيابي شد و حركت از سياست توده اي به سوي نهادهاي سياسي حاكم به عنوان مارش از حول وحوش قدرت به سوي مركز آن در دستور روز قرار گرفت.
كنفرانس هاي بين المللي سازمان ملل از اجلاس جهاني ريو دو ژانيرو تا تجمع بين المللي در استانبول امكان مشاركت در سطح جهاني  و دموكراتيزه كردن سياست هاي چند مليتي را فراهم كرد. هم زمان زنان اميدوار بودند كه كم كم از طريق طرح  خواست هاي خود و تاثير بر تعيين موضوع هاي گوناگون شش كنفرانس جهاني، به ابزارهاي قدرت دست بيابند.  هدف جنبش زنان از شركت در مذاكرات چند مليتي تنها اين نبود كه  “مسائل زنان“ و حق تساوي آنان را به رسميت بشناسانند، بلكه اين بود كه در شكل بخشي به سياست و اقتصاد جهاني از نظر ساختاري نيز شركت كنند. به اين ترتيب زنان مسئله قدرت در سياست را به گونه اي نو مطرح كردند.
روزي كه جنبش زنان، سياست جهاني جديد خود را تعيين و مطرح كرد، روزي بود كه WEDO  ، Women' s Enviroment  در سال 1991 در and Development Organisation كنگره زنان ميامي، قطعنامه مشترك موضع گيري در كنفرانس ريو را براي شركت در اجلاس عالي جهاني Erdgipfel  به تصويب رساند. نام اين سازمان خود نشان دهنده برنامه آن است: We do  قطعنامه اين كنفرانس، شكل جديد تشكيلاتي آن را تعيين مي كرد: ايجاد يك شبكه سراسري جهاني كه دفترش به خاطر نزديكي به سازمان ملل مي بايست در نيويورك مستقر شود. كارمندان اين دفتر اغلب از بين زنان جوان مهاجري كه در آمريكا زندگي مي كنند، انتخاب مي شوند و در واقع به عنوان پلي بين شمال و جنوب عمل مي كنند. فرهنگ سياسي اين تشكيلات متاثر از فرهنگ آمريكايي است كه به ويژه روي جلب توجه رسانه هاي ارتباط گروهي  تاكيد مي كند و اغلب برخوردي خوش بينانه با مسائل دارد.  پايه گزار اين تشكيلات نماينده سابق حزب دموكرات مجلس آمريكا  Bella Abzug  بلا ابزوگ است كه براساس تجريه سال هاي طولاني مبارزه  خود عليه موانع نهادي شده قدرت، معروف ترين زنان جهان را در صحنه هاي بين المللي حمايت از محيط زيست وفعالان كشورهاي در حال توسعه براي همكاري به هيئت اجرايي اين تشكيلات فراخواند. از جامعه شناس هندي واندانا شيوا گرفته تا  وانگاري ماتايي كه در جنبش حفظ محيط زيست كنيا فعال است تا  تايس كورال برازيلي كه  براي احقاق حقوق زنان فعاليت مي كند، به اين فراخوان پاسخ گفتند.
 Centre for Global Leadership  در نيوجرسي يكي از تشكيلات مشابه اين سازمان است كه كار تدارك كنفرانس جهاني حقوق بشر را در وين از نظر محتوايي و مضموني هماهنگ كرد. International Women' s Health Coalition  در واشنگتن كه در قاهره  تدارك كنفرانس جمعيت را پيش از برگزاري آن ديد، نيز به اين گروه از تشكيلات جهاني زنان تعلق دارند.
مسائل زنان را مطرح كردن، به بحث ها و گفتگو ها شفافيت بخشيدن، از مسئولين و سياستمداران توضيح خواستن و مهم تر از همه اين ها مشاركت كردن ـ اين استراتژي اي بود كه زنان اين تشكيلات به طور هماهنگ در تمام كنفرانس هاي جهاني پياده كردند.  Noeleen Heyzer  رئيس بنياد زنان سازمان ملل  UNIFEM  كار WEDO  را با اين جملات تحسين مي كند. “ WEDO  به ما آموخت كاكوس يعني چه، رابطه برقرار كنيم و نترسيم.“ در اين ميان WEDO  موفق شده از طريق اينترنت ( تارنما)  خود را به عنوان مركز اصلي ارتباط جهاني زنان پيرامون كنفرانس هاي سازمان ملل بشناساند. زناني كه در اين سازمان كار مي كنند، مجهز به رايانه هاي سيار و تلفن دستي با جت به اين و آن كشور مسافرت مي كنند تا  در اين و آن اجلاس شركت كنند و پيشنهادهاي خاص خود را در رابطه با موضوع كنفرانس كه پيشتر روي كلمه به كلمه آن بحث كرده بودند، ارائه دهند.
كنفرانس ريو در سال 1992 آزمايشي براي پياده كردن اين سياست و هم زمان با آن يك موفقيت بود. زنان WEDO  توانستند موضوعات مربوط به وضعيت زنان را در دستور روز جلسات قراردهند و خواست هاي خود را در قطعنامه اين كنفرانس كه به  آگندا 21 معروف شد، بگنجانند. زنان وابسته به سازمان هاي غير انتفاعي نه تنها در صحنه سياسي سازمان ملل حاضر بودند، بلكه فرهنگ خاص خود را در برگزاري كنفرانس پياده كردند. فعالين سازمان هاي زنان در ريو و هم چنين در كنفرانس حقوق بشر در وين، فعاليت عمده خود را در زمينه اجراي “ سياست از پائين “ بر اساس شيوه Lobbying  يعني برقراري ارتباط با نمايندگان رسمي شركت كننده ، حساس كردنشان نسبت به مسائل زنان و جلب نظر و آرا، آنان استوار كردند با اين هدف كه  نتايج اين اقدامات در قطعنامه پاياني كنفرانس منعكس شود. ولي بعد از چند دوره معلوم شد كه ثبت خواست ها و نيازهاي زنان در قطعنامه هاي پاياني اين و آن كنفرانس نمي تواند جلوي بيماري سياسي فراموشي كارمندان اداره هايي كه در محل مي بايست تصميمات كنفرانس را به مرحله اجرا در آورند، بگيرد. از اين رو نتيجه گرفته شد كه تاثير گزاري بر مذاكرات و بر فرمول بندي هاي مواد قطع نامه هايي كه بايد زماني پياده شوند، تازه اولين قدم در راه اجراي آن هاست كه بدون اعمال فشار سياسي در محل تقريبا امكان پذير نيست.
شيوه عمل سياسي “اعمال نفوذ بر كنفرانس ها“ در چهار مرحله انجام مي شد. ابتدا در مورد  وضعيت زنان در محل و درباره سياست حاكم در سطح ملي تحقيق به عمل مي آمد. بر اساس اين بررسي ها، خواست ها و نيازهاي زنان مشخص مي شد. در مرحله دوم كنفرانس هاي قاره اي به آن خواست ها  جنبه عمومي مي بخشيدند و پيشنهادهاي عملي ارائه مي دادند. سپس كنفرانس هاي سازمان ملل، اين نيازهاي ملي و قاره اي را  هماهنگ مي كردند و به صورت تصميمات قابل اجرا در مي آوردند. سرانجام در مرحله چهارم، در سطح ملي دولت ها را تحت فشار قرار مي داد تا تصميمات قطعنامه ها را به مرحله اجرا در آورند. التبه از نظر حقوقي مواد اين قطعنامه ها براي كشورهاي شركت كننده لازم الاجرا نيستند، ولي دولت ها به خاطر احترام به خواست هاي نيروهاي پيشرو جامعه تن به پياده كردن آن ها مي دهند.
اميد به اين كه اين شيوه عمل سياسي براي زنان سراسر جهان نتايج مطلوبي به بار آورد، در كنفرانس بين المللي قاهره كه در باره مسائل افرايش جمعيت و پي آمدهاي آن بود، نقش بر آب شد. چون نيروهاي محافظه كار اغلب كشورها كه در اين فاصله سازمان يافته بودند، ار طريق اعمال سياست Backlash يا ضربه برگشت در مقابل فعاليت هاي سازمان هاي غير انتفاعي قد علم كردند. در اين كنفرانس تمام تلاش فعالين سازمان هاي غير انتفاعي بر اين نكته متمركز بود كه نتايجي كه تا پيش از اين كنفرانس بدست آمده بود، بي ثمر نشود.
در مورد حق شركت سازمان هاي غير انتفاعي در مذاكرات وضعيتي پيش آمده بود كه كريستا ريشتر ريش به آن تانگو با هيئت هاي رسمي دولتي نام داده است: يك قدم جلو، يك قدم عقب، به هم نزديك شدن و از هم فاصله گرفتن. البته نمايندگان سازمان هاي غير انتقاعي به جلسات هيئت هاي مذاكره راه يافتند ولي اجازه شركت در گروه هاي  تصميم گيري به آن ها داده نشد. يعني نمايندگان سازمان ملل و دولت ها به مسائل مطرح شده از جانب فعالين سازمان هاي غير انتفاعي پرداختند، ولي در مراحل تصميم گيري آن ها را ناديده گرفتند. به اين ترتيب تصوري  كه در كنگره ميامي با اين هدف كه به سياست جهاني بايد سمت و سويي ديگر داد، شكل گرفته بود، با شكست مواجهه شد.
در طول كنفرانس ها زناني كه در WEDO كار مي كردند، حرفه اي بودن، داشتن استقلال فكري و قدرت استدلالي خود را به ثبوت رساندند. اين حرفه اي بودن در جنبش زنان تيپ جديدي از فعالان سياسي را بوجود آورد. يعني قشري از لابي ايست ها ي چند مليتي و چند فرهنگي كه از نظر تسلط بر موضوع بسيار كارآمد، از نظر اتخاذ شيوه عمل  بسيار ورزيده و از نظر سخن وري بسيار ماهر بودند، حقوق هاي سطح بالا مي گرفتند و تمام مخارج سفرشان از سوي تشكيلات پرداخت مي شد.  آن ها دائم در حال سفر به دور دنيا بودند تا در اين و آن كنفرانس،  منافع زنان را با اعتماد به نفس تمام مطرح و از آنان دفاع كنند.
اين امر سرانجام به ابجاد نوعي سلسله مراتب بين گروه رهبري  كه از لابي ايست هاي حرفه اي تشكيل مي شد، يعني از فعاليني  كه اين كار را به عنوان شغل انجام مي دادند و اعضاء عادي سازمان هاي غير انتفاعي كه در محل و در“ سطح پائين“ فعاليت مي كردند، منجر شد. در پكن اين لابي ايست هاي جهاني، شبكه سراسري اي به نام اكواي پو Equipo  تشكيل دادند. سازمان هاي غير انتفاعي اي كه از نظر ساختاري و مالي ضعيف تر بودند، نتوانستند اين سلسله مراتب را تحمل كنند. در صدر اين جنبش زنان كه در سطح جهاني عمل مي كنند، سازمان آمريكايي BINGOs (Big NGOs) wie WEDO.

موقعيت كنوني جنبش بين المللي زنان
جنبش بين المللي زنان اكنون در مرحله اي است كه بايد از خود بپرسد، آيا با وجود تعداد بي شمار نشست هاي جهاني، زحمت شركت در آن ها به نتايج به دست آمده اش مي ارزد يا نه و آيا  شكل اعمال نفوذ لابي ايستي در سطح بين المللي بايد پي گرفته شود يا نه؟ جنبش جهاني زنان تا به حال در دو عرصه فعاليت مي كرده: در راهروهاي سازمان ملل و دراينترنت (تارنما). در كنفرانس نيويورك كه نتايج كنفرانس ريو را در سال 1997 بررسي مي كرد، تفاوت عظيمي بين آنچه در سالن هاي كنفرانس به تصويب رسيده بود و آنچه در سطح محلي به مرحله اجرا در آمده بود، ديده مي شد. از آن گذشته لابي ايست هاي جنبش هاي جهاني زنان همان اندازه از شركت در كنفرانس هاي بين المللي خسته هستند كه نمايندگان هيئت هاي رسمي دولتي.  به علاوه جنبش زنان در اين روند آموخت كه “برقراري ارتباط“ با سياستمداران جهاني حتي در عصر “جهاني شدن“ تنها يكي از اشكال سياسي ممكن براي مبارزه است و نه موثرترين و تنها شكل آن.
با وجود اين هرچه بازار جهاني شده گسترده تر و فشرده تر مي شود، هر چه اقتدار صاحبان كار و سرمايه و سازمان هاي جهاني پول و اقتصاد بيشتر و بيشتر مي گردد، به همان نسبت نيز طرح ريزي برنامه و مبارزه فمينيستي دشوارتر بنظر مي رسد و احساس ناتواني و به بن بست رسيدن شديدتر خود را نشان مي دهد. با اين حال بسياري از گروه هاي زنان هم چنان برآنند كه طلسم اين حكم را كه براي بازار جهاني شده، آلترناتيو يا راه ديگري  وجود ندارد، بايد شكست.

* در نگارش اين مقاله از اخبار روزنامه ها، متن سخنراني هاي پرفسور ماريا ميس و دكتر كريستا ويشتر ريش در كنفرانس هاي گوناگون استفاده شده است.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.