header image
 
چرا آب از آب تکان نمی خورد چاپ
نجمه موسوي   

بر این پهنه در گذریم. پا بر زمین نهاده‌ایم و چندی را قرار بر این است که بر صحنه‌اش نقشی زنیم و ترکش کنیم. ابتدا این سناریویی است که پیش روی خود می‌گذاریم. ساده می نماید، چرا که پهنه‌ی گیتی سخت وسیع می‌نماید و ما سخت کوچک. پس با خود می‌گوییم که نه جای کسی را تنگ می‌کنیم و نه رزق دیگری را ناچاریم از دهانش برباییم. که در کودکی شنیده‌ایم «‌هر کس با روزی‌اش به دنیا می‌آید».
اما کوتاه زمانی نمی‌گذرد که از این خیال باطل به درآییم و زندگی روی دیگرش را به ما بنمایاند‌، و ما را چون تماشاگری بی ابزار در کنار جاده به حال خود برهاند.  جمعی این تقدیر را می‌پذیرند و عده‌ای در تلاشی سخت، برآنند که نقش خود پررنگ‌تر کنند و همواره با چنگ و دندان از موجودیت خود به عنوان «انسان» بر اين خاک دفاع کنند. که کاری است کارستان.
برای درک خود و جهان پیرامون است که گاهی دستی بر قلم می برم. نه آن که حقیقتی را برملا کنم، بل سؤالی که مغزم را می‌خورد با جمعی در میان گذارم. در پی یافتن پاسخ به پرسش‌هایی که هر روز زیادتر می‌شوند، گاه می‌خوانم، و گاه به دیدن فیلمی می روم، بر آستان نمایشگاهی مکث می کنم، به شنیدن سخنان دیگری همت می‌کنم، و این ها همه برای بیشتر فهمیدنِ این موجود دو پای پر ذکاوت و ویرانگر است که نامش انسان است.
ادگار مورن جامعه شناس فرانسوی می‌گوید: «در عصر اطلاعات، ما را چنان با اطلاعات و اخبار گوناگون مشغول کرده‌اند که در آنها غرق می‌شویم و هنر است اگر قادر باشیم این اطلاعات را از هم جدا کرده ، تجزیه و سپس تحلیل کنیم.»
 می‌خواهم از این همه خبر فاصله بگیرم. می‌خواهم در دام تلویزیون و مطبوعات نیفتم. می‌خواهم هنر کنم و ببینم خود چگونه می‌اندیشم، اما باز مورن می‌گوید : « حتا خواسته های ما متأثر از پیرامونمان است.» این را امروز نفهمیده‌ام، کشف تازه‌ای هم نکرده‌ام اما ناگزیری انسان امروزی از این همه دام است که وحشت‌زده‌ام می‌کند. این که مجریان اخبارند که به ما دیکته می‌کنند از حوادثی که در فلسطین در جریان است زیاد متاثر نشویم؛ چون خبرش را در یک سکانس کوتاه و با لحنی بسیار عادی می‌دهند. و
اخبارگو چنان سرشار از آشفتگی و تأسف است که باید سنگ بود تا متاثر نشد.
اورتگا می گوید: «نمی‌دانیم چه حادثه‌ای در حال وقوع است و این درست همان حادثه‌ای است که درحال وقوع می باشد.» و من کوششم بر این است تا بفهمم چه حادثه‌ای در ابتدای قرن بیست و یکم در حال وقوع است. نمی دانم که با دانستنم از وقوع آن جلوگیری می‌کنم  یا نه، اما یک چیز حتمی است و آن  ذوب شدن در جمع را کمی به تعویق انداختن است.
جایزه‌ی صلح به زنی اهدا می‌شود. می خواهم خوشحال باشم‌، با این زن هم ملیت‌ام. او را می‌شناسم. کشورش را می شناسم. رژیمی را که با آن مبارزه می‌کند، می شناسم. همین رژیم است که جوانی و همسرم را از من دزدیده است. اما پیام تبریک رییس جمهور همین رژیم را از رادیو فرانسه می شنوم. نمی فهمم. نه این که فرانسه خوب ندانم. نه. معنی فارسی آن را، معنی ایرانی‌اش را نمی فهمم. معنی جهانی اهداء این جایزه، این است که رژیم مزبور عقب مانده و ارتجاعی است. در این رژیم حقوق بشر پایمال می‌شود. معنی جهانی این جایزه یعنی که در این کشور، رژیم بر سر قدرت چنان جنایتکار است که مبارزه‌ی قانونی در آن نیز شایسته‌ی جایزه و تشویق می باشد . اما معنی ایرانی و اسلامی این جایزه را نمی فهمم وقتی رییس جمهور همین جمهوری برای برنده‌ی جایزه پیام می‌دهد و کارگزاران همین رژیم به استقبال برنده می روند.

باز می‌خوانم تا بفهمم.
هایدگر می گوید: منشأ و ریشه، پشت سر ما نیست بل که مقابل ماست. «انسان شدن»، این همان ریشه و اصلی است که باید به آن برسیم. باید «انسان» بشویم. می‌گویم پس باید یک نگاه به گذشته داشت و نگاهی به آینده تا حال را بهتر دریافت. پس می‌بینم که ترجمان گذشته دائم در تغییر است. هم چنان که حال، پیش می رود، معنیِ گذشته نیز تغییر می‌کند. دیوار برلن فرو می ریزد، روسیه‌ی شوروی از هم می پاشد، گذشته دوباره بررسی می‌شود. خمینی به قدرت می رسد، می‌کشد، جنگی خانمان‌سوز به راه می‌اندازد. اعدام می‌کند و خود می‌میرد و مقدس می‌شود. برایش گنبد و بارگاه می‌سازند. پس می‌گویم ؛گذشته باید بررسی شود. معنی گنبد و بارگاه های دیگر نیز باید معلوم تر شود.
پازولینی در فیلمی در سال 1960 به نام «‌انجیل به روایت  سنت متیو،» داستان تولد مسیح و ادعای پیغمبری‌اش را به نمایش درمیآورد. این فیلم برنده‌ی چندین جایزه از مؤسسات مختلف از جمله مؤسسات مذهبی می‌شود. امروز در سال 2003 این فیلم به روی صحنه می‌آید و تماشاچی‌ای برای  فهم بیشتر جهان به دیدن این فیلم نیز می‌رود. شباهت بسیاری میان مسیح و تمام انتگریست های امروزی می بیند. و باز در کار خود درمانده‌تر می‌شود. از مسیح می‌خواهند به دیدار مادر و برادرهایش که به ملاقات او مشتاقند برود، پاسخ می‌دهد : «‌هر آن کس که خدای مرا می پذیرد، مادر و برادر من است.» چند روز پیش در رپرتاژی مبارزه‌ی مادر تروریست عرب اصلِ محبوس در زندان های امریکا را در تلویزیون دیدم. مادر از فرانسه با زحمت بسیار به آمریکا می‌رود و بعد از حل مشکلات بسیار با مقامات آمریکایی، اجازه‌ی ملاقات پسرش را از آنها می‌گیرد. ولی فرزندش با این دیدار موافقت نمی‌کند، چرا که نمی‌خواهد سخنان کسی که به اسلام اعتقاد صد در صد ندارد را بشنود. مجاهدین خلق نیز در حیطه‌ی سرزمینی که می شناسیم‌اش از این منطق فاصله‌ی چندانی ندارند و منکر هر گونه ارتباط انسانی با نزدیکانی‌اند که چون آنان نمی‌اندیشند.  پس مي‌گويم‌، گذشته بايد دوباره بررسي شود‌.
ادگار مورن می‌گوید: هنر است اگر بتوان این اخبار را از هم تجزیه و سپس تحلیل کرد. اما  من در همه‌ی این احوال نخ نباتی می بینم که در عین حال هم تجزیه و هم تحلیل آنها را سهل و ممتنع می‌کند.
جهان یک قطبی شده‌ی امروز، با راهبرانی که جز منفعت های مالی و حفظ سهام خود در بازار بورس چشم انداز و هدف دیگری ندارند سرمنشأ این همه سردرگمی‌اند. کلامی از دهان شیراک رییس جمهور فرانسه به اشتباه نقل می‌شود و نخست وزیر اسراییل به سرعت و به شدت به فرانسه و شخص شیراک توهین می‌کند، اما به جای اعتراض، شیراک گوشی تلفن را برمی دارد و موضوع را توضیح می‌دهد. و اسراییلی‌ها بی عذرخواهی موضوع را مسکوت اعلام می‌کنند‌. آب از آب تکان نمی‌خورد. اسراییل موشکی به سوریه پرتاب می‌کند و آب از آب تکان نمی خورد. در داخل مناطق اشغالی دیواری مهیب‌تر از دیوار برلن می‌سازند، آب از آب تکان نمی‌خورد. دو سرباز آمریکایی در عراق کشته می‌شوند، همه برای آنها دل می‌سوزانند، ولي روزانه در عراق، در فلسطین در لیبریا کودکان بی گناه کشته می‌شوند و آب از آب تکان نمی‌خورد. و من همه سؤالم از همین جا شروع شد چرا آب از آب تکان نمی خورد؟ زیر این آب چیست؟ کیست؟ چرا آب وقتی تکان می‌خورد که قرار است تکان بخورد؟ چرا یک باره همه‌ي مطبوعات یک صدا حساب ملت ایران را از دولت‌اش جدا می‌کنند؟ چطور شده که یک باره این ملت صلح طلب و دارای فرهنگ پیشرفته‌ای شده‌اند؟ چطور بود که تا دیروز با مراسم عزاداری نطنز‌، و با قمه زنی ما را تصویر می‌کردند، و امروز با نشان دادن پیست اسکی آبعلی؟ آیا همه چیز در مبادلات بین آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا تعیین می‌شود؟ نقش ما چیست؟ نقش و جایگاه ملت ها کجاست؟ و این آینده‌ی دلشوره زا به كجا مي‌رود که ما را به سمتِ « انسان شدن» به سمت « به اصل و ریشه‌ی خود رسیدن» نزدیک نمی‌کند؟!

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.