header image
 
کالبد شکافیِ وضعیت عراق چاپ
برگرفته از ماهنامه لوموند/ برگردان : ستاره درخشان   

رسوایی از پیش اعلام شده
در امریکا وقت آن رسیده که نگاهی انتقادی به شیوه‌ی اشغال عراق توسط دولت بوش انداخته شود. بررسی و تحقیقات ‌داوید روف‌، منتشره در مجله‌ی نیویورک تایمز برملا کننده‌ی توجهات و تذکراتی است که نادیده انگاشته شده اند.
در خیابان‌های بغداد، امروزه آمریکایی‌ها مهمانان ناخوانده‌ای هستند که کسی از حضورشان شادمان نیست. هنگامی که ‌پل برمر‌، فرمانده قدرت موقت متحدین از گتوی خود خارج می‌شود محافظینی همراهی‌اش می‌کنند . جی. آی هم‌چنان دست‌شان روی ماشه‌ی تفنگ‌های شان است. خط اصلی‌ای که کاخ سفید آن را پیش می‌برد مبنی بر رو به بهبود رفتن اوضاع است. اما نیروهای امریکایی به طور متوسط سی و پنج بار در روز مورد هجوم نیروهای مخالف قرار می‌گیرند.علیرغم گفته‌های دولت، آن چه امروزه مسلم است نادرست بودن این ادعاست که ناآرامی‌های بعد از سقوط صدام غیرقابل پیش بینی بوده است.
در واقع، بسیاری از مسئولین نظامی و غیرنظامی، و بسیاری از تبعیدیان عراقی مقیم آمریکا پیش گویی‌هایی مبنی بر امکان وقوع تغییرات خطرناک در عراق کرده بودند. این تذکرات و اعلام خطرها در مرحله‌ی اول با تکیه بر وضعیت ویژه‌ی عراق بود و در ثانی با اشاره به تجربه‌ي فرستادن نیروهای نظامی بعد از درگیری‌های کوسوو، پاناما و نقاط دیگر بود. و همه ی این تذکرات برای بیان این بود که بعد از صدام در عراق احتمال دارد که وضع غیرقابل کنترل شود. مسئله بر سر این نیست که کسی چیزی نگفت و یا هشداری داده نشد بلکه صدای متخصصین منطقه و حتا نظامیان ناشنیده ماند. همان قدر که سقوط صدام بیانگر وجود  نقشه‌ای به خوبی طراحی و اجرا شده است به همان ترتیب ناامنی و نابسامان کنونی در عراق نشانه‌ی نبود پروژه و برنامه‌ای از پیش طراحی شده است.
نویسنده‌ی این سطور برای این شکست دلایل چندی را مشخص می‌کند : ابتدا، قائل شدن اعتبار بیش از حد توسط پنتاگون برای «‌احمد شلیبی‌» تبعیدی ثروتمندی نزدیک به نیروهای نئو کنسرواتور، کسانی چون «‌ریشارد پرل‌» می باشند. او از سال 1950 به عراق بازنگشته و کنگره‌ی ملی عراق در تبعید را بنیاد نهاده است. دومین علت شکست، وجود اختلاف بین اف.بی.آی و پنتاگون می باشد.
برکناری دولت (اف.بی. آی)
در بهار 2002، هنگامی که فکر جنگ در عراق برای برکناری صدام مورد مطالعه بود، در قلب سیستم اداری بوش، اف. بی.آی تحت نظر توماس واریک- دیپلمات پرتجربه‌ای که در هنگام جنگ خلیج مشاور دفتر امور خلیج بود) شروع به بررسی طرح جداگانه‌ای برای بعد از جنگ می‌کند. بخش بسیار عظیمی از تبعیدیان عراقی، از سلطنت طلبان گرفته تا کمونیست ها و کنگره ملی عراق در این طرح شرکت داده شدند.
طرح واریک، به نام « پروژه‌ی آینده‌ی عراق» سعی در پاسخگویی به تمامی سؤالات احتمالی که دولتی بعد از صدام با آن می توانست مواجه باشد داشت: بازسازی زیربناها، شکل محتمل دمکراسی در عراق، عملکرد دادگستری موقت، و ایجاد امکان برای توسعه‌ی اقتصادی کشور.  واریک از استعدادهای بسیاری کمک گرفته بود از جمله کارشناسان خاورمیانه و بخش دولتی و حتا س.آی.ا
داوید.ال. فیلیپ، متخصص آمریکایی پیش‌گیری درگیری‌ها در شورای روابط خارجی، در نیویورک، و هم چنین مشاور سابق دولت ، عضو گروهی به نام « پرنسیپ های دمکراتیک» بود.  به نظر او، « عراقی‌ها کاری فوق‌العاده در رابطه با آینده‌ی عراق در گروه‌های کاری انجام دادند. اما اهمیت فوق‌العاده‌ی این جلسات، خارج از نتایجِ به دست آمده از آن، همانا انجام این جلسات و بحث‌هایی است که در آنها صورت گرفته است. این جلسات‌، عراقی‌ها را ناچار کرد برای اولین بار دور هم گرد بیایند تا درباره‌ی آینده‌ی عراق به نظرات و پشم اندازهای مشابه برسند».
عدم توافق‌هایی از این دست بود که وزارت دفاع را در مقابل دپارتمان دولت قرار می‌داد. اولین آنها بر سر احمد شلیبی بود. در حالی که پنتاگون معتقد بود که باید دولت در تبعید را در امریکا به رهبری شلیبی تعیین کرد اما عراقیان دیگر از جمله با سابقه‌ترین آنها ، عدنان پاشاسی معتقد بود که هر دولتی که بر پایه‌ی حکمی در امریکا تشکیل شود، در چشم مردم عراق غیرقانونی شناخته می‌شود و محکوم به شکست است. و دپارتمان دولت‌، که می‌ترسید مبادا شلیبی پول‌های مقاومت را بالا بکشد و از حمایت مردمی بی بهره باشد، مخالف تشکیل یک دولت غیر واقعی بود. این درگیری به نفع دپارتمان دولت خاتمه یافت و به همین دلیل دولت در تبعید شکل نگرفت.
دومین نقطه‌ی اختلاف بر سر این بود که عراق نخواهد توانست تبدیل به کشوری دمکراتیک گردد. حتا در این زمینه دولت هم عقیده‌ی محکمی نداشت. حتا کارشناسان کشورهای عربی نیز معتقد بودند که «‌برقراری یک دمکراسی لیبرالي سخت خواهد بود» و این که « یک دمکراسی انتخاباتی، حتا اگر ظاهر می‌شد، می‌توانست منتج به روی کار آمدن نیروهای ضد آمریکایی شود.»، « سیا» نیز بر این عقیده بود که ایجاد یک دمکراسی در عراق بعد از صدام تیره و تار به نظر میآید. اما نئوکنسرواتورهای اداری بوش در وزارت دفاع، معتقد بودند که هیچ دلیلی مبنی بر این که عراق نتواند به سرعت به کشوری دمکراتیک تبدیل شود و آن هم بی هیچ مقاومتی وجود ندارد.
توماس واریک، طبق گفته‌ی کسانی که در «پروژه» شرکت داشتند ، سخت معتقد به دمکراسی عراقی بود. فیصل استرآبادی، وکیل عرقی-آمریکایی که در این جلساتِ پروژه برای آینده‌ی عراق شرکت داشته از کوشش های واریک که روی این برنامه که سرمایه گذاری ویژه و دمکراتیکی بود ، قدردانی می‌کند. او می‌گوید که واریک معتقد بود که نباید اجازه داد که هیچ فرد و نیرویی پروژه را تحت استیلای خود بگیرد و باید همه‌ی صداها، حتا اسلامیست‌های معتدل شنیده شوند.
او می‌گوید از کولین پاول تا سطوح پایین‌تر در دپارتمان دولت‌، من از هیچ کس نشنیدم که بگوید دمکراسی در عراق قابلیت حیات ندارد. و با این که استرآبادی یکی از هواداران ولفوویتس( معاون دبیر وزارت دفاع) است اما معتقد است که اختلاف چنان میان دپارتمان دولت و پنتاگون زیاد بود که « پروژه برای آینده‌ی عراق» تنها به دلیل این که از طرف دپارتمان دولت مطرح شده بود از جانب پنتاگون رد شد. استرآبادی چنان نگران بوده که در این رابطه با دوگلاس فیت (نفر سوم پنتاگون) صحبت می‌کند و از او می‌خواهد که سیاست شان را روشن کنند».
« پروژه برای آینده‌ی عراق» در جزئیات و به ‌طور روشن نيز مورد بحث قرار گرفته بود – 13 جزوه‌ای که به کنگره ماه قبل فرستاده شده بود، را به تازگی خبرنگاران نیویورک تایمز توانستند مطالعه کنند- اما در نهایت، وزارت دفاع بود که مسئول نظارت به بازسازی عراقِ بعد از صدام شد و ژنرال جی گارنر که مسئول راهبری این امر بود مدعی است که دستوری از دونالد رامز فیلد دریافت کرده که در آن از او خواسته شده که این پروژه را نادیده انگارد.
گارنر هم چنین تقاضا می‌کند که واریک با او همکاری داشته باشد که این درخواست نیز از جانب رامز فیلد رد می‌شود. و بنا بر نظر جودیت یاف، تحلیل‌گر سیا، به این ترتیب واریک که همان نظرگاه پنتاگون را نداشت از بازی حذف شد.
اما این نظرات چه بودند؟ جودیت پاف بی‌تردید چنین پاسخ می‌دهد: احمد شلیبی. اما اگر عمیق‌تر مسائل را ببینیم، پنتاگون نمی‌خواست به هیچ وجهی هر آن چه مربوط به دپارتمان دولت می‌شد را دست بزند. هیچ یک از کسانی که در گروه‌های کاری «‌پروژه برای آینده‌ی عراق» شرکت کرده بودند مورد مشورت قرار نگرفتند و این خود انرژی به هدر رفته‌ی بسیاری بود. استرآبادی در این باره می‌گوید که در بحث‌های مربوط به پروژه‌، ما امکان غارت در عراق را پیش بینی کرده بودیم. و برای این امر نیازی نبود که دیپلمه‌ی فلان دانشگاه باشیم، چرا که در غیبت نیروی پلیس و یا قدرت اداره کننده‌ی جامعه‌، این امر قابل پیش بینی است. عدنان پاشاسی درباره‌ی چگونگی ایجاد نظم بعد از جنگ پرسیده بود و پاسخی چنین شنیده بود : شما نگران نباشید‌، مسائل به سرعت به وضعیت عادی بر می‌گردند.
برنامه ی اندک و خیلی دیر
دفتر بازسازی و امور انسانی (او.آر.هاش.آ) فقط  هشت هفته قبل از حمله به عراق توسط پنتاگون شکل گرفت. گارنر و برنامه ریزانش از صفر شروع کردند.  و بنا به گفته تیموتی کارنی، یکی از همکاران گارنر، در ابتدا حتا در گروه‌شان یک عرب زبان نبود. کسانی مثل من در کشورهای عربی کار کرده بودند ولی کاملاً به زبان عربی مسلط نبودیم. در نظر مسئولین وزارت دفاع کارشناسان کشورهای عربی آن چنان مورد استقبال نبودند زیرا آنها معتقد به عراقی دمکراتیک نبودند.
به دلیل اختلاف پنتاگون و دپارتمان دولت، دفتر بازسازی نه تنها کارشناس و اطلاعات کم داشت بلکه زمان لازم را نیز برای بررسی امور نداشت. بنا به گفته‌ی یکی از مسئولان بالای آن، این دفتر تنها دو ماه فرصت داشت  و در اواخر ماه ژانویه تنها سه-چهار کارمند داشت و در نیمه فوریه این دفتر « مانوری» دو روزه بعد از جنگ را در دانشگاه دفاع ملی در  واشنگتن سازمان داد.
در همین اثنا « فیت» و افراد دیگر وزارت دفاع در مقابل کنگره قرائت دیگری از اوضاع را ارائه می‌دادند. در 11 فوریه در مقابل سنا او مدعی می‌شود که دفتر بازسازی از حمایت اغلب وزارتخانه‌ها برخوردار بوده و افراد لایقی را توانسته دور هم گرد بیاورد. آنها در زیمنه‌ای که تخصص گارنر بود سازماندهی‌ها و پیش بینی‌هایی کردند از جمله فعالیت‌های انسانی از قبیل آن چه به هنگام جنگ خلیج پیش آمد یعنی زمانی که هزاران کُرد خانه‌های خود را ترک کردند. و از آنجا که این عملیات موفقیت آمیز بود این بار نیز برنامه ریزان  امریکایی تدارکاتی برای جادادن پناهندگان عراقی در نظر گرفته بودند. اما موارد دیگر از قبیل هجوم و غارت جمعی، نادیده انگاشته شدند. گارنر شخصاً به من گفت که او پیش بینی غارت سمبل‌های رژیم سابق را می‌کرده از جمله قصرهای صدام حسین اما به این شکل عمومی و غارت بناهای دولتی را کاملاً غیرممکن می‌دانسته. البته باید اذعان کنم که این امر برای بسیاری از ساکنین بغداد هم امری تعجب آور بود.
یکی از دلایل غارات در بغداد وجود بناهای دولتی دست نخورده بود. برعکس جنگ اول، این بار آمریکایی‌ها سعی کرده بودند بناهای دولتی و اداری بغداد را از حملات مصون نگه دارند. و این عمدتاً به دلیل تمایل به سرپا کردن فوری عراق بعد از جنگ بر می‌گردد. اما در عمل، غارت و خشونت در همه جا صورت گرفت بی آن که امریکایی‌ها کاری برای بهبود این وضع انجام دهند. چرا تنها یک کار کردند و آن هم استفاده‌ی از نیروهای ارتش برای حفاظت وزارت نفت بود. حفاظت از وزارت نفت! نه کتابخانه‌ي ملی، نه موزه‌ي ملی و نه وزارت بهداشت‌! باعث شد که عراقی‌ها که چندان هم مایل به حضور آمریکا در عراق نبودند کاملًا مطمئن شوند که علت اصلی این حضور و حمله همانا نفت است. یکی از روزنامه نگاران جوان عراقی چنین می‌گوید: « آمریکایی‌ها عراق را مانند یک شیرینی بزرگ می‌بینند؛ به من نگویید که آنها کاری از دستشان بر نمی‌آمد. ببینید اما چطور منافع م. شِنِی، بشتل و تمام کمپانی‌های آمریکایی را حفظ کردند.»  
در تاریخ 25 فوریه، فرمانده نیروهای نظامی، ژنرال اریک شینسکی به کنگره اخطار می‌کند که برای عراق نیاز به صدها هزار سرباز هست اما این اخطار از جانب رامزفیلد و وولفوویتز بلافاصله رد می‌شود. 27 فوریه وولفوویتز کنگره را مورد خطاب قرار داده و می‌گوید: « عددی که شینسکی اعلام کرده کاملاً غیرواقعی است‌. چطور می‌شود که تعداد سرباز بعد از صدام بیشتر از تعداد سربازی باشد که در جنگ به کار گرفته شده است؟» کمی بعد،  شینسکی تقاضای بازنشستگی کرد.
اما شینسکی تنها کسی نبود که این امر را یادآوری کرد؛ در سازمان ملل نیز و هم چنین مسئولانی که در رابطه با بعد از جنگ در عراق مسئولیت‌هایی داشتند این امر را متذکر می‌شدند. در وزارت دفاع  مسئولان زیادی بودند که از جنگ در ظاهر پشتیانی می‌کردند اما در خفا اعتقاد داشتند که با جنگ نمی‌توان به کشوری صلح آورد.  روبرت پری تو می‌گوید: « ارتش پیش بینی غارت را کرده بود زیرا در تمام جنگ‌ها چنین می شود، مانند فردای جنگ در پاناما. غارت در پاناما خسارات بیشتری به اقتصاد زد تا خود جنگ. هم چنین در کوسوو. و همه این را می دانند.»
امن سازی عراق ، بعد از جنگ، بخش چهارم عملیات « آزادی عراق» بود. ارتش خود نیز ، اگرچه در خفا معترف است که این فاز از برنامه کاملاً موفق نبوده. در گزارشی که نیویورک تایمز در ماه اوت به آن دسترسی یافته است گفته می شود : « شکل‌گیری با تاخیر گروه‌های وزارت دفاع برای فاز چهارم مانع از آماده سازی و برنامه ریزی دقیق و هماهنگی این برنامه شد. » ژنرال روتر، فرمانده عملیات اشغال فرودگاه بغداد می‌گوید: ما می‌دانستیم هدف‌مان در عملیات نظامی چیست اما نمی‌دانستیم که هدف و ابژکتیومان برای بعد از جنگ کدام است.» ژنران نُش، فرمانده عملیاتی در بوسنی‌، از حرکت ارتش امریکا در عراق ناراضی و ناامید است. او می گوید: می‌دانم که انها منتظر بودند که با گل و شکلات از آنها استقبال شود. چون این همان چیزی بود که به سربازان گفته شده بود. اما فرض کنیم که چنین هم بشود،  روز اول به شما گل می‌دهند اما بعد از آن باید علت حضورتان را به اثبات برسانید. در این مواقع شانس دومی به ندرت داده می‌شود. تنها روش کنترل بعد از جنگ، حضور صد در صد و با برنامه است  در حالی که نیروهای ما در عراق، بر سر جای‌شان خشکشان زده بود و بنا بر وقایع عکس‌العمل نشان می‌دادند و نه مانند مبتکرین این عملیات.
نویسنده‌ی این سطور دو علت دیگر را در عدم موفقیت آمریکا در عراق، بر می‌شمارد. یکی از آنها برکنار کردن گارنر و بر سر کارآوردن برمر است که مجری تصمیم اشتباه و هولناک انحلال ارتش عراق است و دیگری سرمایه‌گذاری بر احمد شلیبی که مدعی بود که شیعیان از عراق حمایت خواهند کرد که در عمل چنین نشد.
اما درسی که از حوادث جنگ و بعد از جنگ در عراق می‌توان گرفت این بود که از ابتدا قابل پیش بینی بود که اشغال و بازسازی عراق به سادگی عملی نخواهد شد اما علت این که این عملیات تبدیل به یک رسوایی برای آمریکا شد، بی برنامگی و این که این خواسته‌ای چندان برحق هم نبوده، می‌باشد. و این دو علت از همان ابتدای تصمیم گیری و اعلام این جنگ بر بسیاری روشن بوده است.
  

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.