header image
 
«از عشق و از امید» تا «تسلیم و ....» چاپ
محمد زاهدی   

مدیر مسئول محترم مجله آرش!

من به عنوان یکی از جان به در بردگان کشتار تابستان 67 در زندان گوهردشت و از مرتبطین سابق حزب توده ایران‌، نقد زیر را در ارتباط با کتاب تازه منتشر شده "‌از عشق و از امید" نوشته خانم نوشابه امیری توسط انتشارات خاوران در پاریس را برایتان ارسال می‌دارم.

* اين نقد كه توسط یکی از هم‌بندان و شاهدان کشتار تابستان 67 نوشته شده‌، و از آنجایی که وی در ایران زندگی می‌کند، امضاء او محفوظ می‌باشد. و من‌، محمد زاهدي زنداني سياسي سابق توده‌اي و از شاهدان تابستان 67 كه با نويسنده‌ي نقد هم سلول و هم سازماني بوده‌ام‌، نقد اين رفيق هم بندم را براي چاپ در اختيار شما مي‌گذارم‌.
انتشارات خاوران در پاریس به تازه‌گی کتابی را با عنوان "‌از عشق و از امید" نوشته خانم نوشابه امیری‌، روانه بازار کتاب کرده است که به عنوان بخشی از ادبیات زندان در بر گیرنده نامه‌های محبت آمیز و عاشقانه بین هوشنگ اسدی ( زندانی توده‌ای ) و همسرش ( نوشابه امیری ) می‌باشد.
ناشر کتاب در شناسنامه‌ای که برای کتاب ساخته، مدعی آن است که کتاب بدون اطلاع نویسنده و از آنجا که مجوز چاپ در ایران نداشته است را - یعنی به عنوان اثری ممنوعه !! - روانه بازار نشر در خارج از کشور کرده است!
این امر اما در خوشبینانه‌ترین حالت به فراهم سازی و مهیا نمودن یک "‌پرونده پناهندگی" شباهت دارد. آنها که ادبیات زندان و مقوله زندان را دنبال می‌کنند‌، خصوصا زندانیان دو رژیم "‌شاه و شیخ"‌، هوشنگ اسدی را به عنوان یک توده‌ای با دو شخصیت و دو پرونده ناگشوده در مقابل خود دارند.
هوشنگ اسدی در زمان شاه از طرف برخی نیروهای چپ‌، اتهام همکاری با ساواک را بر پیشانی خود داشت. تا جایی که حزب برای خنثی کردن و کم اثر شدن این اتهام ادعا کرد که وی"‌نفوذی" در ساواک بوده است و ...!
اما کسانی که از سال 62 پایشان به زندان کمیته ضد خرابکاری سابق - و به یمن انقلاب - " کمیته توحید" یا "بند 3000" رسیده است با شخصیت و شناسنامه دیگری از هوشنگ اسدی نیز روبرو هستند.
آنها - تازه واردین به زندان - به خوبی به یاد دارند که هم پرونده‌ای‌ها و هم حزبی‌های هوشنگ اسدی‌، دیگران را از نزدیک شدن و تماس با وی بر حذر می‌داشتند. که البته این مفهوم را صد‌ها زندانی جان به در برده زندان‌های مختلف - مخصوصا کمیته و قزل حصار – می‌فهمند و آنها می‌توانند شهادت دهند که هوشنگ اسدی از توابین رسمی و نوع وحشتناک آن در طی سالیان حبس بوده است.
افزون بر خستگی مفرطی که به هنگام خواندن کتاب - به دلیل تکراری بودن مضامین - به انسان دست می دهد، اما تاریخ مکاتبات برخی نامه‌ها به بخشی از ناروشنی‌ها و ابها مات نور می‌گستراند. همه جان به در بردگان کشتار تابستان 67 از جمله من می‌توانیم شهادت دهیم که چند ماه قبل از کشتار 67 مسئولین زندان با آماده سازی مقدمات آن جنایت کلیه ارتباطات با دنیای خارج - از جمله نامه نگاری - را قطع کرده بودند. یقین من قبل از خواندن این کتاب آن بود که این محدودیت‌، عمومی و از بالا اعمال شده و برای کلیه زندانیان بوده است‌، در حالی که از مطالعه این کتاب میفهمیم که هوشنگ اسدی و برخی هم نوعان را نه تنها نزد هیئت مرگ نبرده‌اند و در مسابقه مرگ شرکت نداده‌اند‌، بلکه در فضایی متفاوت از دیگران نیز قرار داده‌اند.
البته نزد هیئت مرگ بردن امثال هوشنگ اسدی کاملاً بی معنا و خالی از مفهوم نیز می بوده است . تصور کنید از هوشنگ اسدی "مسلمان شده" و "‌نماز خوان‌" و "‌تواب" بپرسند : "‌مسلمانی یا مارکسیست ؟ نماز می خوانی یا نه ؟ و ..." و خلاصه از این دست سؤالاتی که مرگ و زندگی بسیاری را رقم زد .
اشاره ای به تاریخ برخی نامه‌های رد و بدل شده خود گواهی است بر این ادعا.
درست زمانی که ما شاهدان زنده‌ي آن کشتار‌ سبعانه‌، شبانه مشغول شمردن صدای فرو افتادن عزیزانمان در کنار تریلی‌های یخچال دار حمل گوشت بودیم‌، این دو دلداده در باره بی تابی خود از دیدار یار و طعم نوازش سخن می‌گفتند ( نامه 4 ، مرداد 67) یا در لحظات پس از مرگ عزیزانمان و مشخص نبودن آن که زنده خواهیم ماند یا نه؟ ایشان - این دو دلداده - می خواستند "‌در مکتب عشق بنشینند و درس عشق را باز خوانی کنند ..." ( نامه 24 شهریور 67)
همه کسانی که صادقانه در این راه گام گذاشته‌اند قلب‌شان مالامال از عشق به دیگران و جامعه بشری بوده است و از زندگی و نیروی جوانی خود بی‌شائبه و به قول آراگون " برای فردا‌های پر سرود " مایه گذاشته‌اند، ولی جز عده‌ای معدود که به رذالت همکاری اطلاعاتی با این جانیان پرداخته‌اند‌، دیگران هرگز به خود اجازه چنین پستی‌ای را نداده‌اند.
هوشنگ اسدی بی تردید نام "‌مهدی حسنی پاک" جان باخته‌ي توده‌ای را فراموش نکرده است و یا دیگرانی را که او خوب می‌داند و همه می‌دانیم که آنها مفاهیم دیگری "‌از عشق و از امید‌" را با خود حمل می‌کردند.
آنهایی که "عاشقانه‌های زندان"شان حتا به دست خانواده‌هایشان نرسید.
به راستی خانم نوشابه امیری به عنوان یک هنرمند‌، سینمایی نویس و دوبلور‌، که مجله گزارش فیلم را نیز با همکاری همسرش هوشنگ اسدی منتشر می‌کرد‌، حتا یک بار از خود پرسیده‌اند که عشقشان را نثار چه کسی می‌کرده‌اند؟ آیا ایشان نمی‌دانند که دیگرانی که آنها نیز به همسرانشان عشق می ورزیده‌اند و دیگر در میان ما نیستند‌، متفاوت از آقای اسدی زیستند‌.
خانم امیری، ای کاش این نامه‌ها را منتشر نمی‌کردید و بر زخم چاک خورده ما نمک نمی‌پاشیدید.
اگر شما نمی‌دانستید "‌هوشنگ تان" چه کرده است‌، ا کنون می‌دانید‌، اگر پس از این نیز هم چنان واله و شیفته وی می‌باشید، که به واژه دوست داشتن و مفهوم عشق توهین کرده‌اید و با عرض کمی معذرت باید بگویم تعاریف من و شما از "‌عشق‌" متفاوت است.
و در پایان می‌ماند آن که انتشارات خاوران چرا وارد این بازی شده است‌؟ آنها در همان پاریس خودشان از ده‌ها زندانی سیاسی جان به در برده - حداقل – می‌توانستند سئوالی بکنند و بعد به چاپ این اثر ممنوعه‌!! اقدام نمایند.

با احترام
زندانی سیاسیِ سابقِ توده‌ای

« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.