header image
 
استعمار نو و استثمار، قدرت تحلیلیِ چندانی ندارند چاپ
شهریار آهی   

پاسخ اول:
همانطور که در مقدمۀ سئوالات آمده استراتژی حکومت دکتر مصدق را باید با در نظرگرفتن شرایط آن زمان بررسی کرد. دو رکن مهم آن استراتژی ملی کردن صنعت نفت و تکیه بردموکراسی بود.
درست است نیم قرن پیش کنترل خارجی روی صنعت نفت ایران بیش از یک مسئله اقتصادی بود، بلکه وسیله ای بود برای اعمال نفوذ درسیاست های دولت ایران،  حتی عزل و نصب کارگزاران بالای حکومت، این بدان معنی است که ..... ملی کردن صنعت نفت استقلال ایران در خطربود.
اما امروز می بینیم که دولی مثل کویت و عربستان دهه ها پس از ملی کردن نفت خود به شدت مشغول بازگرداندن شرکت های خارجی بعنوان سهامداران شرکت نفت خود هستند تا از آن راه به تکنولوژی ومدیریت بهتری دست یابند و صنعت نفت خود را نسبت به رقبای خود پیش ببرند بدون اینکه در همان جهانی .... امروز این گونه سهامداری شرکت های خارجی موجب نگرانی برای دخالت در امور داخلی کشورشان بشود.
راجع به رکن دوم باید گفت که امروز مردم برداشت جامع تری از دموکراسی دارند. مثلا قانونی که درحکومت دکتر مصدق در مورد خاص یک فرد معین  قاتل افشارطوس وضع شد امروز موضوع ایران آنانی میشود که میگویند مساوات در مقابل قانون یک رکن اساسی دموکراسی است. و یا تصمیم دکترمصدق برای منحل کردن مجلس و عقب انداختن انتخابات برای بار سوم غیردموکراتیک تلقی میشود. و ادامۀ حکومت یا تصویب نامه به جای قانون موضوعه نمایندگان مردم آن هم تحت حکومت نظامی امروز اعمال غیر دموکراتیک تلقی میشوند.
اما دکتر مصدق این احساس را دربسیاری از شهروندان ایران القا کرد که میتوانستند تاثیر واقعی روی تصمیمات بخش عمومی بگذارند و ازآن راه عاملی در ساختن آینده خود بشوند، که این روح مشروطیت بود. این دستاورد بزرگی بود چه برای آن روز چه برای امروز، چه برای هر روز در حیات سیاسی ایران.

پاسخ دوم:
نمیدانم منظور از این که جمهوریخواهی یک واقعیت تثبیت شده  در جنبش آزادی خواهی مردم ایران است چیست؟ آیا آنان که مثل خود دکترمصدق مشروطه خواه واقعی هستند آزادی خواه نیستند؟ آنان که شاهد نقش حیاتی پادشاه اسپانیا در تثبیت دموکراسی و تضمین آزادی در آن کشور بودند میدانند که پادشاهی که مدافع اقلیت در مقابل اکثریت  و مدافع حقوق مردم در مقابل قدرت دولت باشد میتواند سمبل وحدت ملی و حافظ ثبات یک نظام دموکراتیک باشد.

پاسخ سوم:
کشف حجاب، ارتقا مقام زنان در اجتماع و آموزش عالی برای زنان به زنی مثل مادرمن اجازه داد تا بعنوان یک فرهنگی زندگی پرثمری داشته باشد. و بتواند پشت فرمان اتومبیل خود از یک نقطه کشور به نقطۀ دیگری برود بدون اینکه احدی مزاحمش شود. این از دستاوردهای بزرگ رضا شاه بود که در زمان دکترمصدق و پس از آن ادامه داشت.

پاسخ چهارم و پنچم:
قبل از انقلاب سفید محمدرضاشاه پهلوی اسکان عشایر و اصلاحات ارضی قدرت اقتصادی و اجتماعی خوانین املاک و اوقاف باعث میشد که حتی در شرایط آزاد یک مجلس ارتجاعی انتخاب شود.
لایحۀ دکتر مصدق در باب ده درصد سهم سرخرمن دهقانان با عکس العمل چنین مجلس  ارتجاعی روبروشد و دکترمصدق را مجبور به عقب نشینی کرد. این بزرگترین مشکل رویکرد دکتر مصدق با دموکراسی بود که قبل از تحول بنیادین اقتصادی و اجتماعی نمیتوانست عدالت اجتماعی را تامین کند.

پاسخ ششم:
خیر، در جهان امروز نمیتوان اقوام و اقلیت ها را به زور به کشوری متعهد و وفادارکرد مگر آنکه احساس کنند شهروند درجه دو نیستند و حقوق طبیعیشان که از اهم آن ها آموزش زبان مادری است، از حق هیچ شهروند دیگرکمترنیست. عدم تمرکز قدرت در دستگاه اجرایی و حکومت محلی منتخب محل درچهارچوب تمامیت ارضی و حاکمیت ملت ایران بهترین پاسخ به این مشکل مهم امروز ایران است.

پاسخ هفتم:
استعمار و امپریالیسم لغات مناسبی برای تشریح واقعیات جهان جهانی شدۀ امروز نیستند. دولت های امروز از دو قسمند:
طبقۀ اول، آنان که از درجۀ بالایی از ارزش سازی برخوردارند درحالی که طبقۀ دوم آنان هستند که نمیتوانند ارزش اقتصادی کافی برای رفاه شهروندانشان تولید کنند.  بیست سال پیش دوبی در جهان سوم بود. امروز در طبقۀ اول جا دارد. فرمول ارتقاعش بسیار ساده بود. قوانین تجاری خود را ساده شفاف کرد و مرزهایش را برای تعامل بدون اصطکاک تجاری بازکرد. امروز کشوری مثل عربستان که نسبت منابع طبیعی هنگفتش به جمعیت آن طرف مقایسه با دوبی نیست می بینید که آزادی و تعامل با جهان مهم ترین ابزارتولیدند. میدانیم که زعمای جمهوری اسلامی میگویند استعمار نو و امپریالیسم به دوبی راه دارد در حالیکه در ایران بروی آن بسته است. این نوع فکر فقط موجب فقر و عقب افتادگی مردم ایران میشود در حالیکه شرکت های سیاحی، تجاری، ساختمانی، رسانه ای و اینترنتی دوبی مثل جمیرا، جبل علی، اعما،
   درخود اروپا با شرکت های اروپایی رقابت موفقیت آمیزدارند.DUCAL و  DMC
امروز کارگران کم درآمد چین یعنی بزرگترین کشور کمونیست بازارهای اجناس مصرفی آمریکا را پرکرده اند ولی یک زمامدار چین از استثمار کارگرانش و یا استعمار نو آمریکا  سخن نمیگوید. درست است که آمریکا میتواند با بستن درهایش بروی کالاهای چینی این کشور را ورشکسته کند اما بانک مرکزی چین هم میتواند با فروش اوراق قرضه آمریکایی نرخ بهره را بالا برده و باعث سقوط بازارهای سرمایه و مسکن و درآمد شهروندان آمریکا شود. ولی قواعد اقتصادی جهان امروز مشوق وابستگی روزافزون این اقتصادها  است نه زورآزمایی سیاسی که باعث تضعیف هر دو اقتصاد میشود.
این است شرایط جهانی که در آن مفاهیم استعمار نو و استثمارقدرت تحلیلی چندانی ندارند.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.