header image
 
روش هاى مبارزه چاپ
مهرداد مشایخی   

در بسيارى كشورهاى استعمار زده رهبران ملى گرا جاى شايسته اى در خاطره تاريخى توده هاى مردم دارند. بوليوار، زاپاتا، آرتيگاس (آمريكای لاتين)، نكرومه، لومومبا، ناصر (آفريقا)، گاندى، نهرو، هوشى مينه، مصدق (آسيا) از اين جمله اند. اين رهبران سياسى نمادى از مقاومت (بطور عمده در برابر قدرت هاى استعمارى)هستند كه نامشان موجد انگيزه، تحرك و قدرت بسيج كنندگى است. از اين رو، تا دهه ها، نامشان ميتواند نماد مبارزات اجتماعى، حتى در دوره هايى متفاوت باشد. اما، استفاده نمادين از اين قهرمانان ملى و حتى در صورت لزوم، بكار گيرى اجزايى از برنامه ها و روش هاى آنان، با الگو بردارى از آنها بس متفاوت است. در اين زمينه به سخنانى كه مدتها پيش توسط رژى دبره در باره جنبش چريكى ­ ضد امپرياليستى توپوماروها در اروگوئه نگاشته شده توجه كنيم. او بر اين باور است كه توپوماروها، با بهره گيرى از نمادهاى ملى گرايانه تاريخي آمريكاى لاتين، ” از اين خاطره تاريخى برنامه اى براى آينده ساخته اند، از اين ”نوستالژى“ يك اميدوارى و از اين رؤياى قديمى محال، يك افسانه بسيج كننده جديد.“ (دبره، نقد سلاح)
در دوره كنونى، همين رابطه را مى توان در حركت زاپاتيست ها (در مكزيك) مشاهده كرد. برنامه دمكراتيك جنبش زاپاتيست ها ارتباط چندانى با عملكرد جنبش  زاپاتا ندارد ولى اين مانع از آن نمى شود كه آنها ”از اين خاطره تاريخى برنامه اى براى آينده“ نسازند.
موقعيت دكتر محمد مصدق براى جنبش دمكراسى خواهى امروز نيز كم و بيش چنان است و شايد بهتر است گفته شود ”مى بايد چنان باشد“. دكتر مصدق و مبارزاتش در قالب جبهه ملي اول مربوط به سالهاى آغازين دهه سى است، يعنى بيش از نيم قرن پيش. اين مبارزات كه معمولا زير عنوان ” نهضت ملى“ بيان مي شود بر دو شالوده ضد استعمارى و ضد ديكتاتورى (سلطنتى) استوار بود. بديهى است كه مجموعه شرايط سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و جهانى مبارزات دمكراتيك امروز بس متفاوت از شرايط آن دوره است. بى علت نيست كه ” پيروان راه مصدق“ هنوز قادر نشده اند به برنامه عمل مشخصى كه بيان ”راه مصدق“ باشد دست پيدا كنند. حبهه ملى هايى كه در سالهاى اخير فعال بوده اند هريك تفسير و تاكيد متفاوتى از ”راه مصدق“ ارائه كرده اند. شمارى بر عنصر جمهورى خواهى تاكيد دارند و برخى ديگر همكارى با هواداران سلطنت را پيشنهاد كرده اند. برخى تا همين اواخر در مرام نامه مشروطه خواه بودند (همچنانكه مصدق نيز).
جنبه هاى دمكراتيك مبارزات جبهه ملى اول به مبارزات ضد ديكتاتورى تقليل مى يافت، يعني محدود و مشروط كردن نقش شاه و دربار و حمايت از پاره اى ارزش هاى دمكراتيك مثل آزادى بيان، اجتماعات و مطبوعات. در اين چارچوب و در زمان خود می بايد از اين فعاليت هاى دكتر مصدق تقدير كرد ولى شرايط امروز بسيارمتفاوت از آن دوره است. امروز محور مبارزات اجتماعى ­ سياسى  نه ضد امپرياليستى، كه دمكراسى خواهانه است. محتواى اين دمكراسى خواهى به مراتب راديكال تر از دمكراسى حداقل (ضد ديكتاتورى) دوره مصدق است. امروز گروههاى اجتماعى، با خواسته هاى دمكراتيك ريشه اى، در هيبت جوانان، زنان، اقليت هاى قومى، معلمان، هنرمندان و نويسندگان و روزنامه نگاران، كارگران و نظاير آن، در رویارویی  با نظام جمهوری اسلامى مبارزات مدنى را به كانون مقاومت بدل مي كنند. دكتر مصدق، در عين باور به بسيارى از ارزش هاى دمكراسى ليبرال، بعلت پايبندى به الگوى مشروطه خواهى (شاه سلطنت كند نه حكومت) و در عين حال اولويت قائل شدن برای مبارزات ملى شدن صنعت نفت (كه در آن مقطع ضرورى بود) قادر نبود كه مبارزات دمكراتيك در عرصه مدنی را نيز توامان به پيش برد. چنانكه خود او در سخنرانى اى كه به مناسبت دومين سالگرد نخست وزيرى اش ايراد كرد متذكر شد كه بعلت مبارزه در جبهه خارجى صلاح نمى ديد  در جبهه داخلى نيز دست به اصلاحات جدى بزند و بهمين خاطر ناچار شد وضع موجود را كم و بيش حفظ كند. بهرحال، حتى با درك موقعيت و محدوديت هاى دكتر مصدق نمى توان از او الگويى براى مبارزات راديكال ومكراتيك امروز ساخت. محتواى اين مبارزات به مراتب پيچيده تر، مدنى تر و راديكال تر از نگاه مصدق به دمكراسى هستند. وانگهى، دو تغيير عمده ديگر، شرايط سياسى كنونى را از دوره زمامدارى مصدق متمايز مى كنند:
۱­- حكومت جمهوری اسلامى، كه امروز داعيه دينى كردن جامعه و نهادينه كردن فزاينده ولايت فقيه را بر عرصه سياسى دارد، در حاليكه تجربه مصدق مربوط به نظام سلطنتـى است.
۲­- مبارزات دمكراسى خواهى امروز، عمدتا، از منظر جمهورى خواهانه صورت مى گيرد، الگويی كه دكتر مصدق، بهر دليل نخواست در عمل آن را پياده كند.
برخلاف آن گرايش فكرى كه در مبارزات امروزى نوع نظام آينده را بي رنگ مى كند و در عمل جمهوريخواهى را به چرخ پنجمى فرومى كاهد، من بر اين باورم كه ما ايرانيان با دو سنت سياسى تاريخى ضد دمكراتيك سلطنت و حكومت اسلامى مواجهيم كه اكثريت ملت هاى جهان با آنها بيگانه اند. هم از اين رو ما ناچار از تقويت و زمينه سازى براى نهادينه كردن جمهوريت هستيم، جمهوريتى كه در عين حال دمكراتيك و عرفى وضد تمركز باشد. طبعا جمهوريخواهى يكى از ابعاد مهم مبارزات دمكراتيك را ترسيم مى كند ولى محتواى برنامه سياسى آن هنوز تدوين نشده است و جايى ميان سوسيال دمكراسى و ليبرال دمكراسى در نوسان است. بنابراين، جمهوريخواهان دمكرات امروز دو وظيفه بهم پيوسته در برابر خود دارند: يكى، تقويت و گسترش حركت جمهوريخواهى، بمثابه بديلى در برابر سلطنت و رژيم هاى دينى(در انواع خود).  ديگر، محتواى برنامه اى قائل شدن براى جمهوريخواهى، با سمت گيرى مشخص به گروههاى اجتماعى ­ اقتصادى معين و تعيين نظام اقتصادى آينده (كه درشرايط كنونى جهان بنظر مى آيد نوعى از اقتصادهاى سرمايه دارى در جهان، با ويژگى هاى ايرانى اش باشد).
براى جمعبندى از اين بحث و اشاره به كاربرد امروزى ”راه مصدق“ خلاصه وار بر اين نظر هستم كه:
الف ­ الگوبردارى هاى  تام و غير انتقادى (تحت عنوان ”راه مصدق“) ­ كه معمولا توسط ”مليون“ انجام مى گيرد ­ نه ممكن است و نه صحيح. محتوى اصلى مبارزات اين دوره
(دمكراسى و حقوق بشر) بسيار متفاوت از عصر مبارزات رهائيبخش ملى و به منظور كسب ”استقلال ملى“ است. اين البته نبايد به معنى فدا كردن استقلال خواهى تلقى شود، بلكه به معنى باز تعريف مفهوم ”استقلال“ در عصر جهانـى شدن است كه بيشك بسيار متفاوت از نيم قرن پيش است. ولى، به هر حال، اولويت امروز بر گسترش و حمايت از دمكراسى خواهى قرار دارد.
ب ­ مصدق همچنان مى تواند برای مبارزات امروز كارساز باشد و اداى سهم نمايد. اما مى بايد در اين مورد بطور گزينشى و خاص عمل كرد و نه به شيوه اى كلى (”راه مصدق“).
نام و چهره دكتر محمد مصدق، ملى گرايى ملايم او(در تقابل با ناسيوناليسم افراطى يا به اصطلاح ”ميهن پرستى“)، ليبراليسم ايرانى او و احترام عمومی اش به اسلام، بعنوان يكى از اركان هويت ايرانى، پايبندى به اصول دراز مدتش در مبارزه عليه استعمار و ديكتاتورى سلطنتى، عرفى بودن (سكولاريسم) او و شجاعت درگير كردن مردم در چالش هاى سياسى، همه نمادها و ارزش هايى هستند كه مى توانند به شكل گيرى يك جنبش دمكراتيك مدد رسانند و آن را تقويت نمايند. اما، در تحليل نهايى، تدوين راهبرد، اهداف اصلى، شعارها و روش هاى مبارزه بر عهده نسل سياسى امروز و كوشندگان آن است.
 

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.