|
زنی از تبار مقاومت و مهربانی
|
|
|
الهه امانی
|
|
اولین بار در جمع خانوادگی در منزل یکی از بستگان با او آشنا شدم. آراسته، متین و هوشیار در کناری نشسته بود و با لبخند شیرینِ خود انرژی مثبت و شعف آرامی به فضای میهمانی می بخشید. به تازگی به همراه همسرش از ایران به آمریکا مهاجرت کرده بود. محبت و گرمی کلام وی مرا جذب کرد و در همان ساعت های نخستین آشنایی، خود را با جوهر وجودی او نزدیک احساس کردم. او زری شهبازی (مهین) نام داشت که همراه همسر خود کاوه داداش زاده – نقاش و نویسنده ای که شیفته نگاه هنریِ کودکان به زندگی و جامعه است- به کالیفرنیا مهاجرت کرده بودند. زری شهبازی زنی بود که روحیه ای سرشار از مقاومت در برابر ناهنجاری ها و چالش های زندگی داشت. وی فراز و نشیب های سیاسیِ ایران را در دوران محمد رضا شاه پهلوی که فرایندی جز شکنجه و زندان برای همسر وی به همراه نداشت، باروحیه ای که در بافت آن عشق و مقاومت و تحمل بود، در کنار کاوه داداش زاده سپری کرده بود. به گفته ی همسر وی: «ساواک مرتب از این طرف آن طرف، ما را مورد اذیت و آزار قرار می داد و زری با خونسردی و انرژی مثبت همواره مرا به مقاومت تشویق می کرد. علت آن که من علاقه زیادی به مقاومت زن ها و شخصیت آن ها دارم از تجربه زندگی با همسرم زری نشأت گرفته است». همان روحیه ای که تاروپود آن با مقاومت، بردباری، خلاقیت، سادگی، عشق و محبت رنگ آمیزی شده بود سبب گردید تا زری و همسرش بتوانند چالش های غربت و مهاجرت در سنین بالا را تحمل نموده و هم چنان انسان هایی مثبت و سرشار از عشق به زندگی باقی بمانند. زری شهیازی، در 7 سال آخر زندگی خود با بیماری سرطان نیز دست و پنجه نرم می کرد؛ اما همان روحیه ی سر فرود نیاوردن در برابر مشکلات و مقاومت، سرمایه وجودی وی در زمینه مبارزه با سرطان نیز بود. او حتا در سخت ترین روزهای بیماری خود، زمانی که پنجه های سرطان، تک تک سلول های وجود او را در خود می فشرد، همراه خنده بر لب داشت و با مهربانی به اطرافیان خود اطمینان خاطر می داد که به زودی خوب خواهد شد یکی از آرزوهای وی آن بود که چاپ کتاب خاطرات زندان و مبارزات سیاسیِ همسرش کاوه را ببیند. در واقع خاطرات و مقاومت های زندگی زری شهبازی در سطرهای این کتاب جاریست، زیرا او همواره همراه همسرش در این پستی و بلندی ها گام برداشته بود. بارها در گقت و گوهایی که با زری داشتم، احساس می کردم که به بیماری خود اخطار داده است که اجازه نخواهد داد تا زندگی را از وجود او تا چاپ کتاب همسرش کاوه داداش زاده برباید. زمانی که کتاب «پادشاه زندان ها» توسط انتشارات نارنجستان در لوس آنجلس به چاپ رسید، تنها پس از آن بود که دوستان و بستگان نزدیک در نبرد وی با بیماری سرطان، رضایتِ آمیخته با درد را در چهره ی رنگ باخته او دریافتند. زری شهبازی، ده روز پس از انتشار کتاب خاطرات زندانِ همسرش دیده از جهان فرو بست. زری در زمره خیل وسیع قهرمانان گمنامی هستند که در برابر بی عدالتی و ستم و مشکلات زندگی، مقاومت نموده و هر برگ از کتاب زندگی خود را با عشق و امید، خلاقیت و ایمان به اعتلای انسانیت می نویسند. اگر قهرمان را فردی توصیف کنیم که شخصیت وی سمبل و نمونه ای را ارائه دهد که بتوان از آن آموخت، اگر قهرمان را فردی بدانیم که اجازه ندهد ناامیدی، یاس، شکست و چالش های زندگی ساختار روحیه مقاومت را در وجود فرد بشکند، زری شهبازی و مقاومت های وی در برابر افت و خیزهای سیاسی و بیماری سرطان، قهرمانانه است. وی انسانی با کمال و قهرمانی آرام و ناشناخته بود که زندگی تنها مجال تأثیر گذاری مثبت در حلقه دوستان و آشنایان نزدیک را به وی داد و من به سهم خود از این که در این حلقه قرار گرفتم بسیار افتخار می کنم و از وی آموختم. هلن کیلر Hellen Keller می گوید: «شخصیت انسان در آسودگی و آرامش شکل نمی گیرد تنها در مسیر تجربیات تلخ و ناهنجارهای زندگی است که روح انسان قدرت می یابد؛ نگاه انسان به زندگی روشن تر و دقیق تر می گردد؛ آرزوها و خواسته ها برانگیخته می شود و نهایتاً موفقیت نائل می گردد». فقدان وجود زری شهبازی و لحظاتی را که در کنار وی و کاوه داداش زاده در فضای سرشار از عشق و محبتِ وی که گویی مرا در لحظاتی چند به دهه های قبل و سادگی، لطافت، حسن سلیقه، هنر و کارهای دستی آستارا می برد، همواره با من خواهد ماند. از طرف خود و نشریه آرش در گذشت زری شهبازی را به همسر و همراه وی کاوه داداش زاده و فرزندان وی کامیار و مرجان، صمیمانه تسلیت می گویم. یادش گرامی باد!
|