|
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهشهاي زنانِ ايرانی در وین)
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 10 از 23
بله مادر من ایرانی بود و مسائل ایران را دنبال می کرد و از تمام کسانی که برای بدست آوردن حقوق انسانی شان تلاش می کنند، حمایت می کرد. کسانی که می گویند آن کشور مال آنهاست. فقط اینرا بگویم که من یک مرد جوان و خودخواه و فردگرای سابق، فقط برای حقوق مادرم نیست که می جنگم، بلکه برای همه کسانی که به آنها احساس نزدیکی می کنم. برای اینکه در رنج آنها سهیم هستم، تمام خانواده هائی که در حق آنها عدالت رعایت نشده. قهرمان من دکتر شهرام اعظم است و آن کاری که کرده در مقابل کاری که دولت کانادا و شیرین عبادی کرده اند. شیرین عبادی جایزه صلح نوبل را گرفت ولی وقتی کیس خودم را به او دادم، روی آن کار نکرد. او هیچ کاری برای من نکرد، با اینکه وکیل من بود و مثل همه پرونده هائی که می گیرد و رویش کاری انجام نمی دهد. حتی وقتی مونترآل می آید، تلفنی هم به من نمی زند که در مورد پرونده با من مشورت کند. من فکر می کنم در رابطه با دفاع از حقوق بشر جای زیادی برای طرح شخصیت و بازیهای سیاسی نیست. جنبه حقوقی را باید درنظر گرفت. می دانیم که سیاست و قوانین به هم مرتبط هستند. دولت کانادا از نظر سیاسی تنها کاری که کرده این بوده که سفیرش را فراخوانده، فقط برای اینکه در شرایط دیگری برگردد. آخرین کاری که کردم از کانادا خواستم تا ایران را به دادگاه عدالت بین المللی فرا بخواند، ولی این اتفاق هنوز نیافتاده است. کار دیگر تحت تعقیب قرار دادن ایران در یک دادگاه معمولی و نه جنائی است. قانون شرم آوری که در کانادا وجود دارد، قانون ایمنی دولتها است. در اینمورد حتی اگر دولتی شکنجه کرده باشد، مصونیت سیاسی دارد. حدود ۶ هفته پیش کمیسیون شکنجه سازمان ملل خواسته حداقل مصونیت بخش شکنجه را از قوانین بردارد. من خوشبین هستم که کانادا این تغییر را در قوانین بدهد و در اینصورت می توان دولت ایران را در دادگاههای کانادا به محاکمه کشید. من می خواهم در پایان صحبتم تجلیل کنم از دکتر شهرام اعظم که زندگی اش در ایران را رها کرد تا در این مورد صحبت کند. من باید بگویم که شهرام اعظم در خانواده خودش هم تک ماند و برادرهایش بی هیچ تردیدی حاضر شدند برای بی اعتبار کردن او با جمهوری اسلامی همکاری کنند. الآن شهرام برای من مثل یکی از اعضای خانواده مادرم است و می دانم که همان روحیه ای که در مادرم بود در شهرام هم هست. و می خواهم بگویم درباره شهرزاد، که بیش از من هم کار کرده و بدون او نمی توانستم اینقدر پیش بروم. پس از سخنرانی استفان هاشمی، عکسهای زیبا کاظمی روی پرده آمد. عکسهائی از ایران، عراق و افغانستان که نشانگر دوربین کنجکاو و یابنده او در بین مردم نه فقط سرزمینش که کشورهای مجاور و همدردش بود و عشق او به مردم، که سوژه های او را تشکیل می دادند و نفرت او از جنگ و فقر انسانها. یادش زنده باد! در طي اين سه روز همچنین نمايشگاه نقاشيهاي زیبائی از ايمازاده، رقيه گالوفسكي و ليدا مشايخي به محل کنفرانس جلوه ای زیبا بخشیده بودند.
الهه مشعوف از ميزبانان کنفرانس سال آينده در کانادا در پایان گفتگوئی داشتیم با خانم الهه مشعوف (شکرائی) که قرار است از میزبانان کنفرانس آینده بنیاد در سال آینده در مونترال باشد. وی که همراه دختر و نوه اش که جزو اعضای گروه رقص بودند، برای شرکت در شانزدهمین کنفرانس بنیاد به وین آمده بود، در معرفی خود و ارزیابی از کار بنیاد و این کنفرانس می گوید:
" من مادر سه فرزند و مادربزرگ سه دختر هستم که از سالهای جوانی به فرانسه آمدم و همراه همسرم تحصیل میکردم. بخاطر سوابق سیاسی همسرم از همان زمان با کار سیاسی آشنائی پیدا کردم. در دهه ۶۰ در فعالیتهای کنفدراسیون شرکت داشتم، از سال ۷۳ تا ۸۹ میلادی در ایران زندگی کردیم. در سالهای ۵۵ من که حرفه ام پرستاری است تلاش کردم انجمن ملی پرستاران را با کمک دیگر دوستان تشکیل دهم که تا سال ۶۰ وجود داشت، اما بعد غیرقانونی اعلام شده، تعدادی از دوستانمان دستگیر شدند و این انجمن از هم پاشید. در حال حاضر که در کانادا هستمِ بیش از ۱۵ سال است که در یک انجمن زنان فعال هستم که در زمینه های مختلف اجتماعی فعالیت می کند، از جمله پس از مرگ زهرا کاظمی، برای افشاگری این قتل و یادبود وی فعال بود. بعنوان نماینده زنانی که به شکل مضاعف مورد ستم هستند، عضو فدراسیون زنان کبک هستم که بعنوان عضو هیئت مدیره در آن فعالم. این فدراسیون بیش از ۳۰ سال فعالیت دارد و کار در آن تجربه بسیار خوبی برای من بود.همچنین عضو سندیکای محل کارم هستم و بیشتر در کمیته امور زنان فعال هستم. همچنین در اتحاد جمهوریخواهان در کمیسیون زنان فعال بودم با آرزوی اینکه نیروهای پیشرو روزی گرد هم آیند و بدور از گروه گرائی ها و دگم ها بتوانند آرمانهای انسانی خود را پیش ببرند."
|