|
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهشهاي زنانِ ايرانی در وین)
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 9 از 23 روز سوم برنامه روز سوم با ميزگرد نسل دوم آغاز شد. در این میزگرد فعالین زن جوان که به نسل دوم معروفند مباحث خود را در مجموعه ای که به برداشت این نسل از گوشه هائی از فعالیت و جایگاه جدید زنان در عرصه اجتماعی و اقتصادی پرداختند. پويا ناصري و آناهيتا شعاعيان و مهشید افتخارجوادی از شرکت کنندگان این میزگرد بودند. آناهيتا شعاعيان متولد ۱۳۴۱ است و از سال ۱۹۸۵ به قصد تحصیل به وين آمده است. او فارغ التحصيل رشته فرهنگ شناسي با تخصص در زمينه نسل دوم مهاجر ايراني در وين ميباشد. دوره ميانجيگري و مشاورت ميان فرهنگي را نيز در وين به پايان رسانده است. آناهيتا اكنون كارشناس ارشد مهاجرت و تلفيق صليب سرخ اتريش ميباشد. وی در مورد تحقيقات علمي هويت نوين نسل دوم مهاجرين در عصر جهاني شدن ــ بويژه كساني كه متولد اتريش ميباشند و يا در سنين كودكي به اين كشور آمده اند ــ سخن گفت. او طي تحقيق بر روي نسل دوم جوانان ايراني که در اتريش زندگي ميكنند، به بررسي هويت از ديدگاه نسل دوم پرداخت و در پایان به سوالات جمع در این زمینه پاسخ داد. پویا ناصری در ادامه صحبتهای روز قبلش بار دیگر از تلاشهای نسل جدید سخن گفت و در عین حال اظهار تاسف کرد که زنان روشنفکر این نسل خود را در محیط هم فکران خود محصور کرده اند و با دیگر جوانان ارتباط زیادی ندارند و این خود باعث رشد آهسته فکر نو می شود. عدالت، نه تنها برای مادرم شانزدهمین سمینار بنیاد همزمان بود با دومين سالگرد مرگ زهرا (زيبا) کاظمي. درحالي که هنوز عليرغم پيگيريهاي فراوان فرزند او استفان هاشمي، دوست نزديک او شهرزاد ارشدي و تمامي دوستان ديگر و نهادهای مدافع حقوق بشر و ... پرونده وي براي رسيدگي و محکوميت عاملين قتل او مسکوت باقي مانده است؛ سمینار با دعوت از پسر و دوست صمیمی این زن مبارز، یکبار دیگر همبستگی خود را با تمامی زنان آزاده به نمایش گذاشت و تلاش کرد تا فرياد عدالت طلبانه براي پيگيري پرونده او را بار ديگر در دومين سالگرد قتل او به گوش جهانيان برسانند. "عدالت، نه تنها برای مادرم" عنوان سخنرانی استفان هاشمی پسر زیبا (زهرا) کاظمی بود. در این برنامه خانم دکتر درآگاهی ضمن معرفی سخنرانان به تلاشهای آنان و تمامی دوستان خانم کاظمی در پیگیری پرونده قتل وی اشاره کرد. سپس شهرزاد ارشدی بعنوان کسی که از نزدیک در جریان چگونگی زندگی استفان هاشمی، پسر زهرا کاظمی پس از قتل مادرش توسط عاملان حکومت اسلامی بوده صحبت کرد. وی که در طول دو سال گذشته استفان را همچون مادری در دنبال کردن پرونده قتل زیبا، یاری کرده است، تجربه دوسال گذشته خویش در رابطه با واقعه زیبا کاظمی و مشاهداتش را بیان کرد. او در سخنانش از جمله گفت: «در جائی خواندم "مرگ مشکوک" زهرا کاظمی و این برایم خیلی دردناک بود، چون زیبا به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید و این امری ثابت شده است. ولی جنایات گذشته در سایه قراردادهای اقتصادی فراموش می شود. پروندهي زیبا کاظمی را خیلی ها از جمله دولت کانادا و دولت ایران تلاش می کنند ببندند. ولی این امکانپذیر نیست چون بخشی از افکار عمومی کانادا خواهان ادامه این پرونده هستند و دیگر این که پسر وی شاکی خصوصی این پرونده است. دولت کانادا تلاش دارد پرونده را به ایران ارجاع کند، چون معتقد است که او ایرانی بوده، اما ما تلاش داریم تا این پرونده در دادگاههای کانادا طرح شود، زیبا هیچ وابستگی سیاسی و گروهی نداشت، حتی با هیچ گروه حقوق بشری نیز کار نمی کرد، فقط یک خبرنگار آزاد بود و مغرور به آنچه داشت و از حق خود نمی گذشت. او آنقدر به حق فردی خود باور داشت که حتی وقتی در زندان او را دستگیر کرده بودند و گفتند می تونی دوربین را آنجا بگذاری و بروی، قبول نکرد. حاضر شد كه فيلمهاش در دوربين از بین برود، ولی جان کسانی را که در فیلم ها بودند به خطر نیندازد. او با فدا کردن جان خود، به همه ما ایرانی ها اجازه داد تا رژیم را به محاکمه بکشیم. من از شما می خواهم فردی به هم کمک کنیم و نگذاریم زیبا فراموش شود . لازم نیست گروهی تشکیل دهیم بلکه کافیست همه ما هر جا که هستیم در این زمینه همکاری کنیم." پس از سخنان شهرزاد ارشدی، فیلمی از شهادت دادنِ دکتر شهرام اعظم نمایش داده شد. در این فیلم ویدئوی، دکتر اعظم مشاهدات خود را بعنوان پژشک بیمارستان ارتشی بقیته الله الاعظم تهران، و شاهد مرگ خانم زهرا کاظمی توضیح می داد. دکتر شهرام اعظم که در مقاله مشترکی که توسط هایده درآگاهی و آرنه روت تهیه شده توضیحات مفصلی در مورد این واقعه و آثار شکنجه داده كه در اكثر مطبوعات اروپايي به چاپ رسيده است، مشاهدات خویش را که بخشی از آن نيز در این فیلم نیز آمده بود دادهاند دکتر اعظم در این مصاحبه می گوید: از آنجا که گزارش رسمی دولت که با همه شاهدان مصاحبه کرده بود و من هم تمام مشاهداتم را گفته بودم سخنی از شکنجه زهرا کاظمی به میان نیاورده بود و در حالی که سراسر جسم این زن سند شکنجه بود تنها اعلام کرده بود که "معلوم نیست جسم سختی به سر اصابت کرده یا سر در معرض اصابت جسم سختی قرار گرفته" دیدم سکوت در برابر آن خیانت به خودم است و تمام مردم و به این ترتیب تصمیم گرفت تا مشاهداتم را به گوش همه جهانیان برسانم به این امید که شهادت او روندی را آغاز کند که به موجب آن کلیه شواهد موجود توسط یک دادگاه بین المللی جمع آوری شود و مورد بررسی و بحث قرار گیرد." پس از نمایش این فیلم پسر زیبا کاظمی، استفان هاشمی که در فرانسه بدنیا آمده و از دو سال پیش فارسی یاد گرفته است، سخنان خود را پس از توضیح کوتاه فارسی، تحت عنوان " عدالت، نه تنها برای مادرم" به زبان انگلیسی شروع کرد، که خانم هایده درآگاهی آن را ترجمه می کرد. او در سخنانش گفت: مادر من"زیبا" نام داشت و او یک عکاس و کارگردان فیلم مستند بود. مثل بسیاری از قربیانیان مذهبی ایران یک روشنفکر بود. تعهدش به هنر و فرهنگ استثنائی بود. مادر من سمبل پرنسیبها و دفاع از حق بود. زیبا هم مثل هر کسی مثل شما در جهان، حقوق اولیه ای داشت که بخاطر آن ایستادگی کرد. بنابراین حاضر نبود در مورد گرانبهاترین هدیه ای که ما در آغاز تولد می گیریم، یعنی حق حیات و حق آزادی بیان کوتاه بیاید. در بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۰۳ کسانی که نمایندگی جمهوری اسلامی را در ایران می کنند، برای بار دیگر جنایتی را علیه بشریت مرتکب شدند. عمال آنها، نمایندگانشان خشونتی را مرتکب شدند که به حیات مادر من خاتمه داد. در طی ۷۲ ساعت دستگیری او، در طی آن چیزی که به آن بازجوئی می گفتند، کاری را کردند که دیدید و قابل اعتمادترین شاهد ما همه چیز را گفت. ( اشاره به شهادت دکتر شهرام اعظم) بر حسب قوانین بین المللی کسانی که بر ایران حکومت می کنند هنوز انسان محسوب می شوند، در حالیکه باید دشمنان بشریت محسوب شوند. دیر یا زود ما آنها را تحت تعقیب قرار خواهیم داد و باید بهای جنایاتشان را بپردازند. چه بعنوان خانواده های کسانی که دچار این مشکلات شدند، چه کسانی دیگری که خواهان عدالت هستند، ما آنها را تحت تعقیب قرار می دهیم. راه زیبا کاظمی در زندگی این بود که تغییراتی را ایجاد کند که ما می خواهیم و امیدوارم آنچه که اینجا گفته می شود بر وجدانهاي ما اثر بگذارد که همه خواهان این مسئله بشوند. من دو سال است که برای اجرای عدالت در حق مادرم مبارزه می کنم. امروز دومین سالگرد مرگ مادر من است. دست می زنیم برای زیبا و گریه نمی کنیم، برای آنکه شجاعت او را پاس داریم. (همه به احترام زیبا به پا خواستند و کف زدند) من می خواهم بگویم حمایت هر چه بیشتری از افراد برای من با ارزش ترین چیز است. این چیزی است که به من بیش از هر چیز انرژی می دهد و مرا در ادامه راه قدرت می دهد. آن روزی که خبر مرگ مادرم را شنیدم، چیز زیادی راجع به سیاست نمی دانستم. پس از گفتگوی تلفنی با مسئولین سفارت کانادا، فهمیدم که شیوه برخوردشان به مسائل چیست. بدون آنکه تردید بکنم، با رسانهها تماس گرفتم و از آن وقت تا بحال با خیلی از آنها کار کردم. علیرغم پرسش مدام و بسیار مفصل رسانه های گروهی، دولت کانادا کوچکترین اقدام موثری تا بحال در زمینه اجرای عدالت در این مورد بخاطر نقض حقوق بشر در ایران انجام نداده است. در طی این مدت، لااقل هزار مصاحبه مختلف داشته ام. و ساعتها پای تلفن با مسئولین مختلف صحبت کردم. مدتها پای کامپیوتر نشستم تا امور مربوط به آن را انجام دهم و مایل ها سفر کردم تا درباره ان صحبت کنم. در این روند تلاشم این بود که جمهوری اسلامی بخاطر جنایتش علیه مادر من و بشریت پاسخگو باشد و عواقب کارش را بپذیرد.
|