|
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهشهاي زنانِ ايرانی در وین)
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 4 از 23
روز دوم روز دوم کنفرانس با پیام خانم گلناز امین شروع شد. وی که مسئول بنیاد پژوهش های زنان است و سالهای سال، به عمر بنیاد تلاش بی شائبه ای را در برپائی این کنفرانسها، پیشبرد مداوم آن و سرانجام چاپ کتاب سالانه بنیاد قرار داده است. او که سخنان خود را با تشکر از میزبانان امسال کنفرانس در وین شروع کرد، در ادامه در تاکید بر تلاش کار جمعی و مبارزه جمعی و شنیدن صداهای دیگر گفت: "زن ايراني در آستانه فصل تازه اي قرار گرفته است. احساس ميكنم كه حالا حقوق خود را بهتر از پيش ميشناسيم. به استقلال خود بيشتر فكر ميكنيم و نميخواهيم آن را از دست بدهيم. آگاه شديم كه براي به دست آوردن حقوق و پاسداري از استقلالمان دست در دست هم مبارزه كنيم. اما احساس ميكنم كه هنوز راه و روش مبارزه دسته جمعي را پيدا نكرده ايم. آنچنان كه بايد و شايد به تنوع و چندگانگي فكر و سليقه كه در جنبش ما وجود دارد احترام لازم را نميگذاريم. برخي صداها را نميشنويم. اين كه اين صدا ــ اگرچه مخالف با صداي ما ــ نبايد خاموش شود و بايد انعكاس پيدا كند، دغدغه ما نيست. به دنبال راه حل همگاني نيستيم. به جاي راه حل راه حذف را انتخاب ميكنيم." وی در رابطه با مشکلی که در راه برگزاری شانزدهمین سمینار وین، به استعفای جمعی از فعالین و میزبانان منجر شد، اضافه کرد" در جريان تدارك اين كنفرانس نحوه برخورد با موضوع اجرا و يا عدم اجراي برنامه زهرا كاظمي ــ كه جان خود را براي آگاه كردن ما از واقعيتهاي جامعه ي ايران در زندان اوين گذاشت ــ نكته اوج روشناش بود. برايم آشكار شد كه هنوز در كار دسته جمعي داوطلبانه و دمكراتيك جا نيفتاده ايم. متوجه نيستيم كه اولين شرط كار جمعي توجه به منافع جمع است. اگر بخواهيم منافع فردي، سليقه فردي و عقيده فردي را به جمع تحميل كنيم، جمع را دچار آشفتگي و اختلال ميكنيم و دست انداز در مسير حركت جمعي به وجود ميآوريم. توجه نداريم كه شرط اول كار دسته جمعي فاش گويي و شكيبايي است. اين شكيبايي از اصول دمكراسي است. دمكراسي كه هدفش همزيستي گرايشهاي مختلف و تعميم حقوق اقليت است و ما زنان كه هميشه در اقليت قرار گرفتيم و هميشه به بهانه راي اكثريت حق مان پايمال شده است بيش از همه بايد به دنبال راهها و روشهايي باشيم كه بتوانيم در كنار هم با محبت، دوستي و شکيبايي كار كنيم و به تفاوت نظرها و ديدگاهها احترام بگذاريم و صدايي را خاموش نكنيم. خلاف اين، كار دسته جمعي را غيردمكراتيك و غير دوستانه و خالي از لطف ميكند و رفتارهاي نادرست و خشن را به همراه ميآورد. فراموش نكنيم كه خشونت شكل ساده شكنجه است. يكي ديگر از اصول كار دسته جمعي پايبندي به اصول و ضوابط است. ما اصول و ضوابط روشن و تدوين شده اي داريم كه در نظام نامه بنياد آمده. اين ضوابط از دل سالها تجربه به وجود آمده است. تجربه به ما نشان داده كه هر وقت ضوابط را زير پا گذاشته ايم دچار آشفتگي و بحران شده ايم. نميتوانم بگويم كه اگر ضوابط كار و اصول دمكراسي را رعايت كنيم ديگر دچار بحران نميشويم. روشن است كه هر تجربه اي مسائل و مشكلات خاص خودش را دارد. بعضي مواقع كار را بسيار دشوار ميسازد و از طرف ديگر هميشه هم امكان اشتباه وجود دارد. ولي به نظر من مهم آن است كه اشتباه را تشخيص بدهيم و به دنبال درست كردن آن باشيم. اگر اشتباه از طرف خودمان سر زده باشد چه بهتر به روشني اشتباهاتمان را با يارانمان در ميان بگذاريم و هر چه زودتر آن را برطرف كنيم. اگر فكر كنيم كه هيچ ايرادي نداريم، اگر نتوانيم به خود نگاه كنيم و كمبودها و اشكالات خودمان را درك كنيم، چگونه ميتوانيم پيشرفت كنيم و موقعيت زن در اجتماع را بهبود بخشيم!" او با تاکید بر فراگیری از تجربیات و درس گیری از اشتباهات گفت:" جنبش زنان بايد بتواند مسئوليت اشتباهاتي كه خود مرتكب ميشود را به گردن بگيرد. در غير اين صورت نخواهد توانست از اين فصل تازه كه در آستانه آن قرار گرفته است سربلند بيرون آيد و به طرف آزادي و رهايي گامهاي بلندتري بردارد. هر كلمه، هر كاري كه ميكنيم و هر قدمي كه برميداريم نه تنها در شكل و محتواي حركت امروزمان تاثير ميگذارد كه در تاريخچه جنبش زنان ايراني باقي ميماند. " "برای زنان ایرانی غیرممکن وجود ندارد" درقسمت بعدی برنامه، خانم فتانه کیانرسی سخنران بعدی خانم هاله قریشی را معرفی کرد. خانم قریشی استاد مدیریت میان فرهنگی در بخش فرهنگ، سازماندهی و مدیریت، در دانشگاه آزاد آمستردام در هلند است. او در سال ۱۹۸۸ فوق لیسانس خود را در رشته مردم شناسی فرهنگی از داشنگاه آزاد آمستردام دریافت کرد و در سال ۲۰۰۱ موفق به اخذ دکترا از داشنگاه نیمیخن در هلند شد. کتابهای راههای بقا، چالشهای پیش رو، زنان ایرانی تبعیدی در هلند و آمریکا را به تحریر درآورد. خانم قریشی سخنان خود را با عنوان "برای زنان ایرانی غیرممکن وجود ندارد"، با اشاره به نقش انقلاب ۵۷، آغاز کرده و به اهم مبارزات زنان پس از انقلاب، شناخت سیمای اجتماعی جدید، مبارزه با کلیشه های جدید در خاورمیانه، پرداخت. وی به زنانی که فعالانه در انقلاب ۵۷ شرکت کرده و به دلیل همین مبارزات مجبور به ترک وطن شده اند اشاره کرد و یادآور شد که آنها در خارج از کشور نمونه مبارزه و تلاش خستگی ناپذیر بوده و جزو موفق ترین ها بوده اند . خانم قریشی از جمله گفت: گرچه خیليها فکر می کنند که کسانی که به اروپا می آیند دچار تحول می شوند، ولی به نظر من تحول درهمان ایران و تجربه انقلاب شروع شد و آنان به حق و حقوق خود آگاه شدند و پس از خروج این تحول ادامه پیدا کرد. سیاست تاثیر زیادی بر هویت زنان ایرانی داشت و در دوران انقلاب اکثر سنتها زیر سوال رفته بود. ازجمله اینکه در اکثر سازمانهای سیاسی، فعالیتها مختلط بود. سیاست، جنسیت را در دوران انقلاب تحت تاثیر قرار داد، و آگاهی جنسی زنان را بالا برد. این اما به این معنا نبود که تفاوت بین زن و مرد از بین رفته بود. ازجمله اینکه در سازمانها اکثرا" مردان به رهبری رسیدند. دگرگونی فرهنگ سنتی نیاز به زمان دارد. " وی همچنین به شکست تابوهای قدرت از جمله قدرت والدین توسط جوانان، و اینکه شور انقلابی، نخبه گرائی را درنوردید و ارکان سنتهای اجتماعی را زیر سوال برد، اشاره کرد: " شک کردن به سنتهائی که ما درازمدت آنها را در درون خود حمل می کنیم. زنان با همه وجودشان معنای داشتن یک صدای اجتماعی را حس کردند، گرچه این دوران بسیار کوتاه بود و از سال ۶۰ بر آن پایان گذاشته شد.... پس از سال ۶۰ بود که این تضاد بسیاری را دچار بحران کرد، گوئی عده ای را به بالای قله برده و بعد به قعر دره رها کنند و امید به آینده روشن را تبدیل به کابوس کرد. این تجربه اما تعیین کننده زندگی آینده ما شد و ما می دانیم که داشتن فضای حرکت چه معنائی دارد و از دست دادن آن چه دردی است. هاله قریشی در ادامه سخنان خود به زنان در خارج از کشور و ارائه نظرش بر اساس تجربه های خویش پرداخت. وی ضمن تاکید بر احترام به نظرات مختلف و تفاوتها و فراموش نکردن درد مشترک و پرهیز از برخورد پرخاشگرانه گفت: " زنان هیچ دستاوردی را بدیهی نمی دانند و کوچکترین موفقیت را ارزشمند می دانند، گرچه این موفقیتها برایشان کافی نیست. زندگی مبارزه ای است برای رسیدن به هدف که اکنون دیگر واقع گرایانه شده، هدف دیگر تغییر جهان نیست، ولی تغییر محیط پیرامون است. تجربه گذشته باعث می شود که زنان با کم راضی نشوند. یک زندگی مرفه کافی نیست و با خوشی شخصی راضی نمی شوند. به حقوق جنسی خود کاملا واقفند و به توانائی خود اعتماد دارند. این موفقیتها البته بدون هزینه نیست. برای این زنان، زندگی همچون مسیر کوهنوردی است که در آن انسانها سختی را تحمل می کنند تا به هدفشان برسند. تنها فرقش اینست که محل قله ثابت نیست و مرتب جابجا می شود و فتح قله غیرممکن. برای این زنان که لحظه ای آرام ندارند که حتی از آنچه بدست آورده اند لذت ببرند، زندگی مبارزه است و دیگر هیچ..."
|