header image
 
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ ايرانی در وین) چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ ايرانی در وین)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23

بنیاد، حتا یک پژوهش ارائه نداده

شهین علیایی زند

س :  همان طور که شما هم شاهد بودید، در این سمینار سه روزه در وین، بحث ها و برخوردهایی بوجود آمد از جمله در مورد سخنرانانِ شرکت کننده از ایران. ممنون خواهم شد که نظر خود را در مورد این سمینار و کم و کیف برنامه ها و برخوردها، برای خوانندگان ما بفرمایید؟

پاسخ‌: در يكي از آخرين روزهاي اسفند ماه 1383، دو زن فرهيخته و عزيز ايراني با قرار قبلي، در خانه مرا زدند و وارد شدند. از ابتداي ورود اين دو زن، متانت و تواضع در رفتارشان بيش از هر چيز ديگري توجه مرا به خود جلب كرد. از اينرو، وقتي به من گفتند كه در اتريش اقامت دارند، در آشپزخانه، به دنبال استكان هاي كمر باريك قديمي گشتم تا با سبك و سياق روزگار پدران و مادران ما، با هم چاي بنوشيم و مقدم اين دوستي را با شيريني قند متبرك كنيم.
زماني نگذشته بود كه حلاوت قند، با شور و شعف و عشق بيكران هر سه ما به ايران عزيزمان، در هم آميخت و محفل ما را رمز و راز و رونق ديگري بخشيد. در اين زمان،  يكي ازدو زن - فريمهر همايوني – رشته كلام را به دست گرفت و حيرتش را از دستاوردهاي چند ساله گذشته زنان ايراني به ترسيم كشاند. او، به هنگام سخن گفتن به لبه‌ي صندلي مي خزيد و آنگاه كه كلامش در توصيف و احترام به زنان تلاشگر ما به اوج  مي‌رسيد خودش نيز بر روي صندلي نيمه خيز مي‌شد. تو گويي كه او خود مردد است كه آيا بايد در زمان بر شمردن اين همه ايستادگي و بالندگي بنشيند و يا به احترام، به پا خيزد.
در اين ميان، حال و هواي زن ديگر- پريچهر تاج محرابي- نيز به همين صورت بود. او كه از نگاهش، شورو شعف جرقه مي زد، مكرر بيان مي داشت كه "من به دوستان و اطرافيانم در خارج از ايران گفته‌ام كه چه نشسته‌ايد كه حركت‌ها و جنبش ها در ايران است. واقعاً كه پيشرفت ها و حركت ها در ايران تحسين بر انگيز است."
در چنين فضايي بود كه من براي ايراد سخنراني در شانزدهمين كنگره‌ي "بنياد پژوهشي زنان ايران" ، به وين دعوت شدم. بنيادي كه بعد‌ها و طي جست‌وجوهايم در وين، متوجه شدم كه عليرغم آنكه به نام مبارك "پژوهشي" مزين شده و شانزده سال نيز از بدو تأسيس آن مي‌گذرد، اما تا به حال حتا يك پژوهش ارائه نداده و تنها به چاپ مقالات سخنرانان در همايش سالانه‌اش بسنده كرده است. نكته قابل تأملي  كه از نظر من، سر نخ بسياري از مسائل موجود در بنياد است. نكته قابل تاملي كه انگيزه‌ي  شكل گيري بنياد را به زير سؤال برده و آن را به سختي به چالش مي كشاند.
در اينجا، لازم به تذكر است كه من نيز،  همانند بسياري از شما پانزده سال از حساس‌ترين سال هاي عمرم را در مغرب زمين گذرانده ام. من نيز در كلاس‌هاي درس دانشگاه‌هاي ايالات متحده نشسته و تمامي مدارك تحصيلي ام را از آنجا كسب كرده ام. من، در همان سرزمين آموختم كه پژوهش به معناي" ديدن" است." ديدن" در عمق وجود. "ديدن" با انگيزه‌ي كشف و "ديدن" با چشمان و نگاهي بدون هر گونه تعصب و تمايلات فردي، قومي و يا سياسي. 
اينجاست كه وقتي من، به تماشاي مصاحبه ي يك زن پژوهش‌گر سياه پوست كنيايي با يك مصاحبه‌گر BBC ، مي نشينم از شنيدن سخنان عميق اين زن، عرش را سير مي كنم. در اين مصاحبه كه پيرامون ترافيك و قاچاق كودكان از افريقا به مغرب زمين است، مصاحبه گر با شماتت از زن سؤال مي كند كه شما در اين زمينه چه كرده‌ايد؟ زن، ضمن برشمردن فعاليت هاي خود و همكارانش اضافه مي كند كه ما در كنيا، آنچه در توان داريم را براي مقابله با اين رويداد به كار خواهيم گرفت به شرطي كه شما نيز در جهان غرب دست از تقاضاي خود در اين راستا برداريد. او اضافه مي كند كه مسئله ترافيك كودكان، يك مسئله جهاني است كه بر پايه‌ي عرضه و تقاضا استوار است. بنابراين، شايسته است كه هم ما با عرضه‌ي اين پديده مقابله كنيم و هم شما در مغرب زمين ريشه ي تقاضا را بخشكانيد.
من در اينجا از شما سؤال مي كنم كه آيا گفته‌ي اين زن جهانديده و ژرف نگر، بدين معناست كه او مي خواهد بر روي مسائل جاري كشورش كنيا، سرپوش بگذارد؟ هرگز!
از نظر من، اين زن يك محقق تمام عيار است. محققي كه تمام توانش را براي يك روشن گري همه جانبه به كار گرفته است. او به طور حتم داراي يك  جهان بيني است و اين جهان بيني او را با زيبايي تمام، از دنياي ساده انديشي رهانيده است.
مسئله ي روسپي‌گري زنان نيز، به همين صورت است. روسپي‌گري يك پديده‌ي چهار هزار ساله است. بنابراين، به طور حتم من كه در زماني كه همه زبان در غلاف داشته‌اند مقاله‌اي تحت عنوان"روسپي‌گري، اوج مظلوميت زن و ستمگري جامعه" مي‌نويسم و در مقابل مسئولين مي‌ايستم و در جامعه تحولي در نگاه به اين زنان ستمديده پديد مي آورم، مي دانم كه اين پديده را بايد از نگاه بومي، تاريخي و جهاني مورد ارزيابي قرارداد.
من مي دانم كه نگاه كردن به اين پديده، تنها در آينه تاريخ 25 ساله‌ي اخير اشتباه است و من به اين اشتباه تن نمي دهم. حال مي خواهد كه اين تصميم كسي را گله مند بكند يا نكند! بگذريم از آنكه،  من تصور مي كنم كه اگر جو، از ابتدا اين همه متشنج نبود، شركت كنندگان نيز، با آرامش بيش‌تري مي نشستند و با تعمق بيشتري به رويداد ها نگاه مي كردند و گوش فرا مي دادند. كمااينكه از زمان بازگشت من هفته‌اي نيست كه تلفن‌ها و نامه‌هاي بيشماري از جانب بسياري از زنان شركت كننده در اين كنفرانس دريافت نكنم. زناني كه در كمال دگرگوني و خلوص برخاسته اند تا مرا در راستاي مبارزاتم ياري رسان باشند.
در خاتمه، متذكر مي شوم كه عليرغم مشكلاتي كه شما مي شنويد و ما نيز، با تمام رگ‌ها و استخوان هايمان آنها را احساس مي كنيم، جامعه ي ايران دچار يك تحول و دگرگوني عظيم و غير قابل انكار است. تحولي كه در آينده‌اي نزديك، تاريخ به هنگام ترسيم آن، بر خود خواهد لرزيد. در اين ميان جنبش زنان، از همه ملموس‌تر، از همه كارسازتر و از همه توانمند‌تر است. جنبشي كه البرزوار سربلند كرده و ايستاده است. جنبشي كه از بطن جامعه و از ميان مردم برخاسته و خود را وام دار هيچ نهاد، فرد و يا جناحي نمي داند. شما هم، ما را باور كنيد!


مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.