|
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهشهاي زنانِ ايرانی در وین)
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 14 از 23
اختلاف نظر جديِ سياسي
هايده درآگاهي
پرویز قلیچ خانی: خانم درآگاهي خسته نباشيد و تشكر از اين كه در اين جو متشنج، اجازهي مصاحبهي كوتاهي به من داديد. اولين سئوالم در مورد چگونگي انتخاب خانم زاهدي و اولياييزند به عنوان سخنران از ايران است؟ هايده درآگاهي: اختلافاتي كه در مورد انتخاب سخنرانان در جريان برگزاري شانزدهمين كنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان ايران، بين هيئت هماهنگي بنياد و كميتهي محليِ سخنراني پيش آمد و تا درون كنفرانس، در برخورد به نظرات دو نفر از سخنرانانِ شركت كننده از ايران ادامه پيدا كرد، بازتابي از شرايط كنونيِ سياسيِ حاكم بر جنبش زنان ايران است. نظر به اهميت سياسي مسئلهي زنان در ايران، اين كنفرانسها، به مثابهي يك پلاتفرمِ نظري سيّال و آزاد حول مسئله زنان، و رشد آنها به صورت بزرگترين گردهمايي سياسي سالانهي ايرانيان در خارج از كشور، با حضور شركت كنندگاني از داخل، مستقل از احزاب و سازمانهاي سياسي تا جناحها و گرايشهايي از دولت اسلامي، سالهاست كه توجه سازمانها و گروههاي اپوزيسيون را از طرفي و جمهوري اسلامي ايران را از طرف ديگر به خود جلب كرده است. تلقي بخشهايي از اپوزيسيون چپ خارج از كشور از بدو پا گرفتن كنفرانس پژوهشها و شيوههاي برخوردشان به آن بيشتر به منزلهي يك حركت رقيب بوده كه نيروهاي بالقوه يا بالفعلِ متعلق به آنها را هرز و به بيراهه ميبرد. به همين دليل برخوردها يا مشكوك و تحريم كننده بوده و يا تلاش شده كه با الگوبرداري از آن و ايجاد بديل، نيروهاي شركت كننده در آن را به خود جلب كنند. و اما در رابطه با دولت اسلامي، اولين تلاش حدود ده سال پيش كوشش براي تحت كنترل گرفتن اين گردهماييها از طريق پيشنهاد كمك مالي به مسئول بنياد بود. اندكي قبل از برگزاري كنفرانس پانزدهم در برلن ما با پيشنهاد انتقال كنفرانس شانزدهم به تاجيكستان مواجه شديم كه با توجه به شرايط سياسيِ تاجيكستان متضمن ريسك امنيتي و جاني براي بسياري از سخنرانان و شركت كنندگان بود. كنفرانس شانزدهم در وين هم ميتوانست در بهترين حالت، اگر هوشياري هيئت هماهنگي و تعدادي از برگزار كنندگان ثابت قدم در وين نبود، به ظرفي خالي از محتوا و از نظر سياسي خنثي تبديل شود و از نظر محتوايي در واقع كنفرانس پاياني بنياد پژوهشهاي آن به آن صورت كه در سالهاي اخير بوده باشد. برگزاري يك كنفرانس بينالمللي با ابعاد كنفرانس پژوهشها يك كار تخصصي است كه لازمهاش هزينهي گزاف و يك نيروي كاري حرفهايست. كنفرانسهاي بنياد كه هر ساله توسط يك گروه داوطلب جديد بدون هيچ چشمداشت و حتا توقع قدرداني، فقط با انگيزهي دلبستگي به امر زنان برگزار ميشود هر بار كم و كاستيهايي داشته كه تلاش شده از كانال انتقال تجارب به حداقل برسد. تشكيل يك گروه هماهنگي قدمي در اين راستا بود. مشكل گروه برگزار كنندهي امسال از نظر فني، ضعف تمرگز و انسجام تشكيلاتي بين يك گروه كاري بزرگ و گاه به گاه متغير بود، هر چند كه در اولين جلسهي مشترك ما در اكتبر 2004 در وين، بر اهميت و كارآيي يك گروه كوچك تصميم گيرنده تأكيد شده بود. در همين جلسه گروههاي كاري منجمله گروه سخنراني انتخاب شده بودند و پيشنهادهاي مهم كه در مورد تم رسيده بود مورد بحث قرار گرفته بود. در مورد انتخاب تم، براي كساني كه با روال كار بنياد آشنا نيستند بايد بگويم كه معمولاً موضوعات مورد نظر از طرف شركت كنندگان كنفرانس قبلي يا فعالين جنبش زنان به هيئت هماهنگي و كميتهي برگزار كنندهي محلي پيشنهاد ميشود و با توجه به اين كه از بين موضوعات پيشنهاد شده كدام يك به تشخيص آنها به واقعيات زنده و حاد جنبش زنان مربوط ميشود و علاوه بر آن، تا چه حد مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته، تمي انتخاب ميشود. به دنبال مشخص شدن تم و اعلام بيروني آن، متخصصين و فعالين علاقمند تا موعد معين شده، خلاصهاي از بحثشان را براي كميتهي سخنراني ميفرستند، و همهي اين خلاصهها را ميخوانند و در همكاري و هم نظري با هيئت هماهنگ كننده در جلسهي مشترك سخنرانان سال بعد انتخاب ميشوند. علاوه بر تازه بودن بحث و مربوط بودن كامل آن با تم، همواره تلاش ميشود محققين و فعالين جديد و تازه نفس به جاي چهرههاي شناخته شده و جافتادهتر انتخاب شوند. امسال، در جريان برگزاري كنفرانس شانزدهم ما براي اولين بار طي حيات بنياد با اختلاف نظر جديِ سياسي در مورد محتواي نظري كنفرانس مواجه شديم. خلاصهها خيلي دير و تقريباً همزمان با سفر ما به وين به دستمان رسيد و متوجه شديم كه برخلاف سنت بنياد، اعضاي كميتهي سخنراني در سفري به ايران در انتخاب سخنرانان به اصطلاح نسل اول از ايران پيشدستي گردهاند. در اين جلسه خانم گلناز امين شركت نداشتند و قرار بود از طريق تلفن در جريان قرار بگيرند. من هم نميتوانستم بيشتر از يك شب در وين بمانم. نهايتاً ما با دو تن از سخنرانان كه از خلاصهي ارساليشان به نظر ميرسيد اطلاعاتِ آگادميكشان ميتواند به غناي مباحث حول تم كنفرانس كمك كند با اعضاي كميته ي سخنراني به سازش رسيديم. موضوع بعدي كه در اواخر اين جلسه از طرف من مطرح شد و بحث حول آن به روز بعد محول شد طرح اطلاعات جديد در مورد قتل زهرا كاظمي ژورناليست و عكاس ايرانيِ كانادايي در زندان اوين، با شركت پسر ايشان و خانم شهرزاد ارشدي از كانادا بود. اين مسئله به عنوان يك موضوع بحث قبلاً از طرف يكي از داوطلبين در خلاصهيي به كميتهي سخنراني فرستاده شده بود و ضمن صحبت و رد و بدل كردن نظرات با ديگر اعضاي هيئت هماهنگي به اين نتيجه رسيده بوديم كه طرح آن از طرف اين دو نفر اصوليتر است. به هر حال در جلسهي روز بعد با حضور خانم شهين نوايي، اعضاي كميتهي سخنراني با اين موضوع شديداً مخالفت ميكنند. مقدم بر همه، پافشاري خانم گلناز امين مسئول بنياد بر طرح مسئله از زاويهي اهميت آزادي بيان و نظراتشان كه «نميگذاريم از تهران اينجا در وين چادر سرما كنند»، و اصرار كميته ي سخنراني (در بدو امر از موضع غير دموكراتيك بودنِ پافشاري هيئت هماهنگ كننده) برحذف اين بخش از برنامه، برگزاري كنفرانس را دچار بحران كرد. خانم گلناز امين اعلام كردند كه براي آن كه براي اعضاي كميتهي سخنراني در سفرهاي آتي به ايران اشكالي ايجاد نشود، ايشان حاضرند در شروع كنفرانس رسماً اعلام كنند كه اين بخش برنامه با مخالفت كميتهي سخنراني، و به مسئوليت بنياد و هيئت هماهنگي در برنامه گنجانده شده است. اما اين پيشنهاد مورد تأييد كميتهي سخنراني كه همچنان بر مخالفت خود مصر بود، قرار نگرفت و اعلام كردند كه در جلسهي عمومي با كليهي اعضاي كميتهي محلي با 19 رأي موافق نظر خود (در مقابل 4 رأي كه خواهان ادامهي كار و گنجاندن بحث مربوط به زهرا كاظمي در برنامه بودند) استعفا خواهند داد. پيشنهاد شد كه همگي در يك بحث ميزگزد كامپيوتري شركت كنيم شايد به نتيجه برسيم. اعضاي كميتهي سخنراني در اين بحث شركت نكردند و تاريخ ديگري را هم پيشنهاد نكردند. از آنها كه شركت كرده بودند بعضي مسايل دموكراتيك مربوط به شيوهي عملكرد بنياد را در اين مورد مطرح ميكردند و بعضي نگران جو سياسيِ محافظهكارانهي موجود در وين بودند. نهايتاً اعضاي كميتهي سخنراني در نامهيي به سخنرانان دعوت شده به كنفرانس استعفاي خود را به دليل مسايل امنيتي مربوط به اصرار بنياد در گنجاندن برنامهيي حول خانم زهرا كاظمي خبرنگار كاناداييِ ايراني، كه ضمن سفر به ايران « به دلايل نامعلومي جان خود را از دست داده» اعلام كردند. اين جريان وقتگير فرصت بسيار كمي براي كساني كه مايل به برگزاري كنفرانس بودند باقي گذاشته بود. دوستم خانم شهين نوايي گفتند حالا كه كار به اينجا كشيده، شايد بتوانيم كسان ديگري را از ليست رزرو سخنرانان انتخاب كنيم، اما با توجه به كمي وقت چنين چيزي امكان نداشت. پايداري دوستاني كه اين كار عظيم را در چنين مدت زمان كوتاهي به عهده گرفتند و در همكاري مداوم با ما امور ريز و درشت را به پيش بردند، برگزاري كنفرانس شانزدهم را عملي كرد. دين آنان به گردن همهي فعالين زنان فراموش ناشدني است. ضمناً اندكي قبل از برگزاري كنفرانس اعضاي كميتهي سخنراني و چند نفر ديگر از مستعفيان ضمن نامهيي گفتند كه قصدشان به هيچ وجه اخلال در برگزاري كنفرانس نبوده و مايلند روز دوشنبه بعد از پايان كنفرانس با ما نشستي داشته باشند. ما فكر كرديم درستتر اينست كه در جلسهي پاياني كنفرانس بعد از ظهر يك شنبه در ارزيابي از كار كنفرانس شركت كنند تا همهي اين مسايل به طور علني و در حضور همهي شركت كنندگان طرح شود و همينطور هم شد. س: عليرغم اعتراضات شديد شركتكنندگان به انتخاب و محتواي سخنرانانِ شركتكننده از ايران، نظر شما در مورد شانزدهمين كنفرانس بنياد چيست؟ درآگاهي: به نظر من اين كنفرانس از دو زاويه، بسيار موفق بود: اول اين اصل كه در زمينهي بيانِ حقايق، بنياد پژوهشهاي زنان ايراني حتا به قيمت برگزار نشدن اين يا آن كنفرانس، حاضر به سازش نيست يكبار براي هميشه جا افتاد و تثبيت شد. گروههاي محلي كه داوطلب برگزاري كنفرانس ميشوند همواره به دليل همين كيفيت بنياد، اين بار سنگين را به دوش گرفتهاند و در آينده هم جاي هيچ ابهامي در اين زمينه نخواهد بود. اما لابد به ما خرده خواهند گرفت كه پس چرا مدافعين چنين سرسخت آزادي بيان، اجازه دادند جمع حضار به گفتههاي يكي از سخنرانان ايران، خانم شمسالسادات زاهدي، چنان برخورد كنند كه جلسه متشنج شود؟ دليل فني اين مسئله به نظر من زائيده اين اشتباه بود كه به خواست سخنران تقريباً همهي وقت به ايشان داده شد و نتيجتاً جمع از نيمه وقت كه به نظرات حضار تخصيص دارد محروم شد و فرصت برخورد به نظرات ايشان را پيدا نكرد. وقتي خانم گلناز امين به خاطر اين مسامحه از جمع پوزش خواست و وقت اضافي داده شد، جلسه چنان دستخوش هيجان شده بود كه امكان اظهار نظر پخته و تحليلي از دست رفته بود. البته حتماً در بين حضار همواره كساني هستند كه فقط مايلند پژواك نظرات خود را از دهان سخنران بشنوند، اما سنت كنفرانسهاي بنياد كه به گواه تاريخچهاش ميزبان و بلندگوي وسيعترين ظيف نظرات در زمينهي مسايل زيادي بوده است جز اين است. نظرات پيشرو و منطقي در برابر مواضع ارتجاعي و شيادانه بازندهي واقعي جلسات متلاطم و به همريختهاند؛ چون در چنين جوّي فرصت اقناع و تأثير گذاري بر اذهانِ باز و منصف از بين ميرود. اغلب از گوشه و كنار شنيده ميشود كه بنياد پژوهشهاي زنان ايران، تحت نفوذ چپهاست. حقيقت اينست كه شدت زن ستيزيِ ساختاري در ايران اسلامي جاي زيادي براي نشستن بين دو صندلي باقي نگذاشته و كساني كه خواهان حفظ سيستم سياسي در ايران با اصلاحاتي در مورد مسئلهي زناناند بايد از استحكام متدولوژيك و منطق تحقيقي بسيار بالايي برخوردار باشند تا چيزي براي ارائه كردن داشته باشند. متأسفانه سخنراني خانم شمسالسادات زاهدي - در مورد دلايل قرار نگرفتن زنان در مواضع تصميمگيري و مديريت- ؛ و خانم شهين اوليايي زند - در مورد فحشا- كه ميكوشيدند اين مسايل محوري را بدون اشاره به چارچوب سياسي و قانوني، و فرهنگياي كه به آنها ميدان ميدهند ارائه كنند جز بيان پارهاي بديهيات، چيزي به جمع نميداد و من هم مثل اغلب شركت كنندگان با شنيدن صحبتهايشان خودم را مقبون حس كردم. البته طبعاً گناه اين مسئله را كه به عنوان كسي كه در جلسهي انتخاب سخنرانان حضور داشت و لااقل بعد از انتخابها در مورد كار آنان تحقيق نكرد تا بتواند انتخاب را با شركت دادن اين دو سخنران در ميزگردي در كنار افراد صاحبنظر و مطلع جبران كند به گردن ميگيرم. موفقيت دوم كنفرانس شانزدهم بنياد در شكستن جوي بود كه بسيار از همكاران مستعفي در وين در موردش به ما هشدار ميدادند. اجراي برنامهي مربوط به خانم زهرا كاظمي نشان داد كه حقايق را، حتا در وين محافظهكار، ميتوانم به صراحت بيان كرد بي آن كه آسمان به زمين بيايد يا كسي آسيب ببيند. تشكر هيئت هماهنگي و ديگر دوستان برگزار كننده از همكاران مستعفي كه كار را به مدت 10 ماه به پيش برده بودند و قدرداني جمعيت از آنها به روشني نشان داد كه نيت هرگز نيتِ برتري جويي يا محكوم كردن نبوده است. آن چه در پايان همگي با آن به توافق رسيديم تنظيم يك اساسنامهي روشنتر و منسجمتر از آنچه داريم، و تعيين گروههاي ثابت براي انتخاب سخنران و فعالين هنري است كه كار بلافصل ما بعد از كنفرانس وين تا تشكيل كنفرانس هفدهم در مونترآل است.
|