header image
 
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ ايرانی در وین) چاپ
پرویز قلیچ خانی   
رفتن به
به مناسبت ۸ مارس (کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ ايرانی در وین)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16
صفحه 17
صفحه 18
صفحه 19
صفحه 20
صفحه 21
صفحه 22
صفحه 23


باید عهدهدار پژوهش در امور زنان بود

فریمهر همایونی

سر دبیر محترم مجله آرش
ضمن سپاس از شما که با صبر و حوصله فراوان برای ما فرصتی به وجود آوردید تا بتوانیم نظراتمان را بیان کنیم.
و اما پاسخ من‌:
قبل از پاسخ بجاست که بگویم هر حرکت و یا مبارزه ای مسائل خود را در بر دارد‌. چقدر خوب است که انسان‌ها بتوانند با مسائل برخورد کرده، از آنها برای باروری حرکت بعدی استفاده کنند. خود من سالیان سال در کنفرانس های بنیاد شرکت کرده ام و پشتیبان آن بوده ام؛ هم‌چنین جامعه مستقل زنان در وین مهماندار چهارمین دوره کنفرانس بنیاد بود. امسال هم از جامعه مستقل زنان ، دوستان و زنان دیگری که عضو جامعه نیستند ولی از زنان فعال و پیشرو  و با طرز تفکرهای مختلف جامعه وین هستند، دعوت شد که مهماندار شانزدهمین کنفرانس بنیاد باشند؛ با شور و مشورت با دوستان این مهم را بر عهده گرفتیم و در گروه‌های کاری مختلف مشغول به کار شدیم و نه ماه تمام در کنار و دوش به دوش هم حرکت کردیم.
از مشکلات اصلی ما در این مدت، برقرای ارتباط با بنیاد بود ؛ متاسفانه، مسئول رابط و نماینده بنیاد در وین بعلت عدم کارایی به هر دو طرف لطمه زد و باعث از میان رفتن اعتماد اولیه از دو طرف شد. اما از آنجائیکه ما به توان انسان ها معتقد هستیم، همواره چشم پوشی کردیم و بر این باور بودیم که کار در نهایت به ثمر خواهد رسید و در تمام این مراحل به کار ادامه دادیم...
تا بالاخره جلسه نهایی تصمیم گیری در وین تشکیل شد و در آن سه نماینده بنیاد از وین و دو کشور دیگر  حضور داشتند؛ همه کارها و برنامه ها مرور شد و سخنرانان پیش‌نهادی تصویب شدند و همه کارهای کمیته های مختلف بعد از بحث و تبادل نظر، مهر تائید گرفتند. و بالاخره در روز دوم این جلسه و در مرحله آخر صحبت از برنامه خانم زهرا کاظمی شد و بسیار دیر؛ چراکه تمامی برنامه های کنفرانس مشخص و تنظیم شده بود.
بعد از صحبت در ادامه همان جلسه و رأی گیری از اعضاء، و هم‌چنین در جلسه ای که جامعه مستقل زنان به صورت جداگانه داشت، چهار نظریه جمع آوری شد: - بخاطر حفظ امنیت سخنرانان دعوت شده از ایران، این برنامه نباید اجرا شود و یا حداقل به آنها اعلام شود تا خود در مورد حضور و یا عدم حضور در کنفرانس تصمیم گیرنده باشند.
- این کنفرانس یک گردهمایی پژوهشی است و باید در آن با مسائلی برخورد کرد که در حد کندوکاش در مسائل زنان باشند.
- با مطرح شدن این مسئله در کنفرانس تنها بیان مطلب شده است.  بهتر است که این برنامه در جریانی به موازات کنفرانس و در سالنی دیگر با حضور سازمان های بین المللی و تحت عنوان حقوق بشر ، سازمان عفو بین الملل، روزنامه نگاران بدون مرز و ... برگزار گردد تا انعکاسی بین المللی داشته و اثر ساز باشد؛ بتوان به سازمان های بین المللی نامه نوشت و خواستار رسیدگی به مسئله گردید.
- عده ای نیز موافق آن بودند.
در پایان ولی گنجاندن این برنامه در برنامه های کنفرانس، با عدم موافقت دوستان مواجه شد و این نظر همراه با پیش‌نهاد بند سوم، به بنیاد و نماینده آن ابلاغ گردید.- و از دید ما باید به این نظر احترام گذاشته می شد خواه صحیح بود و خواه غلط، این نظر تصمیم و نظر اکثریت اعضا بود و باید نظر اکثریت تامین می شد.- اما در نهایت بی انصافی شاهد بودیم که در طول سه روز کنفرانس بطور دائم از این مخالفت ما سوء تعبیر گردید و ما را به طور کل مخالف اجرای برنامه خانم کاظمی نشان دادند. در کنفرانس از خانم " گلناز امین" پرسیدم که چرا اطلاعات غلط می دهید؟ ما که هنوز با هم صحبت نکرده ایم؟  ایشان گفتند:" بلندگو دست ماست...!!" – نشانه ای دیگر از دموکراسی!-  و در روز دوم کنفرانس در حالیکه روی تمام نصیحت های دوستان به ما بود به ایشان گفتم :" خانم عزیز چرا ما باید همیشه دیگران را نصیحت کنیم و حق با ما باشد. یک بار هم این پیام را برای دوستان خودتان بخوانید و فکر کنید شما هم باید این مسائل را رعایت می کردید و نکردید!" 
در نهایت اما شاهد آن بودید که علیرغم موافقت ما این برنامه اجرا شد و شاهد آن وضع بودید و چه حیف ! فقدان  انعکاس این مطلب در مطبوعات حداقل کشور اتریش، بیانگر این عدم موفقیت بود.
هدف من تضعیف و یا رد کردن فعالیت های بنیاد پژوهش نیست، اما متاسفانه برنامه بنیاد تنها مطرح کردن مسائل بدون نتیجه گیری صحیح و منطقی از آن است. بعنوان مثال در کنفرانس پاریس - یکی از بهترین برنامه های بنیاد – گردهمایی زنان زندانی سیاسی با تفکرات مختلف از مذهبی تا سیاسی بود و حداقل هشتصد شرکت کننده شاهد این سمینار بودند.  اما حتی یک فراخوان برای آزادی زنان سیاسی‌، یک خواست و یا یک امضاء که انعکاسی در محافل بین المللی داشته باشد وجود نداشت. چرا؟؟
من بنیاد را به دور از خصلت پوپولیست و شهرت طلبی می دانم در غیر اینصورت وای بر ما !
متاسفانه همانطور که در بالا اشاره کردم در رابطه با برنامه خانم کاظمی تنها  نیمی از حقیقت گفته شد و طرح تکمیلی ما را کتمان کردند. این روشن است که آنچه بروز مشکل گردید نه موضوع برنامه در مورد خانم زهرا کاظمی، بلکه برخورد مشکل آفرین بنیاد و نماینده آن به تصمیمات و عملکرد کمیته محلی سابق است.
ایراد دیگری که در این رابطه به ما وارد گردید این بود که ما در متن نامه خود به سخنرانان، مرگ خانم کاظمی را "مشکوک" عنوان کرده ایم! در حالیکه ما هرگز در هیچ نامه ای از این کلمه استفاده نکرده ایم ؛ بلکه کلمه " نامعلوم" را بکار برده ایم . منظورمان نیز از عنوان این کلمه بسیار واضح می باشد: هنوز با گذشت مدت زمان نسبتاً زیادی از مرگ خانم کاظمی مشخص نگردیده است که چه ارگانی مسئول مرگ ایشان بوده است و مرگ ایشان در پرده شایعات و ابهامات بسیاری قرار دارد. از اینرو بکار بردن واژه "نامعلوم"  کاملا منطقی به نظر می رسد.
و اما فقدان دموکراسی!
باید اذعان کنم که همکاری با بنیاد برای برگزاری این کنفرانس را با دیدی ناکامل آغاز کردم چرا که با خواندن اساسنامه بنیاد، با این بند مواجه می شویم که یکی از شرایط کار برای برگزاری کنفرانس داشتن حق وتوی مسئول بنیاد، خانم گلناز امین ، می باشد؛ خانم امین طی جلسه ای اعلام داشتند که من این حق را دارم و تا کنون از آن در هیچ کنفرانسی استفاده نکرده ام. ما نیز با اعتماد به این گفته ایشان کار را آغاز نمودیم.
پر واضح است که این حق کاملا متضاد با هرگونه شیوه دموکراسی و فعالیت جمعی در فضای دموکراسی می باشد.  ما به درستی با توشیح ملوکانه در زمان پهلوی و شورای نگهبان جمهوری اسلامی سر به مخالفت بر میداریم و متاسفانه در این مورد سکوت اختیار کرده و آن را عین دموکراسی می دانیم و با این حربه وتو که عین دیکتاتوری است برای حفظ دموکراسی مبارزه می کنیم! با نگاهی کوتاه در روند کار تدارکات می توان به عمق فاجعه پی برد:
از طرف بنیاد کمیته ای به نام کمیته تصمیم گیری از پنج نفر مسئولین کمیته های سخنرانی، تبلیغات و انتشارات، هنری، تدارکات و مالی تشکیل شد. اما در برنامه بنیاد پژوهشی کمیته تصمیم گیری شامل افراد فوق و مسئولین پژوهشی و خانم امین می باشند.
در تبصره ای در همین جا بیان گردیده که تغییر و جایگزین کردن مسئولان در حین کار امکان پذیر می باشد و همچنین اینکه خانم امین دارای حق وتو می باشند.
در همین رابطه، به نامه ای که خانم امین در تاریخ 12/5/ 2005 در پاسخ به رای منفی کمیته محلی به افزودن برنامه خانم کاظمی دادند اشاره می کنم: در بند چهارم این نامه ایشان متذکر شدند:" در تمام موارد بنیاد یک رای دارد و هر عضو یک رای. تصمیمات باید به رای کمیته تصمیم گیرنده و تمام اعضا آن باشد. در هیچ مورد، تصمیم گیری شخصی چه قبل، چه در حین وچه بعد مورد تائید بنیاد نمی باشد و همه تصمیمات باید به تصویب بنیاد برسد."  صرفنظر از تناقض و نامفهوم بودن جملات فوق، نکته اساسی همان تاکید بر حق وتو و پیاده کردن آن در عین دیکتاتوری است. اگر خانم امین این جملات را کمی مورد تعمق قرار دهند حتما در این مورد تجدید نظر خواهند کرد.* همچنین نماینده ایشان در وین به ما چنین تفهیم کردند که این برنامه چه بخواهید و چه نخواهید باید اجرا شود.
و در بندی دیگر نوشته اند که موافق هستند اسم جامعه برداشته شود چرا که سیاسی نیست! و باور ما از داشتن حرکتی مشترک در کنار بنیاد به این تبدیل شد که سربازانی مطیع اجرای احکام بنیاد باید باشیم !
نحوه برخورد بنیاد نه در شکل و نه در محتوی کار با جوهر دموکراسی هماهنگی ندارد. اینگونه برخوردها مبین آن است که عده ای- بدون در نظر گرفتن کمیت آنان – خود را فراتر از اشکال منطقی دموکراسی می دانند  و گویا برای پیشبرد امر زنان که بخشی از حیات دموکراسی جهانی است دست به ابزار اراده شخصی زده و ادعای پیاده کردن دموکراسی را دارند.
و اما درباره‌ي نحوه انتخاب سخنرانان:
تا کنون روال کار بنیاد بر این بود که سخنرانان در‌پاسخ یک‌فراخوان خود را داوطلبانه معرفی می کردند
و شرکت خود را اعلام می داشتند و کمیته از بین داوطلبین، سخنرانان مد نظر - که از محققین و فعالان در امور زنان هستند- خود را انتخاب می نمود.
اینبار اما کمیته سخنرانی در وین تصمیم گرفت که در صورت امکان دو سخنران از ایران دعوت کند. در همین راستا سعی براین داشتیم که محققین و صاحب نظران را در رابطه با  موضوع سخنرانی بشناسیم ، محققین معمولاً با دعوت در یک کنفرانس و یا سمینار شرکت می کنند.
با روزنامه‌ها و مجلات و فصل نامه‌های مختلف تماس حاصل کرده، بعضی‌ها اسمی را در اختیار ما گذاردند و اشخاصی را معرفی کردند و یا خواستار پست الکترونیکی بنیاد شدند و گفتند آدرس را در اختیار دوستان خود قرارمی‌دهند واگر آنها خودشان مایل بودند تماس خواهند گرفت. باهر کس تماس گرفتیم اولین سئوال این بود که این کنفرانس مثل کنفرانس برلین که نیست و همه خاطره بسیار بدی داشتند و صحبت زیاد در این رابطه بود...
هشت مارس بود و اولین کتابخانه زنان در تهران افتتاح می‌شد،  به محل کتابخانه رفتیم و خوشبختانه خیلی از زنان دست اندرکار را آنجا ملاقات کردیم از جمله خانم‌ها شهلا لاهیجی، نوشین احمدی خراسانی و ...
خیلی ها اعتقاد داشتند که کار فقط در ایران است و فرصت  برای کار در ایران بسیار تنگ است.  یکی از زنان می‌گفت بعلت تهدید فراوان با پست الکترونیکی کاری ندارند و تلفن خود را داد. خانم شهلا لاهیجی در کتابخانه زنان بمناسبت هشت مارس پیامی داد، در حالی که دو روز پیش از آن با پرتاب کوکتل مولوتف به داخل انتشارات روشنگران در تهران خسارت زیادی به انتشارات وارد شده بود. فعالیت در ایران با مشکلات و دشواری‌های زیادی روبرو است. فعالین در ایران تحت فشارهای زیاد و تهدید های فراوان فعالیت می کنند و وظیفه سنگینی بر دوش دارند، باید دستشان را فشرد بجای آنکه آنها را وابسته دید.
با تحقیقات و جستجوی بی شمار، آدرس‌ها در مورد موضوع " استتثمار جنسیتی" به خانم دکتر علیائی زند استاد دانشگاه علامه طباطبائی ختم شد، قبل از ایشان فقط دو نفر تحقیق مختصری انجام داده اند و خانم دکتر علیائی زند تنها شخصی است که در این رابطه تحقیق بسیارجامعی ارائه داده و نتیجه کار و تحقیق ایشان به مجوز گرفتن یک سازمان غیر دولتی برای جلوگیری از روسپی گری کودکان منجر گردیده است- که اولین سازمان غیر دولتی در این رابطه در خاورمیانه است- چنین موفقیتی در یک کشور اسلامی غیر قابل تصور است، ببینید ایشان چه زحمتی کشیده است تا به این مرحله از کار رسیده‌اند. در این فاصله هم دو مقاله از ایشان یکی در روزنامه شرق ( مصاحبه روزنامه شرق با ایشان) و دیگری یک پژوهش در رابطه با انتخابات شورای شهر که دو سال پیش در مجله گزارش در ایران چاپ شده بود (عین مقاله را برای شما فرستاده ام)  را خواندم، و البته با ایشان ملاقات وگفتگویی داشتم، بنیاد  را معرفی کردم و از اینکه کنفرانس بنیاد مثل کنفرانس برلین نیست هم صحبت شد و قرارشد که بعد از صحبت با مسئولین و بعد از تصمیم گیری نهائی نتیجه را به ایشان اطلاع دهیم.
و اما در رابطه با سخنران دوم خانم دکتر شمس الدین زاهدی ، استاد دانشگاه علامه طباطبایی ، نیز به همان ترتیب ایشان را ملاقات نمودیم. خانم دکتر زاهدی در زمینه مشارکت زنان در کار تحقیقات وسیعی کرده اند و جایزه بهترین تحقیق در این زمینه را از آن خود کرده اند‌. بعضی از محققین سخنرانان خوبی هستند و برخی دیگر نه، ما وظیفه داشتیم از برخی نکات منفی در طرز بیان سخنرانی صرفنظر کنیم. فکر می کنم کمیته سخنرانی، با احساس مسئولیت تمام و به نحو احسن دو محقق برگزیده را از ایران انتخاب و دعوت نمود.
قابل یادآوری است که پس از خروج اکثریت اعضای کمیته محلی، رد یا قبول سخنرانان نیز بر عهده بنیاد قرار گرفت و خانم امین با حسن نظری که به این دو سخنران داشتند از حق وتوی خود در مورد ایشان استفاده نکردند. اما ایرادی که بنیاد به ما گرفت این بود که چرا بعد از استعفای خود به سخنرانان نامه دادید!  متن نامه را نیز برای شما فرستاده ام.
بعد از خروج از کمیته محلی، وظیفه خود دانستیم که سخنرانانی را که خود با آنها به گفتگو نشسته بودیم و برگزیده بودیم را درجریان قرار داده و اعلام داریم که از این پس باید با مسئولی دیگر در ارتباط در آیند. در مورد ارسال نامه نیز در همان آخرین جلسه قبل از استعفای جمعی، از سوی مسئول کمیته سخنرانی پیش‌نهاد شد و مورد قبول اکثریت آرا قرار گرفت. از اینرو نامه برای هر پنج سخنران منتخب ارسال گردید. این انتقاد از جانب ما پذیرفته نیست چرا که انسان در مقابل خود و دیگران مسئولیت هایی دارد که باید در قبال آن پاسخگو باشد و مرام ما این را نمی توانست بپذیرد که با سخنرانان خود در ارتباط بمانيم.
پس از پایان کنفرانس خیلی از شرکت کنندگان دست ما را فشردند و گفتند کنفرانس محقق لازم ندارد! متآسفانه بنیاد به محققین اهمیت نمی دهد  و دنبال مسائل و هواداران خود است. من این را نمی گویم که بار مثبتی برای ما باشد بلکه می گویم تا بنیاد تکلیف خود را با خود روشن کند و بداند که راه را برای محققین باز می کند یا صرفا بدنبال سخنرانانی است که شعار می دهند. معتقدم بنیاد در قبال نام خود متعهد است؛  جان کلام در این خلاصه می شود که کنفرانس های بنیاد پژوهشی زنان باید عهده دار رسالت پژوهش در امور زنان ایران باشد.
یک بنیاد پژوهشی باید هدف خود را مشخص نماید و به قول خانم آذر شیبانی که طی نامه ای به بنیاد خواستار آن شده اند که بنیاد باید راه خود، هدف خود و نحوه ادامه کار خود را مشخص نماید تا دیگران که قصد همراهی با آن را دارند دچار کورراهی نشوند.
بعد از پاسخ به سه سوال آخر فکر می کنم که به طور غیر مستقیم پاسخ سوال اول نیز داده شد.
ما بعد از نه ماه فعالیت به نقطه ای رسیدیم که زمینه کار مشترکی برایمان در ارتباط با بنیاد باقی نمانده بود و برای کار مشترک دیگر دیر بود. چون به باور مشترک ما خدشه وارد شده بود و از طرف دیگر زمانی که در پیش داشتیم برای حل مسائل و ادامه کار کافی نبود.  اگر غیر از این بود انتظار می رفت گفتگوها و صحبت های مستقیم با بنیاد خیلی قبل تر از این صورت می گرفت و برای رفع سوء تفاهم ها بیش از این کوشش می شد.
متأسفانه بنیاد با نادیده گرفتن تمام تصمیمات و پیش‌نهادات ما، طی نامه ای در تاریخ سیزدهم می دو هزار و پنج اعلام نمود که" سخنرانی و فیلم در مورد خانم زهرا کاظمی یکی از برنامه های شانزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران است." و نماینده بنیاد نیز مطرح کرد که این برنامه بدون کمیته محلی وین ( حتی اگر از آلمان کمک بگیرند) و بدون سخنرانان ایرانی( اگر از آمدن امتناع کنند) و با برگزاری صددرصد برنامه خانم کاظمی (حتا با وجود رای منفی اکثریت کمیته محلی) برگزار خواهد شد و به این ترتیب ناقض اساسنامه و روش کار مکتوب خود شد.
در این میان بعضی از دوستان معتقد بودند کار را ادامه دهیم و در انتها و بعد از کنفرانس نشستی داشته باشیم و انتقادات خود را بیان کنیم. برخی دیگر برعکس معتقد بودند که ما باید یاد بگیریم به موقع بایستیم و پیام خود را برسانیم.  در نهایت اما در جلسه مورخ نوزدهم ماه مه با حضور بیست و سه نفر از سی و سه نفر عضو کمیته محلی پس از طرح نظرات و بحث و تبادل نظر بیست و هفت نفر ( شامل هشت نفر از غایبین که پیش از جلسه نظر خود را غیابا اعلام نموده بودند) فعالیت خود را متوقف نموده و از عضویت در کمیته محلی به دلیل همه توضیحات فوق استعفا دادند؛ در این تاریخ کارهای انجام شده که بخش اعظمی از کارها نیز بود به کمیته محلی جدید منتقل و واگذار گردید .
آقای حمید نبوی – روزنامه نگار- در گزارشی پس از کنفرانس و در این رابطه نوشته است:" ... چه خوب که ما را پایین دعوت کردند و زنان با هم همکاری کردند و چه خوب که بعد از اتمام کنفرانس مسائل خود را با هم در میان گذاشتند ..."  و از بنیاد تشکر کرده اند که از اعضای کمیته محلی سابق خواسته تا روی صحنه بیایند و ...
نه آقای عزیز! این ما بودیم که در عمل نشان دادیم که نه فقط با حرف که در حین کار انسان ها می توانند در یک مقطع زمانی به هر دلیلی نتوانند با هم همکاری کنند و به این امید که روشنگری بتواند در آینده برای هر دو چراغ راهنما باشد و با رفع سوء تفاهم ها با هم بهتر همکاری کنند. ما حتی خواستیم در جلسه ای پس از کنفرانس به بررسی بنشینیم که چه شد؟ و چرا کار به اینجا رسید؟ تا بتوانیم مشکلات را برای آینده حل نماییم. اما متاسفانه بنیاد فکر کرد که باید تمام کمبود های کنفرانس در طول برگزاری آن - که بدترین کنفرانس برگزار شده تا کنون در اروپا بود -  و عدم مدیریت و برنامه ریزی صحیح آن ، اتفاقات رخ داده در رابطه با سخنرانان و حتا توهین به تفکر و نظر دگراندیشان و ...  را به گردن ما بیاندازد! و حاضر نشدند حتا در جلسه ای بشنوند که چه مسائلی پیش آمده بود؛ و به جای آن جلسه مشترک پیش‌نهادی ما، دادگاهی عمومی برپا نمودند و ما را بدون داشتن فرصت توضیح و دفاع در آن به محاکمه کشاندند – فراموش نکنیم که بلندگو در دست ایشان بود- این فاجعه ای فراموش نشدنی از طرف بنیاد بود! این ما بودیم که خوب بودیم؛ قبول کردیم؛ در دادگاه صحبت کردیم ؛ از بسیاری از حقایق پرده برنداشتیم و در دل نگهداشتیم ؛ چون جو را از آن سنگین تر و بدتر نمی خواستیم.
گفته شد که تبلیغ منفی کردیم تا دیگران نیایند؛ ما که خود علیرغم آن جو سنگین شرکت کردیم و سهم بردیم، چطور می توانستیم دیگران را از آمدن منع کنیم؟! مطرح کردند که از لحاظ مالی آنها را تنها گذاشتیم؛ برعکس! خانم مسئول کمیته مالی که بسیار در انجام وظیفه خود زحمت کشید، علیرغم استعفای خود و حتا تا سه روز قبل از کنفرانس برای گرفتن کمک های مالی قول داده شده به فعالیت خود ادامه داد و آخرین پول های تحویل گرفته را تحویل مسئولین جدید داد.
متاسفانه بنیاد در سه کشور دیگر اروپایی سوئد، انگلیس و فرانسه نیز مشکل داشته و برخی از مسائل مالی ایجاد شده در سوئد هنوز در سایت جهت آگاهی دیگران باقی است.
اما در مورد من و دوستان همراه باید بگویم که ما از هم شناخت بهتری پیدا کردیم؛ به هم نزدیکتر شدیم و اعتماد بیشتری بین ما ایجاد شد و از این بابت خوشحالیم.
بار دیگر به جرات اعلام می داریم:"یکایک ما بعنوان افراد مستقل در مدت نه ماه فعالیت در کمیته محلی سابق برگزاری شانزدهمین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران با خلوص نیت و با وجود بسترهای فکری گوناگون، تمام نیرو و توان خود را بکار گرفتیم تا این کنفرانس به نحو احسن در وین برگزار شود. ما با افتخار اعلام می کنیم که بعنوان بخشی از جنبش زنان که پیشرو جنبش های صنفی و سیاسی در حال حرکت در این مقطع است، به این نقطه رسیده ایم که همه افراد بدون در نظر گرفتن روابط شخصی، سازمانی و ایدئولوژیک، روی هدف مشترک خود که همانا مبارزه برای حقوق زنان است در حال حرکت و شکستن سدها می باشیم و متاسف هستیم که علیرغم تاکید و اصرار در اساسنامه برخی از تشکلات زنان بر اصل جدایی کار صنفی- دموکراتیک از مسائل ایدئولوژیک- سازمانی، در عمل به ضد خود تبدیل گردیده و در عمل مخالف اساسنامه و نظامنامه خود رفتار می کنند.
در صورت نیاز، مکاتباتی که در متن فوق به آنها اشاره شده است، با کمال میل از طریق پست الکترونیکی مي‌توان در اختيار علاقه‌مندان قرار داد‌.


مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.